مرور روزنامههای یکشنبه شانزدهم تیر ماه
کلهر: یاران احمدینژاد در سال 84 تعدادشان به 10 نفر نمیرسد
در روزنامههای امروز، حذف ارز مرجع و نتایج حاصل از آن، توصیه و هشدار به رئیس حمهور منتخب در مورد ترکیب کابینه بعد و اخراج ایرانیان از امارات، مسائل اصلی هستند. در این میان، مهدی کلهر از احمدینژاد میگوید و وی را با شاه عباس مقایسه میکند.

در روزنامههای امروز، حذف ارز مرجع و نتایج حاصل از آن، توصیه و هشدار به رئیس حمهور منتخب در مورد ترکیب کابینه بعد و اخراج ایرانیان از امارات، مسائل اصلی هستند. در این میان، مهدی کلهر از احمدینژاد میگوید و وی را با شاه عباس مقایسه میکند.
کلهر: یاران آقای احمدینژاد در سال 84 تعدادشان به 10 نفر نمیرسد
روزنامه آرمان در مقدمه گفتوگوی خود با مهدی کلهر نوشته است: مهدی کلهر اگرچه میگوید از دولت بازرگان در تمام دولتها حضور داشته اما در دولت نهم نقش او بیش از گذشته شناخته شد؛ نقشی در قامت مشاور رسانهای رئیسجمهور که هرازگاهی اظهاراتش درمورد مسائلی که طرح آن در جامعه امروز معمول نیست، چهره خبرساز میشد. او در انتهای دولت نهم به تدریج نقش خود را در دولت کمرنگ کرد و راهی خطه دیگری شد اما به هر حال حاشیه او را رها نکرد و جلسات رسیدگی پرونده خاتون او را هر چند وقت یکبار به تهران دعوت میکرد. او فرزند میرزاعبدالعلی تهرانی و برادر آقا مرتضیتهرانی و آقامجتبی تهرانی است که از وعاظ معروف تهران هستند؛ البته آقامرتضی تهرانی سال گذشته به دیار باقی شتافت. ظاهرا مهدی کلهر از موضوعاتی است که هیچگاه فراموش نشد و همواره یکی از سؤالات رسانهها با او بود چراکه دولت نهم با شعار سادهبودن روی کار آمد اما ظاهر کلهر و لباسهایی متفاوت از البسه دولتیها گویای برخی تفاوتها بود. عقاید کلهر آنچنان همخوانی با دیدگاههای ساکنان پاستور در سال 84 نداشت و به قولی وصلهای متفاوت بود. مناظره انتخاباتی او با حسین مرعشی که به عنوان نماینده آیتا...هاشمی حضور داشت تا امروز در خاطر بسیاری افراد باقی است و زمانی که به او میگوییم مرعشی از بازپخش آن مناظره استقبال کرده است، تأکید میکند «از خدا میخواهم مجددا مناظره من با آقای مرعشی پخش شود». نکته قابل تأمل در این گفتوگو بخشی است که وی دوران احمدینژاد را با دوران شاهعباس قیاس کرد!کلهر در بخشی از تحلیل خود از انتخابات اخیر ریاست جمهوری میگوید: رأی آقای ولایتی و جلیلی را جمع بزنید، رأی اصولگرایان است و من مشاهدات میدانی را میگویم. یکسری از اصلاحطلبان که رأی دادند و (میدانم یکسری از این طیف رأی ندادند چون در سال 88 بیش از 40 میلیون رأی به صندوق ریخته شد اما در سال 92 حدود 36 میلیون رأی اخذ شد که 4 میلیون اختلاف است) این 70 و خوردهای درصدی که رأی دادند از آن میان برخی اصلاحطلبان به آقای قالیباف رأی دادند که آرای قابلتوجهی است، بخشی از آنها را هم من اطلاع دارم که بهصورت شخصی و بدون جریانی به آقای رضایی رأی دادند و شاید بخش کمی هم که از نزدیک با آقای غرضی آشنا بودند، به وی رأی دادند و بخشی هم به آقای روحانی رأی دادند. در اصلاحطلبان افرادی بودند که به آقای روحانی رأی دادند ولی اینها خودشان از این محدودههای کلاسیک اصلاحطلبی و اصولگرایی خروج کرده بودند. تصور میکنم که رایی که امسال داده شد، آشکارا نشان داد بیش از 70 درصدی که کشور و نظام را میخواهند و درصدد هستند آینده را خودشان رقم بزنند، وارد صحنه شدند. من به اینها میگویم مردم و این مردم امسال حضور جدی داشتند و بیشترین رأی را به آقای روحانی دادند.
