گذشته چراغ راه آینده
رضا بیادی
کد خبر: ۳۲۴۳۸۹
| | 6545 بازدید
«نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه آن است» سقراط
با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا در روز جمعه 24 خرداد ماه جاری، شمارش معکوس آغاز شده است و اولین قرینه سال «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» در شرف تحقق است و هر چه جلوتر میرویم شاهد شفافیت بیشتر در روند شکلگیری آرایش سیاسی گروهها، نهادها و احزاب سیاسی کشور هستیم.
حال که به نظر میرسد گفتمان قالب نامزدهای اصولگرایان در مناظرههای تبلیغاتی در خصوص راهبرد و سازوکار حفظ اقتدار نظام اسلامی در ساحت قدرت شباهتهای بسیاری با هم دارد، بیان چند نکته در این رابطه ضروری به نظر میرسد:
1 ـ نکته نخست اینکه با توجه به رخدادها و تحولات کنونی در عرصه جهانی و به ویژه تحولات منطقهای و نیز مسائلی که در درون نظام طی چهار سال گذشته و بلکه پیشتر به وجود آمد، واقعاً چه کسی صلاحیت ورود به پاستور را دارد؛ به گونهای که بنا به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب جامع الاطراف باشد. در ابتدای امر مفروض ما این است که در شرایط کنونی، مردم نیازمند رئیس جمهوری مقتدر و صالح هستند. بهتر است مروری به شاخصهای مهم انتخاب کردن و انتخاب شدن از دیدگاه رهبری به طور خلاصه در این زمینه بپردازیم.
در جمهوری اسلامی، انتخاب، انتخاب اصلح است، نه رقابت انتخاباتی، این دعواها و رقابتها متعلق به دمکراسیهای غربی است که از خدا و دین هیچ چیزی به مشامشان نرسیده است (11/07/1369) من بارها عرض کردهام که مسأله، مسأله دین و خدا و ادای تکلیف است، همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهی است انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهی است ... بین خودتان و خدا دلیل و حجتی فراهم کنید و بعد با خیال راحت بروید رای بدهید (31/02/1376) هرکس میآید باید پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد، اینجور باید کشور را اداره کرد (01/01/1392) ... رئیس جمهور سوگند میخورد که قانون اساسی را اجرا کند، قسم دروغ که نمیشود خورد (19/10/1391) رئیس جمهور هر دورهای باید امتیازات کسبی و ممکن الحصول رئیس جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد ... ما هم همین جوریم، نقاط قوتی داریم، نقاط ضعفی داریم. (01/01/1392) روزمره فکر کردن در مسائل اقتصادی مضّر است، تغییر سیاستهای اقتصادی به طور دائم مضّر است، ...سیاست اقتصادی باید سیاستهای اقتصاد مقاومتی باشد، یک اقتصاد مقاوم (07/02/1392) دشمن دشمن است، هر چه ملاحظه کنی، هر چه عقب بنشینی، او جلو میآید اگر خاکریز شما در مقابل دشمن خاکریز مستحکمی نباشد او نفوذ میکند (22/12/1386) کسانی که در رأس قوه اجرایی قرار میگیرند، باید کسانی باشند که در مقابل فشارهای دشمنان مقاوم باشند، زود نترسند، زود از میدان خارج نشوند، این یکی از شرط های لازم است (07/02/1392)
2 ـ اساساً اطلاق واژه «حماسه» در آموزهها و ادبیات گفتمانی پس از انقلاب بار پیامی و معنایی خاصی پیدا کرده که مرجع ضمیر آن یقیناً مردم به طور عام و مسئولین کشور به طور خاص است، زیرا حماسه، امری فرهنگی و هویتی است که قوم و طایفهای در ذخیره تاریخی خود دارد. (دکتر عماد افروغ، استاد جامع شناسی)
به عبارت دیگر حماسهف خلق حادثهای مترقبه و یا غیر مترقبه است که توسط یک ملت پدید میآید و ویژگی منحصر به فرد آن «نوظهور» و »دور از انتظار» بودنش است (مانند خلق حماسه بینظیر مردم در هشت سال دفاع مقدس) و باید توجه داشت که هیچ خلق حماسهای و یا حادثه شگفت و عظیمی بدون خاستگاه و ریشه تاریخی امکانپذیر نیست.
3 ـ در نظام مردم سالاری دینی «انتخاب هم یک حق است و هم یک وظیفه»، موضوعی که با امعان نظر میتوان ادعا کرد که در فلسفه سیاسی حکومتها و نظامهای به اصطلاح دموکراتیک و حتی حکومتهای «تئوکراسی» با رنگ و لعاب دینی به رغم استفاده از پروپگاندای گسترده و دروغین کمتر به آن بها داده میشود.
4 ـ نویسنده این نوشتار بر این باور است که با توجه به مبانی و ماهیت انقلاب اسلامی و نیز حاکمیت ایدئولوژیکی مبتنی بر آموزههای وحیانی و برگرفته از احادیث و روایات وارده از ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ کشور جمهوری اسلامی ایران همواره در سی و چهار سال گذشته تا کنون در اهداف راهبردی و ذاتی خود با تمام فرازها و فرودهایش (مثل جنگ، ترور، تحریم و ...) به شکل چشمگیری موفق بوده و با توجه به اجرای برنامه سند چشم انداز بیست ساله کشور (1404 ـ 1384) امید است افق روشنی از پیشرفت در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی فراهم گردد. گویا با یک نگاه منصفانه به آمار و ارقام در رابطه با رشد و توسعه به صورت کلی و به ویژه در بخش اقتصاد و صنعت و تولید ناخالص داخلی (GDP) حداقل در یک بازه زمانی (از زمان پایان جنگتا کنون) میتوان به این واقعیت اذعان نمود.
خسارات ناشی از جنگ به میزان بیش از هزار میلیارد دلار، استقراض منابع پولی از صندوق بینالملل پول، و در این اواخر تحریم نفت به مقدار بیش از 50 درصد به علاوه فشارهای اقتصادی و سیاسی و تحریم بانک ها میتواند محاسبه منصفانه معدل رشد و توسعه کشور را مشخص نماید.
