فعلاً کانديدا نيستم
گفت و گو با محمدباقر قاليباف
کد خبر: ۴۲۱۱۹
| | 14052 بازدید
دکتر محمد باقر قاليباف همزمان با «روز جمهوري اسلامي» به پرسشهاي گوناگون خبرگزاري مهر درباره ارزيابي خود از روند تحقق اهداف انقلاب اسلامي، مهمترين مسائل سياسي روز و بويژه انتخابات دهم رياست جمهوري پاسخ داد که متن کامل آن به جهت اهميت ديدگاههاي مطرح شده در پي ميآيد:
به مسائل سياسي روز بپردازيم. به نظر شما کداميک از دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب توانايي بيشتري براي تحقق راهبرد مورد نظر شما را دارند؟
• البته در نحوه طرح سوال اشتباهي رايج وجود دارد؛ چرا که هيچ يک از جريانهاي موجود سياسي به تنهايي قادر به تحقق آرمانها و شعارهاي انقلاب نيستند. پايايي انقلاب اسلامي نتيجه اصولگرايي و پويايي آن محصول اصلاح طلبي است. معتقدم درک مفهوم اصولگرايي و اصلاح طلبي براي مديريت کشور داراي اهميت راهبردي است و مهمترين شاخصهاي آن را ميتوان در فرمايشات صريح رهبر معظم انقلاب يافت. مرور مولفههاي اصولگرايي و اصلاح طلبي از منظر ايشان اهميت اين تاکيد معظم له که "راه صحيح، اصولگرايي اصلاح طلبانه است" را به عنوان "فرمول حل" مشکلات روشن ميکند.
بر اين اساس اصولگرايي جرياني مقابل هر يک از جريانهاي سياسي نيست و تقسيم بندي گروههاي سياسي به اصولگرا و اصلاح طلب اشتباه است. چرا که هر کس و هر جرياني که به مباني انقلاب پايبند باشد، هر نامي که داشته باشد يک اصولگرا است.
اصلاح طلبي نيز مهمترين مشخصه و ظرفيت پوياي فقه اسلامي است. انقلاب اسلامي خود يک حرکت اصلاحي بود و هر حرکتي که در جهت تحکيم پايههاي انقلاب و اعمال قانون اساسي مترقي و مدرن ما انجام شود بي شک يک حرکت اصلاحي است. لذا هر کاري که ار لحاظ علمي، عملي، ديني، اخلاقي، اجتماعي و سياسي در جهت پيشرفت مردم باشد يک حرکت اصلاحي است که مردم از آن استقبال ميکنند.
مهمترين شاخصهاي اصولگرايي ايمان به هويت اسلامي، ولايت پذيري، عدالت طلبي، آزادي خواهي و آزاد انديشي، حفظ استقلال همه جانبه کشور، تقويت روح خود باوري و اعتماد به نفس ملي، شکوفايي اقتصادي و رسيدگي به رفاه و زندگي مردم است.
مهمترين شاخصهاي اصلاح طلبي هم ايمان و التزام عملي به همه اصول قانون اساسي، نوآوري و ابتکار در جهت تحکيم و تعميق و تقويت آن، مبارزه همه جانبه با فقر و فساد و تبعيض، پرهيز از افراط و تفريط در همه زمينهها، استفاده از ظرفيت و توانمندي طيفهاي مختلف فکري معتقد به مباني انقلاب و نيروهاي کارامد براي اداره امور کشور است. بنابر اين تبعيت از ولي فقيه بر مبناي شرع و قانون اساسي ضرورت اصولگرايي و اصلاح طلبي است.
باور ما اين است که آنچه مقتضاي اصولگرايي اصلاح طلبانه و يا اصلاح طلبي اصولگرايانه است؛ تداوم انديشهها و آرمانهاي حضرت امام (ره)، پيروي عملي از مجموعه فرامين رهبر معظم انقلاب، قانون پذيري و تکيه بر خرد جمعي در اداره امور است. رويکردي که ظرفيتهاي لازم و کافي براي بقا، بالندگي و تعالي جامعه و توسعه پايدار کشور را در بر دارد و قادر است تا نيازها و آرمانهاي اصيل نسلهاي ايران اسلامي را تامين نمايد.
