این فوتبال دوست داشتنی
در روزي كه همه آرام و قرار نداشتند تا قهرمان جام هشتم ليگ برتر فوتبال را بشناسند، همان اتفاقي افتاد كه هيچ كس حتي خوشبينترينها انتظارش را نميكشيدند.
به نوشته ایران، سه امتياز اختلاف براي تيمي كه پيشاپيش به سوي جام خيز برداشته بود و در كارنامهاش ديده ميشد كه در 33 بازي فقط پنج بار باخته است، گواه بر اين بود كه ذوب آهن هرگز نبايد در اهواز كمتر از تساوي و يك امتياز، چيزي نصيبش شود و اين حداقل تيم اصفهاني را برنده ميكرد.
بيدليل نبود كه ابراهيمزاده، مربي جوان ذوب آهن با قاطعيت از قهرماني ياد ميكرد و مديران ذوب آهن در تدارك جشني بودند كه بايد روز دوشنبه در اصفهان برپا ميكردند و هوادارانشان به صرف چاي، شربت و ميوه و شيريني دعوت ميشدند اما استقلال اگر به ظاهر اميدش را از دست نميداد و قهرماني را از خود ميدانست، براي آن بود كه انگيزهاش را مقابل تيمي كه آمده بود سقوط نكند، از دست ندهد. پيام، يكي از سه تيمي كه هنوز گيوتين را بالاي سرش ميديد، در صورت پيروزي و احتمالاً تساوي، شانس نجات داشت و سقوط نميكرد.
استقلال در چنين روزي بايد پيام جنگنده و پرانگيزه را در مشهد ميبرد و چشم وگوش به اهواز ميسپرد تا فولاد خوزستان، همخانوادهاش ذوبآهن را از پاي درآورد تا اين معجزه فوتبال رخ دهد. آنچه همه ايران را در طول 90 دقيقه روز پاياني بيتاب نگه داشته بود تا تكليف قهرماني روشن شود، همين بود. به جرأت ميتوان گفت حتي پرسپوليسيها در زير و بم حوادث اين روز غرق بودند تا پايان فصل كتاب جام هشتم را بخوانند و مثل داستاني پليسي سر از اين قصه پركشش درآورند.
فوتبال به همين دليل ساده زيبا و جذاب و پرطرفدار است. ورزشي كه مثل داستانهاي پليسي، تا آخرين ثانيههاي هر بازي و گاه تا آخرين روز و دقايق بازيهاي پايان فصل كسي از سر و ته آن خبر ندارد و نميتواند اتفاقات آن را حدس بزند.
اما زيباتر از اين حوادث كوچك و بزرگ بازيهاي روز آخر نبايد از حق بگذريم كه داوران ما با همه انتقادهايي كه از شيوه داوري آنها شد و اشتباهات كوچك و بزرگي كه داشتند مثلاً اين دو بازي و مربياني چون مجيد جلالي بايد به خود ببالند كه فوتبال ما را پاك و مبرا و منزه از تباني و ناپاكي نشان دادند.
حالا نوبت فدراسيون فوتبال است كه در حمايت از داوران و بالا بردن دانش مربيان بكوشد و علاوه بر اصرار در برگزاري كلاسهاي آموزشي و همايشهاي متعدد در اعزام مربيان جوان به دورههاي آموزشي و حضور دركنار مربيان و تيمهاي بزرگ به عنوان جايزه و پاداش دريغ نورزد.
مديران باشگاهها، فدراسيون فوتبال و كميته انضباطي بايد مسئوليت بيشتري برعهده بگيرند تا با آنچه كه ممكن است به اين فوتبال پاك لطمهاي بزند، بشدت مقابله و مبارزه كنند. حتي مربيان ما حق ندارند در اطراف زمين رفتاري ناشايسته نشان دهند.
آيا اخراج محمد مايليكهن و فيروز كريمي در روزي كه سايپا و صبا با هم بازي داشتند و در مكانهاي ششم و هشتم جدول ردهبندي نه در معرض سقوط قرار گرفته بودند نه ادعاي قهرماني و حضور در جمع تيمهاي برگزيده ليگ قهرمانان داشتند، پاسخي منطقي دارد؟ آيا اعتراضهاي اين دو مربي روي بازيكناني كه از ميدان مسابقه اخراج شدند (دو بازيكن از سايپا و يك بازيكن از تيم صبا) تأثير منفي نداشت؟ به گمان ما راه چاره فقط اجراي صريح و سريع قانون است با شدت و خشكي تمام. مماشات هرگز.


