الگوی دفاع مقدس
دکتر حسین اردستانی
کد خبر: ۳۴۶۳۹۹
| | 13536 بازدید

الگو در میان افراد، گروهها، ملتها و دولتها، به مثابه نیاز، قاعده، معیار و در چشم انداز وسیعتر، به عنوان افق میتواند ایفای نقش کرده و رفتارها را در تصمیمها، برنامهها، شکل گیری نظام انگیزشی و تولید و مصرف تحت تأثیر قرار داده و سمت و سوی آنها را شکل دهد.
تنوع انسانی و جوامع بشری، سبب تنوع الگوها با خاستگاههای متفاوت و تفاوت در دقایق این الگوها گردیده است. خاستگاهها و مبانی مؤثر بر پیدایش و شکل گیری الگوها و باز تولید آنها در بستر زمان و در تعامل با نیازها، تواناییها، منابع و نیز در ارتباط با الگوهای سایر جوامع، و بالاخره تغذیه مستمر آن از ناحیه فرهنگ و صاحبان اندیشه، این امکان را پدید میآورند که برخی الگوها جهانی شده و بر سایر الگوها رجحان پیدا کنند و یا به ترمیم و تکثیر خود پرداخته و با شکل و باطنی نو، جامعه مخاطب را به مسیر جدید رهنمون کرده و سرنوشت آن را دگرگون نمایند.
الگوهای زیست اجتماعی در جوامع مختلف و بر پایه فرهنگها، هنجارها و ارزشها از یکدیگر قابل تمایز است. منابع الگوها متکثر و در جامعهها مختلف میباشند. ادیان، مذاهب، آداب و سنن و افکار و اندیشههای نخبگان، همان گونه که ارزشها، هنجارها و فرهنگهای رفتاری پدید میآورند، در خلق الگوها نیز به جد تأثیرگذار هستند و البته الگوها علاوه بر ملت ـ دولتها، در سطوح محلی نیز وجود دارند و به چیستی و نوع رفتارهای انسانی در جوامع کوچکتر، شکل میدهند.
مسئله مهم در الگوهای رفتاری، توانایی آنها در فرهنگ سازی، انطباق پذیری و استمرار بین نسلها ست و اینکه تا چه حد قادر است در پارادایم غالب فرهنگ اجتماعی و خرده فرهنگها نفوذ کرده و دقایق خود را منتقل نمایند و یا در صورت بندی فرهنگ سیاسی جامعه تأثیر گذار شوند.
در ایران معاصر و جدید همواره الگوهای رفتاری متأثر از منابع درونی و بیرونی برای جامعه و گروههای اجتماعی وجود داشتهاند. اما دو عامل بطور بنیادی الگوی رفتاری اقشار و طبقات و نخبگان ایرانی را دگرگون کرده است. ۱. دین و مذهب ۲. فرهنگ و تمدن غربی، و دو عامل نیز به خلق الگویی از رفتار موفق شدند که به مدت یک دهه در ایران «عصر طلایی» پدید آمد. این دو عامل عبارتند از: انقلاب اسلامی و دفاع مقدس.
به نظر نگارنده دفاع مقدس که ریشه در دین و مذهب داشته است، پدیدهٔ جدید تاریخ ایران است که ما به ازاء تاریخی نداشته و مشابه آن صدر اسلام و عاشورای حضرت سیدالشهدا ء در سال ۶۱ هجری قمری است که به عنوان الگوی رفتاری از آن بهرهمند شده است.
نقطه اعتناء این سطور «دفاع مقدس» به عنوان الگوی زیست اجتماعی است که فقط از آن دههٔ اول انقلاب نبوده است بلکه جان مایهٔ دفاع مقدس قادر است به جامعه و انسان ایرانی. زیست انسانیتر، عادلانهتر، پویاتر، توأم با پیشرفت و عدالت و همراه با استقلال و آزادی و نیز بالندگی منطقهای و جهانی اعطاء کند.
به خصوص باید توجه داشت که این الگو در سختترین شرایط از بوتهٔ آزمایش به توان دو موفق بیرون آمده و توانسته ایران و ایرانی را حفظ کند و انسجام درونی را میان اقوام و آحاد ملت و بین دولت و ملت به منصهٔ ظهور برساند. این دو دستاورد حداقل در تاریخ معاصر، در جامعهٔ ایران مفقود بوده و البته پس از دوران دفاع مقدس نیز به دلیل فاصله گرفتن از این الگو با کسری مواجه شده است.
