قتل دختر کارتن‌خواب در شکنجه‌گاه شیشه‌ای

یک دختر کارتن‌خواب، پس از آشنایی با مرد معتاد به شیشه، در شکنجه‌گاه وی به کام مرگ فرو رفت.
کد خبر: ۴۵۲۰۱۷
| |
14813 بازدید
|
۸
یک دختر کارتن‌خواب، پس از آشنایی با مرد معتاد به شیشه، در شکنجه‌گاه وی به کام مرگ فرو رفت.

روزنامه ایران نوشت: 24 آبان‌ماه سال جاری مسئولان بیمارستان لقمان‌الدوله تهران در تماس با بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران از مرگ مرموز دختر جوانی که آثار شکنجه و کبودی در بدن وی دیده می‌شود، خبر دادند.

با این تماس، تیمی از کارآگاهان جنایی همراه بازپرس «جمشیدی» از شعبه سوم دادسرا به بیمارستان رفتند و با پیکر بی‌جان دختری به نام «مژگان» که صورتش خون‌آلود بود روبه‌رو شدند.

در نخستین اقدام، زن و مرد جوانی که مژگان را به بیمارستان منتقل کرده بودند از سوی تیم تحقیق تحت بازجویی قرار گرفتند. «سعید» 27 ساله در بازجویی‌ها گفت: اسفند سال گذشته در میدان راه‌آهن خیلی اتفاقی با مژگان که اعتیاد شدید به شیشه داشت آشنا شدم، از آنجا که او کارتن‌خواب بود به وی پناه دادم و او را به خانه‌مان آوردم. چون مادرم بیمار بود از مژگان خواستم پرستار مادرم شود. مژگان از آن روز به بعد کارهای مادرم را انجام می‌داد و شب‌ها هر از گاهی آنجا می‌خوابید تا اینکه ساعت 9 شب 24 آبان امسال دیدم مژگان با سر و صورت خونین وارد خانه‌مان شد. وقتی از وی پرسیدم چه شده است، قادر به حرف زدن نبود و حالش به هم خورد و سریع با اورژانس تماس گرفته و او را به بیمارستان رساندم.

همزمان، زن جوانی نیز که با این مرد بود به صورت جداگانه تحت بازجویی قرار گرفت. «صغری» در بازجویی‌ها گفت: من چهار ماه پیش با همسرم دعوا و با حالت قهر خانه‌مان را ترک کردم. در حالی که با تلفن همراه سرگرم صحبت بودم این مرد خودش را به من «میلاد» معرفی کرد و پس از آشنایی مرا به خانه‌شان دعوت کرد. در آنجا با مادر، خواهرش و مژگان که در خانه‌شان بود آشنا شدم. بعدها متوجه شدم این مرد میلاد نام ندارد و اسم واقعی‌اش «سعید» است. او همیشه با میله‌ جاروبرقی به جان مژگان می‌افتاد و او را به باد کتک می‌گرفت. وی گاهی اوقات نیز مرا کتک می‌زد و حتی یک بار از من فیلم سیاه گرفت و گفت اگر از خانه‌اش بیرون بروم فیلم مرا پخش خواهد کرد. شب حادثه هم سعید، مژگان را به باد کتک گرفت و با میله جاروبرقی ضربه‌ای به سرش زد. وقتی وی از حال رفت او را داخل اتاق خواب کشید و باز هم چند سیلی محکم به صورتش زد، سپس از اتاق بیرون آمد و وقتی دیدیم مژگان نفس نمی‌کشد با اورژانس تماس گرفته و او را به بیمارستان لقمان رساندیم.

با این اعترافات، مرد شیشه‌ای که در بازجویی‌ها دچار تناقض‌گویی شده بود، بازداشت شد تا اینکه صبح دیروز نزد بازپرس جمشیدی گفت: وقتی مژگان از بیرون به خانه آمد دیدم زیر چشمش کبود است و گفت گرسنه‌ام، به او شام دادم که او همزمان دچار تشنج شد. برای اینکه به خود بیاید، دو سیلی به صورتش زدم و به او آب قند دادم اما بی‌فایده بود تا اینکه با اورژانس تماس گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. باور کنید من او را دوست داشتم و می‌خواستم با وی ازدواج کنم.
اشتراک گذاری
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۷
انتشار یافته: ۸
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
مگه مرد شیشه ای هم داریم؟
مرد بارانی یا یخی شنیده بودم. ولی شیشه ای؟!!
ناشناس
|
Iraq
|
۱۰:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
چه دنیایی برای خودشون درست کردن این معتادین! قبلا طرف اعتیاد داشت به تریاک خودش منگ میشد میفتاد گوشه منزل، الان اعتیاد = جنایت
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
خدایا خودت به دادمون برس.بیچاره دختره
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
" باور کنید من او را دوست داشتم" !!!
عدالت فراگیر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
دوستش داشتی و کتکش میزدی؟؟؟ اگر دوستش نداشتی چه میکردی مردک ؟ اعدام امثال اینها نیاز است
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
خدایا قیامتت را برسان ..
ناشناس
|
Germany
|
۱۲:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
کلا به زنای خیابونی پناه میداده....مرد شرافتمندیه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
اعدام سریع تا از تکرار جرمهای دیگر این جانی جلوگیری شه
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
وب گردی