اخراجيهاي لیگ هشتم
تسويه حساب، پز مديريتي، شوك مثبت يا هر اسم ديگري كه اين روز در پي تغييرات ناگهاني روي نيمكت برخي تيمهاي ليگ برتري فوتبال رخ داده است، تنها بر نبود حاشيه امنيت براي مربيان اشاره دارند.
به نوشته ایران، اين كه در فاصله دو هفته پاياني مسابقات، دو مربي شغل خود را از دست ميدهند يا حتي يك مربي ديگر فرصت نشستن روي نيمكت تيمش را در آخرين بازي فصل پيدا نميكند براي همگان شگفتآور است.
موج اخير بركناري مربيان را برخيها به شرايط اخير جوي و بارش سنگين برف در اواخر فروردين تشبيه كردهاند! چيزي كه همه را غافلگير كرده است. دلايلي كه براي كنار گذاشته شدن مربيان مطرح شده است هنوز قابل هضم نيست. فوتبال بي رحم است. اين را همه ميدانند.
از امير قلعهنويي كه تا همين دو هفته پيش در يك قدمي قهرماني قرار داشت و امروز سايه يك مربي ديگر را بالاي سر خود حس ميكند تا ياوري كه پس از شكست تيم ملي از عربستان، كانديداي جانشيني علي دايي بود و امروز البته بيكار است همه و همه به اين موضوع واقفند.
در فوتبال حرفهاي اين يك قانون نانوشته است. مربي اگر نتيجه نگيرد جاي خود را به ديگري ميدهد. مديران براي رسيدن به مقاصد خود خيلي راحت از علايق خود ميگذرند و با كسي هم تعارف ندارند. با اين حال برخي تغييرات به نظر كمي غيراصولي و شايد عجولانه بودهاند. ليگ حرفهاي فوتبال ايران هم در اين بين استثنا نيست. در ليگي كه بيش از هر چيز ديگري نام حرفهاي بودن را يدك ميكشد، آمار اخراج مربيان در اين رده توسط مديران قابل توجه است.
فصل گذشته كه هفتمين دوره از رقابتهاي ليگ برتر برگزار شد نزديك به 80 درصد از مربيان ليگ برتري نيمكت خود را از دست دادند و اين بار هم شرايط چندان فرق نكرده است. تا هفته سيام اين بازيها 9 تيم مربي خود را عوض كردند و پس از يك آرامش مقطعي بار ديگر غضب مديران به سراغ مربيان ليگ برتري آمد و سه تغيير ديگر هم رخ داد.
ابهام
هنوز هم به طور واضح مشخص نيست راهآهن، پيكان و اين آخري، ابومسلم روي چه حسابي در پايان فصل تصميم به اخراج ياوري، مدير روستا و حنطه گرفتند. بازتاب اين تحول هرگز خوب نبود و واكنشها تقريباً انتقادي بودهاند. به باور عموم فوتبالدوستان قطع همكاري طرفين در پايان فصل ميتوانست آبرومندانهتر باشد. برخيها اين تغييرات را به مشكلات پشت پرده و تسويه حسابها ربط دادهاند. جالب اين كه مدير روستا هم اين نكته را تنها عامل بركنارياش برشمرده است. سرمربي سابق پيكان ميگويد: «در كجاي دنيا در دو هفته به پايان مسابقهها مربي كه نه شانس قهرماني دارد و نه در خطر سقوط به سر ميبرد را اخراج ميكنند؟
به هر حال وضعيت فوتبال ما همين است. بايد در تمام اين سالها با شرايط آشنا شده باشيم. فكر ميكنم پس از اخراج ياوري در راهآهن، مديران پيكان متوجه شدند كه ميتوانند مرا هم بركنار كنند! مدير روستا در بخش ديگري از دفاعياتش ميگويد: دلايل بركنارياش فني نبوده چون كه هيچ گاه پيكان تا اين حد خوب بازي نكرده و تا اين حد هم مليپوش نداشته است.
