مرور روزنامههای پنجشنبه یازدهم مهرماه
سعید جلیلی با حزب میآید
اخبار منتشره از فعالیتهای جبهه پایداری، این گمانه را پدید آورده که سعید جلیلی در راه ایجاد حزب است. برخی از اصلاحطلبان در مورد فرصتها و هزینههای دولت روحانی برای خود سخن گفتهاند و در کنار این، وضعیت بازار نفت و تحلیلهای ناشی از سخنان دیروز رئیس جمهور و سیاست خارجی دولت وی، مطالب مهم روزنامههای امروز هستند.
کد خبر: ۳۴۸۷۸۱
| | 23075 بازدید

اخبار منتشره از فعالیتهای جبهه پایداری، این گمانه را پدید آورده که سعید جلیلی در راه ایجاد حزب است. برخی از اصلاحطلبان در مورد فرصتها و هزینههای دولت روحانی برای خود سخن گفتهاند و در کنار این، وضعیت بازار نفت و تحلیلهای ناشی از سخنان دیروز رئیس جمهور و سیاست خارجی دولت وی، مطالب مهم روزنامههای امروز هستند.
سعید جلیلی با حزب میآید
روزنامه آرمان از تشکیل شاخه مقاومت در اردوگاه اصولگرایی خبر داده و از آن، تشکیل حزب با محوریت سعید جلیلی را نتیجه گرفته و نوشته: «جبهه پایداری کار خودش را میکند و جناب آقای سعید جلیلی هم به دنبال تشخیص وظیفه وعمل به آن هستند. البته ایشان هم آزادند و رسالتی دارند که باید آن را دنبال کنند. ما مزاحم هم نیستیم و اینجور هم نیست که ایشان زیرمجموعه ما باشند یا ما زیرمجموعه ایشان باشیم، ولی به نظر میرسد میتوانیم یار و یاور هم، برای همافزایی بیشتر باشیم».این توضیحی بود که مرتضی آقاتهرانی در جایگاه دبیرکل جبهه پایداری در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که چه ارتباطی میان جبهه پایداری و تشکیلاتی که قرار است سعید جلیلی به راه بیندازد وجود دارد، بیان کرد. عدم تکذیب راهاندازی تشکیلاتی جدید با محوریت جلیلی از سوی آقاتهرانی، اذهان را به این سمت سوق میدهد که قرار است به زودی شاهد تشکیلاتی جدید باشیم؛ تشکیلاتی که محور آن تفکر سعید جلیلی است و اعضای آن هم احتمالا نیروهایی با تفکر جبهه پایداری. در نگاه نخست میتوان این گونه برداشت کرد که اگر حزب یا تشکیلاتی جدید تشکیل شود پربیراه نیست که هدفی غیر از انتخابات مجلس در سال۹۴ را دنبال کند.
درباره تشکیل حزب از سوی جلیلی باید چند مؤلفه را مدنظر داشت. او در انتخابات ریاستجمهوری به اعتبار این حضور یافت که نامش به واسطه دبیری شورای عالی امنیت ملی به گوش ایرانیان رسیده بود. پشتیبانان سیاسی او تصور داشتند بخش غیراصولگرای جامعه به مذاکرات جلیلی و نشستن و لبخند زدنهای او بر سر میز مذاکره با اشتون استناد خواهند کرد و بخش اصولگرا هم به سابقه اصولگرایی و لباس ساده در پشت تریبونهای انتخاباتی رأی خواهند داد اما ظاهرا این پیشبینی صحیح نبوده و نه مذاکرات هستهای برای طیف اصلاحطلب و میانهرو مؤلفه کافی برای رأی دادن به جلیلی شد و نه نوع لباس جلیلی برای اصولگرایان شیرین آمد، چراکه طی سالهای اخیر احمدینژاد که او هم در این پوشش توانست رأی اصولگرایان را کسب کند عملکرد قابل قبولی از نگاه همین اصولگرایان نداشت. حالا به نظر میرسد جلیلی به همراه هواداران خود درصدد جبران شکست انتخابات ریاستجمهوری است و اولین گام هم تشکیل حزب یا تشکیلاتی به این معناست.