بعضی دیگر از پرسش و پاسخهای متفاوت کلهر و آرمان به قرار زیر است:
اینکه دوران آقای احمدینژاد دوران طلایی است، نظر همه مردم است؟
نه. این را تاریخ نشان میدهد البته سازندگی دوره آقای احمدینژاد آسیبهایی هم داشته است که تلخی آن هنوز در کام همه ما هست. ولی معمولا در تاریخ این تلخکامیها از بین میرود و آنچه میماند، آن جادهها، سدها، راهها و پیشرفتهای علمی و... است. تاریخ سیاسی و تاریخ علم بشر نشان داده که اگر مدتی از یک مقطع عبور کنید، آنچه اشاره کردم، محقق خواهد شد. در همه ادوار اینطور است. اینها میماند چون همه سدها و راهها را نمیتوانند تخریب کنند. همه ریلها را نمیتوان از جا درآورد. قبول دارم الان کاستیهایی وجود دارد اما کمکم به فراموشی سپرده خواهد شد و آن آثار ماندگار میماند و این دوره به نام دوره شاخص سازندگی کشور ثبت خواهد شد البته امیدوارم که این سازندگی با همین سرعت ادامه داشته باشد اما سرفصل این سازندگی در دوره احمدینژاد بود.
از منظر دیگری موضوع را مطرح میکنم. الان شاهد هستید که حامیان دولت اصلاحات و سازندگی به جد هنوز حامی رؤسای این دولتها هستند اما این روزها حامیان دولت آقای احمدینژاد مثل آقایان کوچکزاده و باهنر میگویند مجبور شدند از آقای احمدینژاد حمایت کنند. این تفاوت در کجاست؟
من این طور نیستم. بنویسید من هنوز معتقدم هر دو دولت نهم و دهم درمجموع، خدمات ارزندهای در طول تاریخ کشور ایران داشتهاند. سازندگی از این دولتها شروع شد و بهویژه توزیع سازندگی منحصربهفرد بود. ما همیشه تهرانسالاری داشتیم اما در دولت احمدینژاد، دورترین نقطه این کشور به سمت آبادانی رفت که این خدمات، دیده میشود. اکنون و پس از سالها در دورترین نقطه کشور احساس میکنید آن روستایی نسبت به اینکه تبعه ایران است، افتخار میکند چون احساس میکند دیده شده و این، موضوع مهمی است. من از افرادی هستم که همیشه دفاع کردم و وقتی از این دولت هم جدا شدم، باز دفاع کردم. اخیرا در گفتوگویی که داشتم هم دفاع کردم. شما هم از جانب من بنویسید که من مجبور نبودم... .
مخاطب من در این سؤالات شخص شما نیست، اصلا به نقل از شما تیتر میزنیم که دوران احمدینژاد دوران طلایی بود که مطمئن شوید مخاطب سؤالات شما نیستید!
باشه. اشکالی ندارد. پس بزنید دوران طلایی سازندگی
منظورم برخی اطرافیان آقای احمدینژاد بود که به نوعی برای منفعتشان به سمت حمایت از آقای احمدینژاد رفتند و با پایان این دولت، به قولی نمکدان شکستند و در نقش منتقد جدی ظاهر میشوند.
