چوبهدار، ایستگاه آخر رابطه پنهانی
مردی که متهم است در پی برقراری رابطه با زنی متاهل شوهر او را به قتل رسانده با تایید قضات دیوانعالی کشور بهزودی پای چوبهدار میرود.
به گزارش شرق، رسیدگی به این پرونده از سال 87 آغاز شد و به دلیل ابهاماتی که در ماجرا وجود داشت تاکنون به طول انجامیده است. زنی به نام لاله اواخر اردیبهشت سال 87 به پلیس آگاهی مرودشت رفت و خبر داد شوهرش مفقود شده است. او توضیح داد:«حافظ به قصد رفتن به سر کارش از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. من که به شدت نگران شده بودم از هر طریقی که به ذهنم میرسید سعی کردم خبری به دست بیاورم اما هیچکدام از فامیل و دوستان حافظ نمیدانستند شوهرم کجاست.»
ماموران بعد از اینکه مشخصات مرد ناپدیدشده را در اختیار گرفتند به تحقیق برای یافتن ردی از او پرداختند و ابتدا از مراکز انتظامی، درمانی و پزشکیقانونی استعلام گرفتند اما هیچیک از این مراجع از سرنوشت حافظ خبر نداشتند. در حالیکه تحقیقات به بنبست رسیده بود، ماموران گشت انتظامی روز سوم خرداد همان سال به خودرو پیکانی که به طرز مشکوکی کنار خیابان پارک شده بود، ظنین شدند و وقتی آن را بازرسی کردند، در صندوقعقب جنازه مردی را یافتند که به نظر میرسید چند روزی از مرگش میگذرد.
جنازه مرد ناشناس به پزشکیقانونی انتقال یافت و کارآگاهان با توجه به شباهت او با حافظ از اعضای خانواده مرد جوان خواستند جسد را رویت کنند. آنها بعد از حضور در سردخانه پزشکیقانونی هویت مقتول را تایید کردند. ماموران پس از آنکه نخستین گره پرونده گشوده شد، دور تازهای از تجسسها را برای پیبردن به هویت قاتل یا قاتلان حافظ آغاز کردند و بیش از هر چیز احتمال دادند وی توسط همسرش به قتل رسیده باشد زیرا جنازه کفش به پا نداشت و همین نشان میداد در مکانی مسقف به قتل رسیده است. لاله وقتی تحتبازجویی قرار گرفت این اتهام را نادرست خواند و گفت هیچ مشکلی با همسرش نداشت و او نمیداند چه کسانی و چرا حافظ را کشتهاند.
بازپرس پرونده بعد از چند جلسه بازجویی از لاله به دلیل اینکه مدرکی علیه زن جوان وجود نداشت دستور آزادی او را صادر کرد و کارآگاهان بار دیگر به نقطه آغاز تحقیقات بازگشتند. آنها تمامی فرضیهها و احتمالات موجود را بررسی کردند اما سرنخی به دست نیاوردند تا اینکه بعد از گذشت بیش از یک سال از وقوع قتل شواهد تازهای در اختیار پلیس قرار گرفت دال بر اینکه لاله با مردی به نام میثم رابطه پنهانی دارد. افشای این موضوع باعث شد بار دیگر انگشت اتهام به سوی همسر مقتول نشانه گرفته و او بازداشت شود.
لاله اینبار در بازجوییها اسرار قتل شوهرش را فاش و ادعا کرد میثم همسرش را کشته است. او گفت:«من و میثم با هم رابطه داشتیم و او پیشنهاد قتل شوهرم را مطرح و نقشه را اجرا کرد.»
میثم نیز بعد از دستگیری اتهاماتش را پذیرفت و این زن و مرد در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس محاکمه شدند. میثم که متهم ردیف اول پرونده است، در دادگاه اتهامش را رد کرد و گفت:«لاله با من تماس گرفت و گفت شوهرش را کشته است. او از من خواست برای بیرون بردن جسد کمکش کنم من نیز جنازه حافظ را در صندوقعقب خودرواش گذاشتم و در خیابان رها کردم اما در قتل نقشی نداشتم.»
لاله در این جلسه بار دیگر میثم را بهعنوان عامل جنایت معرفی کرد و گفت:«حافظ قصد داشت خودرواش را بفروشد. میثم هم به عنوان مشتری با خانهمان تماس گرفت و ما چندبار با هم صحبت کردیم و رابطهای بین ما ایجاد شد. میثم پیشنهاد داد طلاق بگیرم تا بتوانم با او ازدواج کنم ولی من امکان چنین کاری را نداشتم بالاخره روز حادثه میثم مقداری دارو به من داد تا به حافظ بخورانم من هم داروها را در غذای شوهرم ریختم و او بعد از خوردن بیهوش شد سپس میثم را با خبر کردم و او به خانهمان آمد. میثم با استفاده از تکهای پارچه شوهرم را خفه کرد و بعد هم جنازه را از خانه بیرون برد.»
هیات قضات بعد از شنیدن دفاعیات متهمان میثم را با توجه به خواسته اولیایدم مقتول به قصاص محکوم کردند و لاله را نیز به عنوان معاون در قتل گناهکار شناختند و به 12سال زندان محکوم کردند. پرونده با اعتراض متهمان به دیوانعالی کشور ارسال شد که قضات دیوانعالی هفته جاری رای صادره را تایید کردند و میثم به یکقدمی چوبهدار رسید.
