بیایید ملت شویم و برای هم تب کنیم
کشور زمین
یعنی این روزها همه هم استانی هایم به من چپ چپ نگاه میکنند (البته نه همه شون)
هموطنان نازنین در سراسر ایران عزیزمان و ایرانیان خارج از ایران اعم از باحال و خیلی باحال، احتمالا همگی موافقید که وضعیت امروزمان به طور خلاصه این است که بیماری دریاچه ارومیه فقط باعث اعتراض و تکاپوی آذربایجان ها (غربی و شرقی) میشود و در نتیجه میخشکد.
آیا نباید همه استان ها نگران دریاچه ارومیه باشند و حمایتشان را اعلام کنند؟ آیا شیرازی ها، رشتی ها، مشهدی ها، زاهدانی ها، سنندجی ها، بوشهری ها و تهرانی ها نباید بگویند که ارومیه مشکل همه ایران است؟
بیایید به جای این که در زمان پیگیری مطالباتمان استان ها را در مقابل هم قرار دهیم، برعکس استان هایمان را در کنار هم حس کنیم و دست در دست هم برای مشکلات سراسر ایران کمک های فکری و تجهیزاتی و ... ارائه کنیم. مگر طبیعت سرکش را میتوان استانی مدیریت کرد؟
وقتی به بهانه نجات کارون یا مسائل دیگر، استانهای اصفهان و خوزستان را در مقابل هم قرار دهیم، و پلاکاردهای تفرقه انگیز بالای دست میبریم، کودکانمان نظاره میکنند و تخم نفرت و فاصله در ذهنشان کاشته میشود که به نفع کشورمان و آینده مان نیست.
بیایید برای حل مشکلاتمان از تعصب دور شویم و ملی فکر کنیم. بیایید از مطالعات جامع با نظارت مشاورهای بین المللی کمک بگیریم و هیچ گروهی مقالات و مطالب گروه مخالفش را سانسور نکند. بیایید با هم شفاف حرف بزنیم نه مافیایی و نه استانی. اگر این درد جراحی را تحمل نکنیم و از پوستین تعصب مان خارج نشویم قطعا هیچ پروژه مطالعاتی و تحقیقاتی مناسب و جامعی برای تقویت رودخانه ها، تالابها، چاههای کشاورزی، دریاچه ها و ... انجام نخواهد شد. برای این جور پروژه ها استانداران و وزیران نیاز به بودجه کلان و همچنین نیاز به اعتماد به نفس کافی دارند.
وقتی قضیه تعصبی و استانی شود هیچ مدیری توان انجام پروژه های مطالعاتی در سطح استانداردهای جهانی و کیفیت مطلوب را نخواهد داشت. در نتیجه مقاله های با ارزشی از طرف مخالفان و موافقان در خصوص پروژه های اجرایی مثل مدیریت رودخانه ها و ... ارائه نخواهد شد و همین میشود که هست.
اگر دوربین ببریم وسط تجمع ها و از مخالفان و موافقان انتقال کارون مصاحبه بگیریم خنده تان خواهد گرفت شاید هم گریه. چون هیچ چیز از ماهیت رودخانه و ساختار آن و کنش و واکنشهای متقابل رودخانه با خاک و هوا و سفره های زیرزمینی نمیدانند و فقط میدانند چون فلان رودخانه یا فلان تالاب نزدیک شهرشان هست هیچکس نباید نزدیکش شود یا برعکس. نجات هیچ رودخانه یا تالابی بدون همکاری صمیمانه پنج شش استان امکانپذیر نمیشود.
اگر صمیمانه و ملی ملی ملی و باز هم ملی تلاش نکنیم، یکی یکی این نعمتهای زیبای طبیعت را از دست میدهیم. ای کسانی که بدون هیچ دلیل و تحقیقی موافق یا مخالف انتقال بخشی از آب کارون هستید، آیا میدانید پیچیدگی مسائل رودخانه به حدی است که رشته دانشگاهی به نام مدیریت رودخانه در سطح دکترا وجود دارد؟
برخی هم استانی های عزیز من میگویند "مگر اصفهانیها و تهرانیها و مشهدی ها به فکر آلودگی هوا و آب شرب خوزستان هستند که ما برایشان دل بسوزانیم؟. پاسخ من این است "اگر برخی هموطنان کم لطفی کردهاند، چون تو با بد بد کنی پس فرق چیست؟".