همچنين ما بايد بتوانيم از تمام تجربههاي غير منافي با عقل و شرع براي اداره خوب جامعه استفاده کنيم چرا که در ستيز بودن با تجربههاي مثبت ديگران عقلاني نيست.
در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري هستيم. تحليل شما از شرايط اين انتخابات و الزامات آن چيست؟
• در برهه حساس ديگري هستيم و علاوه بر الزامات دهه چهارم انقلاب، دهه «پيشرفت و عدالت»، شرايط مختلف داخلي و پيراموني همه ما را در معرض امتحان قرار داده است. انتخابات رياست جمهوري به عنوان مهمترين شاخص اداره امور کشور به اتکاء آراي عمومي در پيش است و طبعا مهمترين وظيفه همگاني حفظ و حراست از اصول انقلاب اسلامي، تحقق آرمانهاي امام راحل (ره) و پيروي از کليه رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب به منظور تحقق حضور حداکثري و آگاهانه و آزادانه مردم براي انتخاب است.
از سوي ديگر احترام و التزام به خواست مردم تکليفي شرعي و وظيفهاي قانوني است. چرا که «انتخاب» هديه انقلاب اسلامي به ملت ايران است و فراتر از آن در اصل 56 قانون اساسي انتخاب يک «حق خداداد» براي مردم است و خداوند متعال انسان را حاکم بر سرنوشت اجتماعي خويش خواسته است.
در نگاهي کلي بر اين باورم که مهمتر از حضور افراد و جريانهاي سياسي در صحنه رقابت و کسب قدرت، پايداري نظام جمهوري اسلامي، همبستگي ملي و اصل مشارکت عمومي است. نکتهاي که دشمن آن را هدف گرفته و هوشياري کليه دلسوزان را ضروري ميسازد.
با توجه به انتساب شما به جريان اصولگرايي و مطرح شدنتان به عنوان يکي از مهمترين کانديداهاي انتخابات آينده، وضعيت رقابتي را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
• تاکيد ميکنم با تعريفي که رهبر معظم انقلاب از اصولگرايي و اصلاح طلبي دارند، تلاش ميکنم اصولگرايي اصلاح طلب و متعهد به راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدي خردمندانه» باشم.
بديهي است که خودمحوري و به انحصار طلبيدن جريان گسترده اصولگرايي گام زدن در جهت مخالف اين جبهه است. مهمترين آفت اصولگرايي نگاه فصلي، ابزاري و انحصار طلبانه به آن است و هيچ اصولگرايي مصلحت جمعي را فداي سليقه فردي نميکند.
از نظر من اصولگرايي واقعي محيطي پرنشاط براي رقابتي تمام عيار و سالم است. رقابت سليقههاي مديريتي نه اختلاف، بلکه زمينه ساز پايداري اقبال مردم به اصولگرايي است و لذا رو در رو قرار دادن چهرههاي اصولگرا جهت گيري به سمت خواست جريانهاي غير ارزشي و غير مردمي است.
همچنين از بين بردن اعتماد مردم به نيروهاي امتحان پس داده کشور و محروم کردن جامعه از ظرفيت مديريتي نخبگان توانمند و وفادار به نظام، آنهم با انگ و تخريب، در نقطه مقابل «پيشرفت و عدالت» و اصولگرايي است. حمايت و تقويت ارکان نظام و دولت جمهوري اسلامي نيز وظيفهاي شرعي و همگاني است اما نبايد تفاوت مشي، روش و نظر را مخالفت وانمود و يا از آن ابزار تفرقه ساخت.
با توجه به مطالب مختلفي که در خصوص کانديداتوري جنابعالي مطرح ميشود صريحا بفرمائيد آيا بايد نام محمد باقر قاليباف را در فهرست قطعي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري آينده نوشت يا خير؟
• با توضيحاتي که دادم جواب شما روشن است. بنده هيچگاه داوطلب مقام و مسئوليت نبودهام و همواره بر اساس وظيفه عمل کردهام. کارنامه عملکردم نيز در پيشگاه ملت شريف ايران روشن است. لذا اگر چه براي اداره کشور و تحقق جامعه ارزشي و برخوردار يا به عبارتي زندگي برازنده ايرانيان مدل طراحي شده و برنامه مدون دارم، اما حضورم در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر تحليل و تکليفي استوار بود که در موقعيت فعلي وجود ندارد. بنابر اين با جمع بندي شرايط موجود فعلا داوطلب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نيستم.
