هفتاد و چهارمین زادروز شفیعی کدکنی
فیلم: هزار نامه آمد و تو نیامدی
او از سال ۱۳۴۸ تاکنون(۱۳۹۱) بنا به در خواست دانشگاه تهران، استاد دانشگاه تهران است و بدیع الزمان فروزانفر زیر برگهٔ پیشنهاد استخدام وی نوشت احترامیست به فضیلت، او از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی به شمار میرود و دلبستگی خود را به اشعار وی پنهان نمیکرد. او هیچ گاه در ۲۵ سال اخیر در هیچ محفل اجتماعی (سخرانیها، سالن آمفی تئاتر و...) حاضر نشد ...
محمدرضا شفیعی کدکنی درنوزده مهر ۱۳۱۸ در کدکن از توابع تربت حیدریه در خراسان به دنیا آمد. شفیعی کدکنی هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از آغاز کودکی نزد پدر خود (که روحانی بود) و مرحوم ادیب نیشابوری دوم به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت (در هفت سالگی تمام الفیه ابن مالک را از حفظ بود) و فقه، کلام و اصول را در نزد آیت الله شیخ هاشم قزوینی فرا گرفت اما پس از درگذشت شیخ هاشم قزوینی (معروف به فقیه آزادگان) تا آخرین مراحل درس خارج فقه را نزد آیت الله میلانی خواند و در این دوره با رهبر انقلاب همدرس بود. او به پیشنهاد مرحوم دکتر علی اکبر فیاض در دانشگاه فردوسی مشهد نام نویسی کرد و در کنکور آن سال نفر اول شد و به دانشکدهٔ ادبیات رفت و مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.
شفیعی کدکنی سرودن شعر را از جوانی به شیوهٔ کلاسیک آغاز کرد. پس از چندی به سوی سبک نو مشهور به نیما یوشیج روی آورد و با انتشار دفتر شعر «در کوچه باغهای نشابور» نامآور شد.

شمس لنگرودی با اشاره به «در کوچه باغهای نشابور»، مینویسد: «شفیعی کدکنی در هنگام انتشار این کتاب از چهرهای چندوجهی و معتبر برخوردار بود: او از پیشگامان مؤمن و پابرجای شعر چریکی ایران؛ مؤلف اثر تحقیقی ارزشمند «صور خیال در شعر فارسی» - که تحقیقی نو در چند دیوان قدیم بود -، شناساننده سارق دیوان فراموششده حزین لاهیجی (که سالیان دراز شعر حزین را به نام خود چاپ میکرد)، غزلسرای بنام، و دکتر در ادبیات و استاد ممتاز دانشگاه تهران بود. و بدین ترتیب، سخن او در میان روشنفکران انقلابی، ادبا و غزلسرایان، محققین آثار کلاسیک، و استادان دانشگاه و دانشجویان، از اعتبار همهجانبهای برخوردار بود؛ امتیازی که هیچ شاعرِ سیاسیِ نوپردازِ دیگر از آن بهرهور نبود. بویژه در مجامع دانشگاهی که تقریبا همه استادان، هوادار قالبهای قدیم و مخالف شعر نو بودهاند؛ و اگر هم بعضی موافقتی داشتند، مشروط و در حد اشعار نوقدمایی فریدون توللی بود، با این فرق که اطمینانی به سواد قدیمه توللیها نداشتند، درحالیکه شفیعی، مدرس این رشته بود؛ پس آنها نیز شعر نوقدمایی شفیعی را با اطمینان خاطر میخواندند و به عنوان شعر نو سالم از آن دفاع میکردند؛ بویژه که شهامت شاعر نیز در انتشار این شعرها درست در بحبوحه قیام چریکی مرعوبکننده و باورنکردنی بود... در کوچهباغهای نشابور چندی پس از قیام سیاهکل و در بحبوحه مبارزات چریکی ایران منتشر شد؛ و به سبب محتوای روشن انقلابی و قالب نیمایی و زیباشناسی نوقدمایی (ترکیبات و تعابیر ساده و آشنا و آسانیاب) و ضرباهنگ تند و روان، بهسرعت در میان روشنفکران سیاسی و بخشی از مردم جا باز کرد و پارهای از اشعارش به سرود و زمزمه بدل شد.»

او از سال ۱۳۴۸ تاکنون(۱۳۹۱) بنا به در خواست دانشگاه تهران، استاد دانشگاه تهران است و بدیع الزمان فروزانفر زیر برگهٔ پیشنهاد استخدام وی نوشت احترامیست به فضیلت، او از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی به شمار میرود و دلبستگی خود را به اشعار وی پنهان نمیکرد. او هیچ گاه در ۲۵ سال اخیر در هیچ محفل اجتماعی (سخرانیها، سالن آمفی تئاتر و...) حاضر نشد با بعضی از شاگردان و طرفداران او با یکدیگر پیمان ببندند که با نوشتن ۱۰۰۰ نامه از او درخواست کنند که برای سخنرانی حضور پیدا کند که ظاهراً عدد این نامه ها از چندهزار نیز عبور کرده و او نیامده است.
آثار شفیعی را میتوان به سه گروه انتقادی و مجموعه اشعار خود وی تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه نظریه ادبی میشود. در میان آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب موسیقی شعر جایگاهی ویژه دارد و در میان مجموعه اشعارش در کوچه باغهای نشابور آوازه بیشتری دارد.

زمزمهها، شبخوانی، از زبان برگ، بوی جوی مولیان، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، هزاره دوم آهوی کوهی، صور خیال در شعر فارسی، موسیقی شعر، با چراغ و آینه (در جستجوی ریشههای تحول شعر معاصر ایران)، تصحیح اسرارالتوحید نوشته محمدبنمنور، تصحیح تاریخ نیشابور نوشته حاکم نیشابوری، تصحیح آثار عطار نیشابوری، تصحیح مختارنامه، تصحیح مصیبتنامه، تصحیح منطقالطیر، تصحیح اسرارنامه، تصحیح دیوان عطار و تصحیح آفرینش و تاریخ نیز از جمله آثار محمدرضا شفیعیکدکنی هستند.
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸ تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد. این سفر بازتاب وسیعی درمطبوعات ایران داشت. او برای استفاده از یک فرصت مطالعاتی به مؤسسؤ مطالعات پیشرفتهٔ پرینستون رفت تا در باب تاریخ و تطور فرقهٔ کرامیه تحقیق کند و پس از ۹ ماه دوری از وطن به ایران بازگشت و پس از بازگشت به ایران بر سر کرسی تدریس خود در دانشگاه تهران حاضر شد و هم اکنون نیز در این دانشگاه مشغول به تدریس است.
در صورتی گذر از این زندگی نامه رسمی که هرجا جست و جو کنید نسخه از آن را درباره این آهوی کدکن خواهید یافت، گفته ها و شنیده های جالبی درباره او خواهید دید و شنید که «تابناک» به مناسبت زادروز این استاد برجسته ادبیات ایران زمین، به گردآوری شان در قالب یک ویدئو پرداخته است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۰
انتشار یافته: ۱۶
من ایشان را خیلی دوست می دارم.
سفرنامه باران این است
که زمین
چرکین است!
دیر زیاد این بزرگوار انسان، دیر زیاد!
استاد!
نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن
عمرش بر دوام!
بعضی کارات واقعا قشنگه .
*
استاد شفیعی عزیزم
دوستت دارم .
تو چهره ی ماندگار منی !
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟






