خوان مارتین نوازنده شهیر اسپانیا؛
موسیقی سنتی پارسی با فلامنکو، مقیاس و احساس مشترکی دارد
صحبتهایی هم داشتیم که با گروههایی مانند رومی یا محمدرضا علیقلی همکاری کنیم... در اروپا و آمریکا این موضوع بیسابقه است که یک سولیست جدی در زمینه فلامنکو و گیتار کلاسیک چنین تجربهای داشته باشد. شما میپرسید دوست دارم باز برای یک کار مربوط به موسیقی یا اجرای کنسرت به ایران بیایم و من میگویم البته!
کد خبر: ۳۹۰۱۶۳
| | 21710 بازدید
سال ۲۰۰۴ بود که «خوان مارتین» برای نخستین بار به ایران آمد و در شیراز و تهران روی صحنه رفت. نوازنده برتر گیتار فلامنکو، پنج سال پس از آن دوباره به تهران آمد و در جشنواره موسیقی فجر روی صحنه رفت؛ هر چند برای بیشتر مخاطبان موسیقی فلامنکو، خاطره سفر سال ۲۰۰۴ او به ایران، بیشتر در یادها مانده و سفر پنج سال پیش او چندان مورد توجه قرار نگرفته است.شاید یک دلیل آن، شرایطی بوده که باعث شد کنسرت اسفند ۸۸ این نوازنده با استقبال سرد مخاطبان روبهرو شود. با همه اینها در همان سفر آخر، قطعهای به نام «تهران فلامنکو بلوز» اجرا و آن را به حاضران تقدیم کرد. دو بار سفر به ایران، باعث شده این نوازنده و مدرس باسابقه موسیقی فلامنکو، شناختی کافی از موسیقی ایران کسب کند.

موسیقی فلامنکو که «مارتین» در آن تخصص دارد، در واقع موسیقی کولیهای جنوب اسپانیاست. فلامنکو سبکی از آواز، موسیقی و حرکات موزون اسپانیایی است. این موسیقی برگرفته از سبکها و فرهنگهای گوناگون به شکل امروزی درآمده و میتوان گفت، بیشترین تأثیر خود را از کولیهای اسپانیا گرفته است. در شکلگیری و تکامل این سبک نمیتوان از تأثیرگذاری موسیقی مورها و مسلمانان شمال آفریقا و حتی موسیقی عربی و لاتین چشمپوشی کرد. فلامنکو در حقیقت از سه بخش حرکات موزون فلامنکو، آواز فلامنکو و گیتار فلامنکو تشکیل شده است.
خاستگاه این نوع موسیقی ایالت اندلس است، ولی مبدل به سمبل موسیقی اسپانیایی و حتی بهطور کلی فرهنگ اسپانیایی شده است. خوان مارتین، متولد ۱۹۴۸ در «مالاگا»ست. از نظر بسیاری از منتقدان، او بیشتر مدرس بینظیر گیتار فلامنکو است تا نوازندهای بزرگ. شاید همین سبب شد تا کارلوس سائورا، فیلمساز شهیر اسپانیا در ساخت دو فیلم برجسته راجع به موسیقی «فلامنکو»، اشارهای به خوان مارتین نکند! اینها البته نافی ارزش کار این هنرمند نیست.
کتابهای آموزشی او به ویژه کتاب «هنر فلامنکو» بارها در کشورهایی از جمله ایران تجدید چاپ شده و متد خاص او در تدریس گیتار فلامنکو، برای بسیاری از علاقهمندان و حتی مدرسان این رشته مرجع به شمار می رود.
خوان مارتین پس از درخواست گفتوگو، با این گفتوگو که در ویژهنامه نوروزی شرق منتشر شد، موافقت کرد و واسطه آن، هلن مارتین، مدیر برنامهها و همسر این نوازنده بود. هلن مارتین در کنسرتهای خوان مارتین به ایران آمده و او هم، همچون همسرش سفر به ایران را «تجربهای بزرگ» میداند.
* در ایران در زمینه آموزش گیتار کلاسیک و فلامنکو چند کتاب مفید مورد توجه مدرسان و استادان باسابقه قرار گرفته؛ از جمله کتاب «هنر فلامنکو»ی شما. در این کتاب چند نکته بسیار اساسی و حساس در زمینه موسیقی فلامنکو به شکلی ساده بیان شده است. خودتان چه پیشنهادی به دانشجویان و هنرآموزان ایرانی برای تکمیل آموزش این نوع موسیقی دارید؟
برای نوآموزان جوان و پیر، تمرین و صبر و توجه به جزئیات را هم در زمینه فن ساخت و هم ریتم و موسیقی توصیه میکنم. تمام این موارد البته در کتابها و دیویدیهایم آمده و به گمانم مهمترین اصل در یادگیری موسیقی فلامنکو همینهاست.
* برخی منتقدان بر این باورند که وجه آموزشی کار شما از وجه نوازندگیتان مهمتر است. به طور مشخص در دو فیلم مهم کارلوس سائورا، فیلمساز تأثیرگذار اسپانیایی راجع به موسیقی «فلامنکو»، نامی از شما برده نشده است. چه واکنشی به این نقدها دارید؟
من در چند دهه گذشته، راه خود را رفتهام و البته به نقدهای منتقدان احترام میگذارم؛ اما شخصا انرژیام را از بیشمار هوادار در سراسر جهان میگیرم. سائورا، فیلمساز بزرگی است. او در مورد هنرمندان بزرگی فیلم ساخته. میدانید که می خواه فیلمی نیز درباره پیکاسو بسازد. این تلاشها برای من ارزشمند است، ولی تأثیری بر کارم ندارد و از اینکه در دو فیلم او، از من نشانی نیست، ناامید نیستم.