ببینید یاران آقای احمدینژاد در سال 84 تعدادشان به 10 نفر نمیرسد. آنهایی که بعدا آمدند (در دور دوم انتخابات آمدند) طبیعی است که اکنون جدا شوند. من 2 یا 3 ماه پیش به خود آقای احمدینژاد هم گفتم که او هم تایید کرد. نظرشان انگشتان یک دست بود. آنهایی که در سال 84 برای سازندگی کشور آمدند، تعداد کمی بودند که من یکی از آنها هستم و اگر اجازه داشتم اسامی بقیه را هم میگفتم. هنوز هم معتقدم دوره آقای احمدینژاد دوره طلایی سازندگی در طول شاید تاریخ مکتوب کشور است و این دوران را با دوره شاهعباس و حکام لایق در قبل و بعد از اسلام مقایسه میکنم. باید اجازه دهید که این تلخکامیها بگذرد که ما، منکر این موضوع نمیشویم. این تلخکامیها همیشه در تاریخ هست و با پایان آن، خیلیها با من همنظر میشوند.
اخراج ایرانیان از امارات؛ اخراج شیعیان یا اخراج تجار ایرانی؟
مسأله اخراج ایرانیها از امارات از زوایای گوناگون مورد توجه روزنامههای امروز قرار گرفته است.
بهار در مطلبی با تیتر «معاون وزارت خارجه: شیعیان مقیم امارات بیدلیل اخراج میشوند» نوشته است: شیخنشین عربی بنای سازگاری با ایران ندارد؛ از ایجاد چالش بر سر جزایر ایرانی تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی با طرح ادعاهای غیرواقعی گرفته تا اخراج ایرانیانی ساکن در این شیخنشین تنها به جرم شیعهبودن، گواهی است بر این مدعا که امارات متحده عربی از بروز تنش در روابط تهران - ابوظبی استقبال میکند.
اخراج ایرانیان و شیعیان کشورهای لبنان، عراق، هند و پاکستان توسط امارات متحده عربی طی سال 2011 کلید خورد و طی دو سال گذشته هزاران نفر از شیعیان از کشورهای ایران، عراق، لبنان، هند و پاکستان از شیخنشینان ابوظبی و دوبی اخراج شدند؛ این در حالی است که افراد اخراجشده بدون هیچ دلیل قانونی و جرمی از امارات اخراج شدند و تنها دلیل اصلی اخراج آنان شیعه بودن است.
امارات در کنار سایر کشورهای عرب منطقه، سالهاست که جمهوریاسلامی ایران را متهم به گسترش هلال شیعی و تلاش برای تضعیف جایگاه حکمرانان سنیمذهب میکند. در ترسیم قوای حاکم در منطقه با محوریت مذهب، اهل تسنن از قدرت بیشتری برخوردار است. به دور از بافت مذهبی موجود در کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس، نخبگان حکومتی سنی مذهباند. گرچه نوع تفکر و ایدئولوژی آنان با یکدیگر متفاوت است اما همگی در مذاهب چهارگانه اهل تسنن قرار میگیرند. اما در این میان شیعیان اگرچه به لحاظ جمعیتی اکثریت را در کشورهای حاشیه خلیجفارس، تشکیل میدهند ولی جز در کشورهای ایران، عراق و بحرین، در سایر کشورها در اقلیت به سر میبرند. این مسأله باعث شده است تا حاکمان سنی مذهب، در فرآیندی اقتدارطلبانه که رنگ و لعاب قانونی نیز به خود گرفته است، آنان را در قدرت سهیم نکنند. شیعیان در این کشورها حتی از حقوق عادی شهروندی نیز تا حدی محروم هستند. نگرانی اعراب از تقویت مذهب شیعه در منطقه خاورمیانه و ادعای شکلگیری هلال شیعی از سوی بعضی از حکام عرب، گرچه با نیاتی آغشته به تضعیف ایران و گسترش ایرانهراسی همراه بود، اما نمیتوان آن را یکسره غلط پنداشت. قدرتیابی شیعیان در عراق، بعد از انتخابات پارلمانی 2005 موازنه قوا در منطقه را برهم زد.
