صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

پيشكش به كولي

محمد فيروزي
کد خبر: ۳۹۷۷۴۵
| |
4791 بازدید
|
۱
كاماس زادگاه كودكي است كه عشق سه‌ چيز بود، سه‌ عنصر جذاب و لاتين. فلامنكو، گاوبازي و فوتبال. روزي كه لوس بلانكوس به آندلس رفت، او تيري زد مستقيم در قلب فلورنتينو پرز. به مانند همه بزرگاني كه بزرگ‌ترين‌ها را زمين زدند، بايد به كاخ پادشاهي مي‌‌آمد. بايد تحفه‌يي عرضه مي‌كرد تا مقبول خاك مركز شود و آرنا به وجد بيايد. خرابه‌هاي آرنا ديگر مكان گلادياتور‌ها نبود، نزديكي‌‌هاي مديترانه جايي بين بحران اقتصادي و دل نازكي تماشاچيان. حالا بايد در برنابئو يك نفس رقصيد. كولي‌ كاماسي رنگ سبز پس فردا را مي‌ديد اما جبر زمانه او را در كنار حرف نفهم‌هايي‌ مثل گراوسن گذاشته بود. پس چاره‌يي نبود جز تكل، تكل و تكل. محبوب پرتغالي ديروز و منفور امروز مادريد، او را از راهروي سمت راست آورد به قلب دفاع. در كنار ديوانه‌يي مجنون‌تر از خودش و گويند ديوانه چوو ديوانه ببيند خوشش‌ آيد. په‌په و كولي جفت و جور شدند. مثل لولاي در. در بهشت. قصه‌ها نوشتند در وصف كارت‌هاي قرمز. ميدان‌هاي گاوبازي وي را به سرخي حساس كرده بود. تن را بايد به مسلخ مي‌‌برد براي رسيدن به ركورد كاپيتان هيرو. آخر هم رسيد. از جاده اعصاب سفيد‌ها گذشت. سفيد‌هاي كه جز گاز زدن‌ هات‌داگ‌هاي معروف دژ برنابئو كاري نمي‌توانستند انجام دهند. زمانه به پاشنه پاي كولي نمي‌‌چرخيد. بالاخره نور را ديد.

زير سقف آسمان نقره‌كوب مادريد، سرخ‌هاي مونيخي تا 120 دوام آوردند. كار رسيد به عبارت تكراري «ضيافت پنالتي‌ها». حالا او با عنصر لاتين ديگري طرف بود؛ دوئل. روبه‌رويش پلنگ مونيخي بود. دست‌هاي رقيبش آنقدر بلند بود كه مي‌توانست ستاره‌ها را بچيند. آن شب نوير از مادريد غمگين ستاره چيد و در سبد پيرمرد گذاشت. سه‌ ستاره بزرگ؛ رونالدو، كاكا، كولي. تار‌هاي گيتار فلامنكو سرجيو آن شب پاره شد. كوك نبود از بد روزگار صد رنگ. تنگ بلور قلبش شكست. زمين، فرفره چهار پر شد در گردباد باواريا. مانوئل در صفحه مجازي‌اش كولي را بسخره گرفت. شبيه بقيه ژرمن‌ها. خوب بلدند كنايه بزنند. تيغ برنده كلمات نوير دامن آبروي كولي را پاره كرد تا جايي‌ كه معلمان فيزيك براي بهتر يادگيري شاگردان، از شوت مريخي سرجيو مثال مي‌‌زدند. آخر شكست قهرمانان آدم را شيرفهم‌تر مي‌كند. فرفره باز هم چرخيد اما اين‌بار به جهت سفيدي. هاليوودي‌ها دوباره به مادريد آمدند اما اين‌بار 90 دقيقه براي زمين زدن سرجيو ثانيه‌يي بيش نبود. اين‌بار كولي ابر بلندي شد روبه‌رو ستاره‌هاي سربي شب مادريد. زمستان 12 ساله اشراف تبديل شد به فصل سبز عشق. هنوز دل جوانك قرص نشده بود. ثانيه‌يي ديگر مانده تا رسيدن به بليت بهشت. شاعر زمانه غزل آخر را در آليانز آرنا سرود؛ جايي‌ كه كولي براي شرافتش، رگش بيرون زد. تا نوير به خود آمد كولي از پله‌هاي بهشت بالا مي‌‌رفت و او در بين خروار‌ها درختي بود كه رومينيگه آتش مي‌‌زد. تا توانستند از باغچه آرنا گل چيدند. پل‌ها همه ريختند و كولي خزان را رد كرد. حالا ديگر آواره نيست. تقدير آفتاب‌پرست به سرجيو تار داد و وي نواي وصال به يار خواند. دلبر 12 ساله است. 12 سال فراق براي رسيدن به روي نقره‌يي. كولي لب‌هاي دلبر را خواهد بوسيد چون خداي عاشقان دل نازك كولي را دوست دارد!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ایرانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۳
خداییش برای صعود ایران به جام جهانی اینجوری گفتی که برای بازی رئال-بایرن گفتی؟
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