باید باور داشت که نیروهای اطراف جلیلی آنچنان زیاد نیستند و گواه این موضوع هم انتخابات ریاستجمهوری ۹۲ است. در آن برهه فراموش نشده که جلیلی در ابتدا و البته به صورت مشخص و علنی، بدون پشتوانه حمایتی به میدان آمد و افرادی که در اطراف او دیده میشدند، برادرش بود که از نیروهای طیف میانهرو محسوب نمیشود و افراد محدودی از همین طیف. اما به مرور زمان مشخص شد که حامیان جلیلی، بخشی از همان حامیان تفکر سادهزیستی هستند که در سال ۸۴ به احمدینژاد رأی دادند؛ البته شاید همانها نبودند اما تفکر آنها را نمیتوان جدای از جوانانی دانست که در سال ۸۴ به سادهزیستی و شعارهای احمدینژاد رأی دادند اما در سال ۸۹ دیگر نشانی از آنها نمیتوان یافت چرا که برخی به طیف مصباح یا همان جبهه پایداری پیوستند و برخی جوانان ۳ تیری شدند و به گرد مشایی حلقه زدند. اکنون تصور میشود حزبی که قرار است با محوریت جلیلی آغاز به کار کند، متشکل از همان طیف جدا شده از حامیان احمدینژاد در نیمه دولت دهم است که به گرد آیتالله مصباح یزدی حلقه زدند. تصور نمیشود که طیف دیگری به گرد جلیلی جمع شوند و با توجه به رأی او در انتخابات ریاستجمهوری که حدود ۱۰درصد بود، نباید انتظار داشت افراد زیادی با او برای حضور در تشکیلاتش، بیعت کنند.
به هر حال تصور میشود حزب یا تشکیلات با محوریت جلیلی آنچنان پررونق نباشد که دلیل آن واضح است. برخی تندرویها که طی روزهای اخیر قصد هجمه به رئیسجمهور را در فرودگاه داشتند و پیش از آن هم در حوادث ۲۲ بهمن قم در سال گذشته نقششان محرز شده است خود را از همان طیفی معرفی میکنند که مدعی هستند جزو حامیان جلیلی هستند البته این بدان معنا نیست که جلیلی هم آنها را پذیرفته باشد اما به هر حال در افکار عمومی این نسبتها در ظاهر مشخص شده است؛ بنابراین، با این اوصاف تصور نمیشود بخشهای میانهرو حتی از ستاد انتخاباتی جلیلی تمایلی به عضویت در تشکیلات سیاسی او داشته باشند. اکنون میتوان این گمانه را مطرح کرد که حزب جلیلی در ابتدا با تعداد کمی از افراد فعالیت خود را آغاز کند همانطور که احمدینژاد هم در همان ابتدا با تعداد کمی نیرو وارد عرصه سیاسی شد و طی روندی که هنوز مشخص نیست بر چه اساسی است به افزایش نیرو بپردازند.
در پاسخ به این که چرا قرار است حزب تشکیل شود، گمانههای زیادی مطرح است اما باورپذیرترین گمانه به انتخابات مجلس در سال ۹۴ بازمیگردد؛ بدین معنا که جوانان در این حزب برای تبلیغ و توسعه اهداف جریانی با محوریت جلیلی آماده خواهند شد و تصور این که جریان «مقاومت در برابر سازش» که شعار انتخاباتی جلیلی بود به عنوان جریان دیگری در اردوگاه اصولگرایی شکل بگیرد اما تصور نمیشود طی دو سال فعالیت بتواند نیروهای تاثیرگذاری را در درون خود پرورش دهد چرا که استقبال اصولگرایان از کاندیداتوری جلیلی در انتخابات این عدم تمایل را به خوبی نشان داد البته ساکنان اردوگاه اصولگرایی بسیار غیرقابل پیشبینی هستند چنان که طی سالهای گذشته انتقادات زیادی را روانه قالیباف کردند اما در زمان انتخابات ریاستجمهوری با این نیت که کرسی پاستور محل جلوس کاندیدای رقیب نشود، به حمایت از قالیباف پرداختند. شاید طی دو سال آینده سیاستگذاری در اردوگاه اصولگرایی به این سمت برود که همگان حول محور تفکر جلیلی جمع شوند و لیست انتخابات مجلس را با محوریت این تفکر ببندند. در اردوگاه اصولگرایی هیچچیز غیرممکن نیست حتی تشکیل شاخه مقاومت با محوریت جلیلی!