* چهار سال پیش، شما برای آخرین بار به ایران سفر کردید و در نخستین روز جشنواره بینالمللی موسیقی فجر در تهران روی صحنه رفتید. به همین دلیل فکر میکنیم اطلاعات خوبی از فرهنگ و تمدن ایرانی دارید. این امکان هست که درباره خاطراتتان از ایران بگویید و همچنین اگر می شود، میخواهیم بدانیم آیا می خواهید دوباره برای پروژههای مرتبط با موسیقی به ایران سفر کنید؟
درست است. من به ایران آمدم و اجرایی به صورت کنسرت سولو در سالن وزارت کشور تهران داشتم که برای من تجربهای بزرگ بود. در عین حال از اصفهان بازدید کردم و در شیراز هم اجرا داشتم که البته باید این را هم بگویم که نخستین اجرای من در آرامگاه حافظ در سال ۲۰۰۴ بود. اوقات فوقالعادهای را پشت سر گذاشتیم، به ویژه هنگامی که در فرودگاه شیراز انبوه طرفدارانم را دیدم و در سه روز بلیتهای سه کنسرت در آرامگاه حافظ فروخته شد.
دوست خوبم دکتر افشین فروردین مرا به پرسپولیس برد، به آرامگاه شاعر بزرگ شما حافظ رفتم، از کاخها و موزههای شیراز و خیلی جاهای دیگر دیدن کردم. پس از آن به تهران بازگشتم و در کاخ نیاوران کنسرتی برگزار کردم، اما این تجربه آنقدر مورد توجه قرار گرفت که به کاخ بزرگتری رفتیم و من در سه روز برای سههزار تن سه کنسرت زنده در محیط باز اجرا کردم و در هر اجرا هم سولیست بودم.
راستش را بخواهید در اروپا و آمریکا این موضوع بیسابقه است که یک سولیست جدی در زمینه فلامنکو و گیتار کلاسیک چنین تجربهای داشته باشد. شما میپرسید دوست دارم باز برای یک کار مربوط به موسیقی یا اجرای کنسرت به ایران بیایم و من میگویم البته! این فوقالعاده خواهد بود که دوباره آن تجربه را از سر بگذرانم. فقط دعوتم کنید.
* نظرتان درباره موسیقی سنتی ایران چیست؟
موسیقی سنتی پارسی، برای من بسیار جذاب و جالب است. به گمانم یکی از دلایلی که مردم ایران موسیقی فلامنکو را دوست دارند باید همین باشد؛ اینکه مقیاسها و احساسات مشخصی وجود دارد که در بین همه مشترک است. زمان سفر به ایران، یک کلاس استادی در موزه موسیقی تهران داشتم و بسیاری از سازهای فرهنگ بومی شما را از نزدیک دیدم. در عین حال با شماری از موسیقیدانها و آهنگسازهای فوقالعاده کشورتان ملاقات داشتم.
* هیچ گاه به این اندیشیدهاید که اجرای مشترکی با موسیقیدانها و خوانندههای ایرانی داشته باشید؟
ما صحبتهایی هم داشتیم که با گروههایی مانند رومی یا محمدرضا علیقلی همکاری کنیم. حتی سیدی «نجوای زمینی» آنها به من داده شده بود تا همکاری داشته باشیم، اما پس از آخرین حضورم در جشنواره فجر و انتشار سیدی من با برچسب علی شجاعی به عنوان ارکستر رویال فیلارمونیک آواز عاشقانه، به هیچ چیزی هنوز جامه عمل پوشانده نشده؛ هرچند هنوز به آن سخنان پایبندم؛ بنابراین، این موضوع هنوز به مثابه یک احتمال جالب و دوستداشتنی مطرح است.
* جایگاه موسیقی ایران را در سبک موسیقی جهانی چگونه میبینید؟
موسیقی جهانی در واقع روشی است برای ارایه موسیقی به تعداد بیشتری از مخاطبان و کمک به مردم برای کشف چیزهای جدید؛ اما من ترجیح میدهم آن را از همان مبدأ و کشوری که موسیقی از آن میآید گوش بدهم نه اینکه بستهبندی شده دریافت کنم.
و در پایان اینکه حتما میدانید، قدرتهای گروه ۱+ ۵ و ایران در سالی که گذشت، توانستند به توافق تاریخی در ارتباط با برنامه هستهای در گفتوگوهای ژنو برسند؛ به عنوان موسیقیدانی خارجی، جو کنونی فرهنگی ایران را پس از این اتفاق چگونه میبینید؟
با توجه به گفتوگوهای ژنو، اگر این موضوع کمک کند تا موسیقیدانان خارجی آسانتر در ایران اجرای موسیقی داشته باشند، آن را مثبت ارزیابی میکنم، به ویژه از این نظر که من در گذشته مشکلاتی در این زمینه داشتم. اگر این موضوع به معنای پروتکل و کاغذبازی کمتر باشد، خوب است. در هر حال امیدوارم بتوانم به زودی و دوباره با بهترین آرزوها در سال جدید ایرانیان، شما را در تهران ببینم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


