آرايش بازيكنان فوتبال ايران رسانهاي شد؛
مسعود شصتچي متهم ميكند
کد خبر: ۴۴۴۳۳
| | 3239 بازدید
با فاصله گرفتن از دو هفته تعطيلات عيد نوروز، زندگي هم كمكم به روزمرگي خودش برگشته است. البته در حال حاضر ماه دوم از سال 88 سپري ميشود و تا خستگي از كار روزمره نيز خيلي مانده.
به نوشته اعتماد ملی، اما همين كه فكر كرديد كه داريد به روزمرگي ميرسيد، سعي كنيد به برنامههاي متنوع تلويزيوني در ايام عيد فكر كنيد. البته نه همه برنامهها كه ظاهرا همگي متنوع نبودهاند و تنها به برخي از اين برنامهها.
يكي مثل سريال «مرد دو هزار چهره» و باز نه همه قسمتهاي اين سريال و عجالتا سه قسمت مربوط به سوژه فوتبال آن را به ياد بياوريد. مثلا سكانس مربوط به رختكن تيم سيكاد. آنجا كه بازيكنان اين تيم بي توجه به صحبتهاي سرمربي در حال آرايش سروصورت خود بودند.
البته با لوازمي آرايشي مثل اتومو و... كه در دست داشتند و بعضا در اين رابطه به هم كمك هم ميكردند. براي همين وقتي وارد زمين ميشدند چهرههاي آرايش شده آنها بيشتر از بازي فوتبالشان به چشم ميآمد. اينها موضوعاتي بود كه سريال مهران مديري را متنوع و جذاب كرده بود. برخي از اهالي ورزش از اين برنامه استقبال كردند و برخي انتقاد.
به هر حال، آرايش سر و صورت بازيكنان هميشه يكي از بحثهاي فوتبال بوده و همين اواخر مايليكهن، سرمربي تيم ملي هم در مورد «زير ابرو برداشتن» بازيكنان اظهارنظر كرده بود.
به نوشته اعتماد ملی، اما همين كه فكر كرديد كه داريد به روزمرگي ميرسيد، سعي كنيد به برنامههاي متنوع تلويزيوني در ايام عيد فكر كنيد. البته نه همه برنامهها كه ظاهرا همگي متنوع نبودهاند و تنها به برخي از اين برنامهها.
يكي مثل سريال «مرد دو هزار چهره» و باز نه همه قسمتهاي اين سريال و عجالتا سه قسمت مربوط به سوژه فوتبال آن را به ياد بياوريد. مثلا سكانس مربوط به رختكن تيم سيكاد. آنجا كه بازيكنان اين تيم بي توجه به صحبتهاي سرمربي در حال آرايش سروصورت خود بودند.
البته با لوازمي آرايشي مثل اتومو و... كه در دست داشتند و بعضا در اين رابطه به هم كمك هم ميكردند. براي همين وقتي وارد زمين ميشدند چهرههاي آرايش شده آنها بيشتر از بازي فوتبالشان به چشم ميآمد. اينها موضوعاتي بود كه سريال مهران مديري را متنوع و جذاب كرده بود. برخي از اهالي ورزش از اين برنامه استقبال كردند و برخي انتقاد.
به هر حال، آرايش سر و صورت بازيكنان هميشه يكي از بحثهاي فوتبال بوده و همين اواخر مايليكهن، سرمربي تيم ملي هم در مورد «زير ابرو برداشتن» بازيكنان اظهارنظر كرده بود.
فاصله آبي تا قرمز
قبلا وقتي صحبت از آرايش سر و صورت بازيكنان ميشد، نيكبخت استقبال ميكرد. در مورد اين مسائل با هفتهنامههاي زرد مصاحبه ميكرد و اول هر هفته مجلههايي بودند كه عكس روي جلدشان به او اختصاص داشت. اما او مدتهاست كه تغيير رويه داده و كمتر در مورد اين جور مسائل صحبت كند. مثلا اينكه تا حالا سه بار بينياش را جراحي كرده كه گفته ميشود اول بار زماني كه در استقلال بود، دماغش شكست و مجبور شد عمل كند. دو بار ديگر آن عمل زيبايي بوده.
نيكبخت در همان زمان تل هم به موهايش ميزد. بعدها گونههايش را هم به تيغ جراح سپرد تا شكل گونههايش برآمده و خوش فرم شود. با اين وجود، خودش معتقد است كه هيچ يك از اين كارها را انجام نداده و اين همان چهره اوليه بازيكن پرسپوليس است.
در عين حال، اين موضوع را هم كه هميشه دوست داشته متفاوت از ديگران باشد، رد نميكند. او گفته هميشه سعي ميكند در انتخاب لباس متفاوت از ديگران باشد و به طور كلي تنوع در زندگياش اهميت ويژهاي دارد. به هر حال، او نيكبخت است با چهرهاي متفاوت از سالهاي اول حضور در تهران و بازي در استقلال.
ركورددار عمل بيني
يك بار وقتي كه فدراسيون تصميم گرفت باز هم به آرايش بازيكنان ليگ ايراد بگيرد و به نوعي آنها را از ادامه اين كار ارشاد كند، رضا عنايتي هم در بين اين بازيكنان بود. چهره او البته آرايش چنداني نداشت و تفاوتش با سالهاي قبل اين بود كه چند سانتي به موهايش اضافه شده بود.
البته ايراد اصلي به بهترين گلزن آن سالهاي ليگ به خاطر استفاده از «تل» بود. عنايتي كه نقش يك مهاجم را در خط حمله استقلال داشت، معمولا براي ضربه زدن با سر مشكل پيدا ميكرد. در واقع اگر آن «تل» را از سرش فاكتور ميگرفت، ممكن بود دچار مشكل شود.