اما با همه این اوصاف، مقام معظم رهبری فرمودند که تحریمها 50 درصد اثر گذار است و مابقی به سوء مدیریتها مربوط میشود. (نقل به مضمون)
البته صاحب نظران اقتصادی کشور نیز مواردی را به عنوان ضعف و سوءمدیریت میشمارند مانند:
الف) نرخ بالای بیکاری در هشت سال گذشته
ب) افزایش شدید واردات و در نتیجه شدت منفی شدن تراز تجاری بدون نفت (در این بخش میتوان ردپای دلالان و راهزنهای اقتصادی را دید)
پ) کاهش شدید قدرت خرید مردم به دلیل تضعیف ارزش پول ملی
ت) استفاده بی رویه از حساب ذخیره ارزی کشور
ث) اتخاذ سیاستهای ضد تولیدی و ضد منافع ملی و ...
با این حال معتقدم نادیده انگاشتن خدمات و زحمات دولتهای گذشته ظلم و جفایی نابخشودنی است؛ موضوعی که متأسفانه آقای احمدی نژاد با نفی زحمات دولتهای گذشته مشمول این ظلم و جفا شد.
5 ـ یکی از مسائلی که در بیست و چهار سال گذشته و مشخصاً از زمان پایان جنگ تا کنون در میان اذهان عمومی مغفول مانده و یا کمتر به آن پرداخته شده، موضوع «رابطه جنگ و توسعه یافتگی» است؛ بدین معنا که در پی بروز مخاصمات مسلحانه میان دو یا چند کشور طبیعتاً خسارات فراوانی به طرفین درگیر وارد میشود که گاهی پیامدهای ناشی از آن تا دهها سال از حیث مادی و معنوی بر مردم و کشورهای جنگ زده باقی میماند مانند بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن توسط ایالات متحده آمریکا و یا بمباران شیمیایی شهر حلبچه عراق توسط رژیم بعث؛ اما این یک روی سکه است، روی دیگر آن اقدامات و الزاماتی است که در سطح داخلی و یا بینالمللی جهت بازسازی و جبران خسارات پدید میآید.
اگر چنانچه نگاهی به تاریخ کشورهای درگیر در جنگ (حداقل از زمان جنگ جهانی دوم به این طرف) بیندازیم، خواهیم دید که بیشتر کشورها صرف نظر از شکست یا پیروزی، حاصلجمع توسعه و پیشرفت خود را در زمینههای اقتصادی، صنعتی و نظامی و به تبع آن سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از تجربیات دوران جنگ میدانند.
حضرت امام (ره) فرمودند: «... و این جنگ و تحریم اقتصادی و اخراج کارشناسان خارجی، تحفهای الهی بود که ما از آن غافل بودیم ... و بدانید مادام که در نیازهای صنایع پیشرفته، دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به در یوزگی عمر را بگذرانید، قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات در شما شکوفا نخواهد شد (وصیتنامه سیاسی ـ الهی حضرت امام صفحه 65 ناشر معاونت فرهنگی ستاد بزرگداشت حضرت امام).
همچنین بسیاری از معاهدات بینالمللی در قالب معاهدات و روابط دو جانبه (Bilateral Relations) و چند جانبه (multilateral Relations) در زمینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی ما حصل تبعات جنگ است، مثل کاهش تسلیحات اتمی مانند «پیمان استارت 1» و «پیمان استارت 2» میان روسیه و آمریکا در سالهای 1991 و 2011، پیمانهای اقتصادی مانند «پیمان رم» در سال 1957 میان شش کشور اروپایی فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلژیک، لوگزامبورگ و هلند و یا «پیمان ماستریخت» در نهم دسامبر 1991 که هدف آن گسترش دامنه فعالیتهای پولی و اقتصادی کشورهای اروپایی بود و از جامعه اقتصادی اروپا به جامعه اروپا در سال 1999 تغییر نام یافت (چهره متغییر امنیت ملی رابرت ماندل صفحه 176) و همین طور معاهده بینالمللی در حوزه امنیت منابع و محیط زیست پس از جنگ سرد مثل «اجلاس کره زمین» در سال 1992 (همان منبع قبلی صفحه 182)، گسترش دمکراسی و جنبشهای فرو ملی طالب خود مختاری، استقلال خواهی کشورهای تحت سلطهدر اتحادیه جماهیر شوروی سابق، حرکت به سوی هویتهای فرهنگی و دیپلماسی چندجانبه پس از جنگ سرد، فرضیههای امنیت جمعی و منطقهای، اتحاد دو آلمان، رشد و توزیع اقتصادی، موضوعات امنیتی مربوط به منابع انسانی و محیطی، فرضیه و تفکر دفاع و امنیت دسته جمعی (دوجانبه و چندجانبه) در حوزه نظامی، سیاسی و اقتصادی مثل "پیمان ناتو"، "پیمان سنتو" و "پیمان سیتو"، اجلاس سران اوپک، قرارداد 598 میان ایران و عراق و اتحادیه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با نام «نیروهای سپر جزیره» و ... همه نشانگر رشد و بالندگی در عرصههای مختلف پس از جنگ جهانی دوم بوده است و البته در نظام بینالملل این نکته ضروریست که گفته شود، کشورها به این دلیل که از لحاظ امکانات و توانائیهای مادی و معنوی در یک سطح قرار ندارند، منافع دولتها گاهی با یکدیگر متفاوت است و همین امر به بروز درگیری بین آنها میانجامد بر این اساس همواره تاریخ جنگ با تاریخ تسلط انسان بر زمین و منابع آن برابر بوده و تا هنگامی که گروههای مخالف با هدفها و سیاستهای متضاد وجود دارند و تا زمانی که نیروهای مسلح، وسیله ای برای تأمین سودمندی و ابزاری برای پیشبرد مقاصد سیاسی و اقتصادی باشند، توسل به جنگ وجود خواهد داشت؛ هرچند امروزه اعتقاد بر این است که هنر جنگ در جنگ نکردن و به هداف جنگ رسیدن است (ژئواستراتژی، دکتر عزت الله عزتی صفحه 15).
