معجزه و نفرین نفت
محمدرضا مکوندی
کد خبر: ۳۲۰۸۷۲
| | 6994 بازدید
1 ـ سحرگاه پنجم خرداد 1287 هجری شمسی، ساعت 4 بامداد، متههای حفاری گروه اکتشافی ویلیام ناکس دارسی انگلیسی، صاحب قرارداد استعماری بهرهبرداری از معادن نفت، گاز و موم طبیعی ایران، آخرین ضربههای خود را به درون چاهی که بیش از سیصد متر عمق داشت، وارد آورد و با غرش چاه شماره یک مسجدسلیمان، آرامش حاکم بر کوهستان بر هم خورد و فوران نفت از این چاه، حکایت از طلوع صنعت نفت ایران را داد؛ صنعت نفتی که در بیش از یک قرن فراز و نشیب، همه عرصههای سیاسی، اقتصادی و... کشورمان را متأثر از حضور خود نمود و چون خون در رگهای اقتصاد ایران با گذشت دهههای متمادی همچنان جاری و نقش حیاتی را به عهده دارد.
2 ـ کشف نفت موجب شد تا «معجزه نفت» به وقوع پیوندد و در بیابان گرم و سوزانی به نام مسجدسلیمان ـ که قشلاق زمستانی عشایر کوچنده بختیاری بود ـ برای بهرهبرداری از مخازن نفت و گاز در آن بیابان، بیش از سیصد حلقه چاه نفت و گاز، تأسیسات متعدد نفتی، صدها کیلومتر خطوط لوله انتقال نفت و گاز، تلمبه خانهها، یکی پس از دیگری ساخته و دهها هزار نفر نیروی کار خارجی و ایرانی به مسجدسلیمان روانه و مشغول کار شوند.
هزاران خانه در قالب مناطق شهری تازه تأسیس به سبک شهرهای لندن و شرایتون انگلیس، بسیار زیبا بنا نهاده شد. امکانات وسیع و بیسابقه به واسطه وجود نفت به راه افتاد؛ مانند ساخت نخسین فرودگاه کشور، نخستین راه آهن و نیروگاه برق ایران، نخستین بیمارستان مدرن آن روزگار که رضاشاه قلدر در بازدید خود از مسجدسلیمان ترجیح داد در بیمارستان مجهزش عمل جراحیاش انجام شود، نخستین سینما و باشگاههای ورزشی، نخستین جادههای آسفالته، و... .
خلاصه آن که مسجدسلیمان، صاحب دهها اولینها به یمن کشف نفت شد که در هیج نقطه از ایران و بلکه خاورمیانه نظیر نداشت. کشف نفت و تولید روزافزون از چاههای جدید ـ که یکی پس از دیگری به تولید میرسید ـ رونق اقتصادی فراوانی به این شهر نفتی داد و زندگی در آنجا، آرزویی برای بسیاری بود.
مشیرالمالک قاجاریه که از مسجدسلیمان بازدید کرده و از وجود این همه امکانات شگفتزده شده بود، در خاطراتش با ذکر رونق اقتصادی و امکانات انبوه موجود در مسجدسلیمان به واسطه کشف نفت نگاشته است: از بلندای تپهای به شهر مسجدسلیمان مینگریستم و گریهام گرفته بود که چرا این همه امکانات در این شهر است، ولی در تهران نیست؟!
3 ـ با کاهش فعالیتهای تولید نفت از دهه 1340، «نفرین نفت»، دامنگیر مسجدسلیمان شد و مشکلاتش نمایان گشت. کاهش تولید نفت و دلبستگی شدید اقتصاد این شهر تک محصولی به استمرار تولید نفت ـ که اکنون رو به افول نهاده بود و عدم چاره اندیشی جدی برای «روزگار مسجدسلیمان پس از نفت» ـ باعث شد تا اقتصاد این شهر به چالش جدی کشانده شود؛ سطح اشتغال در منطقه کاهش شدید یافت؛ مهاجرت فزاینده به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح و آینده این شهر نفتی که به نوعی نگین شهرهای مدرن ایران و خاورمیانه بود، در هالهای از ابهام آکنده از ناامیدی فرو رفت.
هیچ کس این گمان (فردایی تیره بدون نفت) را در مخیلهاش با دیدن آن همه امکانات در این شهر نفتی نمیگنجاند و امیدوار به ادامه دوران طلایی مسجدسلیمان و همچنان خوشبین بود؛ اما کاهش تولید نفت، اقتصاد این شهر نفتی را به چالش جدی کشاند و بر تار و پود کالبد شهر در همه حوزههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و.... تأثیرات منفی فراوان نهاد. مسجدسلیمان شهری شد که با کاهش تولید نفت مشکلات متعددی دامنگیرش شد و اقتصادش به شدت آسیب دید.
