ابعاد مختلف تباني
تباني در فوتبال را ميتوان زيرمجموعهاي از بازيهاي غيرقابل انكار پشتپرده دانست كه نه مربوط به امروز و ديروز است و نه مختص فوتبال ايران.
به نوشته جام جم، ورق زدن تاريخ فوتبال جهان حتي در كشورهاي صاحب سبك در اين رشته ورزشي نشان ميدهد آنچه عوام از آن به عنوان زد و بند ياد ميكنند هميشه فوتبال پاك را تهديد كرده و ميكند.
نفوذ بيحساب و كتاب واسطهها در رشته پرطرفداري مثل فوتبال كه پول هم در آن به همان اندازه بيحساب و كتاب خرج ميشود، آمار شايعاتي كه در اين زمينه به واقعيت نزديك ميشوند را بالا برده است و اين وسط مردم ميمانند در دادگاهي كه همه آنها را به قضاوت فراميخوانند.
در اين شرايط ميتوان درست را از نادرست تميز داد و بسادگي كسي را متهم كرد و ديگري را تبرئه. نه، حقيقت اين است كه فوتبال، رايانه نيست كه صفر و يك تعيينكننده برنامهاش باشند. در فوتبالي كه آدمهايي مثل من و شما رقم زننده نمايشي غير قابل پيشبيني هستند بايد با تامل بيشتري به مسائل نگريست و در جستجوي حقيقتي بود كه يافتنش كار سادهاي نيست.
فوتبال و تسويهحسابهاي شخصي
افشاگري يك تباني، نبش قبر يك اتفاق كهنه و دوئلي ميان زرينچه و قلعهنويي كه حداقل براي استقلال و طرفدارانش نامهاي قابل اعتنايي هستند، جدا از درستي يا نادرستي اين ادعا اذهان عمومي را روي اتفاقات پشت پرده فوتبال متمركز كرده است، جايي كه آلودگيهاي فوتبال از آن سرچشمه ميگيرد.
اينكه استقلال و استقلال اهواز 6 سال پيش با تباني موجبات ماندگاري آبيپوشان اهوازي در ليگ برتر را فراهم كردهاند در حال حاضر يك ادعاست كه تا رسيدن به اثبات راه آساني ندارد. ضمن آنكه زرينچه حرفهاي خود را پس گرفت. بدون شك شفافسازي و رسيدن به نتيجه حتي اگر به ضرر يك عده باشد ميتواند كورسوي اميدي براي فوتبال بيسروسامان ما در آينده تلقي شود؛ اما اين اتفاق شبيه يك خودزني با اهدافي فراتر از كمك به فوتبال است. سادهترين برداشت ميتواند اين باشد كه فوتبال به عرصهاي براي انجام تسويهحسابهاي شخصي افراد بدل شده است. در اين فضاي مسموم، از مطبوعات استفاده ابزاري ميشود و در واقع عدهاي قرباني سهمخواهيهاي نامتعارف عده ديگر ميشوند.
تعريف تباني در فوتبال
اما تعريف تباني در فوتبال چيست؟ هوشنگ نصيرزاده در توضيح اين موضوع به خبرنگار «جامجم» ميگويد: براساس مقررات فيفا وقتي يك تيم سعي كند مسابقه را به تيم ديگر واگذار كند تباني كرده است و اگر در اين ميان پولي هم جا به جا شده باشد، فساد ورزشي رخ داده است.
نصيرزاده در مورد اين اتفاق خاص و ادعاي جواد زرينچه مبني بر تباني 2 تيم همنام اهواز و تهران در سال 82 ميگويد: براي اولين بار است كه يك نفر عليه خودش شهادت ميدهد. طرح اين موضوع در واقع هر دو طرف را زير سوال ميبرد، اما از نظر قانوني براي اثبات چنين ادعايي در نهايت به هيچ ميرسيم. اگر افرادي كه درباره اين موضوع صحبت كردند از قانون اطلاع داشتند هرگز دست به چنين كاري نميزدند.
قانون چه ميگويد؟
كارشناس حقوقي فوتبال ميافزايد: عجيب است كه رئيس سابق كميته انضباطي اعلام كرده است كه متخلف در صورت اثبات اين ادعا به حبس محكوم ميشود. در صورتي كه در آييننامه انضباطي ايران و 208 كشور جهان چيزي به اسم حبس وجود ندارد. اساسنامه فعلي فدراسيون فوتبال ميگويد دعواها را در خانواده فوتبال حل و فصل كنيد، بنابراين اظهارنظرهاي غيرمسوولانه در اين ارتباط به ضرر فوتبال است.
وي معتقد است: اين موضوع حتي اگر ارزشي هم داشت در زماني بود كه اين بازيكنان و مربيان در جايگاه خود حضور داشتند. حالا تركيب تيمها، افراد و جايگاهها عوض شده و به نظر ميرسد تنها يك جنجال رسانهاي است، در ضمن تباني موضوعي است كه در فوتبال جهان هم به سبب نبود مستندات قابل ارزش معمولا به اثبات نميرسد، اما اگر چنين شود فرد خاطي از 6 ماه تا 5 سال محروميت خواهد داشت.
مبارزه با فوتبال آلوده
براي فوتبال ايران كه داعيه فرهنگ دارد انتظار ميرود وضعيت متفاوتي با ديگر كشورهاي دنيا داشته باشد. براي اولين بار نيست كه چنين شايعاتي در فوتبال ما مطرح ميشود، اما ميتواند آخرين بار باشد. اگر قانون، سدي مقابل بيقانونيها باشد، يعني ميتوان اميدوار بود كه فوتبال آلوده به واسطه، پس از مدتها لجام گسيختگي با مانعي جدي و سرسخت به نام قانون روبهرو شود؟