الگوی دفاع مقدس، ستیزش و سلاح و آثار منفی پدیدهٔ جنگ نیست، بلکه جان مایهٔ دفاع مقدس آن است که تجاوز دشمن و احتمال سقوط انقلاب و نظام و از دست رفتن کشور در بحرانیترین وضعیت، به دلیل الگوی رفتاری «من و منافع من» ذیل ارزشهای خدایی و منافع مردم و آسایش آنها و حتی «من» فدای آنها، مبدل به تولد جدید ایران گردید تا مردم بتوانند در سایهٔ فداکاریها و تحمل سختیهای طاقت فرسا ی جوانان و رزمندگان، حیات و هویت جدید و زندگی توأم با پیشرفت و عدالت و معنویت داشته باشند.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: اذا جاء نصرالله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجا... (آنگاه که فتح حاصل شد، مردم گروه گروه به دین خدای میگروند) یک برداشت از آیه آن است که نخبگان و پیش قراولان جامعه باید جلودار باشند تا با اندیشه و مدیریت آنها فتح حاصل شود و مردم بتوانند در فضای بهتر و زندگی مناسب به دین خدا عمل کنند و این اتفاق در دفاع مقدس افتاد و رهبران و فرماندهان با همت رزمندگان، حادترین شرایط را تغییر دادند و این الگو همواره میتواند جامعهٔ ایرانی را از شرایطی وارد شرایط نوین کند.
در الگوی دفاع مقدس، رزمندگان و فرماندهان و رهبران، جلوتر از سایرین خطر را پذیرا شده و کمتر از آنها واجد بهرهمندی بودند. برای اسلام و ملت جان و سر و تن اهداء میکردند. طلب کاری و فزون خواهی در الگوی رفتاری آنها تعریف نشده بود و همهٔ آنها همواره بدهکار مردم و انفلاب بودند. از رهبر انقلاب تا رزمنده پشت خاکریز تمنای شهادت داشتند تا بقاء ارزشها و ملت ممکن شود و هیچگاه به منافع خود با تفاسیر گوناگون و اغوا کننده نمیاندیشیدند. آقازادهها در جبههها حضور داشتند. فرزندان رهبر دیروز انقلاب و رهبر کنونی انقلاب در جبههها همچون فرزندان کارگران کوره پز خانه و آشپز و پزشک و کارمند و معلم و کشاورز و کارگر و رفتگر و... در خط مقدم با دشمن به نبرد میپرداختند.
آن روز هم طبقه مستضعف که دارای ظرفیت پذیرش و تحمل امانت الهی بود، بینظیرترین رفتار انسانی را در تراز جهانی اما در پشت خاکریز، با اهداء داراییهای فیزیکی و فرزند به جبههها، با اجازه دادن به مسئولین که خانه و کاشانه او را خراب کنند تا امکان عبور لودر و بلدوزر را از کوچه تنگ محله سیروس و خیابان مصطفی خمینی، برای نجات زیر آوار ماندگان میسر شود از خود نشان داد. پیرزن نابینا در رخت شورخانه جنوب تهران، با گرفتن دست به میله برای حفظ تعادل پتوها را با پا میشست و در مقابل سؤال از او که با این همه محدودیت جسمی و ضعف توان و نداشتن چشم بینایی، چرا؟ پاسخش این بود که امام گفته «هر کس مکلف است به اندازهٔ توان به جبهه کمک کند و من به اندازهٔ توانم تکلیف دارم!» فرزندان همین اشخاص در جبهه، حماسهها و فتح الفتوح طریق القدس، ثامن الائمه، فتح المبین، بیت المقدس، خیبر، والفجر ۸ و کربلای ۵ را خلق کردند و شرایط جبههها را از وضعیت اشغال به آستانه امکان سقوط صدام و حزب بعث تغییر دادند.