بیشتر استراتژیستهای سیاسی، نظامی و اقتصادی مانند آلفرد ماهان، باری بوزان و رابرت ماندل معتقدند که آمادگی برای نبرد با یک دشمن متخاصم مهمتر از وارد شدن در جنگ است. بیسمارک، صدراعظم مقتدر پروس (آلمان متحد) که به صدراعظم آهنین شهرت داشت، در پاسخ به نامه ناصرالدین شاه قاجار که از وی تقاضای کمک کرده بود، مینویسد: «اعلی حضرت از دوستی آلمان مطمئن باشند که در موقع ضرورت از مداخله و اقدام مضایقه نخواهد کرد ولی در مقام خیرخواهی به شما میگویم به حمایت و معاونت دیگران نباید آسوده نشست زیرا پولتیک (سیاست) دولتها، مستقیم و لایتغیر نیست و به جزئی تغییر میکند باید هر دولتی در فکر استقلال خود باشد و این استقلال را از دیگران نخواهد. بهترین وسیله دوام صلح حاضر به جنگ بودن است».
البته در دههای اخیر نظریههای دیگری هست که با نظریه فوق متفاوت است مثل نظریه "جنگ پیش دستانه" و یا "جنگ پیشگیرانه" که توسط دولت آمریکا در زمان جورج دبلیو بوش و پس از حادثه 11 سپتامبر و با حمله به عراق و افغانستان اجرا شد.
دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق و کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه سابق آمریکا از طرفداران پروپاقرص این نظریه بودند (در جنگ پیش دستانه تهدید دشمن قطعی اما در جنگ پیشگیرانه علائم تهدید قطعی نیست).
در حال حاضر نیز کشورهای متروپل و قدرتمند اقتصادی، سیاسی و نظامی جهت جلوگیری از حمله احتمالی دشمن فرضی در فراسوی مرزها با حمله پیش دستانه، منافع و امنیت بیشتر خود را در داخل پیگیری میکنند.
اساساً نظام سیاسی اسلام از دیدگاه قرآن کریم و در سنت نبوی بر پایه دفاع مشروع و عدم جنگ و تجاوز استوار است؛ برای نمونه، قرآن میفرماید:
«یا ایّها الّذین آمنوا اُدخلوا فی السِّلم کافّةً و لا تتّبعوا خطوات الشّیطان انّه لکم عدوٌّ مبین» (ای کسانیکه ایمان آورده اید همگی در صلح و آشتیی در آیید و از گامهای شیطانیی پیروی مکنید که او دشمن آشکار شماست) (بقره/208)
و یا؛
«و اِن جَنحوا للسَّلمِ فَاجنح لَها و تَوکَّل علی الله انّه هو السّمیعُ العَلیم» (و اگر دشمنان تمایل به صلح نشان دادند تو نیز از در صلح در آی و بر خداوند توکل کن که او شنوا و داناست). (انفال/61)
و همچنین قرآن کریم، صلح و صفا و صمیمیت را برای بشر مایه خیر و نیکبختی و از نزاع و درگیری و کشمکش بهتر میداند. (وَالصُّلحُ خَیرٌ ... نساء/61)
6 ـ گویا جنگها به عنوان یک متغییر مستقل میتوانند در رشد و توسعه یک کشور موثر باشند و با بهرهبرداری و استفاده درست از تجربیات آن میتوان در مسیر عدم وابستگی قرار گرفت و این موضوع در شرایط حاضر در کشور ما بعد از تجربه جنگ هشت ساله قابل لمس است؛ اما معتقدم در صورت غفلت از این مهم کشوری که سرمایه گذاری ملی و تولیداتش در بخشهای زیربنایی جدی گرفته نشود، توان نگاهبانی از دستاوردهای آرمانی خویش را نخواهد داشت و حاصل آن «فقر، تبعیض، فساد» (به ویژه در دستگاههای دیوانسالار اداری موجود) و شکاف طبقاتی خواهد بود و در آن صورت کشور دچار بحران هویت و مقبولیت خواهد شد.
7 ـ و اما نکته پایانی: اگر گفته شد جنگ یکی از عوامل موثر در مسیر توسعه تعریف میشود این مهم بدون حضور فرماندهان ارشد جنگ در مدیریت کلان کشور میسور نخواهد بود شاید مثال ما تاریخ هفتاد سال گذشته پس از جنگ جهانی دوم و حداکثر قبل ازآن در عرصه بینالملل است که به ما میگوید تجربه نظامیان درمصادر امور مهمو مدیریتهای کلان اقتصادی و صنعتی، کشورها را بیشتر در مسیر پیشرفت و توسعه قرار داده است؛ برای نمونه، هرچند کشوری مانند آمریکا به عنوان کشور میلیتاریستی در دنیا شناخته شده و بزرگترین تولید کننده سلاح در جهان است، این کشور بزرگترین قطب اقتصادی و سیاسی در دنیا قلمداد میشود و این ابرقدرت اقتصادی جایگاه برتر خود را حاصل تجربیات از جنگها و فرماندهان ارشد آن میداند، زیرا تاریخ این کشور نشان میدهد بسیاری از مصادر امور در زمینههای اقتصادی و سیاسی و حتی فرهنگی دراختیار نظامیان بوده و همچنان میباشد.