حاکمان و نخبگانی که به بیان نگرانی خود از هلال شیعی پرداختند، از منظر فهم عنوان مسأله در فضای رئالیستی، به درکی درست دست یافته بودند. آنان به خوبی میدانستند که شکلگیری دومین حکومت شیعی در منطقه از سوی شیعیان عراق، بیش از همه موجب تقویت جمهوریاسلامی ایران و همپیمانان منطقهای او خواهد شد.
این در حالی است که در سال گذشته یک رقابت پیدا و پنهان در صحنه منطقهای میان جمهوریاسلامی ایران و اعراب منطقه و در راس آن عربستان به منظور گسترش نفوذ و بر عهده گرفتن رهبری منطقهای در جریان بوده است و تقویت این هلال میتوانست کفه ترازو را به نفع جمهوریاسلامی ایران سنگینتر کند. از اینرو امارات در راستای پروژه مقابله با گسترش هلال شیعی از سال 2011 مقابله با شیعیان را بهطور جدی در دستور کار قرار داد. در همین راستا نیز در چند ماه گذشته دهها ایرانی مقیم که بیش از 25 سال سابقه اقامت داشتهاند بدون هیچ دلیل، اقامتشان لغو شد و از این کشور اخراج شدند و این درحالی است که هیچ دلیلی مبنی بر اخراج آنان بیان نمیشود.
سیاوش زرگر یعقوبی، سفیر سابق ایران در عمان و هندوستان هم در رابطه با این اتفاق به «اعتماد» گفته است: موضوع اخراج اتباع ایرانی از امارات بیشتر بر اساس موضوع تحریمها ارزیابی میشود و یك مساله فرقه یی نیست. وی ادامه داد: امارات تحت تاثیر تحریمهای غرب و امریكا علیه ایران در حوزه تجارت خارجی عمل میكند و ترجیح میدهد در راستای منافع آنها گام بردارد.
سفیر سابق ایران در دهلی نو تاكید كرد: شیوه مراودات تجاری ما با امارات به شكلی است كه قطع این ارتباط بیش از آنكه به ضرر طرف اماراتی باشد به زیان ایران است چرا كه رتبه ایران در میان شركای تجاری امارات 5 یا 6 است اما امارات بیشترین صادرات كالابه ایران را دارد. بنابراین این مسأله روی اقتصاد امارات تأثیر منفی قابل توجهی نخواهد داشت.
زرگر یعقوبی با اشاره به دو شیوه تاثیر گذاری تحریمها خاطرنشان كرد: تحریمها به دو شكل میتواند بر كشور ما تاثیر بگذارد. شكل اول كه به صورت مستقیم است و به واسطه قطعنامههای سازمان ملل و مصوبات كنگره امریكا اجرایی میشود كه در آن ممنوعیتها به شكل واضح و مستقیم اعمال میشود.
سفیر سابق ایران در عمان شیوه دیگر اثر گذاری تحریمها را غیرمستقیم عنوان كرد و افزود: به اعتقاد من اثر غیرمستقیم تحریمها بیش از اثر مستقیم است چرا كه در این شكل از تاثیر گذاری خوفی كه تحریم در شركای تجاری ما ایجاد میكند باعث میشود آنها نسبت به ادامه تجارت خود محتاطانه تر رفتار كنند و اقداماتی انجام دهند كه لزوما در مواد قطعنامهها ذكر نشده است. وی با ذكر یك مثال به تشریح ایجاد هراس به دلیل تحریمها پرداخت و گفت: بر فرض اگر یك نفر به ایران سفر كند نمی تواند مطمئن باشد كه برای سفر به اروپا و آمریكا مشكلی برایش ایجاد نخواهد شد. در واقع ویزای ایران در پاسپورت افراد میتواند برای سفرهای بعدی آنان ایجاد دردسر كند در حالی كه این موضوع در تحریمها به صورت مستقیم نیامده است. سفیر سابق ایران در عمان و هندوستان درباره راه حل مقابله با چنین مشكلاتی گفت: عمر دولت فعلی كه روبه پایان است اما دولت آینده میتواند با انجام برخی امور در ایجاد روابط بهتر با همسایگان موفق عمل كند. زرگر یعقوبی با تاكید براینكه حل نهایی این مشكل از مذاكرات سیاسی میگذرد، اظهار كرد: رفع اساسی این مشكل وابسته به لغو تحریمهاست كه آن را باید در مذاكرات ایران و 1+5 جست وجو كرد.