اين مربي مشكلات شخصي با صاحبپناه، مديرعامل باشگاه پيكان را كتمان نميكند. با اين حال باشگاه پيكان تمايلي به پرداختن به اين موضوع ندارد طوري كه كياني سرپرست اين تيم به نمايندگي از باشگاه تنها كسب نتايج ضعيف در نيم فصل دوم و تداوم نداشتن روند خوب نيم فصل اول را تنها عامل بركناري مدير روستا عنوان ميكند و فقط به همين نكته اكتفا كرده است.
انصاريفرد مديرعامل باشگاه راهآهن هم براي چندمين مرتبه نتايج نه چندان مطلوب اخير راهآهن را عامل اخراج ياوري بيان ميكند اما پرسش اينجاست كه آيا اين قطع همكاري نميتوانست در پايان فصل انجام گيرد؟
مديرعامل باشگاه راهآهن در پاسخ به اين سؤال ميگويد: ما روي جام حذفي حسابي باز كردهايم و فكر ميكنم اين تغيير لازم بوده است. جديدترين بركناري مربي در ليگ برتر شايد شگفتانگيزترين آن باشد. ابومسلميها كه تا همين چند هفته پيش علي حنطه را يك مربي ايدهآل براي خود ميدانستند و بحث عقد قرارداد سه ساله با اين مربي را نيز مطرح كردند در فاصله يك هفته تا پايان ليگ برتر وي را كنار گذاشتند و ميثاقيان را جايگزين حنطه كردند.
سرمربي سابق سياهجامگان اين تصميم باشگاه را عجولانه ميپندارد و ميگويد: «اي كاش مرا حفظ ميكردند چون كه ميتوانستم تيم را در ليگ برتر حفظ كنم.» اما حسين قاسمي مديرعامل باشگاه دوست ندارد در اين باره وارد بحث شود. وي تنها ميگويد: «ما با ميثاقيان هم شرط كردهايم كه در بازي پاياني تيم را در ليگ برتر حفظ كند در غير اين صورت ميثاقيان هم ميرود!»
در انتظار خبرهاي تازه
بركناري علي حنطه آخرين اخراج مربيان در ليگ برتر نيست و به طور حتم در پايان بازيهاي روز سي و چهارم خبرهاي تازهاي در اين باره به گوش خواهد رسيد. از هماكنون شايعات زيادي در خصوص تيمهاي داماش، پاس همدان، برق، استقلال اهواز و پيام به گوش ميرسد. انصاريفرد و واعظ آشتياني مديران دو باشگاه پرسپوليس و استقلال هم هيچگاه سخني درباره تمديد قرارداد وينگادا و قلعهنويي به ميان نياوردهاند.
بنابراين ميتوان از حالا انتظار خلق يك ركورد را در زمينه بركناري يا جابهجايي مربيان پيشبيني كرد. محمد احمدزاده سرمربي تيم ملوان از اين جابهجايي بشدت انتقاد ميكند و حتي مديران ليگ برتري را متهم به انجام گناه كرده است. اين مربي جوان خطاب به مديران باشگاهها ميگويد: «آقايان مديران ليگ برتري! اين كار را با مربيان جوانتان نكنيد. اين مربيان احتياج به حمايت شما دارند. به خدا با خانهنشين كردن اين مربيان گناه ميكنيد. شما با همين مربيان ليگ را شروع كردهايد و آن روزهايي كه تيم ميبرد بخشي از موفقيتها را به انتخابتان در خصوص مربيان نسبت ميداديد پس چرا حالا روي حرفتان نيستيد؟ مربيان جوان بيشيله پيله هستند. آنها براي تيم زحمت كشيدند و خون دل خوردند اما شما دنبال كساني هستيد كه به شما وعده بدهند. چرا؟ آقايان مديران خودتان تصميم بگيريد كه در كارتان دخالت نكنند. ديروز عباسي رفت، امروز مدير روستا و فردا هم احمدزاده و بقيه ميروند. آيا اين كار توجيه منطقي دارد؟»
هر چند احمدزاده به طور كامل از همكارانش دفاع ميكند اما بايد پذيرفت در برخي موارد تغييرات كاملاً مثبت بوده و نتايج خوبي را به دنبال دارد ولي مشكل اينجاست كه اين ماجرا به يك عادت بدل شده و پس از چند بازي نسبتاً متوسط مربي در خطر اخراج قرار ميگيرد. جلال چراغپور در اين زمينه ميگويد: «اكثر مديران غيرفوتبالي هستند. آنها از بودجه دولتي بهره ميگيرند و فقط به حفظ صندلي خودشان فكر ميكنند. كمتر تيمي برنامهريزي بلندمدت دارد و بيثباتي مديران باشگاهها هم به يك مشكل تبديل شده است. فكر ميكنم ديگر حرف زدن در اين باره خيلي اثرگذار نيست. در اين سالها بارها از نبود حاشيه امنيت براي مربيان صحبت كردهايم ولي چه اتفاقي رخ داد؟ هر سال آمارها بيشتر ميشود. همه فقط امروز را ميبينند و فكر ميكنند بهترين تصميم را گرفتهاند. همين مسائل روي كيفيت بازيها هم بسيار تأثيرگذار بوده است، چون كه در ليگ قهرمانان آسيا ثابت شد سطح ليگ ايران پائين است.