نمایندگان ایالتها در کنگره آمریکا که بزرگترین نهاد قانونگذاری و تصمیم گیری و تصمیمسازی است، اغلب آنان در گذشته جنگ را تجربه کرده اند. البته نقش بارز حقوقدانها در این کنگره انکار ناشدنی است.تاکنون چند رئیس جمهور در این کشور نیز از نظامیان ارشد بوده اند؛ مثلا جورج واشنگتن، آبراهام لینکلن (حقوقدان وفرمانده)، دوایت دیوید آیزنهاور (فرمانده ارشد در جنگ جهانی دوم)، جان اف کندی و جورج بوش پدر و نیز بسیاری از مراکز صنعتی و اقتصادی در بدو امر توسط نظامیان تاسیس شده است... سایر کشورها از جمله ایتالیا، آلمان، فرانسه، انگلیس، ژاپن و ... از این امر مستثنی نبوده و بسیاری از مراکز صنعتی و اقتصادی در آلمان و ژاپن که برند جهانی نیز دارند، در ابتدا توسط نظامیان تأسیس شده است (برای مطالعه بیشتر در این زمینه به کتابهای مدیریت صنعتی و به عنوان نمونه کتاب کالبد شناسی قدرت اثر استراتژیست بزرگ جان کنت گالبرایت و مردم و مدیران و یا مدیریت ژاپنی نوشته دکتر حسین افشین منش و وحید نثائی مراجعه کنید).
شرکتهای بزرگ هلدینگ در دنیا، شرکتهای بیمه ای، کارخانههای بزرگ خودرو سازی و ماشین آلات کشاورزی، شرکتهای بازرگانی و حمل نقل، وتعاونیهای بزرگ چند منظوره کشاورزی وصنعتی از جمله تجربیات نظامیان دراین عرصه بوده است.
اساساً انسان در شرایط سختتر مانند حضور در جبهههای جنگ به طور طبیعی بیشتر به بلوغ فکری و جسمی و رشد میرسد، از این منظر نظامیان و به طریق اولی فرماندهان ارشد به دلیل زیستن در بدترین شرایط در محیط جنگ با تدبیر و ژرف نگری، ایستادگی نیروها در برابر دشمن را آماده ساخته و نیروهای عملیاتی خود را سازماندهی مینمایند. در جنگهای عهد قدیم و رم باستان لقب فرماندهان جنگی "استراتژم" (Strategom)به معنای فرمانده با تدبیر و کفایت و دارای راهبرد قوی برای جنگیدن بود. همچنین واژه "پاتریوت" (Patriot) به معنای وطن پرست، کلمه ای است که اطلاق بارز آن در ادبیات جنگ و رزم برای فرماندهان معنا مییابد، زیرا خصوصیت قالب آنان این است که نه تند میدوند و نه آهسته و گامهای استوار آنان پیشاپیش فرمان رسیدن به هدف را میداند، چون هرگام در پی خود اندیشه و هدفی را دنبال میکند، آنان در پی رویای موهوم خویش نیستند بلکه واقع گرا و حقیقت بین اند و در یک کلام میتوان گفت شورانگیز ترین عشق برای یک فرمانده جنگی عشق به میهن است (حُبّ الوطن مِن الایمان)
از این روی، خداوند در مورد فرماندهی طالوت به پیروانش برای پیروزی مقابل سپاهیان جالوت میفرماید "خداوند او را برای شما برگزید و او را در بسط دانش و توانایی جسمی فزونی داد" (اِنّ اللهَ اصطَفهُ عَلَیکُم و زادَهُ بَسطَةً فی العلمِ والجِسمِ ...) (بقره/247) و همچنین پس از کشته شدن جالوت و شکست سپاهیان او به دست پیامبرش داود (ع) میفرمایند "واتاهُ الله المُلک وَ الحِکمةَ و علَّمَهُمِمّا یَشاءُ ..." (و خدایش پادشاهی و فرزانگی را به او عطا فرمود و از آنچه میخواست بدو بیاموخت)(بقره/251) با عنایت به مسائل گفته شده اعتقاد ما بر این است که در شرایط حساس کنونی کشور ضرورت دارد مردم فردی با صلابت و درایت و با تدبیر و مدیریت مانند سردار دکتر محسن رضایی میرقائد را برای تصدی ریاست جمهوری انتخاب نمایند.
فرمانده ارشد و سردار رشید اسلام در هشت سال دفاع مقدس، یارو یاور امام راحل و همواره مورد علاقه رهبر معظم انقلاب، ولایت مدار، بی ریا، و بی حاشیه، فردی شجاع، مومن و از سلاله پاک شهیدان باکری، همت، باقری، جهان آرا، زین الدین، کاظمی، تهرانی مقدم و... و مصداق آیه " ومِنهُم مَن قَضی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر ..." متواضع، مودّب، خودباور، با حوصله، سختکوش، خستگی ناپذیر و با کفایت وبا درایت. او کسی است که معتقد است سقوط ارزش پول ملی کمتر از سقوط خرمشهر نیست و باور دارد که بتواند و نگذارد خرمشهر جهاد اقتصادی سقوط کند. و البته جایگاه والای او بالاتر از دکترای اقتصادی است او مانند سیمرغی است که سختی و گرمی روزگار را با پوست و خون خود عجین کرده و در سخت ترین شرایط، منابع عظیم نیروهای جوان و از خود گذشته و نیز منابع پیچیده لجستیکی را در هشت سال دفاع مقدس مدیریت کرده است زیرا او یک "استراتژم" است.
نگارنده اعتقاد راسخ دارد که چنانچه سردار دکتر محسن رضایی مدیریت کلان کشور را به دست گیرد، هیچ کس نسبت به او غبطه نخواهد خورد و هیچ سیاست مدار فرهیخته ای بر او رشک و حسد نبرد، زیرا آنان به خوبی میدانند که او در جایگاه واقعی خود یعنی فرماندهی ایستاده و مطمئنم به رغم عدم همراهی او با چهرههای سیاسی شاخص در تبلیغات رسانه ای که آن هم جزیی از سجیۀ اخلاقی ایشان بوده و نشان از خودباوری و عدم تمکین به تبلیغات به شیوه غربی دارد با این حال پس از کسب اکثریت آراء و ایستادن در کسوت ریاست جمهوری همه بزرگان و فرهیختگان او را یاری و همراهی خواهند کرد و به این همراهی افتخار خواهند نمود. یادمان باشد گذشته چراغ راه آینده است.