دولت روحانی برای اصلاحطلبان میتواند یک گشایش باشد و همین طور هزینه
اعتماد در گزارشی از فعالیتهای این روزهای اصلاحطلبان به سخنان وزیر کشور دولت خاتمی در نشستهای جوانان یک حزب در مورد شرایط کشور و نیز دولت روحانی پرداخته و نوشته: عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات و عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در نشست تخصصی حزب جوانان ایران اسلامی گفت: انتظار از آقای روحانی این است که او و دولتش نماینده اعتدال اصلاحطلبی باشند. ما چون در گذشته به این مقوله نپرداختهایم برخی فکر میکنند اعتدال یعنی جریانی مقابل اصولگرایی و اصلاحطلبی، اما من این گونه فکر نمیکنم.
این عضو مجمع روحانیون مبارز همچنین گفت: شاخص جریان اصولگرا در این چند سال این بوده است که همیشه با بال حذف رقیب پرواز میکردند و نه با بال اثبات و تواناییهای خود. نتیجه این بود که در انتخابات، همیشه بین چند کاندیدا از این جریان رقابت وجود داشت و جریان دیگری اصلا نبود. اصولگراها هم میتوانند به عنوان طرفداران یک اندیشه، باور یا تلقی از زندگی اجتماعی بیایند و بنا را بر رقابت با رقیب بگذارند نه حذف رقیب و ردصلاحیت. یک بخش از این کار به این دلیل است که چون میخواهند بیدردسر به صحنه بیایند، مردم و خواستههای آنها را نادیده میگیرند و به ابزارهای قانونی و شبه قانونی متوسل میشوند تا حذف رقیب کنند و به افکار عمومی کاری ندارند. اصلاحطلبان اتفاقا آن ابزار را در دست ندارند. آنها در هیچ مقطعی طرفدار حذف نبودهاند.
وی افزود: آقای روحانی فعلا با در دست داشتن این ابزار ـ یعنی اعتدال ـ اما در چارچوب آرمانهای اصلاحطلبی وارد میدان شدند: البته من معتقدم ماهیت اصلاحطلبی، اعتدال است. آقای روحانی در شعارهای انتخاباتی، شعارهای اصلاحطلبانه داده و باید نماد اصلاحطلبی معتدل باشد و تا به حال هم خوب عمل کرده است. اعتدال به معنای «به نفع جریان رقیب صحنه را خالی کردن» نیست. موسوی لاری در برابر پرسشی درباره سخنرانی هفته گذشته هاشمی رفسنجانی مبنی بر این که «هشت سال گذشته اشتباه خود ما بوده است» و همین طور در رابطه با پایگاه اجتماعی اصلاحطلبان در هشت سال گذشته، پاسخ داد: اگر منظور آقای هاشمی از اشتباه، عدم وحدت کاندیداهای اصلاحطلب در انتخابات ۸۴ است، من این را قبول دارم. قبلاهم گفتهام که اگر اصلاحطلبان به جای اجماع بر عدم ائتلاف، به ائتلاف میرسیدند، هشت سال آینده برای خود آنها بود.
این اشتباه بنیادین و اساسی اصلاحطلبان بود اما اگر غیر از این است، باید از خودشان سؤال شود. گمشده اصلاحطلبان در سال ۹۲ پیدا شد و آنچه در این دوره موجب پیروزی در شرایط یاس مطلق بود، همین خردورزی اصلاحطلبان بود. اصلاحات تمام قد پشت روحانی ایستاد و آقای عارف هم بزرگوارانه کنار رفت.
وزیر کشور دولت اصلاحات درباره پرسش دیگری در ارتباط با انتخابات مجلس آینده با توجه به نوع حرکت دولت حسن روحانی، گفت: آقای روحانی با این که خود را نه اصولگرا و نه اصلاحطلب معرفی کرده، در زمین اصلاحات در حال حرکت است. مشکلات روحانی ممکن است دامنگیر اصلاحات هم بشود و اصلاحات هم باید پاسخگو باشد. دولت روحانی برای اصلاحطلبان میتواند یک گشایش باشد و همین طور هزینه.
