فوتبال در گوی جادوگران
بچههای تیم از رفت و آمد مردی با ردای سفید در باشگاه میگفتند؛ مردی که در باشگاه رفت و آمد میکرد و میگفتند؛ همهکاره تیم است اما به فوتبالیها شبیه نبود.
به نوشته وطن امروز، او دعانویسی بود که برای تضمین برد تیم استخدام شده بود! نادر دستنشان سرمربی تیم فوتبال دسته اولی استیل آذین درباره فعالیت جادوگران در عرصه فوتبال نظر قطعی نمیدهد و میگوید: «به یقین نمیتوانیم بگوییم که این کار وجود دارد یا اتهامی است که وارد میشود، اما متاسفانه افرادی را برای طلسم و جادو و امثال آن به ما پیشنهاد میدهند و ممکن است برخی از مسؤولان تیمها برای استفاده از این موارد مجاب شده باشند. البته ما به جادو و جنبل اعتقاد نداشتیم و به هیچوجه هم تن به این قضایا ندادیم و خوشبختانه از این مساله مبرا هستیم.»
او به ماهیگیری فعالان حوزه جادو و جادوگری از آب گلآلود پیروزی برخی تیمها هم اشاره میکند:«این طور که ما شنیدهایم هر تیمی که در دورهای نتیجه گرفته را متهم به استفاده از جادوگر کردهاند، یعنی جادوگرها گفتهاند ما این کارها را کردهایم. در فوتبال اشتباهات عجیب زیاد میافتد مثلا توپ از دست دروازهبان میافتد و گلی به ثمر میرسد و فردی مدعی میشود این اتفاق نتیجه طلسم من بود، شما هم اگر بخواهید دفاع روبهرو را طلسم میکنم. متاسفانه این حرفها وجود دارد در صورتی که واقعیت ندارد و فوتبال با این مسائل سنخیت ندارد ولی عدهای برای خودشان بازار درست کردهاند.»
سرمربی تیم استیل آذین کارکرد جادوگری را بیشتر تاثیر روحی- روانی میداند تا یک اثر جادویی. او دراین باره بیشتر توضیح میدهد:« شاید با این کار بعضی میخواهند اعتماد به نفس بیشتری به بازیکنانشان بدهند، من خودم مخالفم و اعتقادی به این کارها ندارم و نگذاشتم به حیطه کاریام وارد شود اما پیشنهاد شده بود. گفته بودند ما کسی را داریم که فلان مبلغ را میگیرد و این کارها را میکند. مبلغ هم بستگی به شرایط، حساسیت بازی و بودجه باشگاه دارد مثلا پنج میلیون میگیرم در چند بازی آخر تیم شما را بیمه میکنم.»
شایعهای بیش نیست
«سررشته تمام امور به دست خداوند است. او قادر مطلق و آگاه بر سرنوشت تمامی موجودات و تنها یاری دهنده انسانهاست. وجود جادو و جنبل را به هیچوجه نمیپذیرم. سحر و جادو فقط خرافهای است که در میان عام و خاص رواج پیدا کرده و دلیل این گرایش هم ایمان کم و قلبهای تسخیر شده توسط شیطان است». این گفته فراز کمالوند، سرمربی تیم تراکتورسازی تبریز است.
وي میافزاید: «متاسفانه عدهای از مردم نیروی ما فوق و قدرت بیانتهای خداوند را از یاد برده و برای پیشرفت خود در همه امور به جادو و سحر روی آوردهاند».
اگر تا به حال تبانی کادر یک باشگاه یا مربی یک تیم فوتبال را با یک جادوگر برای برنده شدن و صدرنشینی در جدول نشنیده باشید حتما در سریال «مرد دو هزار چهره» با نویسندگی مهدی ژوله که سابقه همکاری با روزنامههای ورزشی را دارد، دیدهاید، اما سرمربی تیم تراکتورسازی تبريز آن قسمتي از سريال كه مربوط به اين بحث ميشود را فقط در حد طنز ميداند و ميگويد: «شايد شنيدهايد يا هنرمندان این مبحث را به تصویر کشیده باشند اما در اصل جادو و جنبل در فوتبال واقعیت ندارد، فقط شایعاتی است که توسط افراد بيتقوا پخش میشود. تنها راه مبارزه با چنین شایعه و خرافاتی هم تقویت ایمان و اطمینان به نیروی مافوق است و فقط میتوان از این طریق از شایعات و کسانی که در اعتقادات خود به مذهب، بیمار هستند دور شد».
اعتقادی ندارم
امیرعابدینی که سابقه مدیریت در تیم پرسپولیس را دارد مانند بسیاری دیگر از مدیران فوتبال از سوی جادوگران و واسطههایشان و گاه دیگر مدیران فوتبال پیشنهادهایی در این زمینه داشته است.
