بيپولها به قله نمي رسند
فقط از بد روزگار نيست که همه خراساني ها در روز پاياني ليگ برتر بر لبه پرتگاه سقوط ايستاده اند؛ اما بخش تراژيک ملودرام فوتبال خراسان آنجاست که سرانجام يکي از اين ميان با سطح اول فوتبال ايران خداحافظي مي کند و اين پرسش را بر جا مي گذارد که چه زمان باز خواهد گشت.
به نوشته قدس، در فصلي که خراسان بيشترين نماينده را در ليگ برتر فوتبال ايران داشت از کمترين توان مالي براي سازماندهي اجرايي باشگاههاي ابومسلم و پيام برخوردار بود و همين عامل سبب پرتاب خداداد عزيزي به خوزستان شد؛ اتفاقي که ناخواسته او را رو در روي تيمهاي شهر زادگاهش قرار داد و اکنون در فاصله کمتر از يک هفته مانده به روز پاياني ليگ برتر، خراساني ها بي توجه به همتاي فوتبالي خود، فقط به فکر نجات خود هستند که مترادف با سقوط آن ديگري خواهد بود!
کم تواني مالي فوتبال خراسان که خواه و ناخواه موجب بر هم خوردن روال طبيعي کار ورزشي در باشگاههاي ابومسلم و پيام شد، بار ديگر اين واقعيت را به رخ کشيد که چنانچه خراسان نيز همچون اصفهان به لحاظ مالي برخوردار بود، امروز رقابت ميان نمايندگانش در ليگ برتر، مانند ذوب آهن و سپاهان نه در انتهاي جدول مسابقات که در صدر و يا دست کم در نقاط بالا دست در جريان بود.
دوگانگي وضعيت دو تيم فولاد و استقلال اهواز نيز مؤيد نکته اي است که به آن اشاره شد و چنين است وضعيت تيمهاي ملوان و داماش از گيلان که آنان نيز به درد تيمهاي خراساني دچار بودند.
به هر حال نمي توان اين عقيده را تأييد کرد که داشتن دو نماينده در ليگ برتر موجب ضعيف شدن فوتبال استانهاي خراسان، فارس، گيلان و خوزستان شده است زيرا وضعيت تيم فولاد خوزستان در ليگ و همچنين جايگاه سپاهان و ذوب آهن در جدول بازيها ناقض آن است و پرده از تفاوتهايي بر مي دارد که موجب قرار گرفتن تيمها در بالا و پايين جدول مي شود.
به قول آن ضرب المثل معروف «بي مايه فطير است» اگر حمايت مالي در کار بود، نمايندگان خراسان و ساير استانهاي داراي دو نماينده در ليگ برتر هم خوب بلد بودند، بازيکنان و مربيان زبده را از اين سو و آن سوي عالم جذب کنند و اکنون از بالاي جدول ليگ براي ناظران دست تکان بدهند. در آن صورت هرگز کار به اينجا نمي رسيد که همه نمايندگان فوتبال خراسان دسته جمعي در خطر سقوط باشند و استانهاي فارس، گيلان و خوزستان نيز هر کدام يک نماينده خود را در ليگ دسته اول يا در خطر سقوط به آن ببينند.
پس از ساليان متمادي که خراسان دو نماينده در سطح اول فوتبال ايران داشت و مي توانست با به تماشا گذاشتن رقابتي جذاب ميان اين دو نماينده، فوتبال دوستان آن خطه را شادمان کنند و نمايشي خانوادگي را به خير و خوشي به پايان ببرد، بنيه ناچيز مالي پايان غم انگيزي را براي آن رقم زده است. با اين حال هنوز مي توان اميدوار بود که در اين واپسين روزهاي باقي مانده خراساني ها با کمکهاي مالي خود به نمايندگانشان، همچون شوکهاي مغناطيسي بتوانند قلب در حال از کار افتادن فوتبالشان را حياتي دوباره دهند.
اکنون شايد لازم باشد استانداري خراسان و شهرداري مشهد خود وارد کار شوند.


