«۹۰» تا صداقت دارد، زنده است
به راستی دلیل موفقیت انکارناشدنی برنامه نود در این سالها چه بوده است؟ آیا عادل فردوسیپور شخصیتی استثنایی است؟ آیا او تواناییهای فوق بشری دارد یا صرفا حمایت مدیران صدا و سیما باعث توفیق او شده است؟
قطعا فردوسیپور شخصیتی فرابشری نیست. هرچند او انسانی باهوش، خلاق و مبتکر است، توانایی مافوق طبیعی نیز ندارد. مدیران صداوسیما نیز با این که هرازگاهی از وی حمایتهایی کردهاند، بیدلیل نبوده است.
گزافه نیست اگر ادعا کنیم ۹۰ برای صداو سیما یک نعمت است که در کمبود برنامههای مردمپسند، میتواند پربینندهترین برنامه تلویزیونی باشد که از همه سطوح و طبقات جامعه (در داخل و خارج کشور) بیننده دارد و تقریبا قریب به اتفاق این بینندگان به آنچه از این برنامه میبینند و میشنوند، اعتقاد و اطمینان دارند و این یعنی اطمینان به صدا وسیما؛ بنابراین، پس آورده فردوسیپور برای صداوسیما، بسیار کلانتر و غیر قابل قیاس با حمایت گاه و بیگاهی است که از او میشود.
اینها به این معنا نیست که ۹۰ غیر قابل انتقاد و یکپارچه بیعیب و نقص است؛ اما مقایسه روزهای اول تولد ۹۰ با این روزهای آن، خط سیری صعودی و رو به رشد را توصیف مینماید و قطعا تهیه کننده و عوامل آن به این انتقادات توجه داشتهاند که توانستهاند در راه رشد کنند.
اما از منتقدین با انصاف ۹۰ که با احترام میگذریم، به مخالفینی میرسیم که این برنامه چهار، پنج ساعته خواب هفتگیشان را آشفته میکند؛ از آن قبیل که به لطف چشمان بیدار عوامل نود نمیتوانند در فوتبال نوچه پروری و تبانی آشکار کنند، پیامک تطمیع و تهدید بفرستند، در اردوهای ورزشی که با هزینه بیتالمال راهاندازی میشود، دود بگیرند یا تصمیمگیری بیپایه کنند.
نه فردوسیپور مافوق بشر است و نه نود خارق العاده است. ویژگی فردوسیپور این است که تلاش میکند درست کار کند و در برنامهاش به مردم راست بگوید و همین است که به دل مخاطب میلیونیاش نشسته است. آیا آقایان محترمی که با نود مشکل دارند و آن را تخطئه میکنند، بر این باورند که فهمیدهتر از همه بییندگان میلیونی نود هستند؟!
مطمئناً آنها نیز نزد وجدان آگاه خود به نود اعتماد دارند، ولی به دلیل اشتباهات سهوی یا عمدی و قانونشکنیها و با ملاحظه در معرض تهدید بودن منافع شخصی خود از آن بیمناکاند و در آرزوی تعطیلی آن هستند.
با مظلوم نمایی، قیافه حق به جناب میگیرند و از زیر ذرهبین رفتن زشتیها و پلشتیها و تخلفاتی که بعضاً خود نیز در آن سهیم هستند گله کرده و ادعا میکنند، نباید این مسائل در رسانهها مطرح شود!
هرچند خود به سستی حرف و نظرشان آگاهند، مایلم یادآوری کنم که اینگونه افشاگریها وظیفه هر برنامه یا رسانه مستقلی است که با رعایت امانتداری، وظیفهاش را انجام دهد، چرا که اگر فشار رسانهها به نمایندگی از افکار عمومی بر آنها سنگینی نکند، به اصلاحشان امیدی نخواهد بود. در تمام دنیا نیز همین گونه است و مگر رسوایی و افتضاح مالی در انتخابات فیفا توسط ساندی تایمز بر ملا نشد؟ مگر تضییع حقوق کارگران نپالی در پروژههای آماده سازی قطر برای جام جهانی توسط گاردین مطرح نشد؟ آیا فیفا به دلیل این افشاگریها از این رسانهها انتقاد کرد؟ خیر، فیفا از این فرصت بهره برد و ضمن اصلاح معایب، در مسیر سالم سازی ساختار خود حرکت کرد.
اگر افتضاح تبانی در فوتسال و موارد مشابه آن در لیگ یک فوتبال توسط نود مطرح نمیشد، آیا اینها حاضر به پردهبرداری از آن بودند؟ اگر نود در پروسه انتقال تیم نفت تهران به اراک به ماجرا ورود نمیکرد، امروز نفت چه وضعیتی داشت؟ شما خود نمونههای بسیاری از این دست خدمات نود به فوتبال ایران را سراغ دارید که نیاز به یادآوری آنها نیست.
پیشتر نیز برخی دیگر درصدد تعطیلی این برنامه برآمدند و حتی پل ارتباطی مردم با این برنامه را مختل کردند؛ اما با حمایت بینظیر رسانهها و مردم در آرزوی تعطیلی نود ماندند تا دورانشان گذشت و به قول معروف «زمستان رفت و روسیاهی به ذغال ماند».
نود در راه درستی به رسالت طبیعی خود رفتار میکند و مردم با همراهی چهار، پنج ساعته خود به آن نمره قبولی، به مدیران صدا و سیما برای این برنامه پالس مثبت و به مخالفین نود، نمره مردودی میدهند، چه بپسندند چه نپسندند.
* کارشناس فوتبال
زنده باد عادل فردوسی پور و برنامه نود...