ای هم استانی عزیزم، به جای این که بر سر من فریاد بزنی و از این جور فعالیت ها خشمگین بشوی، لطفا به این چراها بیندیش. چرا من و تو در خوزستان برای ارومیه تلاشی نکردیم؟ چرا شاعرهای خوزستانی برای ارومیه شعری نسرودند؟ چرا من و تو در دانشگاه ها های اهواز و دزفول و بهبهان و ماهشهر سمیناری برای نجات دریاچه ارومیه برگزار نکردیم؟ چرا من و تو برای سرب اراک که سرطان کودکان را به طرز چشمگیری افزایش داده هیچ احساس مسئولیتی نکردیم و نمی کنیم؟ چرا مراجعه ده هزار، نه، پونزده هزار، نه، بلکه بیست هزار خوزستانی به بیمارستان به دلیل تنگی نفس هیچ بیلبوردی در تهران بالا نمیبرد؟ چرا خفگی بیست هزار خوزستانی روال عادی برنامه های تلویزیون را قطع نمیکند؟ چرا اکیپ های امدادی و فنی از مشهد و کرمان برای کمک به من و تو اعزام نمیشوند؟ و ... هزاران چرای دیگر.
علتش به نظر من این است که در خیلی موارد تعصبی و استانی عمل میکنیم و هنوز ملت نشدیم. برای هم تب نمیکنیم. بیایید بعد از هزاران سال با هم یک ملت شویم و برای هم تب کنیم. اوکی؟
عماد جعفری پور / وبلاگ کشور زمین
هموطنان نازنین در سراسر ایران عزیزمان و ایرانیان خارج از ایران اعم از باحال و خیلی باحال، احتمالا همگی موافقید که وضعیت امروزمان به طور خلاصه این است که بیماری دریاچه ارومیه فقط باعث اعتراض و تکاپوی آذربایجان ها (غربی و شرقی) میشود و در نتیجه میخشکد.
آیا نباید همه استان ها نگران دریاچه ارومیه باشند و حمایتشان را اعلام کنند؟ آیا شیرازی ها، رشتی ها، مشهدی ها، زاهدانی ها، سنندجی ها، بوشهری ها و تهرانی ها نباید بگویند که ارومیه مشکل همه ایران است؟
بیایید به جای این که در زمان پیگیری مطالباتمان استان ها را در مقابل هم قرار دهیم، برعکس استان هایمان را در کنار هم حس کنیم و دست در دست هم برای مشکلات سراسر ایران کمک های فکری و تجهیزاتی و ... ارائه کنیم. مگر طبیعت سرکش را میتوان استانی مدیریت کرد؟
وقتی به بهانه نجات کارون یا مسائل دیگر، استانهای اصفهان و خوزستان را در مقابل هم قرار دهیم، و پلاکاردهای تفرقه انگیز بالای دست میبریم، کودکانمان نظاره میکنند و تخم نفرت و فاصله در ذهنشان کاشته میشود که به نفع کشورمان و آینده مان نیست.
بیایید برای حل مشکلاتمان از تعصب دور شویم و ملی فکر کنیم. بیایید از مطالعات جامع با نظارت مشاورهای بین المللی کمک بگیریم و هیچ گروهی مقالات و مطالب گروه مخالفش را سانسور نکند. بیایید با هم شفاف حرف بزنیم نه مافیایی و نه استانی. اگر این درد جراحی را تحمل نکنیم و از پوستین تعصب مان خارج نشویم قطعا هیچ پروژه مطالعاتی و تحقیقاتی مناسب و جامعی برای تقویت رودخانه ها، تالابها، چاههای کشاورزی، دریاچه ها و ... انجام نخواهد شد. برای این جور پروژه ها استانداران و وزیران نیاز به بودجه کلان و همچنین نیاز به اعتماد به نفس کافی دارند.
وقتی قضیه تعصبی و استانی شود هیچ مدیری توان انجام پروژه های مطالعاتی در سطح استانداردهای جهانی و کیفیت مطلوب را نخواهد داشت. در نتیجه مقاله های با ارزشی از طرف مخالفان و موافقان در خصوص پروژه های اجرایی مثل مدیریت رودخانه ها و ... ارائه نخواهد شد و همین میشود که هست.
اگر دوربین ببریم وسط تجمع ها و از مخالفان و موافقان انتقال کارون مصاحبه بگیریم خنده تان خواهد گرفت شاید هم گریه. چون هیچ چیز از ماهیت رودخانه و ساختار آن و کنش و واکنشهای متقابل رودخانه با خاک و هوا و سفره های زیرزمینی نمیدانند و فقط میدانند چون فلان رودخانه یا فلان تالاب نزدیک شهرشان هست هیچکس نباید نزدیکش شود یا برعکس. نجات هیچ رودخانه یا تالابی بدون همکاری صمیمانه پنج شش استان امکانپذیر نمیشود.
اگر صمیمانه و ملی ملی ملی و باز هم ملی تلاش نکنیم، یکی یکی این نعمتهای زیبای طبیعت را از دست میدهیم. ای کسانی که بدون هیچ دلیل و تحقیقی موافق یا مخالف انتقال بخشی از آب کارون هستید، آیا میدانید پیچیدگی مسائل رودخانه به حدی است که رشته دانشگاهی به نام مدیریت رودخانه در سطح دکترا وجود دارد؟
برخی هم استانی های عزیز من میگویند "مگر اصفهانیها و تهرانیها و مشهدی ها به فکر آلودگی هوا و آب شرب خوزستان هستند که ما برایشان دل بسوزانیم؟. پاسخ من این است "اگر برخی هموطنان کم لطفی کردهاند، چون تو با بد بد کنی پس فرق چیست؟".