ابتکار هم در این مورد از قول مسعود دانشمند، رئیس اتاق مشترک ایران وامارات در این باره نوشته است: براساس قانون جدید امارات متحده عربی اقامت شرکتهای بازرگانی غیر فعال در این کشور لغو میشود.وی ادامه داد: براساس قوانین این کشور سختگیریهایی درباره حضور ایرانیان انجام میشود و البته فقط اقامتها محدود شده است. من به عنوان یک بازرگان شیعه دراین کشور هیچ مشکلی نداشتهام و هر کسی به عنوان شیعه در این کشور حضور یافته تاکنون مشکلی را حس نکرده است.
توصیه و هشدار در مورد ترکیب کابینه بعد
روزنامه ابتکار در بخشی از سرمقاله امروز خود با تیتر «فقط کمی کوتاه بیایید!» به قلم فضل الله یاری نوشته است: برخی افراد و گروههایی که در ایجاد شرایط کنونی، نقش بسزایی داشته اند و در انتخابات گذشته با همه داشتههای مادی و معنوی خود وارد میدان شده و البته شکست سختی نیز خورده اند، هیچ تمایلی به کوتاه آمدن در خود و اردوگاه خود نمیبینند. در ادبیات این گروه کوتاه آمدن معنایی جز شکست و سازش نمیدهد. به همین خاطر در هفتههای گذشته به مانند یک پیروز رفتار کرده اند. تا اینجای کار البته ظاهراً مشکلی ندارد. همان گونه که طرفِ واقعاً پیروز میدان نیز، بارها اعلام کرده است در این پیروزی سهیم اند. همه در این پیروزی شریکند و این یک بازی برد – برد برای نیروهای داخل کشور بوده است. اما گویی آنان به این هم راضی نیستند. آنان به نظر میرسد چند سالی است که حیات خود را تنها در واژه «پیروزی» میدانند و هر نتیجه ای به غیر از این برایشان معنای مرگ میدهد. به همین خاطر تلاش میکنند تا همان برنامه ای که در هشت سال گذشته دنبال میکردند و برای اجرایی کردن آن نیز نامزدهای متعددی داشتند ( که با اقبال رأی دهندگان مواجه نشدند ) را از طریق نامزد پیروز ( ولو غیر خودی ) عملی کنند. به غیر از شروط جدید مجلس برای وزرای آینده، در روزهای گذشته خبرهای غیر رسمی از فشار بر رئیس جمهور منتخب در راستای چینش کابینه به گوش میرسد؛ موضوعی که هم در سخنان دکتر حسن روحانی و هم در اطلاعیه دفتر وی به آن اشاره شده است.
