قصه به سر مي رسد
تصاوير تکرارپذيرتر از صداها هستند.عکسي که آرشاوين را در حال صدور فرمان سکوت به ليورپولي ها نشان مي داد، گوياتر از صداي شکسته شدن قلب پراميد ليورپولي ها، خاطرات را به ياد مي آورد.
به نوشته اعتماد، 20 سال پيش يکي از اسلاف ستاره روس به نام مايکل توماس در اوقات تلف شده بازي هفته پاياني فصل 1989 - 1988 ليگ انگليس روياي برتري با اختلاف دو گل در آنفيلد را به واقعيت تبديل کرد و در پايان نبرد رودرروي مدعيان قهرماني آن فصل جام به هايبري پر کشيد. دو دهه بعد ليورپول که از آن تاريخ فقط يک بار قهرمان ليگ شده بود،
به زور کش دادن به بدنش مي خواست فاصله افتخارات خود و منچستريونايتد را افزايش دهد اما آن دست دراز شده با لگدي از سوي آرشاوين به جاي قبلي اش بازگشت و اين شايد يعني پايان کار. تصاوير، قياس را مع الفارق جلوه مي دهد اما به اندازه کافي راهگشا است.
فرمان هيس آرشاوين کمتر از يک سال قبل مدعي اصلي يورو 2008 (هلند) را وادار به اطاعت کرد و حالا همان دستور يکي از سرسخت ترين رقباي منچستريونايتد را نااميد کرده است. چهار موقعيت، چهار شوت درون چارچوب و چهار گل. بله، آندري همان بازيکن مورد نياز ونگر محسوب مي شود. در آن سوي ميدان ليورپول پايان نامه دکتراي «حمله کن و دفاع را فراموش کن» را با موفقيت تحويل استاد (ليگ برتر) داد.
هواداران و بيننده هاي تلويزيوني دوستدار ليورپول ترجيح مي دادند تيم شان يک بر صفر پيروز شود تا اينکه از لب چشمه تشنه برگردد. به طور طبيعي انتظار نمي رفت پس از تنها يک هفته بار ديگر شاهد رقابتي با هشت گل باشيم اما در يک رالي گل جذاب ليورپول بار ديگر بازنده درام شد.
درست است که تا قبل از بازي ديشب منچستريونايتد مقابل پورتسموث، شياطين سرخ و قرمزپوشان آنفيلد هم امتياز بودند، با اين حال حتي راه دشوار تيم فرگوسن نيز نمي تواند احتمال بيشتر هجدهمين قهرماني مدافع عنوان قهرماني را نفي کند.
در اين راه بازيکن سابق زنيط يک برنده تلقي مي شود چون از آن دست بازيکنان کمياب در جوخه ونگر است. اگر باور نمي کنيد، اظهارات پروفسور فرانسوي نيمکت توپچي ها را بخوانيد؛ «او يک برنده است.» آرشاوين در سال هاي پاياني سومين دهه زندگي خود، بي دليل تا آخرين ساعات فصل نقل و انتقالات آرسنال را معطل نگذاشت.
او حالا نه تنها قهرمان جديد تيم لندني بلکه منبع الهام منچستريونايتد نام دارد. به اعتقاد سرمربي ميهمان بازي سه شنبه، گلزن جديد شمالي ها از آنجا که يک بازيکن حرفه يي است، مي تواند در هر پستي انجام وظيفه کند. ذوق و قريحه تهاجمي ليورپول هر بيننده يي را به تعجب وامي دارد.
اما خط دفاع آشفته آن، روي ديگر سکه را مي نماياند. هيچ يک از مدعيان قهرماني در سه بازي 11 گل دريافت نمي کنند. پرافتخارترين تيم انگليس (اين عنوان تا چند ماه آينده به تيم ديگري نيز تعلق مي گيرد) تقريباً دست از قهرماني شسته چون با وجود يک خط حمله آتشين راه و رسم بسته نگه داشتن دروازه (آنچه در زمان هوليه نقطه قوت تيم محسوب مي شد) را نمي داند. اکنون فقط دعا کردن امکان ناتواني منچستريونايتد در کسب برتري در نيمي از بازي هاي عقب افتاده را فراهم مي آورد.
از طرفي ليورپول چند رقابت مهم پيش رو دارد. هال سيتي، وست بروم و نيوکاسل براي کسب جواز بقا، روياروي مردان آنفيلد قرار مي گيرند و وستهام و تاتنهام در سوداي رزرو بليت اروپا پنجه در پنجه مدعي مي اندازند. هنوز اين سوال بي جواب مانده است؛ چگونه روياي شيرين ژانويه به کابوس آوريل تبديل شد؟
چند ماه قبل نظم و اميدواري موج مي زد و اکنون آشفتگي و اضطراب در گوشه گوشه آنفيلد حکمفرما شده است. ساختار تيم مشکلي ندارد و علت را بايد در فاکتورهاي ديگري جست وجو کرد.
ليورپول مي توانست از هيجان موجود در روزهاي بيستمين سالگرد فاجعه هيلزبورو مناسب ترين بهره برداري را داشته باشد اما نااميدکننده ترين نتايج را گرفت. خداحافظي آرسنال با جام حذفي نيز باعث شد جوانان ونگر دندان هاي خود را براي ليگ قهرمانان تيز کنند. در اين شرايط بايد يک تيم ليگ برتري قرباني مي شد تا ميزان
درنده خويي دار و دسته ونگر قابل اندازه گيري باشد. البته به قول ونگر زمين هموار آنفيلد هم علاوه بر فراموشي شرايط بد استاديوم ويمبلي، امکان عملي شدن تمام تئوري هاي ميهمان را داد. تاکتيک فعلي آرسنال بر پايه حضور در زمين خودي، رساندن توپ به آرشاوين و دل بستن به قدرت تمام کنندگي او طرح ريزي شده است. ولکات مانند صحنه گل چهارم آرسنال با حرکت در جهت موافق تک مهاجم تيمش باعث آسايش خاطر آرشاوين مي شود.
هر چقدر نقش اين جوان پررنگ بود، تورس اصلاً نتوانست وظيفه القاي کاريزماي جرارد مصدوم به هم تيمي ها و رقيب را به دوش بکشد. ال نينو در شب هاي اوج خود معجوني از سرعت، قدرت، گلزني و ساير عناصر يک مهاجم خوب است. افسوس که کاشته هاي او و بنايون زير جرثقيل اشتباهات مدافعان ضعيف ليورپول فرصت جوانه زدن را نيافت.