ای هم استانی عزیزم، به جای این که بر سر من فریاد بزنی و از این جور فعالیت ها خشمگین بشوی، لطفا به این چراها بیندیش. چرا من و تو در خوزستان برای ارومیه تلاشی نکردیم؟ چرا شاعرهای خوزستانی برای ارومیه شعری نسرودند؟ چرا من و تو در دانشگاه ها های اهواز و دزفول و بهبهان و ماهشهر سمیناری برای نجات دریاچه ارومیه برگزار نکردیم؟ چرا من و تو برای سرب اراک که سرطان کودکان را به طرز چشمگیری افزایش داده هیچ احساس مسئولیتی نکردیم و نمی کنیم؟ چرا مراجعه ده هزار، نه، پونزده هزار، نه، بلکه بیست هزار خوزستانی به بیمارستان به دلیل تنگی نفس هیچ بیلبوردی در تهران بالا نمیبرد؟ چرا خفگی بیست هزار خوزستانی روال عادی برنامه های تلویزیون را قطع نمیکند؟ چرا اکیپ های امدادی و فنی از مشهد و کرمان برای کمک به من و تو اعزام نمیشوند؟ و ... هزاران چرای دیگر.
علتش به نظر من این است که در خیلی موارد تعصبی و استانی عمل میکنیم و هنوز ملت نشدیم. برای هم تب نمیکنیم. بیایید بعد از هزاران سال با هم یک ملت شویم و برای هم تب کنیم. اوکی؟
عماد جعفری پور / وبلاگ کشور زمین
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۶
اگر قرار بود با منطقی بودن و بخشنده بودن مردم خوزستان ، نگاه سایر مردم ایران به خوزستانی ها تغییر کنه ، پس چرا تا الان که سالهاست مردم خوزستان نجابت به خرج داده و اعتراض نکرده اند این تغییر نگاه اتفاق نیفتاده؟ اگر قرار بود این اتفاق مبارک محقق بشه ، همون زمانی که تمام مردم ایران داشتند از نفت و گاز و فولاد و برق و آب و کشاورزی و هزار تا چیز دیگه خوزستان بهره می بردند و خوزستانی ها در عین محرومیت از همون تسهیلات و منافع ، لب به اعتراض باز نمی کردند ، این اتفاق محقق میشد. ولی دیدیم که نه تنها نشد بلکه بقیه مردم ایران علی الخصوص اصفهانی ها رو طلبکار تر از قبل کرد. پس لطفا اینو بدون که راهت رو کاملا ساده لوحانه انتخاب کردی برادر. این حرفایی هم که میزنی به جز یک مشت ایده آل بافی هیچ چیز مثبتی نداره. ولی بعنوان یک هم استانی اینو بهت میگنم که ما توی ایده آل ها زندگی نمیکنیم بلکه توی واقعیت ها زندگی میکنیم و چه بخوایم و چه نخوایم واقعیت امروز ما همینه و راهی که تا الان رفتیم نتیجش فقط برامون خسارت به دنبال داشته . پس از حالا به بعد ما هم راه اصفهانی ها رو در پیش میگیریم و خودمون رو از همه طلبکار میدونیم تا به همون نقطه ای از توسعه برسیم که اونها الان رسیدند. البته اینو اضافه کنم تفاوت راه جدید ما با اصفهانی ها اینه که اونا به حق سایر استانها کار داشتند ولی ما فقط حق استان خودمون رو از منابع استان خودمون میخوایم و همین تفاوته که به عملکرد ما مشروعیت میبخشه. والسلام
شما میدونی یک میلیون چندتاس؟؟
اونوقت انتظار داری این یه میلیون مشکلات خودشونو ول کنن برن دلشون واسه یه میلیون دیگه بسوزه؟
هرکی مشکلات خودشو داره
ما که میگیم کارون با منطق میگیم کارون
همه حرفامون کارشناسی شدست
سود منطقه رو در نظر میگیریم
نمیگیم یه جا رو بخاطر ما نابود کنین فقط میگیم ما هم حق زندگی سالم داریم
نه با این که آب شرب نداریم آب شربمونو ببرن واسه کشاورزی
نمیخوایم هوامون آلوده بشه
به خاطر اتحاد چقد سکوت کینم؟
اصلا شما کجا زندگی میکنی؟؟؟
مطمئنی خوزستانی هستی؟؟
اصلا چی از سفره های آب میدونی؟؟
سالهاست که کشورای اروپایی و امریکا هشدار میدن خشک شدن تالابها خطرات جدی به دنبال داره اونوقت شما از کجا میگی کارشناسی شدست؟؟؟
فرصت کردی با اکانت فیسبوکت یه سر به پیج کارون بزن
دیدگاه شما بسیار عالیه
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