در همین حال روزنامه اعتماد نیز از نامدار زنگنه وزیر نفت دولت اصلاحات نقل کرده که چیدمان كابینه شروع نشده است. اعتماد در این باره نوشته: بیژن زنگنه، وزیر نفت دولت هفتم و هشتم از آخرین تحولات و پیش بینیهای احتمالی كابینه روحانی سخن گفت. به این سبب بازهم كارشناسان نفتی بیژن نامدار زنگنه را تنها گزینه اصلی روحانی برای پست وزارت نفت میدانند. زنگنه طی هشت سال گذشته از فضای دولت دور بوده و به جهت حضورش در دادگستری برای اثبات عدم خطا در دوران وزارتش روزگار خوبی را پشت سر نگذاشته است اما درباره حضورش در كابینه در همان ابتدا به عدم بسته شدن تیم كابینه دولتی یازدهم اشاره میكند و میگوید: «روحانی فعلادر مرحله مطالعه درباره انتخاب رده اول همكاران خود هستند و هنوز به مرحله پیشنهاد سمتهای كلیدی به افراد نرسیده اند.» این اظهارات از گزینه اول تمام لیستهای احتمالی مدیریت وزارت نفت در حالی شنیده میشود كه این روزها اغلب مدیران نفتی تاكید دارند كه آقای روحانی از آنها برنامه خواسته است.
قانون نیز در گفتوگو با عیسی كلانتری وزیر سابق كشاورزی در مورد ترکیب دولت آینده شنیده است: اگر میخواهید تصویری از كابینه آقای روحانی داشته باشید، تركیب كابینه آقایهاشمی را بررسی كنید. در كابینه آقای هاشمی از همه طیفها و گروهها حضور داشتند و كابینه دربست در اختیار یك تفكر خاص نبود. آقای روحانی هم همین روحیه را دارد. فكر میكنم همه گروهها، جناحها و تفكرها، امكان حضور در كابینه را داشته باشند. كار سخت است. اگر كسی بخواهد تنها از یك طیف وزیر انتخاب كند، تكلیفش روشن است اما وقتی میخواهید از همه ظرفیتها استفاده كنید، انتخاب مشكل میشود. برای هر وزارتخانه 50 كاندیدا هست. خوب معلوم است كه كارها كمی مشكل میشود.
این در حالی است که حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان با تیتر «برف فراق!» نوشته است: سخن این است و یک کلام هم بیش نیست که حضور اصحاب فتنه در کابینه رئیسجمهور منتخب بدون کمترین تردید، آسیبهای جدی به نظام و مردم پاکباخته این مرز و بوم به دنبال دارد و در این میان دکتر روحانی به یقین اولین قربانی خواهد بود. چرا که ایشان در اعلام مواضع خود نشان داده است اهل ساختارشکنی نیست، بر اجرای قانوناساسی تاکید دارد و این، هر دو با هویت برملا شده اصحاب فتنه در تناقض آشکار است. و اما، دکتر روحانی علیرغم تلاش فراوان مدعیان اصلاحات و برخی از سران و عوامل فتنه 88 نشان داده هوشمندتر از آن است که پای در چنبره فریب آنان بگذارد و اعتبار رأی مردم و مسئولیت حساس ریاست بر قوه مجریه نظام مقدس اسلامی را در پیوند با این جریان به دست باد بسپارد.
نگران حذف ارز مرجع نباشیم
مجید حریری، رئیس کمیسیون واردات اتاق تهران در مطلبی برای روزنامه آرمان نوشته است: در خصوص حذف ارز مرجع باید به این نکته اشاره کرد که این مساله براساس مصوبه قانون بودجه است که به تصویب مجلس رسیده است. آنچه که در این میان باید به آن توجه کرد این است که این اتفاق بسیار دیر رخ داد، چرا که باید زودتر از این، حذف ارز مرجع اتفاق میافتاد و مسأله چند نرخی بودن ارز مرتفع میشد. در حقیقت هرچه نرخهای کمتری در بازار وجود داشته باشد و اختلاف این نرخها نیز کمتر باشد، به نفع اقتصاد بوده و سلامت آن را تضمین میکند. آنچه که در یک سال گذشته روی داد این بود که با وجود راهاندازی اتاق مبادلات ارزی، ارز مرجع چندان در سفره مردم تأثیرگذار نبود. تا جایی که باید گفت اگر در اقلام اساسی ارز 1226 تأثیرگذار بود باید افزایش قیمتی معادل 20 درصد را نشان میداد؛ در حالی که این میزان افزایش تا حدود 100 درصد هم خود را در کالاهای اساسی و خوراکی نشان داد. این نشان میدهد که اختلاف قیمت ارز 1226 تا ارز دیگر- چه آزاد و چه مبادلهای- در جیب افرادی رفته که از شرایط موجود سوءاستفاده کردند.