«سلام بر زندگی یا اباالفضل»
با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا در روز جمعه 24 خرداد ماه جاری، شمارش معکوس آغاز شده است و اولین قرینه سال «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» در شرف تحقق است و هر چه جلوتر میرویم شاهد شفافیت بیشتر در روند شکلگیری آرایش سیاسی گروهها، نهادها و احزاب سیاسی کشور هستیم.
حال که به نظر میرسد گفتمان قالب نامزدهای اصولگرایان در مناظرههای تبلیغاتی در خصوص راهبرد و سازوکار حفظ اقتدار نظام اسلامی در ساحت قدرت شباهتهای بسیاری با هم دارد، بیان چند نکته در این رابطه ضروری به نظر میرسد:
1 ـ نکته نخست اینکه با توجه به رخدادها و تحولات کنونی در عرصه جهانی و به ویژه تحولات منطقهای و نیز مسائلی که در درون نظام طی چهار سال گذشته و بلکه پیشتر به وجود آمد، واقعاً چه کسی صلاحیت ورود به پاستور را دارد؛ به گونهای که بنا به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب جامع الاطراف باشد. در ابتدای امر مفروض ما این است که در شرایط کنونی، مردم نیازمند رئیس جمهوری مقتدر و صالح هستند. بهتر است مروری به شاخصهای مهم انتخاب کردن و انتخاب شدن از دیدگاه رهبری به طور خلاصه در این زمینه بپردازیم.
در جمهوری اسلامی، انتخاب، انتخاب اصلح است، نه رقابت انتخاباتی، این دعواها و رقابتها متعلق به دمکراسیهای غربی است که از خدا و دین هیچ چیزی به مشامشان نرسیده است (11/07/1369) من بارها عرض کردهام که مسأله، مسأله دین و خدا و ادای تکلیف است، همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهی است انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهی است ... بین خودتان و خدا دلیل و حجتی فراهم کنید و بعد با خیال راحت بروید رای بدهید (31/02/1376) هرکس میآید باید پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد، اینجور باید کشور را اداره کرد (01/01/1392) ... رئیس جمهور سوگند میخورد که قانون اساسی را اجرا کند، قسم دروغ که نمیشود خورد (19/10/1391) رئیس جمهور هر دورهای باید امتیازات کسبی و ممکن الحصول رئیس جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد ... ما هم همین جوریم، نقاط قوتی داریم، نقاط ضعفی داریم. (01/01/1392) روزمره فکر کردن در مسائل اقتصادی مضّر است، تغییر سیاستهای اقتصادی به طور دائم مضّر است، ...سیاست اقتصادی باید سیاستهای اقتصاد مقاومتی باشد، یک اقتصاد مقاوم (07/02/1392) دشمن دشمن است، هر چه ملاحظه کنی، هر چه عقب بنشینی، او جلو میآید اگر خاکریز شما در مقابل دشمن خاکریز مستحکمی نباشد او نفوذ میکند (22/12/1386) کسانی که در رأس قوه اجرایی قرار میگیرند، باید کسانی باشند که در مقابل فشارهای دشمنان مقاوم باشند، زود نترسند، زود از میدان خارج نشوند، این یکی از شرط های لازم است (07/02/1392)
2 ـ اساساً اطلاق واژه «حماسه» در آموزهها و ادبیات گفتمانی پس از انقلاب بار پیامی و معنایی خاصی پیدا کرده که مرجع ضمیر آن یقیناً مردم به طور عام و مسئولین کشور به طور خاص است، زیرا حماسه، امری فرهنگی و هویتی است که قوم و طایفهای در ذخیره تاریخی خود دارد. (دکتر عماد افروغ، استاد جامع شناسی)
به عبارت دیگر حماسهف خلق حادثهای مترقبه و یا غیر مترقبه است که توسط یک ملت پدید میآید و ویژگی منحصر به فرد آن «نوظهور» و »دور از انتظار» بودنش است (مانند خلق حماسه بینظیر مردم در هشت سال دفاع مقدس) و باید توجه داشت که هیچ خلق حماسهای و یا حادثه شگفت و عظیمی بدون خاستگاه و ریشه تاریخی امکانپذیر نیست.
3 ـ در نظام مردم سالاری دینی «انتخاب هم یک حق است و هم یک وظیفه»، موضوعی که با امعان نظر میتوان ادعا کرد که در فلسفه سیاسی حکومتها و نظامهای به اصطلاح دموکراتیک و حتی حکومتهای «تئوکراسی» با رنگ و لعاب دینی به رغم استفاده از پروپگاندای گسترده و دروغین کمتر به آن بها داده میشود.
4 ـ نویسنده این نوشتار بر این باور است که با توجه به مبانی و ماهیت انقلاب اسلامی و نیز حاکمیت ایدئولوژیکی مبتنی بر آموزههای وحیانی و برگرفته از احادیث و روایات وارده از ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ کشور جمهوری اسلامی ایران همواره در سی و چهار سال گذشته تا کنون در اهداف راهبردی و ذاتی خود با تمام فرازها و فرودهایش (مثل جنگ، ترور، تحریم و ...) به شکل چشمگیری موفق بوده و با توجه به اجرای برنامه سند چشم انداز بیست ساله کشور (1404 ـ 1384) امید است افق روشنی از پیشرفت در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی فراهم گردد. گویا با یک نگاه منصفانه به آمار و ارقام در رابطه با رشد و توسعه به صورت کلی و به ویژه در بخش اقتصاد و صنعت و تولید ناخالص داخلی (GDP) حداقل در یک بازه زمانی (از زمان پایان جنگتا کنون) میتوان به این واقعیت اذعان نمود.
خسارات ناشی از جنگ به میزان بیش از هزار میلیارد دلار، استقراض منابع پولی از صندوق بینالملل پول، و در این اواخر تحریم نفت به مقدار بیش از 50 درصد به علاوه فشارهای اقتصادی و سیاسی و تحریم بانک ها میتواند محاسبه منصفانه معدل رشد و توسعه کشور را مشخص نماید.