وی درباره حضور جادوگران در کنار تیمهای فوتبال میگوید: « اعتقادی به این حرفها ندارم، پیشتر هم گفتهام که با رمل و اسطرلاب و ... نمیشود مسائل فرهنگی- ورزشی راپیش برد. باید این حرفها را فراموش کنیم، اگر به این چیزها اعتقاد داشته باشیم مبانی اعتقادیمان زیر سوال میرود، مبانی فرهنگیمان خدشهدار میشود و اصول علمی زیر سوال میرود. متاسفانه بعضی افراد كه به چنين خرافاتي اعتقاد دارند، سراغ چنین کارهایی را میگیرند و حتی به دستورات جادوگران عمل میکنند. یکی از مدیران قسم میخورد که من با استفاده از این جادوگران نتیجه گرفتهام و من هم به او پاسخ دادم چون شما به این چیزها اعتقاد دارید نتیجه هم میگیرید. از این پیشنهادها مرتب برای همه تیمهای کوچک و بزرگ میآید. به بعضی تیمهای ضعیف میگویند نمیگذاریم به رده پایین سقوط کنید و به بعضی میگویند شما را به قهرمانی نزدیک میکنیم. جادوگران حتی اگر تیم متبوعشان شکست بخورد ادعا میکنند چون مدیران و بازیکنان اعتقادشان به جادو را از دست دادهاند شکست میخورند».
جادوگر باخت...
«زمانی که مدیرعامل باشگاه پرسپولیس بودم قبل از بازی با استقلال یکی از به اصطلاح جادوگرها با من تماس گرفت و ادعا کرد با مبلغ 150 هزار تومان میتواند پرسپولیس را در دربی برنده کند. من هم به او گفتم اگر توانستی کاری کنی که استقلال در دربی برنده شود من این مبلغ را به تو خواهم داد. یادم هست یکی از مشاورانم در استادیوم به من گفت چرا برای بازی نگرانی. گفتم اگر ببازیم به آن فرد باختهایم. خوشبختانه آن بازی را پرسپولیس برنده شد و آقای جادوگر خودش طلسم شد».
عابدینی در ادامه مطلب بالا ورود جادو در عرصه فوتبال را نتیجه ورود جادو و جنبل به زندگی روزمره افراد میداند و میگوید:«خرافه مُد شده و وقتی در همه عرصهها وارد شود در فوتبال هم وارد میشود. اعتقاد دارم که باید با این جریان مبارزه کرد همانطور که با بسیاری از ناسالمیهای دیگر باید مبارزه کرد. برای مبارزه با چنین مسالهای در فوتبال باید از مدیران شروع کرد. اگر جادو جنبل واقعیت داشته باشد میتوان بازیکنان ارزان قیمت به کار گرفت و عنان کار را دست یک جادوگر سپرد. دیگر چرا دنبال کار علمی برویم؟ چرا آنالیز کنیم؟ چرا بدنسازی و دهها علمی که پشت سر فوتبال هست را دنبال کنیم؟ اول باید فرهنگ فوتبال را باور کنیم، زیبایی فوتبال به همین حوادث است نه به اشتباهات مکرر. اشتباهات مکرر در داوری، برنامهریزی و هدایت سیستماتیک را کسی برنمیتابد اما اشتباهات فوتبال،گل خوردن، گل به خودی زدن، پنالتی دادن و پنالتی گرفتن طبیعت فوتبال است، اینها را نباید به حساب طلسم و جادو بگذاری و این باورآنقدر جدی شود که به یقین تبدیل شود. وقتی به یقین تبدیل شد همه باورهایمان را از دست میدهیم و خرافهپردازی هم باب میشود».
مانع شویم
سرمربی تیم استیلآذین درباره راهکار مقابله با جادوگری در فوتبال میگوید:« با این کارها باید برخورد کرد تا جامعه فوتبال ما پاک شود. به نظرمن سازمان تربیت بدنی میتواند نظارت کاملی بر تیمها داشته باشد چون همان طور که در مسابقه 11نفر بازی میکنند و نفر دوازدهم نمیتواند وارد زمین چمن شود، همین طور بايد همراهان تیم در رختکن و ورود و خروج آنها را کنترل کنند و افرادی که مجوز قانونی و کارت برایشان صادر شده را به رختکن و کنار زمین راه دهند و نظارت قویتری اعمال شود و این دکانها سریعتر بسته شود. حداقل کار، دور کردن این افراد از فضای فوتبال است که افراد شناخته شدهای هم هستند، آدمهای غیرفوتبالی به دلایل خاصی وارد فوتبال میشوند مشخص هم هستند. زمانی که فدراسیون فوتبال، ناظران و مسؤولان اجازه ندهند این افراد وارد شوند طبیعتا جلوی این افراد گرفته میشود».
