نگاه شما: سهم مردم از پیروزیها؟
سرانجام این دور از مذاکرات با همه پستی و بلندیها و مشقاتی که داشت، با نتایجی مثبت به پایان رسید. هماکنون نیز شادی زیادی در بین بخشی از بدنه جامعه، به ویژه بدنه حاکمیت، پیداست و همواره به یکدیگر تبریک میگویند. این شعف و شادی به اندازهای خودنمایی میکند که ناخودآگاه این پرسش را به ذهن میآورد که این پیروزی که تا این اندازه بزرگ تصور میشود، دقیقا چه نتایجی برای مردم خواهد داشت و آیا مردم نیز میتوانند در این شادی شریک باشند؟ به این معنا که اگر قرار است مردم نیز در این شادی شریک باشند، باید آشکارا به ایشان گفته شود که این نتیجه و احتمالا نتایج بعدی تا چه اندازه بر سرنوشت زیستی آنها اثر خواهد گذاشت. طبیعتا نمیتوان از مردم خواست شما نیز خوشحال باشید چون ما خوشحال هستیم.
نکته مهم اینکه جامعه ایرانی در برهههای گوناگون، بزنگاههایی از این نوع را تجربه کرده، ولی روند زیستی مردم رو به بهبود که نگذاشته هیچ، به وخامت نیز گراییده است. شکی نیست که تلاشهای تیم مذاکره کننده در مذاکرات و عزم دولت در تنشزدایی در منطقه و جهان در اساس امر مهم و ضروری برای توسعه است و در وضعیت تنش با منطقه و جهان حرکتهای توسعهای نه تنها نمیتواند با سهولت رخ دهد، بلکه همان گونه که در وضعیت تحریم دیدیم این تنشها قطعا عامل مهمی در بازداشتن کشور از تحقق مراتب و برنامههای توسعهای خواهد بود.
لیکن نکته مهم این است که در تاریخ ایران، شادمانی سیاسیون که ممکن است موقتا شادمانی مردم را نیز به همراه داشته باشد، الزاما به کامیابی مردم ختم نشده و به مرور بسیاری انباشته از شادمانیهایی شدهایم که به کامیابی نرسیده و نتیجتا سرخوردگی زیادی را نیز برای مردم به همراه داشته است، حال آن که در جوامع توسعه یافته، مبتنی بر عقلانیت، شادمانیها به تبع کامیابیها رخ مینماید و البته در این جوامع انتظار این است تا سیاستها و برنامههای دولت در نقطهای به بهتر زیستن مردم منتج شود و شادمانی مردم در همین کامیابیهای حاصل شده از سیاستهای کارآمد دولتهاست.
تلویحا این نکته در برخی از اظهار نظرهای برخی از مسئولین و کارشناسان نیز دیده میشود. این روزها برخی از مسئولین و کارشناسان اظهارنظر میکنند که این نتیجه از مذاکرات نباید توقع مردم را بالا ببرد یا اینکه عنوان میکنند که منشأ و ریشه مشکلات ما در ایران داخلی است و تا آنها اصلاح نشود، بهبودی در وضعیت مردم حاصل نخواهد شد. با این مقدمات باید پرسش دیگری را نیز طرح کنیم که نتیجه مذاکرات برای چه کسی یا چه کسانی بیشتر مهم بود؟ مردم یا حاکمیت؟ آیا حاکمیت با این مذاکرات به دنبال نجات خود است یا نجات مردم؟ قطعا اگر مردم در این زمینه سهیم هستند، باید بدانند چه سهمی و چگونه و در چه زمانی این سهم را و البته چگونه دریافت خواهند کرد؟
اگر بپذیریم همه تلاشهای دولتها باید در راستای منافع و اعتلای زیست مردم کشور رخ دهد، باید این را نیز بپذیریم زمانی میتوانیم همه این تلاشها و دیگر تلاشها را موفقیتآمیز بدانیم که برآیند و حاصل جمع آنها به بهزیستن مردم منتهی شود و اگر نتیجهای این چنین به دست نیاید، باید به طرح پرسشهایی از جنس پرسشهای جامعهشناسانه، سیاستشناسانه و پرسشهایی از جنس مدیریت، پرداخت که چرا با همه ادعاهایی که دولتهای گوناگون در مورد موفقیتهایشان داشتهاند، کامیابیهای مردم روزبهروز کاستی گرفته است؟
نتیجه اینکه اگر بپذیریم نتایجی اینچنین از مذاکرات قطعا مثبت است که هست و باید از سیاستهای این چنین حمایت شود، باید این نکته را به دولت وقت یادآور شویم تا مد نظر قرار دهد که چگونه این فرصتسازیها را به ایجاد بهبود در وضعیتهای زیستی مردم مبدل سازد و تنها در این صورت است که منافع دولت ـ ملت به هم گره خواهد خورد و تضاد دیرینه دولت ـ ملت در ایران به مرور کاهش پیدا کرده و از بین خواهد رفت.
فرستنده: دکتر رضا اکبری نوری دکترای علوم سیاسی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تهران جنوب
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.