اما با همه این اوصاف، مقام معظم رهبری فرمودند که تحریمها 50 درصد اثر گذار است و مابقی به سوء مدیریتها مربوط میشود. (نقل به مضمون)
البته صاحب نظران اقتصادی کشور نیز مواردی را به عنوان ضعف و سوءمدیریت میشمارند مانند:
الف) نرخ بالای بیکاری در هشت سال گذشته
ب) افزایش شدید واردات و در نتیجه شدت منفی شدن تراز تجاری بدون نفت (در این بخش میتوان ردپای دلالان و راهزنهای اقتصادی را دید)
پ) کاهش شدید قدرت خرید مردم به دلیل تضعیف ارزش پول ملی
ت) استفاده بی رویه از حساب ذخیره ارزی کشور
ث) اتخاذ سیاستهای ضد تولیدی و ضد منافع ملی و ...
با این حال معتقدم نادیده انگاشتن خدمات و زحمات دولتهای گذشته ظلم و جفایی نابخشودنی است؛ موضوعی که متأسفانه آقای احمدی نژاد با نفی زحمات دولتهای گذشته مشمول این ظلم و جفا شد.
5 ـ یکی از مسائلی که در بیست و چهار سال گذشته و مشخصاً از زمان پایان جنگ تا کنون در میان اذهان عمومی مغفول مانده و یا کمتر به آن پرداخته شده، موضوع «رابطه جنگ و توسعه یافتگی» است؛ بدین معنا که در پی بروز مخاصمات مسلحانه میان دو یا چند کشور طبیعتاً خسارات فراوانی به طرفین درگیر وارد میشود که گاهی پیامدهای ناشی از آن تا دهها سال از حیث مادی و معنوی بر مردم و کشورهای جنگ زده باقی میماند مانند بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن توسط ایالات متحده آمریکا و یا بمباران شیمیایی شهر حلبچه عراق توسط رژیم بعث؛ اما این یک روی سکه است، روی دیگر آن اقدامات و الزاماتی است که در سطح داخلی و یا بینالمللی جهت بازسازی و جبران خسارات پدید میآید.
اگر چنانچه نگاهی به تاریخ کشورهای درگیر در جنگ (حداقل از زمان جنگ جهانی دوم به این طرف) بیندازیم، خواهیم دید که بیشتر کشورها صرف نظر از شکست یا پیروزی، حاصلجمع توسعه و پیشرفت خود را در زمینههای اقتصادی، صنعتی و نظامی و به تبع آن سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از تجربیات دوران جنگ میدانند.
حضرت امام (ره) فرمودند: «... و این جنگ و تحریم اقتصادی و اخراج کارشناسان خارجی، تحفهای الهی بود که ما از آن غافل بودیم ... و بدانید مادام که در نیازهای صنایع پیشرفته، دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به در یوزگی عمر را بگذرانید، قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات در شما شکوفا نخواهد شد (وصیتنامه سیاسی ـ الهی حضرت امام صفحه 65 ناشر معاونت فرهنگی ستاد بزرگداشت حضرت امام).
همچنین بسیاری از معاهدات بینالمللی در قالب معاهدات و روابط دو جانبه (Bilateral Relations) و چند جانبه (multilateral Relations) در زمینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی ما حصل تبعات جنگ است، مثل کاهش تسلیحات اتمی مانند «پیمان استارت 1» و «پیمان استارت 2» میان روسیه و آمریکا در سالهای 1991 و 2011، پیمانهای اقتصادی مانند «پیمان رم» در سال 1957 میان شش کشور اروپایی فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلژیک، لوگزامبورگ و هلند و یا «پیمان ماستریخت» در نهم دسامبر 1991 که هدف آن گسترش دامنه فعالیتهای پولی و اقتصادی کشورهای اروپایی بود و از جامعه اقتصادی اروپا به جامعه اروپا در سال 1999 تغییر نام یافت (چهره متغییر امنیت ملی رابرت ماندل صفحه 176) و همین طور معاهده بینالمللی در حوزه امنیت منابع و محیط زیست پس از جنگ سرد مثل «اجلاس کره زمین» در سال 1992 (همان منبع قبلی صفحه 182)، گسترش دمکراسی و جنبشهای فرو ملی طالب خود مختاری، استقلال خواهی کشورهای تحت سلطهدر اتحادیه جماهیر شوروی سابق، حرکت به سوی هویتهای فرهنگی و دیپلماسی چندجانبه پس از جنگ سرد، فرضیههای امنیت جمعی و منطقهای، اتحاد دو آلمان، رشد و توزیع اقتصادی، موضوعات امنیتی مربوط به منابع انسانی و محیطی، فرضیه و تفکر دفاع و امنیت دسته جمعی (دوجانبه و چندجانبه) در حوزه نظامی، سیاسی و اقتصادی مثل "پیمان ناتو"، "پیمان سنتو" و "پیمان سیتو"، اجلاس سران اوپک، قرارداد 598 میان ایران و عراق و اتحادیه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با نام «نیروهای سپر جزیره» و ... همه نشانگر رشد و بالندگی در عرصههای مختلف پس از جنگ جهانی دوم بوده است و البته در نظام بینالملل این نکته ضروریست که گفته شود، کشورها به این دلیل که از لحاظ امکانات و توانائیهای مادی و معنوی در یک سطح قرار ندارند، منافع دولتها گاهی با یکدیگر متفاوت است و همین امر به بروز درگیری بین آنها میانجامد بر این اساس همواره تاریخ جنگ با تاریخ تسلط انسان بر زمین و منابع آن برابر بوده و تا هنگامی که گروههای مخالف با هدفها و سیاستهای متضاد وجود دارند و تا زمانی که نیروهای مسلح، وسیله ای برای تأمین سودمندی و ابزاری برای پیشبرد مقاصد سیاسی و اقتصادی باشند، توسل به جنگ وجود خواهد داشت؛ هرچند امروزه اعتقاد بر این است که هنر جنگ در جنگ نکردن و به هداف جنگ رسیدن است (ژئواستراتژی، دکتر عزت الله عزتی صفحه 15).
