با این سینما چه باید کرد؟
امیرحسین علمالهدی
اگر بیشتر سخنان، مقالات و یادداشتهای علاقهمندان و فعالان سینمایی را دنبال کرده باشید، قطعاً متوجه این نکته میشوید که سینما همانند بسیاری از فعالیتهای جامعه طی سالیان اخیر به دلیل سیاستگذاریهای اشتباه دولت نهم و دهم و نیز دولتهای قبل در وضعیت بحرانی است و برای برون رفت از این بحرانها چارهای نداریم، به همراه پذیرفتن واقعیات تلخ حاکم بر وضعیت کنونی سینما، راههای برون رفت از این وضعیت را هرچند ناخوشایند باشد برای فعالان سینما و یا حاکمیت برای حفظ سینما دوباره خوانی نماییم. (یادمان باشد در صورتی سینما امکان رشد و رونق دارد که در کنار اعمال سیاستهای رونقافزایی شاهد رشد و توسعه سایر شاخصهای اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی، بازرگانی، ورزشی و... در کشور باشیم و رشد متوازن در تمام ابعاد فعالیتهای کشور ضروری است).
پیش از طرح راههای کاربردی حداقلی برون رفت از این وضعیت در حد بضاعت دانش سینماییام (نمیخواهم بر خلاف جریان حاکم بر فضای رسانهای تئوریپردازی نمایم و ترجیحم این است که در این یادداشت، عملی پیشنهادهایی برای یک برنامه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت به نگارش درآورم) بهتر است به بحرانهای موجود سینما و معضلات آن نگاهی بیندازیم:
معضلات جدی فعالان سینما:
حوزه تولید:
* کاهش شدید امنیت سرمایهگذاری تولید فیلم توسط بخش خصوصی به دلیل بحرانهای بیشمار سینما به ویژه اعمال سیاستهای ممیزی غیر شفاف (یک فیلم در یک دولت توقیف و در دولت بعدی جوایز جشنواره فیلم فجر را درو میکند).
* افزایش شدید سرمایهگذاری دولت در تولید فیلم و کاهش شدید فضای رقابت پذیری بخش خصوصی با سرمایهگذاریهای میلیاردی دولت در تولید فیلمهای فاخر (افزایش لجام گسیخته هزینه تولید فیلم بدلیل این نوع سرمایهگذاری دولتی) و همچنین افزایش غیر واقعی هزینه تولید فیلم پس از اجرای هدفمند کردن یارانهها (درصد اعزایش هزینه تولید فیلم از ۵۰ تا ۱۰۰ درصد طی سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ بوده است).
* ورود افراد مبتدی در سینمای حرفهای ایران و تولید بیشمار فیلمهای فاقد شناسنامه و بههمریختگی قواعد حرفهای سینما در حوزه نیروی انسانی (طی چند سال گذشته تعداد بیشماری افراد فاقد هویت برای اصلاح سفارشی نیروی انسانی به حوزه تولید فیلم تزریق شد و به اصطلاح تعریف نیروی انسانی در سینما دارای حباب شده است!).
* عدم بازتعریف حرفهای تغییر اجباری مسیر سینما از دوره نگاتیو به دوره دیجیتال در حوزه تولید فیلم و افزایش نگاه غیر کیفی به سینمای حرفهای به دلیل تغییر اجباری این مسیر (سیر سینوسی تولید دیجیتالی فیلم در سالیان اخیر فاقد تعریف کیفی در سینمای ایران است و این مسیر جدید سهل الوصول و ارزان به جای تولید گران فیلمهای نگاتیوی، باعث کاهش شدید کیفیت فیلمها در سینمای ایران بیش از گذشته شده است).
* عدم کارکرد مجموعه قوانین توسعه فضای کسب و کار و وجود قوانین ممیزی مبهم و سلیقهای و حضور ساختارهای اداری فرسوده سینما در دولت باعث خدشه شدید به کیفیت تولیدات شده و این مجموعه ساختار با کارکرد شوراهای سینمایی مربوط به قوانین دهه ۶۰ شمسی بالطبع فاقد کارکرد مثبت در سینمای دهه ۹۰ است. (سینمای ایران در مقطع دهه ۶۰ قوانین خاص خود را میخواسته است و ادامه این قوانین با توجه به تغییر مفهوم و کارکرد سینما در جامعه دهه ۹۰ خواستی غیر منطقی و غیر مسئولانه است).
تولید و نمایش فیلم در ۳۴ سال گذشته در هر دهه تعریف خود را داشته و تغییر قوانین حسب ارزیابیهای پیش روی، ضرورت توسعه سینما بوده است که متأسفانه به دلیل مجموعه سیاستهای سفارشی دولتها به سینما و تغییرات ۱۸۰ درجهای این سیاستها امکان بازتعریف سیاستهای سینمایی حسب شرایط موجود در هر دهه را نداشته است.
* حوزه تولید فیلم در سینمای ایران فاقد تعریف مناسب با جریانهای ادبی (اگر داشته باشیم) و جریانهای فکری زایشی (و بازهم اگر داشته باشیم) است و این سینما در بیشتر تولیدات خود حتی توان تغذیه از جامعه پیرامونی خود را ندارد و نمیتوان این عدم ارتباط را کامل به حوزه ممیزی ارتباط داد و بخش مهمی از این قطع ارتباط به دلیل سیطره فیلمسازان غیر کیفی (به اصطلاح بساز بفروشهای سینمایی) بر سینمای ایران است.
