گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
1- دستگاه گوارش پرسپولیس که هیچ، حتی معده یک تیم درجه چندم هم نمیتواند به سادگی پنج گل را هضم کند اما برای پی بردن به چرایی شکلگیری این فاجعه نه چندان ساده، باید تنها به اتفاقات چند وقت اخیر اشاره کرد؛ نلو وینگادا برای کم کردن ناهماهنگی مدافعان پرسپولیس، داروی دفاع سه نفره تجویز میکند، یعنی او از شیمی درمانی دست کشیده و به گل گاو زبان خودمان رجوع کرد.
به نوشته وطن امروز، نتیجه در ابتدا خوشایند بود، نمایش مطلوب در داربی، جده و چند دیدار داخلی دیگر اما صورت مساله هنوز به جای خود استواراست ؛ مدافعان پرسپولیس از ابتدای فصل مشکلدار فوتبال میکردند و حتی بازگشت یک مدافع مرجوعی از اروپا نتوانست این معضل را بر طرف کند. وینگادا هم بسان طبیبی تیزهوش برای پشتسر گذاشتن دوران گذار، بیش از آنکه به فکر جراحی این مریض باشد، تنها مرفین به رگهای او تزریق کرد: «من با این چیدمان دفاعی میبرم، پس شما درباره آرایش دفاع سه نفره یا خطی حساس نباشید».
این ادله وینگادا بود و رد پای این تغییر روشهای متوالی را در 5 گل الغرافه به خوبی میتوان رصد کرد ؛ همان لحظاتی که رحمان ، شیری و سپهر تنها یکدیگر را مهار میکردند تا کلمرسون هت تریک کند.
مگر میشود پنج گل را کالبد شکافی کرد و به ضعف مدافعان کناری نرسید؟ علیرضا محمد و پژمان چه وظیفهای داشتند؟ وظایف آنها در نقش پیستون تعریف شده بود یا دو دفاع کناری در آرایش خطی؟
2 - بعضی اوقات، بعضی از نتایج بهرغم سنگینی آوارشان، سازنده هستند. شاید بهتر بود پرسپولیس علی کریمی را نداشت تا با قبول شکست برابر پیکان، واقعیت را بیحجابتر درک میکرد ؛ میلاد زنیدپور و دیگر حملهوران ایران خودرو در ورزشگاه آزادی و مقابل دیدگان هواداران پرسپولیس، تنها در یک نیمه شش موقعیت گل مقابل دروازه علیرضا حقیقی خلق کردند که هیچ یک از آنها به تور ننشست تا وهم بر پرسپولیس چیره شود.
آن روز خوشبختانه یا شوربختانه کلمرسون برزیلی در لباس پیکان حضور نداشت تا به وینگادا بفهماند مدافعان و دروازهبان جوان او پتانسیل خلق یک فاجعه تمام عیار را دارند. تنها اعتراف به بد بودن کفایت نمیکرد، مرد پرتغالی همه این ضعفها را دید اما هیچ راهکاری برای رفع آن نداشت.
3- مرفین همچنان در رگهای پرسپولیس جریان دارد و مولکولهای این مسکن قوی، نمیگذارد بیمار، مرض را به شکل حقیقیاش درک کند ؛ علی کریمی باحرکات بیمانندش، مرفین ضعفهای تاکتیکی و چیدمانی وینگاداست و شاید کمی خوششانسی در همین دیدار مصیبتبار لازم بود تا مرد شماره هشت ، قبل از شاهکار تاریخی حقیقی و مدافعان، کار را به تساوی بکشاند و آنوقت مجددا وینگادا با اطمینان خاطر بگوید ؛ تیم من برای بازیهای آسیایی ساخته شده است. فوتبال متکی به فوق ستاره، ذهن هوادارش را فریب میدهد و نمیگذارد او به خوبی توان فنی تیمش را بسنجد.
کریمی در سه دیدار گذشته سرخها در لیگ قهرمانان خوش درخشید و این توهم به وجود آمد که پرسپولیس بینالمللیتر از سایر نمایندگان ایران است، وینگادا از فوتبال اعراب شناخت بهتری دارد و سر انجام این تنها عدم انگیزه است که چهره این تیم را در دیدارهای داخلی مخدوش کرده و در رقابتهای آسیایی، آنها تیم دیگری هستند.
4- اینک باید به فقدان اتاق فکر پرسپولیس ایراد گرفت و از وینگادا پرسید ؛ روی کدام تجربه و علم او از بعضیها میگذرد تا به برخی دیگر برسد؟ اتاق فکر به منزله دخالت در کار سرمربی نیست ولی برای جلوگیری از فاجعه لازم است، مثل ترموسات که در وقت مقتضی در نقش عامل بازدارنده ظاهر میشود.
پیرمرد پرتغالی به سادگی قید محسن خلیلی را میزند که گلهای او باعث حضور پرسپولیس در این رقابتها شد تا در عوض به مهاجم لیگ یکی که حتی شاید در ترکیب تیمهای سقوط کننده هم جایی نداشت، بها دهد.
عاقبت سرمایهگذاری روی چنین مهرههایی چیست ؟ اعتماد تکراری به کاپیتان باقری و بیرون کشیدن زارع به جرم بد بودن کریم چه توجیهی دارد؟
5- باری، نبود اتاق فکر در کنار دانش وینگادا حالا بیش از پیش خودنمایی میکند. او بیتوجه به پتانسیل امثال ایوان، خلیلی، بادامکی و واعظی از آنها میگذرد تا به سرزمین جدیدی برسد با مردانی از جنس کاپیتان همیشه ضعیف، شماره یک بیآینده، بهادر در قامت هافبک دفاعی و اعتماد 90 دقیقهای به شماره دهی که از دقیقه 70 به بعد روی زانوهایش راه میرود.
انتقاد بعد از فاجعه چندان مشکل نیست اما همان مردانی که کنار وینگادا بودند و بهرغم دیدن همه این اشتباهات ویرانگر، حرکتی انجام ندادند، شرکایی هستند کنار او که پرسپولیس را گیج و مبهوت بین بودن و نبودن رها کردند.