يك مقايسه
از ديگر مقايسه سطحي بين تصميمهاي مربيان ليگ برتري با آنچه در عالم حرفهايها رخ ميدهد كاملاً واضح است كه در اين بخش چقدر تندروي داشتهايم. همين چند روز پيش با بركناري ميها ميلوويچ از سرمربيگري بولونيا جمع مربيان اخراجي در ايتاليا به عدد 10 رسيد و سر و صداهاي بسياري هم به پا كرد. در انگليس اوضاع بسيار بهتر است و شايد مهمترين جابهجاييها در تاتنهام و وستهام آن هم در اواسط فصل صورت گرفته و اوضاع در لاليگا اسپانيا نيز معقول است.
كنار گذاشتن سيگاندا و شوستر را همه فوتبالدوستان ايراني به ياد دارند و مشخص است كه اوضاع در اين تحول كاملاً بهبود يافته است. در آلمان نيز منطق هميشگي حاكم است. سقف اخراجيهاي فصل در بوندسليگا به عدد هفت هم نميرسد اما در ليگ برتر ايران اوضاع چگونه است؟
پرسپوليس ليگ را با قطبي آغاز كرد، با پيرواني ادامه داد و وينگادا آن را به پايان ميرساند. سپاهان هم چنين شرايطي دارد. فيرات، چرخابي و كاظمي سرمربي اين فصل زردپوشان هستند.
سايپا نيز ليت بارسكي، فروزاني و مايليكهن را در طول فصل به كار گرفته است. ابومسلم كه تيم خود را با حنطه و ميثاقيان بست با برگي زر، اميرحسين پيرواني، حنطه و ميثاقيان فصل را سپري كرده است.
در استقلال اهواز ياوري تيم را بست اما بوستاني، احدي و ميثاقيان ادامه دادند و خداداد عزيزي از راه دور هدايت كرد. داماش نيز فصل را با ذوالفقارنسب شروع كرد ولي در ادامه كار عبدي و استانكو را روي نيمكت خود نشاند. برق شيراز سه مربي به كار گرفت؛ عباسي، پيوس و كربكندي اما عاقبت سقوط كرد. پيام مشهد در ابتداي كار با خداداد در ميادين ظاهر شد ولي با شروع مشكلات، چمنيان، حسينيپور و ميثاقيان هم به نوبت سرمربي اين تيم شدند. راهآهن هم مهابادي، ياوري و تارتار را به عنوان مربيان خود در مقاطع مختلف به همراه داشت. پيكان هم اجازه نداد مديرروستا فصل را به پايان ببرد و درخشان را جايگزين وي كرد.
كاملاً مشخص است اكثر اين تغييرات نتايج مثبت به دنبال نداشته و تحول منفي ديگري را به دنبال داشته است. آيا اين تصميمهاي باشگاهها را ميتوان منطقي تلقي كرد؟ آيا حاصل اين جابهجاييها زيانبار نبوده است؟ آيا پشت سر اين تصميمات مقاصد ديگري نهفته است؟ به يقين اين نيمكتهاي داغ و لرزان به فوتبال ما و مربيان جوان ما اجازه رشد و شكوفايي نخواهد داد.