* تولید کننده در سینمای ایران به دلیل تأمین منافع مالی حداکثری خود در زمان تولید به دلیل عدم سرمایهگذاری شخصی خود، نیازی به ارتباط با مخاطب در زمان اکران فیلم ندارد و این امر باعث شده که معضلات تولید توسط فعالان این حوزه بیشتر شود و تقریباً همه میکوشند از منافع سرمایهگذار (چه دولتی و چه خصوصی) به نفع خود در همان زمان تولید بهره لازم را ببرند و این واقعیت آسیبی به مراتب بیشتر از سیاستهای دولت به سینما وارد نموده است.
* اگر بپذیریم نبود امنیت شغلی در سینما یک آسیب جدی است، اما نباید این نکته را فراموش کنیم که تا زمانی که زیر ساختهای حوزه توزیع و نمایش در سینمای ایران تقویت نگردد و سینما «اقتصادی» نگردد و تا زمانی که مردم در سالنهای سینما حضور جدی نداشته باشند امنیت شغلی سینماگران به صورت واقعی محقق نخواهد شد و همچنین ضرورت تصویب قانون نظام صنفی سینما توسط مجلس شورای اسلامی برای پایان دادن به منازعات بیحاصل صنفی و... .
حوزه توزیع و نمایش سینمای ایران:
* افزایش ۲۰۰ درصدی هزینههای آماده سازی از سال اجرای هدفمند کردن یارانهها تا کنون (قبل از سال ۸۹ میانگین هزینه آماده سازی و تبلیغات ۸۰ میلیون تومان و در سال ۹۲ به ۳۰۰ میلیون رسیده است).
* ادامه نگاه سنتی فعالان حوزه توزیع فیلم به نحوه اطلاع رسانی و تبلیغات و فقدان استفاده از روشهای جدید تبلیغات و ابزارهای سایبری.
* عدم تربیت نیروی انسانی جدید در این حوزه طی دهه اخیر و اصرار سینمای ایران به استفاده از نیروهای از کار افتاده و بدون انگیزه در این حوزه مهم.
* ادامه انحصار تلویزیون در اطلاع رسانی فیلمها و فقدان امکان ایجاد رقابت در حوزه رادیو و تلویزیون در بخش اطلاع رسانی و تبلیغات (تلویزیون با انحصار خود استفاده از روشهای نوین در معرفی سینمای ایران را سلب نموده است).
* افزایش شدید هزینههای سینماداری از ابتدای هدفمند کردن یارانهها تا سقف ۵۰۰ درصد (هزینه برق و گاز سینماها از میانگین ماهیانه ۲۰۰ هزار تومان به بیش از ۱ میلیون تومان رسیده است).
* رشد سالانه حقوق و دستمزد نیروی انسانی سینماها به میزان ۲۰ درصد باعث کاهش تعداد کارکنان سینماها شده است.
* کاهش شدید مخاطب در ۲ دهه گذشته به میزان ۵۰ میلیون نفر (اوایل دهه هفتاد مخاطب سینمای ایران در حدود ۶۰ میلیون نفر بوده است و در سال ۹۱ این میزان مخاطب به ۸. ۵ میلیون نفر رسیده است) باعث از رده خارج شدن ۳۰۰ سینما در ۳ دهه گذشته شده است و امکان جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی با این سابقه تلخ سینماها سرابی بیش نیست.
* اصرار به ادامه اجرای سیاستهای فرهنگی در حوزه توزیع و نمایش سینمایی که بیشتر به حوزه خدمات مرتبط است، باعث شده که این فعالیت نیاز به حضور مردم به کمکهای مالی دولت بیشتر وابسته شوند و ورشکستگی این فعالیت، خبر از ضرورت تغییر در نوع نگاه به حوزه توزیع و نمایش سینما میدهد.
* انحصار در نمایش تولیدات غیر کیفی سینمای ایران باعث کاهش شدید تنوع در مضامین و جذب سلایق مخاطبان شده است و اصرار به ادامه این سیاست نخنما باعث بحرانهای بیشتر در میان مردم شده است، سپردن ۴۰ درصد از ظرفیت نمایش سینمایی به اکران فیلم خارجی باعث افزایش مخاطب و رونق سینما خواهد شد.
* عدم امکان ایجاد بازار متعادل نمایش فیلمها در سینماها بعلت فقدان تولیدات متنوع و روشهای شناور نمایشی است «یکی از مهمترین مشکلات نمایش آثار سینمایی اکران همه فیلمهای تجاری، نیمه تجاری، فرهنگی، مستقل و... با یک سیستم است و این خلا امکان برنامه ریزی را از فعالان این حوزه میگیرد».
* از ۱۱۸۰ شهر کشور فقط ۶۰ شهر سینما دارند و دسترسی ۲۵ میلیون نفر مردم شهر نشین کشور به سینما امکان پذیر نیست و جمعیت ۳۵ میلیون نفری که به سینماها دسترسی دارند در حدود ۸۰ درصد این جمعیت امکان دسترسی به سینماهای استاندارد را ندارند و این معضلات باعث گریز مردم از سینما شده است.