بسیار دیده شده که افراد مشخصی از این چند نرخی بودن و تفاوت نرخها بهره بردند. البته در صورت حذف ارز مرجع میتوان حمایتهایی که از اقشار آسیبپذیر انجام میشود را به شیوه ارائه کوپن یا در بخش دارو به صورت نقدی انجام داد. هرچند که باید در این میان حمایتهای اجتماعی از این افراد صورت گیرد. قطعا در این میان راهحل مناسبی برای حمایت از این اقشار وجود دارد که لزوما نباید به صورت نقدی باشد. کار خیلی سختی نیست و به راحتی میتوان آن را کنترل کرد. برخی در این میان عنوان میکنند که حذف آنی ارز مرجع ممکن است برای اقشار آسیبپذیر مشکلساز باشد. در این میان باید تأکید کرد که مگر تاکنون ارز مرجع برای این گروه محسوس بوده که حال نگران آسیب رسیدن به آنها باشیم؟ اگر میزان افزایش قیمتی که پیش از این در اقلام خوراکی صورت گرفته کمتر از 100 درصد بود، در این صورت باید برای حذف ارز مرجع نگران میبودیم.
شرق هم در این مورد نوشته است: زمزمه حذف ارز مرجع از اواخر سال گذشته بر زبانها افتاد و از همان تاریخ هم درخصوص برخی از کالاها چون گوشت و برنج اجرا شد. از این رو، از دیروز که ارز مرجع حذف و با مبادلهای یکی و از ادغام این دو، ارز شناور مدیریتشده متولد شد، اهالی چهارراه استانبول هیچ وقعی به این سیاست ننهادند و بازار ارز بدون هیچ نوسانی به کار خود ادامه داد.
خانزاده، یکی از صرافان چهارراه استانبول، در گفتوگو با «شرق» میگوید: «دلار مانند گذشته بدون نوسان شدید، فروخته میشود و همهچیز در چهارراه استانبول و میدان فردوسی طبیعی است. در این لحظه دلار حدود سههزارو350 تومان به فروش میرسد که نسبت به یک هفته اخیر، قیمت آن ثابت مانده است. سایر ارزها هم مانند دلار از کمترین نوسان قیمتی برخوردار هستند. یورو هماکنون به مبلغ چهارهزارو330 تومان و پوند به قیمت چهارهزارو970 تومان در بازار تهران خرید و فروش میشود.» او میافزاید: «خبر خاصی در بازار نیست و همچنان تقاضای کاذب ارز در حداقل ممکن قرار دارد. دلالان هم مانند همیشه در این سو و آن سوی بازار میچرخند و سعی میکنند مشتریان صرافان را بقاپند و با کمی بالا و پایین کردن قیمت، مشتری را تور کنند.» خانزداه دلیل آرامش بازار را تکراریبودن این خبر میداند ضمن اینکه معتقد است، بازار واکنشهای خود را به حذف ارز مرجع از سال گذشته تا اوایل سالجاری نشان داد و یکی از علل افزایش نرخ دلار در بازار آزاد در این مدت هم به همین دلیل بود.
پیشتر سعید لیلاز در گفتوگو با «شرق» گفته بود در صورتی که ارز مرجع حذف شود، بازار آزاد هم در مدار کاهش قرار گرفته و به نرخ دوهزارو500 تومانی دولتی نزدیک میشود. بنابراین تکرقمیشدن نرخ ارز، یعنی یکیشدن نرخ ارز در بازار آزاد و دولت، اتفاقی دور از انتظار نیست.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵۴
انتشار یافته: ۳
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