بیشتر استراتژیستهای سیاسی، نظامی و اقتصادی مانند آلفرد ماهان، باری بوزان و رابرت ماندل معتقدند که آمادگی برای نبرد با یک دشمن متخاصم مهمتر از وارد شدن در جنگ است. بیسمارک، صدراعظم مقتدر پروس (آلمان متحد) که به صدراعظم آهنین شهرت داشت، در پاسخ به نامه ناصرالدین شاه قاجار که از وی تقاضای کمک کرده بود، مینویسد: «اعلی حضرت از دوستی آلمان مطمئن باشند که در موقع ضرورت از مداخله و اقدام مضایقه نخواهد کرد ولی در مقام خیرخواهی به شما میگویم به حمایت و معاونت دیگران نباید آسوده نشست زیرا پولتیک (سیاست) دولتها، مستقیم و لایتغیر نیست و به جزئی تغییر میکند باید هر دولتی در فکر استقلال خود باشد و این استقلال را از دیگران نخواهد. بهترین وسیله دوام صلح حاضر به جنگ بودن است».
البته در دههای اخیر نظریههای دیگری هست که با نظریه فوق متفاوت است مثل نظریه "جنگ پیش دستانه" و یا "جنگ پیشگیرانه" که توسط دولت آمریکا در زمان جورج دبلیو بوش و پس از حادثه 11 سپتامبر و با حمله به عراق و افغانستان اجرا شد.
دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق و کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه سابق آمریکا از طرفداران پروپاقرص این نظریه بودند (در جنگ پیش دستانه تهدید دشمن قطعی اما در جنگ پیشگیرانه علائم تهدید قطعی نیست).
در حال حاضر نیز کشورهای متروپل و قدرتمند اقتصادی، سیاسی و نظامی جهت جلوگیری از حمله احتمالی دشمن فرضی در فراسوی مرزها با حمله پیش دستانه، منافع و امنیت بیشتر خود را در داخل پیگیری میکنند.
اساساً نظام سیاسی اسلام از دیدگاه قرآن کریم و در سنت نبوی بر پایه دفاع مشروع و عدم جنگ و تجاوز استوار است؛ برای نمونه، قرآن میفرماید:
«یا ایّها الّذین آمنوا اُدخلوا فی السِّلم کافّةً و لا تتّبعوا خطوات الشّیطان انّه لکم عدوٌّ مبین» (ای کسانیکه ایمان آورده اید همگی در صلح و آشتیی در آیید و از گامهای شیطانیی پیروی مکنید که او دشمن آشکار شماست) (بقره/208)
و یا؛
«و اِن جَنحوا للسَّلمِ فَاجنح لَها و تَوکَّل علی الله انّه هو السّمیعُ العَلیم» (و اگر دشمنان تمایل به صلح نشان دادند تو نیز از در صلح در آی و بر خداوند توکل کن که او شنوا و داناست). (انفال/61)
و همچنین قرآن کریم، صلح و صفا و صمیمیت را برای بشر مایه خیر و نیکبختی و از نزاع و درگیری و کشمکش بهتر میداند. (وَالصُّلحُ خَیرٌ ... نساء/61)
6 ـ گویا جنگها به عنوان یک متغییر مستقل میتوانند در رشد و توسعه یک کشور موثر باشند و با بهرهبرداری و استفاده درست از تجربیات آن میتوان در مسیر عدم وابستگی قرار گرفت و این موضوع در شرایط حاضر در کشور ما بعد از تجربه جنگ هشت ساله قابل لمس است؛ اما معتقدم در صورت غفلت از این مهم کشوری که سرمایه گذاری ملی و تولیداتش در بخشهای زیربنایی جدی گرفته نشود، توان نگاهبانی از دستاوردهای آرمانی خویش را نخواهد داشت و حاصل آن «فقر، تبعیض، فساد» (به ویژه در دستگاههای دیوانسالار اداری موجود) و شکاف طبقاتی خواهد بود و در آن صورت کشور دچار بحران هویت و مقبولیت خواهد شد.
7 ـ و اما نکته پایانی: اگر گفته شد جنگ یکی از عوامل موثر در مسیر توسعه تعریف میشود این مهم بدون حضور فرماندهان ارشد جنگ در مدیریت کلان کشور میسور نخواهد بود شاید مثال ما تاریخ هفتاد سال گذشته پس از جنگ جهانی دوم و حداکثر قبل ازآن در عرصه بینالملل است که به ما میگوید تجربه نظامیان درمصادر امور مهمو مدیریتهای کلان اقتصادی و صنعتی، کشورها را بیشتر در مسیر پیشرفت و توسعه قرار داده است؛ برای نمونه، هرچند کشوری مانند آمریکا به عنوان کشور میلیتاریستی در دنیا شناخته شده و بزرگترین تولید کننده سلاح در جهان است، این کشور بزرگترین قطب اقتصادی و سیاسی در دنیا قلمداد میشود و این ابرقدرت اقتصادی جایگاه برتر خود را حاصل تجربیات از جنگها و فرماندهان ارشد آن میداند، زیرا تاریخ این کشور نشان میدهد بسیاری از مصادر امور در زمینههای اقتصادی و سیاسی و حتی فرهنگی دراختیار نظامیان بوده و همچنان میباشد.