فرماندهان نیز مسند و جایگاه و روحیهای هم سطح رزمندگان داشتند و بالاتر از آنها نبودند و در صحنه نبرد و شرایط سخت روش آنها این نبود که به رزمنده دستور دهند برو جلو، به او میگفتند بیا جلو و همواره جلوی رزمندگان حرکت میکردند. رضایی و جعفری، شمخانی، صفوی، رشید، غلامپور، علایی، قربانی، فضلی، کیانی، اسدی، رودکی، همت، باکری، باقری، بقایی، شریعتی، قالیباف و قاآنی، کوثری، دستواره، کریمی و خرازی و کاظمی، زاهدی، ابوشهاب و... و در سطح میانی: قوچانی، حبیب الهی، آقایی... و دهها فرمانده معزز دیگر که امام آنها را به عنوان بر گزیدگان خدا در عصر حاضر برای یاری اسلام و نیز سپر دفاعی ملت نامید یا شهید شدند و یا بارها شهادت آنها را پس زد تا بمانند و به سرنوشت خود نائل آیند.
محسن رضایی چند بار توسط امام خمینی (ره) منع شد که جلو نرود یا باکری در کنار و شانه به شانه بسیجیها به شهادت رسید و همت سوار بر ترک موتور در خط مفدم که هنوز خاکریز نداشت شهید شد یا مرتضی قربانی سوار بر تانک جلوتر از بسیجیها به سمت کارخانه نمک حرکت کرد یا عزیز جعفری در شلمچه چنان مجروح شد که او را شهید دانستند و فقط سرنوشت او را باز گرداند تا باقی مانده و نقش خود را ایفا کند. اینان که نام برده شدند و آنانی که نام مبارکشان نیامد، همه در مقابل امام و رهبر عزیز خود مطیع محض بودند و هیچگاه در مخیله آنها این نبود که مقابل امام و رهبر خود بایستند. آنها به هم گرایی جامعه کمک میکردند و فدا شدند.
الگوی دفاع مقدس، نه توپ و تانک و آمریت فرماندهی و حکومت ژنرالها، بلکه کم خواهی، کم ادعایی و کار بود و کار و فداکاری و خلاقیت و کار جمعی و تصمیم گیری جمعی، شور و مشورت، مردم گرایی نه مردم ابزاری و فدای ملت شدن و فدای اسلام عزیز شدن بود.
در آن الگو، خمینی آرزو داشت پاسدار باشد و اظهار میداشت که به حال بسیجیها غبطه میخورد. او ساده زیستی را حیات طیبه ملت مینامید و پیش از هر قشر و طبقه مسئولان و دولتمردان را به آن دعوت میکرد.
در الگوی دفاع مقدس، حفظ ارزشها، حفظ نظام، منافع ملی، حفظ انقلاب، پیشرفت و توسعه با الگوی بومی و ملی، یکپارچگی اجتماعی، وحدت ملی، اتصال و چفت بودن ملت ـ دولت و تقدم ملت بر دولتمردان و گروهها و احزاب، موضوعیت داشت. در این الگو، هیچگاه در پارادوکس منافع شخصی و منافع ملی، منافع شخصی رجحان و اولویت نداشت و اساسا منافع شخصی موضوعیت پیدا نمیکرد. الگوی سطح ملی این دوره انسجام ملی میان رهبری، ملت و دولت است. این الگو در سطوح خرد و کلان دارای دقایق دیگری نیز هست و اصولا واجد یک گفتمان اجتماعی است که نیازمند تدبر و تألیف است.
جامعه ایران، در امروز و فردا، برای پیشرفت و سازندگی، توسعه سیاسی، استقلال سیاسی و اقتصادی و تأثیرگذاری فراملی، نیازمند الگوی زیست دوران دفاع مقدس در درون جامعه و در جبهههای جنگ است.
دفاع مقدس یک اتفاق در میان اتفاقات تاریخ ایران نیست. بلکه علاوه بر سرنوشت ساز و تاریخی بودن، یک الگوی زیست برای جامعه ایرانی است که در دوران معاصر فاقد الگوی عینی رفتار ملی بوده است. این الگو سخت و پر هزینه به دست آمده و در حال رنگ باختن و به حاشیه رفتن است. اگر چنین شود جامعه انقلابی ممکن است بار دیگر به جامعهٔ عرفی، تسلیم و ستایندهٔ الگوهای بیرونی تبدیل شود. در آن صورت دولت و جامعهٔ ایران یک فرصت غیر قابل تکرار تاریخی را از دست میدهد و فرصت بعدی معلوم نیست وجود داشته باشد.
دفاع مقدس یک الگو است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


