فوتبال آلمان چگونه اوج گرفت؟
برگزاری فینال تمام آلمانی در لیگ قهرمانان اروپا گواه دیگری بر پیشرفت فوتبال آلمان با تأكید بوندس لیگا روی جوانان و بازیكنان بومی این كشور است.
شنبه شب فینال تمام آلمانی لیگ قهرمانان باشگاه های اروپا بین دو تیم بایرن مونیخ و بروسیا دورتموند در ورزشگاه ومبلی لندن برگزار شد.
در این بازی بایرن مونیخ با گل دقیقه ۸۹ آرین روبن ۲ بر یك به برتری رسید و جام قهرمانی را بالای سر برد.
مسابقه ای كه تقریبا تمامی بازیكنان آن ملی پوشان تیم آلمان و پرورش یافتگان آكادمی های دو باشگاه بودند.
سناریویی كه تیم های لیگ برتر انگلیس فقط می توانند خواب آن را ببینند.
برای درك بهتر این موضوع باید به سال ۲۰۰۰ برگردیم. همان سالی كه آلمان در مسابقات جام ملت های اروپا تحقیر شد و بدون هیچ بردی به عنوان تیم قعرنشین گروه خود در مرحله گروهی حذف شد.
تیم پا به سن گذاشته ای كه روزنامه های هلندی با خوشحالی از آن به عنوان «نسل در حال مرگ فوتبال» نام بردند.
در آن زمان تیم های زیر ۲۱ سال و زیر ۱۹ سال آلمان هم به دلیل كمبود بازیكنان با استعداد و بی تجربگی آنها، وضعیت بهتری نداشتند.
اندكی بعد آینده تیره و تار فوتبال آلمان، فدراسیون، باشگاه ها و هواداران را به فكر چاره جویی انداخت.
پس از آن تغییرات بنیادی در فوتبال این كشور روی داد و توسعه فوتبال جوانان مورد توجه قرار گرفت. خیلی زود تدابیر جدید نتیجه داد به طوریكه تعداد بازیكنان زیر ۲۳ سال كه عضو ثابت تیم های بوندس لیگا بودند از ۶ درصد درسال ۲۰۰۰ به ۱۵ درصد در سال ۲۰۱۰ افزایش یافت.
تیم جوان آلمان نیز در جام جهانی ۲۰۰۶ سوم شد و در سال ۲۰۱۰ نیز با شكست راحت انگلیس در میانه راه، همین عنوان را تكرار كرد.
درهردو جام بهترین بازیكن جوان مسابقات توسط فیفا از بین بازیكنان آلمانی انتخاب شد. این جایزه در جام جهانی ۲۰۰۶ به لوكاس پودولسكی و در سال ۲۰۱۰ به توماس مولر رسید.
تیم های جوانان آلمان نیز جایگاه خود را در مسابقات رسمی دوباره به دست آوردند و هر سه تیم زیر ۲۱ سال، زیر ۱۹ سال و زیر ۱۷ سال عناوین قهرمانی در اروپا را به دست آوردند.
امروز بازیكنان فوتبال آلمان نه تنها از نظر قدرت بدنی بلكه از نظر توانایی های فنی، مهارت و چابكی بسیار متفاوت از آن تیم مسن است.
برای بررسی بهتر آنچه در این سال ها روی داده است، نگاهی به آكادمی جوانان باشگاه اینتراخت فرانكفورت و روند تحولات در این باشگاه می اندازیم.
این باشگاه بعد از سقوط به دسته دوم، سال گذشته دوباره به بوندس لیگا صعود كرد و اكنون نیز به مسابقات فصل آینده لیگ اروپا راه یافته است.ازدلایل اصلی چنین موفقیتی تأكیدبرپرورش بازیكنان بومی است.
یكی از این بازیكنان مارك اشتندرا هافبك ۱۷ ساله است كه فصل گذشته توانست از آكادمی باشگاه وارد تیم اصلی فرانكفورت شود.
ماركومارین بازیكن ملی پوش آلمان كه اكنون در چلسی بازی می كند نیز تربیت شده همین آكادمی است.
آرمین كراز كه حدود ۱۰ سال است ریاست آكادمی فوتبال فرانكفورت را بر عهده دارد، از مارین به عنوان نمونه كاملی از تغییر در فوتبال آلمان نام برده است.
آكادمی فوتبال فرانكفورت در سال ۲۰۱۰ با هزینه ۱۵ میلیون یورو تكمیل شد و در حال حاضر علاوه بر امكانات بسیار پیشرفته ای كه دارد، از مربیان سطح بالایی نیز برای آموزش فوتبالیست های جوان بهره می گیرد.