4 ـ حکایت مسجدسلیمان، حکایت ایران است؛ تولید مستمر دهها ساله و صادرات نفت خام و کسب دلارهای بیزحمت نفتی، باعث شده تا دولتها به جای تکیه بر تولید ثروت ملی بر مبنای نیروی انسانی خلاق و کارآزموده همچون ممالک توسعه یافته، تن به کسب درآمدهای بیزحمت نفتی، آن هم خام فروشی نفت دهند؛ به تزریق درآمدهای نفتی به هزینههای جاری کشور، فارغ از رویکرد سرمایهگذاری جدی و زیربنایی در صنایع مختلف و حتی صنعت بزرگ نفتی و ادامه سنت نامیمون خام فروشی نفت و بیتوجهی به توسعه صنایع فرآوری نفت و ایجاد خوشههای صنعتی که میتوانست به ایجاد صدها هزار فرصت شغلی و در نتیجه درآمدهای ارزی و رونق اقتصادی بدل شود، توجه جدی نشده است.
خلاصه آن که سرمایهگذاری درآمدهای نفتی به ویژه در مقاطعی که به واسطه بحرانهای جهانی این درآمدها رو به فزونی حیرتآور نهاد، در زمینه گسترش فرهنگ کسب و کار و توسعه صنعت و کشاورزی به خصوص در سالهای اخیر، مورد غفلت دولتمردان واقع شد و بیش از هفتصد میلیارد دلار درآمد ارزی حاصل از خام فروشی نفت ـ که به لحاظ نگاه عوام گرایانه و پوپولیستی و تعلل و نظارت ضعیف مجلسیان بر هزینه کرد این ثروت افسانهای ـ تحولی در بخشهای صنعت و کشاورزی پدید نیاورد، و بیش از گذشته، این بخشهای مهم و حیاتی در انبوه مشکلات ناشی از بیتدبیری دولتمردان غوطهور شدند!
و در پایان این که تحریمها، «نفرین نفت» را به دنبال داشت؛ قطعنامههایی که به تمسخر کاغذ پاره خوانده میشد، بعدها به اقرار و تلخی دارای تأثیرات وسیع منفی قلمداد شدند که این خود ناشی از نگاه عوام گرایانه و نه تخصصی به حوزه عملکردی تحریمها بوده است.
کاهش درآمدهای خام فروشی نفت در این دوره از تحریمها، باعث شد تا عوارض منفی وسیع تکیه بر کسب دلارهای نفتی، بیش از پیش در اقتصاد ناکارآمد کشور آشکار شود. همچنین دلارهای نفتی که باعث میشد کیف پول دولت همیشه پر و به جای کمک به توسعه موزون کشور، به بخشهای گوناگون نفتی تزریق شود، اکنون به واسطه تحریمها و محدودیتهای فروش نفت، نفرین نفت را به سراغ اقتصاد ایران آورد؛ بیگمان دوران طلایی نفتی اقتصاد ایران نیز همچون روزگار پرشکوه نفتی مسجد سلیمان، سرنوشتی بدفرجام یافته است!
اکنون باید برای ایران منهای درآمدهای نفتی چه کرد؟!
2 ـ کشف نفت موجب شد تا «معجزه نفت» به وقوع پیوندد و در بیابان گرم و سوزانی به نام مسجدسلیمان ـ که قشلاق زمستانی عشایر کوچنده بختیاری بود ـ برای بهرهبرداری از مخازن نفت و گاز در آن بیابان، بیش از سیصد حلقه چاه نفت و گاز، تأسیسات متعدد نفتی، صدها کیلومتر خطوط لوله انتقال نفت و گاز، تلمبه خانهها، یکی پس از دیگری ساخته و دهها هزار نفر نیروی کار خارجی و ایرانی به مسجدسلیمان روانه و مشغول کار شوند.
هزاران خانه در قالب مناطق شهری تازه تأسیس به سبک شهرهای لندن و شرایتون انگلیس، بسیار زیبا بنا نهاده شد. امکانات وسیع و بیسابقه به واسطه وجود نفت به راه افتاد؛ مانند ساخت نخسین فرودگاه کشور، نخستین راه آهن و نیروگاه برق ایران، نخستین بیمارستان مدرن آن روزگار که رضاشاه قلدر در بازدید خود از مسجدسلیمان ترجیح داد در بیمارستان مجهزش عمل جراحیاش انجام شود، نخستین سینما و باشگاههای ورزشی، نخستین جادههای آسفالته، و... .
خلاصه آن که مسجدسلیمان، صاحب دهها اولینها به یمن کشف نفت شد که در هیج نقطه از ایران و بلکه خاورمیانه نظیر نداشت. کشف نفت و تولید روزافزون از چاههای جدید ـ که یکی پس از دیگری به تولید میرسید ـ رونق اقتصادی فراوانی به این شهر نفتی داد و زندگی در آنجا، آرزویی برای بسیاری بود.