و اما راهکارهای پیشنهادی:
حوزه تولید فیلم:
* حذف مقررات و سیاستهای زائد نحوه صدور پروانه ساخت فیلم و مشارکت دادن فعالان سینما در مسئولیت پذیری تولیدات سینما در راستای رونق در فضای کسب و کار (صدور پروانه ساخت از طرف دولت نباید بمعنای بر داشتن مسئولیت سینماگران از تولیداتشان باشد) «برنامه بلند مدت».
* شفاف سازی خطوط قرمز حاکمیت و عدم توقیف فیلمهای سینمایی در زمان صدور پروانه نمایش و اعمال سیستم درجه بندی برای آثار سینمایی در راستای رونق در فضای کسب و کار «برنامه بلند مدت».
* عدم تزریق بودجههای دولت در حوزه تولیدات دولتی سینما و اعمال سیاستهای حمایتی هوشمندانه در زمان تولید (دولت باید راهکارهای مشخصی را برای سرمایهگذاری در مضامین فیلمهایی که بخش خصوصی «همانند فیلمهای دفاع مقدس» علاقهای به تولید آن ندارد و نیاز به سرمایهگذاری دولتی دارند طراحی نماید و مطلقا خارج از قواعد تولیدات بخش خصوصی برای حفظ سطح هزینههای تولید فیلم، دست به تولید دولتی نزند) «برنامه میان مدت».
*پایان دادن به تشتت نیروی انسانی موجود در حوزه تهیه کنندگی فیلم جهت اعمال سیاستهای رونق تولید و پرهیز از ورود افراد غیر حرفهای در این حوزه مهم «برنامه میان مدت».
* رتبه بندی حرفهای نیروی انسانی فعال سینما جهت اعمال سیاستهای تشویقی در حوزه تولید فیلم «برنامه میان مدت».
* اعمال سیاستهای تشویقی تولید فیلم توسط فعالان مطرح سینما جهت خلق آثار کیفی در سال آینده «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای کاهش تولید فیلمهای غیر کیفی بر اساس رعایت سطح حداقلی استانداردهای سینمایی «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای تشویقی در تولیدات اقتباسی از حوزه ادبیات «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای تشویقی در تولیدات سرگرمی استاندارد (غیر مبتذل و سطحی) «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال حمایتهای مالی به حوزه تولید فیلم سینمایی در زمان اخذ پروانه نمایش (اگر قرار بر پرداخت حمایت مالی است بهتر استای حمایتها در زمان پس از ساخت اتفاق بیافتد و تجربه سینما در ایران نشان دهنده این موضوع است که فیلمها قبل از ساخت با فیلمها پس از ساخت تفاوت ۱۸۰ درجهای داد) «برنامه میان مدت».
* دولت در ۳۴ سال گذشته اجازه ورشکستگی در حوزه تهیه کنندگی را با سیاستهای حمایتی نداده است و قاعدتا اگر بخواهیم با فعالیت طبیعی در حوزه تولید فیلم همانند هر کار تولیدی دیگری مواجه باشیم باید بپذیریم که این فعالیت نیاز به خروج تهیه کنندگانی دارد که بعلت کارنابلدی بالطبع ورشکست و از سینما خارج شوند. «برنامه کوتاه مدت».
* تولید کنندگان فیلم در ایران نیاز به رقیب در فعالیتشان دارند و باید بپذیرند که حوزه توزیع و نمایش سینما نمیتواند بازار انحصاری تولید داخلی باشد و این بازار همانند سایر بازارها باید بسمت رقابت هوشمندانه جهت حفظ تولیدات کیفی با سایر رقبا در سینما برود. «برنامه کوتاه مدت»
حوزه توزیع و نمایش سینمایی:
* جدیترین بحران سینما در وضعیت فعلی مربوط به سالنهای سینماست و تزریق بودجههای دولت برای باز ماندن این سالنها از اولویتهای دولت است «برنامه کوتاه مدت».
* تغییر سیستمهای نمایشی سینماهای کشور از پزتیو (۳۵ میلیمتری) به سیستمهای دیجیتال یکی دیگر از اولویتهای اصلی سینمای ایران است (عدم تولید پزتیو در کشورهای تولید کننده مهمتری تهدید پیش رو است و در صورت عدم تولید سینماها امکان نمایش هیچ فیلمی را ندارند) «برنامه کوتاه مدت».
* تزریق بودجههای حمایتی دولت در زمان آماده سازی و تبلیغات فیلمها به دلیل افزایش سرسام آور هزینهها ضروری است و بخشی از عدم فروش فیلمها در سالنهای سینما به دلیل فقدان منابع مالی در حوزه توزیع و تبلیغات فیلمهاست. «برنامه کوتاه مدت».
* واگذاری ۴۰ درصد از ظرفیت نمایش سینمایی کشور به فیلم خارجی به دلیل عدم توان گردش مالی مناسب تولیدات داخلی از ضروریات است. «برنامه کوتاه مدت».