كراز دراین باره گفت:آموزش های ما تغییرات زیادی كرده است.دردهه ۱۹۸۰كه من درفرانكفورت بازی می كردم، تمرین ها بیشتر شامل دویدن های زیاد و افزایش استقامت بود اما اكنون تأكید بر روی مهارت و تكنیك بازیكنان است و تقریبا همه تمرین ها حول توپ می گردد. استعدادیاب های ماهم به دنبال نوجوان های ۹ و۱۰ساله ای می گردند كه بدون توجه به ویژگی های فیزیكی، استعداد ذاتی در فوتبال دارند. آنها از وقتی كه وارد آكادمی می شوند معمولا تا ۱۶ سالگی، تمرین های قدرتی را برایشان شروع نمی كنیم.
باشگاه های بوندس لیگا اكنون حدود ۱۰۰ میلیون یورو درسال روی آكادمی های خود سرمایه گذاری می كنند. فدراسیون فوتبال آلمان نیز از نزدیك با دقت فعالیت های آنها را زیر نظر دارد.
بازرسان فدراسیون هر سه سال یكبار فعالیت های آكادمی ها را در یكی از باشگاه های بوندس لیگا مورد بررسی قرار می دهند. در این بازرسی باید به حدود ۸۰۰ پرسش از جمله در مورد آموزش هایی كه داده می شود تا چگونگی حمایت از اعضای آكادمی، جواب داده شود.
باشگاه ها قبل از اینكه از فدراسیون و لیگ فوتبال مجوز راه اندازی آكادمی را بگیرند، باید ثابت كنند كه توانایی اداره آن را دارند.
آنها همچنین باید توانایی مالی و نقدینگی مورد نیاز برای پوشش برنامه های خود را داشته باشند.
هریبرت بروخهاگن كه ریاست باشگاه اینتراخت فرانكفورت را در یك دهه گذشته بر عهده داشته و قبلا هم رییس اجرایی لیگ فوتبال آلمان بوده است، در این باره توضیح داد: هر باشگاهی قبل از شروع فصل باید جزییات درآمد مورد انتظار از قراردادها حمایت مالی تا پخش تلویزیونی مسابقات و فروش بلیت وهمچنین هزینه های پیش بینی شده خود را به تفكیك اعلام كند. البته مهلت كوتاهی برای اصلاحات داده می شود ولی اگرباشگاه ها نتوانند این تعهدات را انجام بدهند، مجوزشان تمدید نخواهد شد.
عامل مهم دیگر در این شیوه خودگردانی، قانون «۵۰+۱» است. طبق این قانون اكثریت مالكیت هر باشگاه باید در اختیار اعضا و هوادارانشان باشد.
به گفته بروخهاگن فروش باشگاه به یك سرمایه گذارخلاف ارزش های باشگاه،مدیریت و هواداران آن است.
وی افزود: ما كسب نتایج دردناك و حتی سقوط را به فروش باشگاه ترجیح می دهیم.
اما هواداران چه می شوند؟ آیا آنها تمایلی به كسب درآمد بیشترندارند،بخصوص حالاكه فرانكفورت قرار است هم در بوندس لیگا و هم دراروپا بازی كند؟
یوهانس رپ از اعضای كانون هواداران فرانكفورت كه ۱۰ سال است از بلیت داران یك فصل این باشگاه به شمار می رود، دراین باره گفت: به عنوان یكی از اعضا می توانم با پرداخت ۱۰۴ یورو تمامی ۱۷ بازی خانگی تیم را در طول فصل ببینم.
این مبلغ شامل مسابقات غیربوندس لیگاوحمل ونقل عمومی رایگان به سمت ورزشگاه هم می شود.
حتی مبلغ استاندارد ۱۲۰ یورو برای فصل هم در مقایسه با بقیه اروپا بسیار متواضعانه است.
فرانكفورت به ۱۰ هزار نفر از هوادارانش از این بلیت ها می دهد و به ۲۰ هزار نفر دیگر بلیت هایی به قیمت كمتر از ۳۰۰ یورو می دهد.
بوندس لیگا به دلیل اجرای همین سیاست ها، در مسابقات فصل ۲۰۱۲/۱۳ با متوسط بیش از ۴۲ هزار تماشاگر در هر بازی، آمار بیشترین تماشاگر را در دنیا به دست آورد. در این میان متوسط تماشاگران فرانكفورت ۴۰ هزار نفر حتی هنگام حضور این تیم در دسته دوم بوده است.
به نظرمی رسد فرانكفورت بهترین نمونه از اتفاقی است كه از سال ۲۰۰۰ در فوتبال آلمان روی داده است. در این مدت تأكید باشگاه روی جوانان و مهارت فنی بوده است گرچه هواداران نیز قلب باشگاه هستند و صرفه جویی مالی را هم در كنار برنامه های خود دارد.
ایرنا،