عضو مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به این اظهارنظر که «دولت روحانی به بحث سیاست خارجه و اقتصاد توجه بیشتری دارد و این منجر به کم کاری در عرصه سیاست داخلی شده است»، گفت: باید دید روحانی در رابطه با شرکت دادن مردم، امنیتی نبودن فضا و میدان داری رسانهها چقدر پایبند خواهد بود. یک مقدار از توسعه سیاسی، نتیجه قهری فضای موجود و رأی مردم و روی کار آمدن دولت متفاوت با دولتهای گذشته است اما درباره این که کدام در اولویت است، اقتصاد معیشتی، فعالیت سیاسی در داخل، میدان داری از احزاب و تشکلها یا سیاست خارجی، آنچه مدنظر روحانی و تیمش است این است که اگر ما آن دروازههای قفل شده بین خود و خارج از کشور را باز کنیم، هم در خارج و هم در داخل، بهتر میتوانیم تعامل داشته باشیم و در عین حال نگاهی هم به داخل داریم: مطبوعات، احزاب و تشکلهای مدنی: اما سیاست خارجی را جدیتر گرفته و مدیریت داخلی را سهلتر. همین جهت گیری اگر خوب پیش برود، موجب توسعه سیاسی داخلی میشود. موسوی لاری در پایان در برابر پرسش یکی از حاضران مبنی بر این که «آیا قانونی برای برخورد با «لباس شخصیها» وجود دارد؟» به شوخی گفت: ما که نتوانستیم با آنها کاری کنیم: البته بسیاری از آنها در حال حاضر تغییر شکل یافتهاند و سینماگر و هنرمند شدند.
مسأله مهم آمریکا!
تب و تاب ناشی از سفر رئیس جمهور به نیویورک و رابطه با آمریکا با نقل سخنان رئیس جمهور پس از نشست دیروز هیأت دولت وارد مرحله جدیدی شد. در روزی که بیشتر روزنامهها، باز هم مطلبی در موافقت یا مخالفت با روابط آمریکا دارند، برخی از سیاسیون به سرعت به استقبال از سخنان رئیس جمهور در مورد مأموریت دو دستگاه برای سنجش نظرات مردمی در مورد رابطه با آمریکا رفته و مدیحههایی در مورد نظرسنجی نوشتهاند.
جدای از این، روزنامه ابتکار از زمزمه عقبنشینی غرب از درخواست توقف کامل غنیسازی خبر داده و نوشته، یک دیپلمات ارشد اتحادیه اروپا، روز چهارشنبه اعلام کرد که دولتهای غربی در حال بررسی این مسأله هستند که امکان ادامه بخشی از غنی سازی اورانیوم در ایران را به عنوان بخشی از یک توافق ممکن برای حل مسأله هستهای فراهم کنند.
به گزارش رویترز این موضع جدید نشانه کوتاه آمدن غرب از طرح درخواست قدیمی تعلیق کامل غنی سازی در ایران است. لیناس لینکویوس، وزیر امور خارجه لیتوانی، که کشورش ریاست دورهای اتحادیه اروپا را تا پایان سال جاری برعهده دارد، در مصاحبهای به رویترز گفت: به عقیده من بخشی از بازی این است که اگر ایران ثابت کند که هر آنچه انجام میدهد، مسالمت آمیز است، امکان اجرای این کار برای آنها فراهم خواهد بود. در تعدادی از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، درخواست توقف غنی سازی در ایران مطرح شده است. در یکی از این قطعنامهها، تعلیق کامل و مستمر کل فعالیتهای مرتبط با غنی سازی و فرآوری قید شده است. ایران با استناد به عضویت در معاهده منع اشاعه هستهای (ان پی تی) که به این کشور حق پیگیری فناوری هستهای صلح آمیز را میدهد، اتهامات غرب را رد میکند.
رویترز در ادامه آورد، بسیاری در غرب خصوصی اذعان دارند که احتمالا تهران باید اجازه یابد بخشی از فعالیت غنی سازی خود در سطوح پایینتر را به عنوان یک توافق سیاسی گستردهتر در مدت زمانی که بازرسان سازمان ملل اجازه بازرسیهای کافی را داشته باشند، ادامه دهد. در مذاکرات هستهای سال گذشته، گروه ۱+۵ از ایران خواستند غنی سازی اورانیوم تا درجه خلوص ۲۰ درصد را متوقف کند. در همین حال، دیپلماتها گفتند که این درخواست تغییر نخواهد کرد. اما در مبانی نظری، ایران ممکن است اجازه ادامه غنی سازی در سطوح پایینتر تا ۵ درصد را داشته باشد تا سوخت مناسب برای نیروگاههای هستهای را تولید کند.