مشیرالمالک قاجاریه که از مسجدسلیمان بازدید کرده و از وجود این همه امکانات شگفتزده شده بود، در خاطراتش با ذکر رونق اقتصادی و امکانات انبوه موجود در مسجدسلیمان به واسطه کشف نفت نگاشته است: از بلندای تپهای به شهر مسجدسلیمان مینگریستم و گریهام گرفته بود که چرا این همه امکانات در این شهر است، ولی در تهران نیست؟!
3 ـ با کاهش فعالیتهای تولید نفت از دهه 1340، «نفرین نفت»، دامنگیر مسجدسلیمان شد و مشکلاتش نمایان گشت. کاهش تولید نفت و دلبستگی شدید اقتصاد این شهر تک محصولی به استمرار تولید نفت ـ که اکنون رو به افول نهاده بود و عدم چاره اندیشی جدی برای «روزگار مسجدسلیمان پس از نفت» ـ باعث شد تا اقتصاد این شهر به چالش جدی کشانده شود؛ سطح اشتغال در منطقه کاهش شدید یافت؛ مهاجرت فزاینده به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح و آینده این شهر نفتی که به نوعی نگین شهرهای مدرن ایران و خاورمیانه بود، در هالهای از ابهام آکنده از ناامیدی فرو رفت.
هیچ کس این گمان (فردایی تیره بدون نفت) را در مخیلهاش با دیدن آن همه امکانات در این شهر نفتی نمیگنجاند و امیدوار به ادامه دوران طلایی مسجدسلیمان و همچنان خوشبین بود؛ اما کاهش تولید نفت، اقتصاد این شهر نفتی را به چالش جدی کشاند و بر تار و پود کالبد شهر در همه حوزههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و.... تأثیرات منفی فراوان نهاد. مسجدسلیمان شهری شد که با کاهش تولید نفت مشکلات متعددی دامنگیرش شد و اقتصادش به شدت آسیب دید.
4 ـ حکایت مسجدسلیمان، حکایت ایران است؛ تولید مستمر دهها ساله و صادرات نفت خام و کسب دلارهای بیزحمت نفتی، باعث شده تا دولتها به جای تکیه بر تولید ثروت ملی بر مبنای نیروی انسانی خلاق و کارآزموده همچون ممالک توسعه یافته، تن به کسب درآمدهای بیزحمت نفتی، آن هم خام فروشی نفت دهند؛ به تزریق درآمدهای نفتی به هزینههای جاری کشور، فارغ از رویکرد سرمایهگذاری جدی و زیربنایی در صنایع مختلف و حتی صنعت بزرگ نفتی و ادامه سنت نامیمون خام فروشی نفت و بیتوجهی به توسعه صنایع فرآوری نفت و ایجاد خوشههای صنعتی که میتوانست به ایجاد صدها هزار فرصت شغلی و در نتیجه درآمدهای ارزی و رونق اقتصادی بدل شود، توجه جدی نشده است.
خلاصه آن که سرمایهگذاری درآمدهای نفتی به ویژه در مقاطعی که به واسطه بحرانهای جهانی این درآمدها رو به فزونی حیرتآور نهاد، در زمینه گسترش فرهنگ کسب و کار و توسعه صنعت و کشاورزی به خصوص در سالهای اخیر، مورد غفلت دولتمردان واقع شد و بیش از هفتصد میلیارد دلار درآمد ارزی حاصل از خام فروشی نفت ـ که به لحاظ نگاه عوام گرایانه و پوپولیستی و تعلل و نظارت ضعیف مجلسیان بر هزینه کرد این ثروت افسانهای ـ تحولی در بخشهای صنعت و کشاورزی پدید نیاورد، و بیش از گذشته، این بخشهای مهم و حیاتی در انبوه مشکلات ناشی از بیتدبیری دولتمردان غوطهور شدند!
و در پایان این که تحریمها، «نفرین نفت» را به دنبال داشت؛ قطعنامههایی که به تمسخر کاغذ پاره خوانده میشد، بعدها به اقرار و تلخی دارای تأثیرات وسیع منفی قلمداد شدند که این خود ناشی از نگاه عوام گرایانه و نه تخصصی به حوزه عملکردی تحریمها بوده است.
کاهش درآمدهای خام فروشی نفت در این دوره از تحریمها، باعث شد تا عوارض منفی وسیع تکیه بر کسب دلارهای نفتی، بیش از پیش در اقتصاد ناکارآمد کشور آشکار شود. همچنین دلارهای نفتی که باعث میشد کیف پول دولت همیشه پر و به جای کمک به توسعه موزون کشور، به بخشهای گوناگون نفتی تزریق شود، اکنون به واسطه تحریمها و محدودیتهای فروش نفت، نفرین نفت را به سراغ اقتصاد ایران آورد؛ بیگمان دوران طلایی نفتی اقتصاد ایران نیز همچون روزگار پرشکوه نفتی مسجد سلیمان، سرنوشتی بدفرجام یافته است!
اکنون باید برای ایران منهای درآمدهای نفتی چه کرد؟!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