* بازتعریف سیاستهای حوزه توزیع و نمایش سینما توسط دولت از ضروریات رونق این حوزه است و حذف شوراهای صنفی و دولتی مزاحم در رونق افزایی اکران سینمایی یکی دیگر از اولویتها است (شورای صنفی نمایش قرار بود شورایی برای انتقال وظایف تصدیگری دولت به سالنهای سینما و دفاتر پخش آثار سینمایی باشد و خود این شورا الان مهمترین شورای باز دارنده رونق و توسعه سینما در ایران شده است) «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای کاهش هزینه سینما رفتن مردم جهت افزایش ورودی مخاطب سینماها «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای افزایش قیمت مصرف کننده محصولات نمایش خانگی بمیزان حداقل دو برابر قیمت بلیط سینماها (در کشوری که قیمت لوح فشرده فیلمها از قیمت بلیط سینماها کمتر باشد طبیعی است که میل دیدن فیلم در خانهها بیشتر از سینماهاست) «برنامه میان مدت».
* اعمال سیاستهای خرید بلیط سینماها توسط مراجع کشوری و لشکری (خرید بلیت برای کارکنان و خانوادههای آنان توسط نهادهای دولتی و نظامی میتواند منجر به افزایش منابع مالی حوزه تولید و توزیع و نمایش شود) «برنامه کوتاه مدت».
* حذف عوارض شهرداری و مالیات بر ارزش افزوده سینمای ایران در این ورشکستگی سینما از ضروریات است «. برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای تشویقی سرمایهگذاران ساخت سالنهای سینما همانند مواد قانونی ماده ۱۶۰ و ۱۶۱ برنامه سوم و چهارم توسعه کشور (در برنامه پنجم توسط دولت نهم و دهم این مواد حذف گردیده است) در برنامه ششم توسعه (به میزان متراژ زیر بنای سالنهای سینما، شهرداریها موظف به معافیت اخذ عوارض فضاهای تجاری بودهاند و این همان مادهای است که شهرداری طی ۸ سال گذشته توانسته است با استناد با آن پردیسهای سینمایی در تهران را پایهگذاری نماید) «برنامه میان مدت».
* پرداخت کمکهای مالی به سینماهای قدیمی که دراماکن مطلوب شهری قرار دارند برای بازسازی و توسعه سالنهای نمایش این سینماها (مؤسسه سینماشهر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توانسته است طی ۸ سال گذشته تعداد زیادی از سالنهای کشور را بازسازی و توسعه نمایند) «برنامه کوتاه مدت».
* اختصاص بودجههای دولتی و استانی در ۴ سال آینده به ساخت سالنهای پردیسهای سینمایی در ۱۰ کلانشهر کشور که فاقد پردیس سینمایی میباشند (تجربه ساخت پردیس سینمایی هویز مشهد توسط سینماشهر میتواند الگوی مناسبی برای ساخت پردیسهای سینمایی در اصفهان، شیراز، اهواز، تبریز، ارومیه، بجنورد، بوشهر، زاهدان، ساری، رشت باشد) «برنامه میان مدت».
* اعمال سیاستهای تماشای فیلم در سینماها توسط آموزش و پرورش جهت تربیت تماشاگران آینده سینما.
* صدور مجوزهای برگزاری برنامههایی فرهنگی، هنری، آموزشی، ورزشی در ۲۰ درصد از ساعات فعالیت سینماها برای افزایش بهره وری سینماها «برنامه کوتاه مدت».
* راهاندازی گروه سینمای فرهنگی و تجربی برای نمایش آثار فیلمهای سینمایی با مخاطب محدود و نمایش آثار مستند و فیلم کوتاه «تعداد قابل توجهی از فیلمهای سینمای ایران با ساختار تجربی و فرهنگی خاص میباشند و میتوان با شناسایی یک گروه سینمایی مناسب سالانه تا سی فیلم را در این گروه به نمایش درآورد و به بخشی از مطالبات سینماگران تجربی و مستقل در حوزه اکران پاسخ داد».
و سایر راهکارهای دارای اولویت در سینمای ایران:
* ساماندهی وضعیت نمایش خانگی در کشور بر اساس حمایت از سینمای اکران و نه فقط تولید کننده داخلی «برنامه کوتاه مدت».
* پیوستن ایران به کپی رایت جهانی برای جلوگیری از فعالیت شبکه قاچاق در داخل و قاچاق آثار سینمایی در خارج از کشور «برنامه میان مدت».
* یافتن بازارهای جدید تأمین منابع مالی تولیدات سینمایی (باز تعریف حقوق فیلمها در رسانههای سایبری، هواپیمایی، حمل و نقل جادهای، حمل و نقل هوایی، حمل و نقل دریایی و...) «برنامه میان مدت».
* سیاستهای سینمای ایران در حوزه بینالملل ضمن حفظ ادامه حضور قدرتمند در جشنوارههای خارجی، پیدا کردن بازارهای جدید در سینمای جهان است و با وضعیت فعلی حوزه نمایش سینمایی در جهان، سینمای ایران باید در پیدا کردن بازارهای جدید به سمت اجاره بلند مدت و یا مالکیت سالنهای سینما در کشورهای مقصد باشد تا بتواند به مرور زمان تماشاگران را به سمت سینمای ایران جذب نماید. ضمناً حمایتهای تشویقی دولت برای تولیدات مشترک و صادرات آثار سینمایی در کشورهای جهان میتواند سطح انگیزه را در میان فعالان این حوزه بیشتر نماید. «برنامه کوتاه، میان و بلند مدت».
* سبک سازی ساختار سازمان سینمایی کشور به عنوان نماینده حاکمیت در سینما اولویت اصلی بازسازی ساختارهای اداری سینما است. «برنامه میان مدت»
* متولیان دولتی سینما باید با سایر نهادهای تأثیرگذار در حوزه فرهنگ و هنر به ویژه تلویزیون و حوزه هنری به تعامل سازنده برسند. «برنامه میان مدت».