همین روزنامه در بخشی از سرمقاله خود با تیتر «نخستین گامها برای پیمودن دشوارترین راهها» نوشته: واقعیات موجود بیانگر این است که پرونده هستهای، یگانه مسأله سیاست خارجی ما نیست و با صرف مذاکره معضلات پیچیده سیاست خارجی حل و فصل نمیشوند. اما فتح باب مذاکره بلاواسطه با مقامات مسئول ایالات متحده میتواند در میان مدت در کاهش تنش میان طرفین و گشایش فضا به منظور درک متقابل کارگر واقع شود.
در همین راستا طرح «ائتلاف برای صلح» همچون «گفتوگوی تمدنها» نویدبخش سیاقی نو به منظور تعامل همراه با عقلانیت و حکمت با دنیاست. در حال حاضر کابینه آقای روحانی با بهره گیری از جمیع مؤلفههای قدرت نرم و ظرفیتهای کارشناسی و رسانهای؛ امیدها را نسبت به اقناع و اجماع تقویت کرده است و افق تازهای را در پیش چشمان مشتاق ایرانیان گشوده و موجبات تحسین نخبگان را نیز فراهم آورده است. بازتاب شعفانگیز و نشاط آور این مواضع که عدهای آن را دمیدن صبح دیپلماسی اعتدال خواندهاند به خوبی در واکنشهای اولیه قریب پنج میلیون ایرانی خارج از کشور مشهود است. برای آن که نتایج این سحر و نسیم روح افزای آن به درستی احساس شود اصلاح ساختار و پویایی کارگروههای دبیرخانه شورای عالی ایرانیان خارج از کشور ضروری مینماید. تقویت مرکز شبانه روزی رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور؛ راه اندازی کمپینی رسانهای برای بهبود مناسبات، تشکیل بانک اطلاعات ایرانیان مقیم خارج از کشور، تلاش به منظور رفع عوایق تردد و تسریع حل مشکلات قضایی ایرانیان خارج از کشور، تنقیح و اصلاح قوانین و مقررات مربوط و برقراری احتمالی خط پرواز مستقیم میان ایران و ایالات متحده در آینده، نخستین گامها برای پیمایش این مسیر دشوار و طولانی به شمار میرود.
در همین حال، در حالی که کیهان، صادق زیباکلام را طوطی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا خوانده است، روزنامه شرق متن سخنان زیباکلام را در مطلبی با تیتر «آمریکاستیزان کاسب» مورد توجه قرار داده که در بخشی از آن آمده است: سؤال اساسی آن است که این گروهها و جریانات در روند آتی تنشزدایی با آمریکا که توسط روحانی شروع شده، چه نقشی و چه کارکردی پیدا خواهند کرد؟ آنان تا کجا بر سر تنشزدایی با آمریکا ایستادگی کرده و تلاش خواهند کرد تا جلو این مسیر را بگیرند؟
پاسخ به این پرسش خیلی ساده نیست خیلی کلی اگر خواسته باشیم آمریکاستیزان را تقسیمبندی کنیم باید آنان را به دو گروه اصلی تقسیم کرد: گروه اول را من گروه «معتقدان اصیل» یا «انقلابی» میدانم. کسانی که واقعا و قلبا باور دارند که میان ایران اسلامی و آمریکا تضادی بنیادی وجود دارد و تنها زمانی آمریکا از دشمنی با ما دست میکشد که ما پرچم سفید تسلیم را برداشته و مقابلش زانو بزنیم. به عبارت دیگر آنان همچنان در فضای پارادایم دهه ۱۳۶۰ و سالهای اولیه انقلاب هستند. باور آنها به دشمنی با آمریکا، از عمق وجود و اعتقاداتشان برمیخیزد. ما باید این جریان را بپذیریم و به آن احترام بگذاریم. چراکه اعتقاداتش از سر صدق است. در عین حال باید با آنها گفتوگو داشته باشیم. نمونه چنین رفتاری، پریشب در جمع صدها دانشجوی دانشگاه امام صادق (ع) اتفاق افتاد.
