چرا علیآبادی؟
هنوز فضای انتخابات کمیته ملی المپیک با بحث مطرح شده پیرامون مدیران دوشغله توسط
دستگاه های نظارتی تازه باقی مانده و همچنان برخی اشخاص منتظر آن هستند تا این انتخابات ابطال شده و یا علیآبادی کرسی اش را در سازمان تربیت بدنی به شخص دیگری واگذار کند. مسئله ای که با توجه به آخرین موضع گیری ها و همچنین حساسیت بحث مدیران دو شغله که در مواردی محدود، به خارج از حوزه ورزش نیز تسری می یابد، وقوعش بعید به نظر می رسد.
اما در کنار این مسئله، چنین پرسشی مطرح می شود که آیا در سابق که چنین روندی به وقوع پیوسته و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی عنان امور را در کمیته ملی المپیک را نیز برعهده گرفتند، چرا حتی نیم نگاهی به مفاد قانون اساسی توسط دستگاه های نظارتی نشد و رسانهها نیز به این مسئله با شدت و حدت اینچنینی نپرداختند؟ چرا آغاز اجرای قانون می بایست با دوره محمد علیآبادی آغاز شود؟
به اعتقاد بنده بسیاری از منتقدین که در ادوار مختلف بنابر مصالح سکوت پیشه کردند و در این دوره قبای منتقد را برای دوره ای کوتاه از بغض معاویه و نه از حب علی جامه پوشیدند و بدین سبب برای حضور علی آبادی در انتخابات کمیته ملی المپیک هیچ اشکالی چه به لحاظ قانونی و چه به لحاظ شرعی و عرفی وجود نداشته و در صورتی که قرار باشد با وی در دوره ریاستش بر این مجموعه برخورد شود، می بایست سراغ پیشنیان را نیز گرفت و برای آنها نیز به جهت عدم رعایت قوانین، پاسخخواهی کرد.
اگرچه حضور افراد منتسب به علی آبادی در فضای انتخاباتی مجمع عمومی کمیته ملی المپیک تاثیرگذار بود و چهره جالبی را برای این تشکیلات رقم نزد و حتی شاید چهره های شایستهتری می توانستند در کرسیهای هیات اجرایی حضور یابند که امروز تصمیماتی عمیق تر را رقم بزنند اما باید پذیرفت دورههای پیشین نیز همین اتفاقات به وقوع میپیوست که بعضاً حتی در بخش هایی از روند انتخابات به مراتب شدیدتر بود. البته در این دوره یک اتفاق مثبتی به وقوع پیوست و ن اینکه اجازه داده نشد، هیچ یک از معاونین دستگاه ورزش در این انتخابات ورود کنند و سهمی از جایگاهی را از آن خود کنند که این نکته مثبت از نظرها دور ماند.
به هر حال در هر دوره، روئسای فدراسیونهایی هستند که برای ماندن تابع رئیس هستند و باید سراغ روئسای فدراسیونهایی را گرفت که برای ماندن هر کرنشی میکنند و شاید تنها زمانی بتوان امیدوار بود که این روند غلط به انتها نزدیک شود که اشخاصی بزرگ برگهای رای را در اختیار داشته باشند و این برگهها را با نام هر شخص یا اشخاصی آشنا نکنند.
ضمن آنکه به هر شکل این ظرف آب بر زمین ریخته و کاری که به زعم برخی مسئولین نبایست به وقوع می پیوسته، اجرا شده که تکرار آن نیز بی هزینه برای کشور نیست و بدین سان شاید بهتر باشد، حتی اگر اجرای قانون دوشغله ها در ورزش الزامی شد، با مدنظر قرار دادن آنچه در گذشته به وقوع پیوسته است، این بار نیز اجازه فعالیت مجموعه منتخب صادر شود و درگیریهای داخلی و مشخص شدن ضعف های ورزش، باعث رفتن آبروی ورزش ایران در جهان نشود.
در این میان این نگاه نیز قابل تامل است که استمرار یافتن حضور رئیس سازمان تربیت بدنی در کمیته ملی المپیک، از هر نظر با اشکال همراه شود، از یک جهت ارزشمند است و آن اینکه در صورت شکست سنگین در المپیک لندن، علیآبادی دیگر علی ابادی شخصی را نمی تواند به عنوان عامل شکست ورزش ایران در عرصه المپیک معرفی کند و همین امر میزان پاسخگویی نفر اول ورزش ایران را افزایش خواهد بخشید.
با این وجود علی آبادی باید در رفتار خویش نیز تجدید نظر کند و علاوه بر آنکه می بایست بله قربان گویان را از اطرافش دور کند تا نگاه های دقیق و صادقانه از شرایط موجود به او منتقل شود، تا بر اساس واقعیات و نه نگاه های غیرواقع برآمده از تملق تصمیم گیری کند.
چرا ادعای عدالت می کنیم؟