* تشکیل کمیتهای ویژهای برای تعامل با نهادهای دینی به ویژه مراجع تقلید و حوزههای علمیه از ضروریات سیاستهای سینمایی برای رفع نگرانیهای دینی نسبت به سینما است. «برنامه میان مدت» و... .
پیش از طرح راههای کاربردی حداقلی برون رفت از این وضعیت در حد بضاعت دانش سینماییام (نمیخواهم بر خلاف جریان حاکم بر فضای رسانهای تئوریپردازی نمایم و ترجیحم این است که در این یادداشت، عملی پیشنهادهایی برای یک برنامه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت به نگارش درآورم) بهتر است به بحرانهای موجود سینما و معضلات آن نگاهی بیندازیم:
معضلات جدی فعالان سینما:
حوزه تولید:
* کاهش شدید امنیت سرمایهگذاری تولید فیلم توسط بخش خصوصی به دلیل بحرانهای بیشمار سینما به ویژه اعمال سیاستهای ممیزی غیر شفاف (یک فیلم در یک دولت توقیف و در دولت بعدی جوایز جشنواره فیلم فجر را درو میکند).
* افزایش شدید سرمایهگذاری دولت در تولید فیلم و کاهش شدید فضای رقابت پذیری بخش خصوصی با سرمایهگذاریهای میلیاردی دولت در تولید فیلمهای فاخر (افزایش لجام گسیخته هزینه تولید فیلم بدلیل این نوع سرمایهگذاری دولتی) و همچنین افزایش غیر واقعی هزینه تولید فیلم پس از اجرای هدفمند کردن یارانهها (درصد اعزایش هزینه تولید فیلم از ۵۰ تا ۱۰۰ درصد طی سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ بوده است).
* ورود افراد مبتدی در سینمای حرفهای ایران و تولید بیشمار فیلمهای فاقد شناسنامه و بههمریختگی قواعد حرفهای سینما در حوزه نیروی انسانی (طی چند سال گذشته تعداد بیشماری افراد فاقد هویت برای اصلاح سفارشی نیروی انسانی به حوزه تولید فیلم تزریق شد و به اصطلاح تعریف نیروی انسانی در سینما دارای حباب شده است!).
* عدم بازتعریف حرفهای تغییر اجباری مسیر سینما از دوره نگاتیو به دوره دیجیتال در حوزه تولید فیلم و افزایش نگاه غیر کیفی به سینمای حرفهای به دلیل تغییر اجباری این مسیر (سیر سینوسی تولید دیجیتالی فیلم در سالیان اخیر فاقد تعریف کیفی در سینمای ایران است و این مسیر جدید سهل الوصول و ارزان به جای تولید گران فیلمهای نگاتیوی، باعث کاهش شدید کیفیت فیلمها در سینمای ایران بیش از گذشته شده است).
* عدم کارکرد مجموعه قوانین توسعه فضای کسب و کار و وجود قوانین ممیزی مبهم و سلیقهای و حضور ساختارهای اداری فرسوده سینما در دولت باعث خدشه شدید به کیفیت تولیدات شده و این مجموعه ساختار با کارکرد شوراهای سینمایی مربوط به قوانین دهه ۶۰ شمسی بالطبع فاقد کارکرد مثبت در سینمای دهه ۹۰ است. (سینمای ایران در مقطع دهه ۶۰ قوانین خاص خود را میخواسته است و ادامه این قوانین با توجه به تغییر مفهوم و کارکرد سینما در جامعه دهه ۹۰ خواستی غیر منطقی و غیر مسئولانه است).
تولید و نمایش فیلم در ۳۴ سال گذشته در هر دهه تعریف خود را داشته و تغییر قوانین حسب ارزیابیهای پیش روی، ضرورت توسعه سینما بوده است که متأسفانه به دلیل مجموعه سیاستهای سفارشی دولتها به سینما و تغییرات ۱۸۰ درجهای این سیاستها امکان بازتعریف سیاستهای سینمایی حسب شرایط موجود در هر دهه را نداشته است.
* حوزه تولید فیلم در سینمای ایران فاقد تعریف مناسب با جریانهای ادبی (اگر داشته باشیم) و جریانهای فکری زایشی (و بازهم اگر داشته باشیم) است و این سینما در بیشتر تولیدات خود حتی توان تغذیه از جامعه پیرامونی خود را ندارد و نمیتوان این عدم ارتباط را کامل به حوزه ممیزی ارتباط داد و بخش مهمی از این قطع ارتباط به دلیل سیطره فیلمسازان غیر کیفی (به اصطلاح بساز بفروشهای سینمایی) بر سینمای ایران است.
* تولید کننده در سینمای ایران به دلیل تأمین منافع مالی حداکثری خود در زمان تولید به دلیل عدم سرمایهگذاری شخصی خود، نیازی به ارتباط با مخاطب در زمان اکران فیلم ندارد و این امر باعث شده که معضلات تولید توسط فعالان این حوزه بیشتر شود و تقریباً همه میکوشند از منافع سرمایهگذار (چه دولتی و چه خصوصی) به نفع خود در همان زمان تولید بهره لازم را ببرند و این واقعیت آسیبی به مراتب بیشتر از سیاستهای دولت به سینما وارد نموده است.