به مسائل سياسي روز بپردازيم. به نظر شما کداميک از دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب توانايي بيشتري براي تحقق راهبرد مورد نظر شما را دارند؟• البته در نحوه طرح سوال اشتباهي رايج وجود دارد؛ چرا که هيچ يک از جريانهاي موجود سياسي به تنهايي قادر به تحقق آرمانها و شعارهاي انقلاب نيستند. پايايي انقلاب اسلامي نتيجه اصولگرايي و پويايي آن محصول اصلاح طلبي است. معتقدم درک مفهوم اصولگرايي و اصلاح طلبي براي مديريت کشور داراي اهميت راهبردي است و مهمترين شاخصهاي آن را ميتوان در فرمايشات صريح رهبر معظم انقلاب يافت. مرور مولفههاي اصولگرايي و اصلاح طلبي از منظر ايشان اهميت اين تاکيد معظم له که "راه صحيح، اصولگرايي اصلاح طلبانه است" را به عنوان "فرمول حل" مشکلات روشن ميکند.
بر اين اساس اصولگرايي جرياني مقابل هر يک از جريانهاي سياسي نيست و تقسيم بندي گروههاي سياسي به اصولگرا و اصلاح طلب اشتباه است. چرا که هر کس و هر جرياني که به مباني انقلاب پايبند باشد، هر نامي که داشته باشد يک اصولگرا است.
اصلاح طلبي نيز مهمترين مشخصه و ظرفيت پوياي فقه اسلامي است. انقلاب اسلامي خود يک حرکت اصلاحي بود و هر حرکتي که در جهت تحکيم پايههاي انقلاب و اعمال قانون اساسي مترقي و مدرن ما انجام شود بي شک يک حرکت اصلاحي است. لذا هر کاري که ار لحاظ علمي، عملي، ديني، اخلاقي، اجتماعي و سياسي در جهت پيشرفت مردم باشد يک حرکت اصلاحي است که مردم از آن استقبال ميکنند.
مهمترين شاخصهاي اصولگرايي ايمان به هويت اسلامي، ولايت پذيري، عدالت طلبي، آزادي خواهي و آزاد انديشي، حفظ استقلال همه جانبه کشور، تقويت روح خود باوري و اعتماد به نفس ملي، شکوفايي اقتصادي و رسيدگي به رفاه و زندگي مردم است.
مهمترين شاخصهاي اصلاح طلبي هم ايمان و التزام عملي به همه اصول قانون اساسي، نوآوري و ابتکار در جهت تحکيم و تعميق و تقويت آن، مبارزه همه جانبه با فقر و فساد و تبعيض، پرهيز از افراط و تفريط در همه زمينهها، استفاده از ظرفيت و توانمندي طيفهاي مختلف فکري معتقد به مباني انقلاب و نيروهاي کارامد براي اداره امور کشور است. بنابر اين تبعيت از ولي فقيه بر مبناي شرع و قانون اساسي ضرورت اصولگرايي و اصلاح طلبي است.
باور ما اين است که آنچه مقتضاي اصولگرايي اصلاح طلبانه و يا اصلاح طلبي اصولگرايانه است؛ تداوم انديشهها و آرمانهاي حضرت امام (ره)، پيروي عملي از مجموعه فرامين رهبر معظم انقلاب، قانون پذيري و تکيه بر خرد جمعي در اداره امور است. رويکردي که ظرفيتهاي لازم و کافي براي بقا، بالندگي و تعالي جامعه و توسعه پايدار کشور را در بر دارد و قادر است تا نيازها و آرمانهاي اصيل نسلهاي ايران اسلامي را تامين نمايد.
همچنين ما بايد بتوانيم از تمام تجربههاي غير منافي با عقل و شرع براي اداره خوب جامعه استفاده کنيم چرا که در ستيز بودن با تجربههاي مثبت ديگران عقلاني نيست.
