مذاکره یا مبارزه؟
روند مذاکرات ایران و ۱+۵ در موضوع هستهای و موضعگیریها و رفتارهای دو طرف، نشان میدهد که مسأله هستهای، فراتر از یک مذاکره با عرف بینالمللی است؛ از یک طرف، جبههای از تندروهای درون آمریکا و کاخ سفید تا اسرائیل و منطقه کشیده شده که مخالف پیشرفت مذاکرات و برداشته شدن تحریمها هستند که میتوان اعتراضات در آمریکا و مواضع نتانیاهو و برخی سران کشورهای عربی را از این جمله دانست.
از سوی دیگر، جبههای متشکل از برخی کشورهای اروپایی و منطقهای موافق و پیشرفت مذاکرات و پایان مناقشات هستهای ایران با غرب هستند. در این میان در کشور هم جبههبندیهایی شکل گرفته است؛ این آرایش سیاسی در درون و خارج کشور، نشان میدهد که مذاکرات ایران در موضوع هستهای، چیزی فراتر از یک مذاکره دیپلماتیک عادی و بلکه مسأله یک مبارزه دیپلماتیک است که چند نکته مهم درباره آن اهمیت دارد:
۱ ـ این مبارزه، مبارزه یک تیم محدود و مذاکره کننده نیست، بلکه مبارزه یک ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران با همه کسانی است که نمیخواهند ملت ایران پیشرفت کند؛ بنابراین، هدف از مذاکرات، پیگیری منافع ملی کشور است و هر موفقیتی در آن به سود ملت ایران خواهد بود.
۲ ـ ما برای موفقیت در این مبارزه دیپلماتیک، نیازمند وحدت و پیگیری منافع ملی و ارزشهای انقلاب اسلامی هستیم که بهترین شاخص این حرکت، رهنمودهای مقام معظم رهبری است.
۳ ـ علت رویکرد مثبتتر ۱+۵ در مذاکرات اخیر به دو مسأله اساسی برمیگردد؛ یکی حمایت قاطع رهبر انقلاب از تیم مذاکرهکننده و دولت و دوم، تظاهرات باشکوه مردم ایران در سیزدهم آبان ماه ۹۲ است.
۴ ـ راهپیمایی ۱۳ آبان، ارزش و قیمت تیم مذاکره کننده را بالا برد و غرب دریافت با توجه به ایستادگی مردم ایران روی شعارهای خود، مذاکرات کنونی برای آنها، یک فرصت تاریخی است که نباید آن را از دست بدهند و کاری که با آقای خاتمی کردند، با آقای روحانی نکنند.
از سوی دیگر، حمایت رهبر انقلاب از مذاکرهکنندگان، اعتبار مذاکرات را افزایش و نشان داد که مذاکرهکنندگان از طرف ملت ایران و نظام مأموریت دارند.
۵ ـ تیم مذاکرهکننده در رسانهها و همه کسانی که خود را در جبهه مبارزه دیپلماتیک ملت ایران احساس میکنند، باید به فکر پیروزی در مذاکرات باشند. امروز دیگر غرب (۱+۵) نمیتواند بهانههای گذشته را داشته باشد. امروز ایران با یک پیشنهادی که تقریبا مورد موافقت ۱+۵ قرار گرفته روبهروست و به همین دلیل، از جان کری و وزرای خارجه اروپایی خواسته شده تا به مذاکرهکنندگان بپیوندند و وارد مذاکرات شوند.
افکار عمومی دنیا انتظار توافق ایران و غرب را دارد که با تحرک دیپلماسی ایران، این غرب است که باید تصمیم راهگشا بگیرد؛ بنابراین، میتوان گفت امروز توپ در زمین غرب است.
۶ ـ اسرائیل و تندروهای داخل آمریکا و برخی کشورهای عربی، بیشترین تلاش را برای جلوگیری از پیروزی ایران انجام میدهند. این مخالفتها وحدت ۱+۵ را به هم خواهد زد و بنابراین، ایران باید بیشترین استفاده را از این تندرویها ببرد.