* اگر بپذیریم نبود امنیت شغلی در سینما یک آسیب جدی است، اما نباید این نکته را فراموش کنیم که تا زمانی که زیر ساختهای حوزه توزیع و نمایش در سینمای ایران تقویت نگردد و سینما «اقتصادی» نگردد و تا زمانی که مردم در سالنهای سینما حضور جدی نداشته باشند امنیت شغلی سینماگران به صورت واقعی محقق نخواهد شد و همچنین ضرورت تصویب قانون نظام صنفی سینما توسط مجلس شورای اسلامی برای پایان دادن به منازعات بیحاصل صنفی و... .
حوزه توزیع و نمایش سینمای ایران:
* افزایش ۲۰۰ درصدی هزینههای آماده سازی از سال اجرای هدفمند کردن یارانهها تا کنون (قبل از سال ۸۹ میانگین هزینه آماده سازی و تبلیغات ۸۰ میلیون تومان و در سال ۹۲ به ۳۰۰ میلیون رسیده است).
* ادامه نگاه سنتی فعالان حوزه توزیع فیلم به نحوه اطلاع رسانی و تبلیغات و فقدان استفاده از روشهای جدید تبلیغات و ابزارهای سایبری.
* عدم تربیت نیروی انسانی جدید در این حوزه طی دهه اخیر و اصرار سینمای ایران به استفاده از نیروهای از کار افتاده و بدون انگیزه در این حوزه مهم.
* ادامه انحصار تلویزیون در اطلاع رسانی فیلمها و فقدان امکان ایجاد رقابت در حوزه رادیو و تلویزیون در بخش اطلاع رسانی و تبلیغات (تلویزیون با انحصار خود استفاده از روشهای نوین در معرفی سینمای ایران را سلب نموده است).
* افزایش شدید هزینههای سینماداری از ابتدای هدفمند کردن یارانهها تا سقف ۵۰۰ درصد (هزینه برق و گاز سینماها از میانگین ماهیانه ۲۰۰ هزار تومان به بیش از ۱ میلیون تومان رسیده است).
* رشد سالانه حقوق و دستمزد نیروی انسانی سینماها به میزان ۲۰ درصد باعث کاهش تعداد کارکنان سینماها شده است.
* کاهش شدید مخاطب در ۲ دهه گذشته به میزان ۵۰ میلیون نفر (اوایل دهه هفتاد مخاطب سینمای ایران در حدود ۶۰ میلیون نفر بوده است و در سال ۹۱ این میزان مخاطب به ۸. ۵ میلیون نفر رسیده است) باعث از رده خارج شدن ۳۰۰ سینما در ۳ دهه گذشته شده است و امکان جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی با این سابقه تلخ سینماها سرابی بیش نیست.
* اصرار به ادامه اجرای سیاستهای فرهنگی در حوزه توزیع و نمایش سینمایی که بیشتر به حوزه خدمات مرتبط است، باعث شده که این فعالیت نیاز به حضور مردم به کمکهای مالی دولت بیشتر وابسته شوند و ورشکستگی این فعالیت، خبر از ضرورت تغییر در نوع نگاه به حوزه توزیع و نمایش سینما میدهد.
* انحصار در نمایش تولیدات غیر کیفی سینمای ایران باعث کاهش شدید تنوع در مضامین و جذب سلایق مخاطبان شده است و اصرار به ادامه این سیاست نخنما باعث بحرانهای بیشتر در میان مردم شده است، سپردن ۴۰ درصد از ظرفیت نمایش سینمایی به اکران فیلم خارجی باعث افزایش مخاطب و رونق سینما خواهد شد.
* عدم امکان ایجاد بازار متعادل نمایش فیلمها در سینماها بعلت فقدان تولیدات متنوع و روشهای شناور نمایشی است «یکی از مهمترین مشکلات نمایش آثار سینمایی اکران همه فیلمهای تجاری، نیمه تجاری، فرهنگی، مستقل و... با یک سیستم است و این خلا امکان برنامه ریزی را از فعالان این حوزه میگیرد».
* از ۱۱۸۰ شهر کشور فقط ۶۰ شهر سینما دارند و دسترسی ۲۵ میلیون نفر مردم شهر نشین کشور به سینما امکان پذیر نیست و جمعیت ۳۵ میلیون نفری که به سینماها دسترسی دارند در حدود ۸۰ درصد این جمعیت امکان دسترسی به سینماهای استاندارد را ندارند و این معضلات باعث گریز مردم از سینما شده است.
و اما راهکارهای پیشنهادی:
حوزه تولید فیلم:
* حذف مقررات و سیاستهای زائد نحوه صدور پروانه ساخت فیلم و مشارکت دادن فعالان سینما در مسئولیت پذیری تولیدات سینما در راستای رونق در فضای کسب و کار (صدور پروانه ساخت از طرف دولت نباید بمعنای بر داشتن مسئولیت سینماگران از تولیداتشان باشد) «برنامه بلند مدت».
* شفاف سازی خطوط قرمز حاکمیت و عدم توقیف فیلمهای سینمایی در زمان صدور پروانه نمایش و اعمال سیستم درجه بندی برای آثار سینمایی در راستای رونق در فضای کسب و کار «برنامه بلند مدت».