در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري هستيم. تحليل شما از شرايط اين انتخابات و الزامات آن چيست؟
• در برهه حساس ديگري هستيم و علاوه بر الزامات دهه چهارم انقلاب، دهه «پيشرفت و عدالت»، شرايط مختلف داخلي و پيراموني همه ما را در معرض امتحان قرار داده است. انتخابات رياست جمهوري به عنوان مهمترين شاخص اداره امور کشور به اتکاء آراي عمومي در پيش است و طبعا مهمترين وظيفه همگاني حفظ و حراست از اصول انقلاب اسلامي، تحقق آرمانهاي امام راحل (ره) و پيروي از کليه رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب به منظور تحقق حضور حداکثري و آگاهانه و آزادانه مردم براي انتخاب است.
از سوي ديگر احترام و التزام به خواست مردم تکليفي شرعي و وظيفهاي قانوني است. چرا که «انتخاب» هديه انقلاب اسلامي به ملت ايران است و فراتر از آن در اصل 56 قانون اساسي انتخاب يک «حق خداداد» براي مردم است و خداوند متعال انسان را حاکم بر سرنوشت اجتماعي خويش خواسته است.
در نگاهي کلي بر اين باورم که مهمتر از حضور افراد و جريانهاي سياسي در صحنه رقابت و کسب قدرت، پايداري نظام جمهوري اسلامي، همبستگي ملي و اصل مشارکت عمومي است. نکتهاي که دشمن آن را هدف گرفته و هوشياري کليه دلسوزان را ضروري ميسازد.
با توجه به انتساب شما به جريان اصولگرايي و مطرح شدنتان به عنوان يکي از مهمترين کانديداهاي انتخابات آينده، وضعيت رقابتي را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
• تاکيد ميکنم با تعريفي که رهبر معظم انقلاب از اصولگرايي و اصلاح طلبي دارند، تلاش ميکنم اصولگرايي اصلاح طلب و متعهد به راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدي خردمندانه» باشم.
بديهي است که خودمحوري و به انحصار طلبيدن جريان گسترده اصولگرايي گام زدن در جهت مخالف اين جبهه است. مهمترين آفت اصولگرايي نگاه فصلي، ابزاري و انحصار طلبانه به آن است و هيچ اصولگرايي مصلحت جمعي را فداي سليقه فردي نميکند.
از نظر من اصولگرايي واقعي محيطي پرنشاط براي رقابتي تمام عيار و سالم است. رقابت سليقههاي مديريتي نه اختلاف، بلکه زمينه ساز پايداري اقبال مردم به اصولگرايي است و لذا رو در رو قرار دادن چهرههاي اصولگرا جهت گيري به سمت خواست جريانهاي غير ارزشي و غير مردمي است.
همچنين از بين بردن اعتماد مردم به نيروهاي امتحان پس داده کشور و محروم کردن جامعه از ظرفيت مديريتي نخبگان توانمند و وفادار به نظام، آنهم با انگ و تخريب، در نقطه مقابل «پيشرفت و عدالت» و اصولگرايي است. حمايت و تقويت ارکان نظام و دولت جمهوري اسلامي نيز وظيفهاي شرعي و همگاني است اما نبايد تفاوت مشي، روش و نظر را مخالفت وانمود و يا از آن ابزار تفرقه ساخت.
با توجه به مطالب مختلفي که در خصوص کانديداتوري جنابعالي مطرح ميشود صريحا بفرمائيد آيا بايد نام محمد باقر قاليباف را در فهرست قطعي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري آينده نوشت يا خير؟
• با توضيحاتي که دادم جواب شما روشن است. بنده هيچگاه داوطلب مقام و مسئوليت نبودهام و همواره بر اساس وظيفه عمل کردهام. کارنامه عملکردم نيز در پيشگاه ملت شريف ايران روشن است. لذا اگر چه براي اداره کشور و تحقق جامعه ارزشي و برخوردار يا به عبارتي زندگي برازنده ايرانيان مدل طراحي شده و برنامه مدون دارم، اما حضورم در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر تحليل و تکليفي استوار بود که در موقعيت فعلي وجود ندارد. بنابر اين با جمع بندي شرايط موجود فعلا داوطلب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نيستم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
.........
اگر ايشان در انتخابات شركت مي كردند قطعاً به ايشان راي ميدادم. همانطوري كه قبلاً دادم.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