نمایندگان ایالتها در کنگره آمریکا که بزرگترین نهاد قانونگذاری و تصمیم گیری و تصمیمسازی است، اغلب آنان در گذشته جنگ را تجربه کرده اند. البته نقش بارز حقوقدانها در این کنگره انکار ناشدنی است.تاکنون چند رئیس جمهور در این کشور نیز از نظامیان ارشد بوده اند؛ مثلا جورج واشنگتن، آبراهام لینکلن (حقوقدان وفرمانده)، دوایت دیوید آیزنهاور (فرمانده ارشد در جنگ جهانی دوم)، جان اف کندی و جورج بوش پدر و نیز بسیاری از مراکز صنعتی و اقتصادی در بدو امر توسط نظامیان تاسیس شده است... سایر کشورها از جمله ایتالیا، آلمان، فرانسه، انگلیس، ژاپن و ... از این امر مستثنی نبوده و بسیاری از مراکز صنعتی و اقتصادی در آلمان و ژاپن که برند جهانی نیز دارند، در ابتدا توسط نظامیان تأسیس شده است (برای مطالعه بیشتر در این زمینه به کتابهای مدیریت صنعتی و به عنوان نمونه کتاب کالبد شناسی قدرت اثر استراتژیست بزرگ جان کنت گالبرایت و مردم و مدیران و یا مدیریت ژاپنی نوشته دکتر حسین افشین منش و وحید نثائی مراجعه کنید).
شرکتهای بزرگ هلدینگ در دنیا، شرکتهای بیمه ای، کارخانههای بزرگ خودرو سازی و ماشین آلات کشاورزی، شرکتهای بازرگانی و حمل نقل، وتعاونیهای بزرگ چند منظوره کشاورزی وصنعتی از جمله تجربیات نظامیان دراین عرصه بوده است.
اساساً انسان در شرایط سختتر مانند حضور در جبهههای جنگ به طور طبیعی بیشتر به بلوغ فکری و جسمی و رشد میرسد، از این منظر نظامیان و به طریق اولی فرماندهان ارشد به دلیل زیستن در بدترین شرایط در محیط جنگ با تدبیر و ژرف نگری، ایستادگی نیروها در برابر دشمن را آماده ساخته و نیروهای عملیاتی خود را سازماندهی مینمایند. در جنگهای عهد قدیم و رم باستان لقب فرماندهان جنگی "استراتژم" (Strategom)به معنای فرمانده با تدبیر و کفایت و دارای راهبرد قوی برای جنگیدن بود. همچنین واژه "پاتریوت" (Patriot) به معنای وطن پرست، کلمه ای است که اطلاق بارز آن در ادبیات جنگ و رزم برای فرماندهان معنا مییابد، زیرا خصوصیت قالب آنان این است که نه تند میدوند و نه آهسته و گامهای استوار آنان پیشاپیش فرمان رسیدن به هدف را میداند، چون هرگام در پی خود اندیشه و هدفی را دنبال میکند، آنان در پی رویای موهوم خویش نیستند بلکه واقع گرا و حقیقت بین اند و در یک کلام میتوان گفت شورانگیز ترین عشق برای یک فرمانده جنگی عشق به میهن است (حُبّ الوطن مِن الایمان)
از این روی، خداوند در مورد فرماندهی طالوت به پیروانش برای پیروزی مقابل سپاهیان جالوت میفرماید "خداوند او را برای شما برگزید و او را در بسط دانش و توانایی جسمی فزونی داد" (اِنّ اللهَ اصطَفهُ عَلَیکُم و زادَهُ بَسطَةً فی العلمِ والجِسمِ ...) (بقره/247) و همچنین پس از کشته شدن جالوت و شکست سپاهیان او به دست پیامبرش داود (ع) میفرمایند "واتاهُ الله المُلک وَ الحِکمةَ و علَّمَهُمِمّا یَشاءُ ..." (و خدایش پادشاهی و فرزانگی را به او عطا فرمود و از آنچه میخواست بدو بیاموخت)(بقره/251) با عنایت به مسائل گفته شده اعتقاد ما بر این است که در شرایط حساس کنونی کشور ضرورت دارد مردم فردی با صلابت و درایت و با تدبیر و مدیریت مانند سردار دکتر محسن رضایی میرقائد را برای تصدی ریاست جمهوری انتخاب نمایند.
فرمانده ارشد و سردار رشید اسلام در هشت سال دفاع مقدس، یارو یاور امام راحل و همواره مورد علاقه رهبر معظم انقلاب، ولایت مدار، بی ریا، و بی حاشیه، فردی شجاع، مومن و از سلاله پاک شهیدان باکری، همت، باقری، جهان آرا، زین الدین، کاظمی، تهرانی مقدم و... و مصداق آیه " ومِنهُم مَن قَضی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر ..." متواضع، مودّب، خودباور، با حوصله، سختکوش، خستگی ناپذیر و با کفایت وبا درایت. او کسی است که معتقد است سقوط ارزش پول ملی کمتر از سقوط خرمشهر نیست و باور دارد که بتواند و نگذارد خرمشهر جهاد اقتصادی سقوط کند. و البته جایگاه والای او بالاتر از دکترای اقتصادی است او مانند سیمرغی است که سختی و گرمی روزگار را با پوست و خون خود عجین کرده و در سخت ترین شرایط، منابع عظیم نیروهای جوان و از خود گذشته و نیز منابع پیچیده لجستیکی را در هشت سال دفاع مقدس مدیریت کرده است زیرا او یک "استراتژم" است.
نگارنده اعتقاد راسخ دارد که چنانچه سردار دکتر محسن رضایی مدیریت کلان کشور را به دست گیرد، هیچ کس نسبت به او غبطه نخواهد خورد و هیچ سیاست مدار فرهیخته ای بر او رشک و حسد نبرد، زیرا آنان به خوبی میدانند که او در جایگاه واقعی خود یعنی فرماندهی ایستاده و مطمئنم به رغم عدم همراهی او با چهرههای سیاسی شاخص در تبلیغات رسانه ای که آن هم جزیی از سجیۀ اخلاقی ایشان بوده و نشان از خودباوری و عدم تمکین به تبلیغات به شیوه غربی دارد با این حال پس از کسب اکثریت آراء و ایستادن در کسوت ریاست جمهوری همه بزرگان و فرهیختگان او را یاری و همراهی خواهند کرد و به این همراهی افتخار خواهند نمود. یادمان باشد گذشته چراغ راه آینده است.
«سلام بر زندگی یا اباالفضل»
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