* عدم تزریق بودجههای دولت در حوزه تولیدات دولتی سینما و اعمال سیاستهای حمایتی هوشمندانه در زمان تولید (دولت باید راهکارهای مشخصی را برای سرمایهگذاری در مضامین فیلمهایی که بخش خصوصی «همانند فیلمهای دفاع مقدس» علاقهای به تولید آن ندارد و نیاز به سرمایهگذاری دولتی دارند طراحی نماید و مطلقا خارج از قواعد تولیدات بخش خصوصی برای حفظ سطح هزینههای تولید فیلم، دست به تولید دولتی نزند) «برنامه میان مدت».
*پایان دادن به تشتت نیروی انسانی موجود در حوزه تهیه کنندگی فیلم جهت اعمال سیاستهای رونق تولید و پرهیز از ورود افراد غیر حرفهای در این حوزه مهم «برنامه میان مدت».
* رتبه بندی حرفهای نیروی انسانی فعال سینما جهت اعمال سیاستهای تشویقی در حوزه تولید فیلم «برنامه میان مدت».
* اعمال سیاستهای تشویقی تولید فیلم توسط فعالان مطرح سینما جهت خلق آثار کیفی در سال آینده «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای کاهش تولید فیلمهای غیر کیفی بر اساس رعایت سطح حداقلی استانداردهای سینمایی «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای تشویقی در تولیدات اقتباسی از حوزه ادبیات «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای تشویقی در تولیدات سرگرمی استاندارد (غیر مبتذل و سطحی) «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال حمایتهای مالی به حوزه تولید فیلم سینمایی در زمان اخذ پروانه نمایش (اگر قرار بر پرداخت حمایت مالی است بهتر استای حمایتها در زمان پس از ساخت اتفاق بیافتد و تجربه سینما در ایران نشان دهنده این موضوع است که فیلمها قبل از ساخت با فیلمها پس از ساخت تفاوت ۱۸۰ درجهای داد) «برنامه میان مدت».
* دولت در ۳۴ سال گذشته اجازه ورشکستگی در حوزه تهیه کنندگی را با سیاستهای حمایتی نداده است و قاعدتا اگر بخواهیم با فعالیت طبیعی در حوزه تولید فیلم همانند هر کار تولیدی دیگری مواجه باشیم باید بپذیریم که این فعالیت نیاز به خروج تهیه کنندگانی دارد که بعلت کارنابلدی بالطبع ورشکست و از سینما خارج شوند. «برنامه کوتاه مدت».
* تولید کنندگان فیلم در ایران نیاز به رقیب در فعالیتشان دارند و باید بپذیرند که حوزه توزیع و نمایش سینما نمیتواند بازار انحصاری تولید داخلی باشد و این بازار همانند سایر بازارها باید بسمت رقابت هوشمندانه جهت حفظ تولیدات کیفی با سایر رقبا در سینما برود. «برنامه کوتاه مدت»
حوزه توزیع و نمایش سینمایی:
* جدیترین بحران سینما در وضعیت فعلی مربوط به سالنهای سینماست و تزریق بودجههای دولت برای باز ماندن این سالنها از اولویتهای دولت است «برنامه کوتاه مدت».
* تغییر سیستمهای نمایشی سینماهای کشور از پزتیو (۳۵ میلیمتری) به سیستمهای دیجیتال یکی دیگر از اولویتهای اصلی سینمای ایران است (عدم تولید پزتیو در کشورهای تولید کننده مهمتری تهدید پیش رو است و در صورت عدم تولید سینماها امکان نمایش هیچ فیلمی را ندارند) «برنامه کوتاه مدت».
* تزریق بودجههای حمایتی دولت در زمان آماده سازی و تبلیغات فیلمها به دلیل افزایش سرسام آور هزینهها ضروری است و بخشی از عدم فروش فیلمها در سالنهای سینما به دلیل فقدان منابع مالی در حوزه توزیع و تبلیغات فیلمهاست. «برنامه کوتاه مدت».
* واگذاری ۴۰ درصد از ظرفیت نمایش سینمایی کشور به فیلم خارجی به دلیل عدم توان گردش مالی مناسب تولیدات داخلی از ضروریات است. «برنامه کوتاه مدت».
* بازتعریف سیاستهای حوزه توزیع و نمایش سینما توسط دولت از ضروریات رونق این حوزه است و حذف شوراهای صنفی و دولتی مزاحم در رونق افزایی اکران سینمایی یکی دیگر از اولویتها است (شورای صنفی نمایش قرار بود شورایی برای انتقال وظایف تصدیگری دولت به سالنهای سینما و دفاتر پخش آثار سینمایی باشد و خود این شورا الان مهمترین شورای باز دارنده رونق و توسعه سینما در ایران شده است) «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای کاهش هزینه سینما رفتن مردم جهت افزایش ورودی مخاطب سینماها «برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای افزایش قیمت مصرف کننده محصولات نمایش خانگی بمیزان حداقل دو برابر قیمت بلیط سینماها (در کشوری که قیمت لوح فشرده فیلمها از قیمت بلیط سینماها کمتر باشد طبیعی است که میل دیدن فیلم در خانهها بیشتر از سینماهاست) «برنامه میان مدت».