گرچه همان موقع هم سختگيريها به اين موضوع به قدري نبود كه عنايتي قيد موهايي را كه با زحمت پرورش داده بود بزند. عنايتي البته بعدها بينياش را جراحي كرد و در نگاه اول به نظر ميرسيد كه بينياش مشكل شكستگي دارد. اما وقتي كه چسب بينياش را باز كرد، ميشد تغيير در فرم بيني عنايتي را ديد.
ظاهرا او عمل زيبايي كرده بود و البته از گفتن اينكه دست به چنين كاري زده، نيز ابايي نداشت. گرچه بينياش فرم خاصي نداشت كه نگاه خاص(!) به آن شود، اما گفته ميشد، برخي از مليپوشان در اردوي تيم ملي به شوخي به او ميگفتند:«گلزار».
ماجراي سفر به انگليس
چند سال پيش كه براي تست دادن در يك تيم انگليسي-لسترسيتي- به اين كشور سفر كرده بود، كمكم به فكر تغييرات افتاد. پيش از آن حسين كعبي يك ملي پوش جنوبي بود با موهايي وزوزي كه تلاش زيادي براي تغيير چهرهاش نميكرد. او پيش از انگليس بارها با تيمهاي ملي نوجوانان، اميد و تيم ملي بزرگسالان به سفر خارجي رفته بود، اما ظاهرا انگليس جايي بود كه باعث تحول در چهرهاش شد.
كعبي كه در آنجا وقت كافي داشت، سراغ آرايشگري رفت كه به او پيشنهاد كرد موهايش را كوتاه كند. تا جايي كه تنها پوست سرش پنهان بماند. بعد موهاي زائد روي پيشاني و بالاي آن را با ليزر برداشت. بعد موهاي زائد زير ابرو و همينطور موهاي روي گونهاش را برداشت. طوري كه تفاوت را در چهره كعبي در بازگشت به ايران ميشد ديد.
گرچه چهره کعبي هنوز هم که هنوز است چندان توي چشم نيست؛ همين که جلب توجه نميکند، کافي است. شايد به همين دليل است که خودش هم همه تغييرات چهرهاش را انکار ميکند و معتقد است که او همان کعبي سابق است. به هر حال، اين نظر خودش است در مواجهه با خبرنگاران، اما ايمان مبعلي، دوست نزديکش تاييد ميکند که کعبي نسبت به گذشته خيلي تغيير کرده.
از گلزني تا مربيگري
سبيلهاي پر پشت مشخصه علي دايي بود؛ با ريشي که نداشت و صورت تراشيده، سبيلاش بيشتر به چشم ميآمد. حتي لژيونر شدن هم نتوانست اين عادت را از بهترن گلزن دنيا بگيرد. همه کساني که سالها درخشش دايي را به ياد دارند، مطمئنا آن چهره هميشگياش را هم به ياد دارند.
اين شد که به آرمينيابيلفلد رفت، از آنجا به بايرن مونيخ و بعد به هرتابرلين. همدورههايش نسبت به زماني که در ليگ ايران بازي ميکردند، تغيير کرده بودند؛ حداقل در چهره، دايي اما همان چهره ساده را داشت با همان مدل موي سابق. رفتهرفته اما کاپيتان تيم ملي هم تغيير کرد.
او البته هيچگاه موهايش را از يک حد معمول بلندتر نکرد. اما عادت کرد که موهايش را چرب کند و به اصطلاح ژل بزند. سبيلهايش بعدها مثل سابق پرپشت نبود و انبوه ريش چانهاش را فرا گرفته بود. گذر زمان سبب شد که قسمتي از موهاي سر و ريشش سفيد شود، با اين وجود، هيچگاه به اين فکر نيفتاد که اين قسمتها را مشکي کند.
در عين حال، علاقهمندان به فوتبال دايي را همين چند وقت پيش، با تيم ملي در مقدماتي تيم ملي به ياد دارند که همچنان سعي ميکرد يک يا دو دکمه يقه پيراهنش را باز بگذارد.
مشكل بلاژويچ
زماني که بلاژويچ سرمربي تيم ملي بود و قرار بود تيم ملي با اين مربي کروات به جام جهاني 2002 برود، روزي از او سوال شد که... «چرا فرهاد مجيدي ستاره تيم استقلال را به تيم ملي دعوت نميکنيد؟» غير مستقيم گفت که به خاطر چهرهاش اين بازيکن را به تيم ملي دعوت نميکند.
اين مربي با اين توضيح تواناييهاي اين بازيکن را ناديده گرفت و هيچگاه سعي نکرد از مجيدي به عنوان يک مليپوش ياد کند. در حالي که فرهاد مجيدي در آن دوران آرايش خاصي به صورت نداشت و چهره، چهره خودش بود.
مهاجم استقلال بعدها به ليگ امارات رفت و تا سالها به ليگ ايران باز نگشت. در اين مدت بينياش را جراحي زيبايي کرد. در حالي که بينياش به نظر نميرسيد مشکل چنداني داشته باشد و فرم بدي نداشت. اما مجيدي دست به چنين کاري زد، تا تغييري هر چند کم در چهرهاش دهد.
جالب اينکه فرزاد مجيدي برادر کوچکترش هم بينياش را جراح زيبايي کرد و البته بيني فرزاد فرمش بهتر از قبل شد و کاملا مشخص بود. درست برخلاف فرهاد. با اين وجود، فرهاد در بازگشت به ليگ ايران، به دليل دوري چندين سالهاش از اينجا، از «تل» به عنوان ابزاري براي زيبايي استفاده کرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