جادو برای آرامشی کاذب
رحیم شیخزاده، روانشناس، منکر سحر و جادو نمیشود بلکه اعتقاد به آن را نوعی آرامش لحظهای میداند. وی در این باره بیشتر توضیح میدهد:«خرافه پرستی و پذیرش جادو و جنبل برای افراد، نوعی آرامش روانی را در پی دارد البته نه آرامش عقلانی. این آرامش سطحی و زودگذر است و در آخر هم به ویرانگری تبدیل میشود. شما وقتی به یک معتاد مسکن میدهید در واقع چند لحظه به او آرامش هدیه میکنید، در اصل آن آرامش برای او خوب است اما خطرناک هم هست».
یعنی فوتبالیستها و کادر فنی تیمها برای دقایقی آرامش آینده بازی خود را به دست جادوگران که اکثرا هم کارنابلد هستند، میسپارند؟! این روانشناس معتقد است، وقتی ما رابطه علت و معلول را نشناسیم بر اساس نادانی و ناتوانی آن را به یک سری عواملی که رابطه عقلانی قابل پیگیری ندارند ربط میدهیم. در واقع اعتقادات خرافی بر همین اساس در ذهن افراد شکل میگیرد، مثلا با ترکیدن یک لامپ عدهای اولین چیزی که میگویند این است: دیدی فلانی چشممان زد و بدون اینکه به شرایط و طول عمر لامپ فکر کنند سریع استدلالهای غیر منطقی را به زبان میآورند».
این طور میتوان گفت، وقتی بر اساس ناامیدی و شکست کاسه صبر افراد لبریز میشود آنان در همه حال به دنبال علت میگردند و سعی میکنند در خارج از میدان دلیلی را بتراشند. شیخ زاده به نکتهای اشاره میکند:« فوتبال در دنیا و حتی در کشور خودمان به یک مافیای بزرگ تبدیل شده و دارای بخشهایی با عناوین مختلف است. بخش ظاهری فوتبال در واقع قسمت تفریحی آن است. هرچه به لایههای زیرین آن نزدیک میشویم، میبینیم بخشی سیاسی است و بخشی دیگر اقتصادی و... در جامعه سنتی، ورزش، برای سلامتی جسم و روح انسان است در حالی که در جامعه مدرن، ورزش به عنوان نیرویی مخرب محسوب میشود.
وقتی ورزش جنبههای متفرقه و پر حاشیهای پیدا کند، کادر فوتبالی که از راههای منطقی به خواستههای خود نرسیدهاند، برای اینکه رقیب را از دور خارج کنند دست به هر کار غیر اخلاقی میزنند. این کار در اصل مقدمه ورود جادو و جنبل به جامعه فوتبال را فراهم میکند البته شکستها هم بیتاثیر نیستند و اینجاست که مسکن کاذب جادو و جنبل وارد گود میشود».
زمان گفتن واقعیت
درکشورهای غربی و اروپا از جمله ایتالیا، مکزیک و انگلستان رواج جادو و جنبل خیلی دور از واقعیت نیست چون آنها دین و ایمان قوی ندارند، اما چرا این روند قارچگونه و مخرب در مملکت اسلامیمان، آن هم در ورزشکارانی که باید الگوی اخلاق باشند رخ میدهد؟ آیا کمی نگرانکننده نیست؟!
این روانشناس به این سوال اینگونه پاسخ میدهد:« مهران مدیری یک طنزپرداز قوی است و همیشه میگوید ما به چیزی میخندیم که رگههایی در واقعیت داشته باشد. بعضی وقتها زمان به صراحت گفتن واقعیتها فرا نرسیده است اما باید آن را با سیاستی خاص حتی به طنز و شوخی به اطرافیان گوشزد کرد؛ در واقع همان کاری که مدیری در سریال نوروزیاش انجام داد. انسان هرچه را چه خوب و چه بد در ذهنش تکرار کند ملکه ذهنش میشود و فرد نسبت به آن عقاید، عادت پیدا کرده و شرطی میشود. زمانی هم که میخواهد از آن فاصله بگیرد چون مقاومت روانی در میان است، نمیتواند بر این افکار پوچ غلبه کند. خرافه و جادو برای همه از جمله فوتبالیستها هم که مثل همه ما انسان هستند، یک آرامش لحظهای را به ارمغان میآورد که ریشه در واقعیت ندارد».