* اعمال سیاستهای خرید بلیط سینماها توسط مراجع کشوری و لشکری (خرید بلیت برای کارکنان و خانوادههای آنان توسط نهادهای دولتی و نظامی میتواند منجر به افزایش منابع مالی حوزه تولید و توزیع و نمایش شود) «برنامه کوتاه مدت».
* حذف عوارض شهرداری و مالیات بر ارزش افزوده سینمای ایران در این ورشکستگی سینما از ضروریات است «. برنامه کوتاه مدت».
* اعمال سیاستهای تشویقی سرمایهگذاران ساخت سالنهای سینما همانند مواد قانونی ماده ۱۶۰ و ۱۶۱ برنامه سوم و چهارم توسعه کشور (در برنامه پنجم توسط دولت نهم و دهم این مواد حذف گردیده است) در برنامه ششم توسعه (به میزان متراژ زیر بنای سالنهای سینما، شهرداریها موظف به معافیت اخذ عوارض فضاهای تجاری بودهاند و این همان مادهای است که شهرداری طی ۸ سال گذشته توانسته است با استناد با آن پردیسهای سینمایی در تهران را پایهگذاری نماید) «برنامه میان مدت».
* پرداخت کمکهای مالی به سینماهای قدیمی که دراماکن مطلوب شهری قرار دارند برای بازسازی و توسعه سالنهای نمایش این سینماها (مؤسسه سینماشهر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توانسته است طی ۸ سال گذشته تعداد زیادی از سالنهای کشور را بازسازی و توسعه نمایند) «برنامه کوتاه مدت».
* اختصاص بودجههای دولتی و استانی در ۴ سال آینده به ساخت سالنهای پردیسهای سینمایی در ۱۰ کلانشهر کشور که فاقد پردیس سینمایی میباشند (تجربه ساخت پردیس سینمایی هویز مشهد توسط سینماشهر میتواند الگوی مناسبی برای ساخت پردیسهای سینمایی در اصفهان، شیراز، اهواز، تبریز، ارومیه، بجنورد، بوشهر، زاهدان، ساری، رشت باشد) «برنامه میان مدت».
* اعمال سیاستهای تماشای فیلم در سینماها توسط آموزش و پرورش جهت تربیت تماشاگران آینده سینما.
* صدور مجوزهای برگزاری برنامههایی فرهنگی، هنری، آموزشی، ورزشی در ۲۰ درصد از ساعات فعالیت سینماها برای افزایش بهره وری سینماها «برنامه کوتاه مدت».
* راهاندازی گروه سینمای فرهنگی و تجربی برای نمایش آثار فیلمهای سینمایی با مخاطب محدود و نمایش آثار مستند و فیلم کوتاه «تعداد قابل توجهی از فیلمهای سینمای ایران با ساختار تجربی و فرهنگی خاص میباشند و میتوان با شناسایی یک گروه سینمایی مناسب سالانه تا سی فیلم را در این گروه به نمایش درآورد و به بخشی از مطالبات سینماگران تجربی و مستقل در حوزه اکران پاسخ داد».
و سایر راهکارهای دارای اولویت در سینمای ایران:
* ساماندهی وضعیت نمایش خانگی در کشور بر اساس حمایت از سینمای اکران و نه فقط تولید کننده داخلی «برنامه کوتاه مدت».
* پیوستن ایران به کپی رایت جهانی برای جلوگیری از فعالیت شبکه قاچاق در داخل و قاچاق آثار سینمایی در خارج از کشور «برنامه میان مدت».
* یافتن بازارهای جدید تأمین منابع مالی تولیدات سینمایی (باز تعریف حقوق فیلمها در رسانههای سایبری، هواپیمایی، حمل و نقل جادهای، حمل و نقل هوایی، حمل و نقل دریایی و...) «برنامه میان مدت».
* سیاستهای سینمای ایران در حوزه بینالملل ضمن حفظ ادامه حضور قدرتمند در جشنوارههای خارجی، پیدا کردن بازارهای جدید در سینمای جهان است و با وضعیت فعلی حوزه نمایش سینمایی در جهان، سینمای ایران باید در پیدا کردن بازارهای جدید به سمت اجاره بلند مدت و یا مالکیت سالنهای سینما در کشورهای مقصد باشد تا بتواند به مرور زمان تماشاگران را به سمت سینمای ایران جذب نماید. ضمناً حمایتهای تشویقی دولت برای تولیدات مشترک و صادرات آثار سینمایی در کشورهای جهان میتواند سطح انگیزه را در میان فعالان این حوزه بیشتر نماید. «برنامه کوتاه، میان و بلند مدت».
* سبک سازی ساختار سازمان سینمایی کشور به عنوان نماینده حاکمیت در سینما اولویت اصلی بازسازی ساختارهای اداری سینما است. «برنامه میان مدت»
* متولیان دولتی سینما باید با سایر نهادهای تأثیرگذار در حوزه فرهنگ و هنر به ویژه تلویزیون و حوزه هنری به تعامل سازنده برسند. «برنامه میان مدت».
* تشکیل کمیتهای ویژهای برای تعامل با نهادهای دینی به ویژه مراجع تقلید و حوزههای علمیه از ضروریات سیاستهای سینمایی برای رفع نگرانیهای دینی نسبت به سینما است. «برنامه میان مدت» و... .
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۷
انتشار یافته: ۳
اين به اصطلاح فيلم هاي فاخر مثل خوره به جان سينما افتاده اند
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