بنده به همراه یکی از استادان اصولگرا به دعوت بسیج دانشگاه امام صادق (ع) به آنجا رفتم، در فضایی که تعداد قابلتوجهی از دانشجویان بهشدت علیه هر گونه مصالحه و تنشزدایی با آمریکا مسأله داشتند و گویی فضا همچنان همان فضای دهه۶۰ بود به بحث با آنان نشستم. زیرا چارهای نیست جز این که با آنان «دیالوگ» داشت و توضیح داد که اساسا ریشه دشمنی با آمریکا از کی پیدا شده؟ تشریح کرد که چگونه در نتیجه غلبه گفتمان سیاسی دوران انقلاب بههمراه دلایل دیگری، گفتمان دشمنی با آمریکا از اواسط سال ۵۸ بدل به گفتمان غالب شد.
از گروه «صادقان» که بگذریم به گروه و جریان دومی میرسیم که آنان نیز به شدت مقابل تنشزدایی با آمریکا مقاومت میکنند. این گروه عمدتا شامل افراد، اشخاص و جریاناتی میشوند که خواسته و ناخواسته مواهب هنگفتی ـ اعم از مواهب سیاسی و اقتصادی ـ از آمریکاستیزی نصیبشان شده است. البته عمده مشکل بر سر مواهب اقتصادی است. کم نبوده و نیستند کسانی که در داخل و خارج کشور از دشمنی ایران و آمریکا نفع زیادی بردهاند. در اوایل دهه ۱۳۸۰ یک بررسی توسط آمریکاییها صورت گرفته بود که نشان میداد اماراتیها سالانه سه تا پنجمیلیارددلار از واسطهگری صدور کالاهایی که واردات مستقیم آنها به ایران قدغن است، سود میبرند.
اگر بررسی شود مشخص خواهد شد که چندین برابر این مقدار ترکها، روسیه، چین، قطر و... از بغل دعوای ما با آمریکا سود میبرند. اما مشکل فقط تجار ترک، عرب، روس یا چینی نیستند. بسیاری از هموطنان شریفمان هم در طول این ۳۴سال، به واسطه دشمنی ایران با آمریکا، سودهای کلان اقتصادی بردهاند. سادهترین شیوه سودبردنشان این بود که کالایی که ورودشان به واسطه تحریمها امکانپذیر نبوده، اینان به شیوههای گوناگون وارد کشور کردهاند و سودهای میلیاردی به جیب زدهاند. یقینا این گروه، از تنشزدایی ایران و آمریکا استقبالی نخواهند کرد و برای بازگرداندن فضای تخاصم میان دو کشور خواهند کوشید، زیرا پیامد تداوم تنشزدایی و عادیشدن مناسبات، کار و کسب تحریم محور آنها و منافع حاصل از آن را به خطر انداخته و چهبسا به تعطیلی خواهد کشاند.
حاجت به گفتن نیست که بر خلاف «آمریکاستیزان صادق» با «آمریکاستیزان کاسب» هیچجوری نمیتوان کنار آمد.
درخواست دو غول انرژی اروپا برای لغو تحریمهای ایران
اعتماد از جمله روزنامههایی است که با پرداختن به این خبر نوشته: رؤسای دو غول بزرگ نفتی اروپا برداشتن تحریمها از ایران و باز کردن راه منابع عظیم نفت و گاز ایران را برای شرکتهای بینالمللی و تضمین آینده انرژی جهان حیاتی دانستند. پیتر وسر، رئیس اجرایی شرکت رویال داچ شل و کریستوف دو مارژری، همتای فرانسویاش در شرکت توتال در کنفرانس پول و انرژی لندن با بیان این نکته، یک صدا خواستار برداشتن تحریمهای نفتی و گازی ایران شدند. به گزارش روزنامه «تلگراف» چاپ لندن، رؤسای این دو غول انرژی اروپا در این کنفرانس با تأکید فراوان از پتانسیلهای عظیمی که برای شرکتهای بینالمللی در حوزههای انرژی ایران وجود دارد سخن گفتند و برداشته شدن این تحریمها را خواستار شدند. وسر تأکید کرد که از سوی دیگر برای پاسخ به نیازهای انرژی جهان منابع نفت و گاز ایران باید توسعه داده شوند. سخنان وی از سوی آقای دو مارژری نیز مورد تایید قرار گرفت هنگامی که رییس توتال گفت که امیدوار است تعامل با ایران نه تنها برای توتال بلکه برای ایران و تمامی جهان از سر گرفته شود. دو مارژری افزود: هیچ کشوری نباید از سیستم جهانی کنار گذاشته شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


