مروری دوباره و چندباره بر سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با قهرمانان ورزشی که اخیرا بیان شد حکایت از عمق نگاه رهبری به همه امور از جمله رسانه ها و بخصوص رسانه های ورزشی دارد . بدون شک مجریان و مدیران حوزه فرهنگ و رسانه وزارت ارشاد به طور دقیق این تذکرات را که از جانب رهبری بیان شد را مدنظر دارند و در پی راهکاری خواهند بود تا آنچه که مطلوب و مورد نظر رهبر انقلاب است را به مورد اجرا در اورند. اما هر یک از ما رسانه ایی ها هم موظف هستیم مسیری را فراهم آوریم که فضای رسانه های ورزشی از این حالت سطحی نگری خارج شود و عمیق تر با ورزش و با مطالب ورزشی برخورد کنیم. در اینجا از دو منظر بحث را موشکافی می کنیم و امیدواریم به سمتی حرکت کنیم که بار فرهنگی و حرفه ایی رسانه های ورزشی روز به روز بالاتر و عمیق تر شود. ابتدا به این نکته باید پرداخت که مدیران ورزشی از مدیران دولتی گرفته تا مدیران بخش خصوصی ورزش و بخصوص باشگاهها و فدراسیون ها چه نقشی در بوجود آوردن این فضا دارند و چه نقشی می توانند ایفا کنند.
امروز نقش رسانه و تاثیر آن بر همه اجزای ورزش بر کسی پوشیده نیست و مدیرانی که وارد باشگاهها و بخش های مختلف ورزش می شوند برای نیل به موفقیت و اجرای برنامه های خود رو به رسانه ها و نشریات ورزشی می آورند اما به نظر در این راه افراط و تفریط هایی صورت می گیرد. متاسفانه اغلب چنین مدیرانی تاب و تحمل انتقاد از خود را ندارند و با راه اندازی رسانه های دیجیتال و یا مکتوب و رسوخ در برخی دیگر از رسانه ها تلاش می کنند صدای منتقد را خاموش کنند و ایراد اصلی از همینجا شروع می شود. از طرفی بازار نقد منصفانه و فنی و حرفه ایی هم در بیشتر رسانه های ورزشی به منصه فراموشی سپرده شده و بدلیل مشکلات مادی حاکم برفضای رسانه ها و مطبوعات بخش خصوصی راه را برای نفوذ مدیرانی که تاب انتقاد را ندارند باز کرده و این دو وقتی با هم جفت و جور می شوند نباید انتظاری بهتر از این حالت داشت ، ضمن اینکه برخی از مدیران دولتی هم مستقیم یا غیر مستقیم بر این فضا دامن می زنند چه اینکه آنها هم برای بقای مدیریتشان در بخش هایی مثل فدراسیون های ورزشی سعی در جذب بخشی از رسانه ها به سمت خود را دارند. به عبارتی فلان مدیر فلان باشگاه یا فلان فدراسیون می داند اگر بتواند با چند نشریه ارتباط مطلوبی داشته باشد خیالش از بابت تحکیم صندلی ریاستش راحت است و داشته و داریم افرادی که از این طریق بر تداوم مدیریت خود هر روز می افزایند. اما بد نیست یک تلنگری هم به خودمان بزنیم و اینکه امروز چرا کمتر شاهد مقالات و نقدها های مستدل و شیوا در رسانه های مکتوب هستیم و چرا مطالب فرهنگی و اصول اخلاقی و پهلوانی و جوانمردی در رسانه ها دیده نمی شود.
دلایل روشن و زیادی براین انتقاد وارد است و اصلی ترین موضوع اینجاست که راه برای ورود هر فردی با هر میزان سواد و توانایی نوشتن در رسانه ها باز است و هیچگونه فیلتری در این خصوص وجود ندارد. به طور مثال کافی است یک فرد در نشریه ایی دوست و رفیق و فامیلی داشته باشد و یک مقدار هم علاقمند به کار باشد و از همان بدو ورود قلم به دست می گیرد و می نویسد. عدم اشراف بسیاری از افرادی که متولی روزنامه های ورزشی هستند به اصول حرفه ایی نوشتاری و عدم رعایت حداقل ها در اصول روزنامه نگاری و تربیت نکردن خبرنگار از سوی دستگاهی مثل وزارت ازرشاد اسلامی همه و همه در کنار هم باعث بوجود آمدن چنین فضایی میشود. وقتی که یک فرد به صرف علاقمندی و بدون در نظر گرفتن توانایی هایش قلم بدست می گیرد و می نویسد و نظارتی برکارش نیست آخر و عاقبتش همین می شود که امروز در رسانه های ورزشی(به استثنای معدود رسانه های حرفه ایی) شاهد آن هستیم. شما ببینید در باشگاه های بزرگ ما وقتی مدیریت باشگاه امتیاز نشریه و سایت می گیرد چه افرادی را به عنوان سردبیر معرفی می کند؟ فلانی باجناق خود را می آورد آن یکی خواهر زاده و برادر زاده و دیگری فرزند خود را به عنوان مسئول اصلی نشریه یا سایت معرفی می کند بدون آنکه آنها کوچکترین سابقه نوشتاری و خبرنگاری و روزنامه نگاری داشته باشند. یا کافی است فرد پولداری پیدا شود و بخواهد از طریق رسانه های خصوصی خودی نشان دهد و به اهدافی برسد آنگاه تمام امکانات نشریه در اختیار وی گذاشته می شود و حاصل کار هم معلوم است که چه از آب در می آید. واقعا مرور کنید بر رسانه های ورزشی و اگر در بین تمامی رسانه های مکتوب ورزشی به غیر از معدود مقالاتی که آنهم به اقتضای روز نوشته می شود توانستید مطلبی پیدا کنید که قابل تامل و تعمق باشد و به قول معروف ارزش دوبار خواندن را داشته باشد معرفی کنید تا ما هم بخوانیم.
قبول کنیم که به دلیل عدم وجود یک گلوگاه یا مرکزی که نظارتی بر ورود افراد به عنوان خبرنگار در رسانه ها داشته باشد چرخ مطبوعات ورزشی همینگونه خواهد چرخید و با این اوصاف نباید انتظار داشت مجله ایی مثل کیهان ورزشی دهه های 50 و 60 با نویسندگان بزرگش بار دیگر در ورزش ما بوجود بیاید. امید آنکه راهی پیدا شود که سره از ناسره در رسانه های ورزشی جدا شود و بار نشریات این حوزه به جایی برسد که همه ما به آن افتخار کنیم.