به گزارش شرق، رسیدگی به این پرونده از سال 87 آغاز شد و به دلیل ابهاماتی که در ماجرا وجود داشت تاکنون به طول انجامیده است. زنی به نام لاله اواخر اردیبهشت سال 87 به پلیس آگاهی مرودشت رفت و خبر داد شوهرش مفقود شده است. او توضیح داد:«حافظ به قصد رفتن به سر کارش از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. من که به شدت نگران شده بودم از هر طریقی که به ذهنم میرسید سعی کردم خبری به دست بیاورم اما هیچکدام از فامیل و دوستان حافظ نمیدانستند شوهرم کجاست.»
ماموران بعد از اینکه مشخصات مرد ناپدیدشده را در اختیار گرفتند به تحقیق برای یافتن ردی از او پرداختند و ابتدا از مراکز انتظامی، درمانی و پزشکیقانونی استعلام گرفتند اما هیچیک از این مراجع از سرنوشت حافظ خبر نداشتند. در حالیکه تحقیقات به بنبست رسیده بود، ماموران گشت انتظامی روز سوم خرداد همان سال به خودرو پیکانی که به طرز مشکوکی کنار خیابان پارک شده بود، ظنین شدند و وقتی آن را بازرسی کردند، در صندوقعقب جنازه مردی را یافتند که به نظر میرسید چند روزی از مرگش میگذرد.
جنازه مرد ناشناس به پزشکیقانونی انتقال یافت و کارآگاهان با توجه به شباهت او با حافظ از اعضای خانواده مرد جوان خواستند جسد را رویت کنند. آنها بعد از حضور در سردخانه پزشکیقانونی هویت مقتول را تایید کردند. ماموران پس از آنکه نخستین گره پرونده گشوده شد، دور تازهای از تجسسها را برای پیبردن به هویت قاتل یا قاتلان حافظ آغاز کردند و بیش از هر چیز احتمال دادند وی توسط همسرش به قتل رسیده باشد زیرا جنازه کفش به پا نداشت و همین نشان میداد در مکانی مسقف به قتل رسیده است. لاله وقتی تحتبازجویی قرار گرفت این اتهام را نادرست خواند و گفت هیچ مشکلی با همسرش نداشت و او نمیداند چه کسانی و چرا حافظ را کشتهاند.
بازپرس پرونده بعد از چند جلسه بازجویی از لاله به دلیل اینکه مدرکی علیه زن جوان وجود نداشت دستور آزادی او را صادر کرد و کارآگاهان بار دیگر به نقطه آغاز تحقیقات بازگشتند. آنها تمامی فرضیهها و احتمالات موجود را بررسی کردند اما سرنخی به دست نیاوردند تا اینکه بعد از گذشت بیش از یک سال از وقوع قتل شواهد تازهای در اختیار پلیس قرار گرفت دال بر اینکه لاله با مردی به نام میثم رابطه پنهانی دارد. افشای این موضوع باعث شد بار دیگر انگشت اتهام به سوی همسر مقتول نشانه گرفته و او بازداشت شود.
لاله اینبار در بازجوییها اسرار قتل شوهرش را فاش و ادعا کرد میثم همسرش را کشته است. او گفت:«من و میثم با هم رابطه داشتیم و او پیشنهاد قتل شوهرم را مطرح و نقشه را اجرا کرد.»
میثم نیز بعد از دستگیری اتهاماتش را پذیرفت و این زن و مرد در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس محاکمه شدند. میثم که متهم ردیف اول پرونده است، در دادگاه اتهامش را رد کرد و گفت:«لاله با من تماس گرفت و گفت شوهرش را کشته است. او از من خواست برای بیرون بردن جسد کمکش کنم من نیز جنازه حافظ را در صندوقعقب خودرواش گذاشتم و در خیابان رها کردم اما در قتل نقشی نداشتم.»
لاله در این جلسه بار دیگر میثم را بهعنوان عامل جنایت معرفی کرد و گفت:«حافظ قصد داشت خودرواش را بفروشد. میثم هم به عنوان مشتری با خانهمان تماس گرفت و ما چندبار با هم صحبت کردیم و رابطهای بین ما ایجاد شد. میثم پیشنهاد داد طلاق بگیرم تا بتوانم با او ازدواج کنم ولی من امکان چنین کاری را نداشتم بالاخره روز حادثه میثم مقداری دارو به من داد تا به حافظ بخورانم من هم داروها را در غذای شوهرم ریختم و او بعد از خوردن بیهوش شد سپس میثم را با خبر کردم و او به خانهمان آمد. میثم با استفاده از تکهای پارچه شوهرم را خفه کرد و بعد هم جنازه را از خانه بیرون برد.»
هیات قضات بعد از شنیدن دفاعیات متهمان میثم را با توجه به خواسته اولیایدم مقتول به قصاص محکوم کردند و لاله را نیز به عنوان معاون در قتل گناهکار شناختند و به 12سال زندان محکوم کردند. پرونده با اعتراض متهمان به دیوانعالی کشور ارسال شد که قضات دیوانعالی هفته جاری رای صادره را تایید کردند و میثم به یکقدمی چوبهدار رسید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۰
انتشار یافته: ۲

