ترافیک کنسرتهای ۱۰۰ هزار تومانی در آستانه نوروز
مراقب باشید نقره داغ نشوید!
انتظار میرود، کنسرتها و آلبومهای موسیقی همچون فیلمها با یک طبقه بندی کیفی از سوی نهادهای صادرکننده مجوزها همراه شوند تا عامه مردم که شناخت دقیقی از همه گروههای موسیقی ندارند، چوب عدم شناختشان را نخورند و بتوانند انتخاب ساده تری داشته باشند. پیش از همه اینها اما باید به علاقهمندان به کنسرتهای موسیقی یادآوری کرد، با مطالعه دقیق آلبومها و بلیت کنسرتها را بخرند و مراقب باشند در روزهای واپسین ۱۳۹۱ و پس از آن نقره داغ نشوند.

در آستانه عید نوروز، شاهد اجرای حجم انبوهی از کنسرتهای موسیقی به ویژه در تهران هستیم و فشردگی به اندازهای رسیده که تقریباً در ساعات پایانی اغلب روزهای میانی هفته نیز کنسرتهایی برگزار میشود؛ اما مسأله تأمل برانگیز سالنهای خالی در بیشتر این اجراهاست و از جمعی که ریسک خرید بلیت این کنسرتها را به جان میخرند، گروهی پشیمان از خریدشان، این اجراها را در نیمه ترک میکنند. اما این وضع برگرفته از چیست و چه راهکاری برایش میتوان پیش گرفت؟
به گزارش «تابناک»، در سالهای اخیر برای کنترل موسیقی زیرزمینی و فعالیت حداکثری خوانندگان و موزیسینها در فضای رسمی، حجم بالایی از مجوزها برای خوانندگان، نوازندگان و مجموعاً گروهی تازه نفس موسیقی صادر شده است. مسلماً برخی از این گروهها از سطح فنی استانداردی برخوردارند و در یک بستر مناسب، میتوانند مخاطبان خود را متناسب با سبک موسیقیاییشان بیابند و بخشی از مردم را جذب موسیقی باکیفیت ایرانی کنند؛ اما این قاعده برای همه ایشان صادق نیست.
گروه وسیعی از آنهایی که وارد این عرصه شدهاند، توانمندی لازمی در این حوزه ندارند و سطح پایانی از صدا یا مهارت در نواختن را در اختیار دارند و صرفاً به امید آنکه ثروت و شهرت را همچون بسیاری از بزرگان موسیقی ایران یکجا و در کوتاه مدت در این عرصه به دست آورند، وارد حوزه موسیقی شدهاند که طبیعتاً این اشخاص به واسطه عدم برخورداری از توانمندی شاخص، جایگاه جدی در حوزه موسیقی به دست نمیآورند و به واسطه عدم اقبال، خیلی سریعتر از آنچه میپندارند، به حاشیه رانده میشوند.
این گروه ناکام که عمدتاً از طریق واسطهها وارد حوزه موسیقی میشوند، از طبقه متمول هستند که با صرف هزینههای غیرقابل تصور شعرهای مصوب در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد را خریده و ضبط میکند و مشخصاً از به حاشیه رانده شدن در حوزه موسیقی، دچار آسیب جدی نمیشوند. با این حال بخشی از خوانندگان و نوازندگان، پشتوانه مالی جدی نیز ندارند و با توجه به آن که همه سرمایهشان را صرف تولید نخستین آلبوم و برگزاری نخستین کنسرتهایشان میکنند، پس از شکست، عملاً با نابودی پیوند میخورند.

این فضا اما هنگامی شکل میگیرد که برخی دفاتر با نام شناسایی استعدادهای موسیقی، آزمونهایی برگزار میکنند که بنا به قواعد آنها، کسانی که تصور میکنند صدای مناسبی دارند، نمونه صدایشان را بدون اصلاح و ویرایش برای برخی استودیوها با مبلغ ده هزار تومان میفرستند و در صورت پذیرش، ۱۰ تا ۲۰ درصد هزینه تولید آلبوم نخستش توسط مؤسسه سرمایه گذار پرداخت میشود (تنها سود تولید آلبوم دریافت نمیشود) و البته ۹۰ درصد درآمد به دست آمده از چند آلبوم نخست خواننده از آن مؤسسات مورد اشاره است!
در چنین فضایی اما تنها جوانهایی که نمیدانند پای چه قراردادی را امضا میکنند، ضرر نمیکنند، بلکه مردمی نیز ضرر میکنند که به اعتبار این مؤسسهها راهی کنسرت این خوانندههای جوان میشوند. این مؤسسات که معمولاً امتیاز برگزاری کنسرت برخی خوانندگان مطرح را نیز میخرند، به واسطه برگزاری این کنسرتها، از اعتبار نسبی نزد مخاطبان برخوردار میشوند. آنهایی که پای ثابت کنسرتها و خرید آلبومهای اورجینال هستند، وقتی خبری از چهرههای شاخص نیست، به اعتبار همین مؤسسات به دیگر کنسرتهای پیشنهادی میروند که کنسرتهای همین چهرههای کم استعداد است.
ماجرای این کنسرتها اما هنگامی جالب میشود که حجم بالایی از این اجراها یکباره برگزار میشود؛ رخدادی که در اسفند ماه سال جاری به شدیدترین شکل ممکن روی داده و در روزهای میانی هفتههای اخیر و هفتههای آتی نیز شاهد برگزاری کنسرتهای متعددی هستیم که عمدتاً از همین دست کنسرتهاست و در اتفاق عجیب، بلیت برخی از این کنسرتها نود و صد هزار تومان بوده و بیش از کنسرت خوانندگان شاخص و پیشکسوت موسیقی سنتی و پاپ ارزشگذاری شده و البته این صندلیهای صد هزار تومانی معمولاً پر نمیشوند.
با این اوصاف، برخی از مردم که چشم بسته به سراغ این کنسرتها میروند، هزینههای کلانی را متحمل میشوند و یک خانواده چهار نفره چنان هزینهای را برای دیدن اجرایی ضعیف یا حداکثر متوسط متحمل میشود که دیگر هیچ گاه هوس کنسرت رفتن نمیکند و اولین و آخرین تجربهاش رقم میخورد؛ بنابراین، این فضا الزامی برای نهادهای نظارتی پدید میآورد که دستکم برای نسل جوان اطلاعرسانی کنند که در صورت عدم برخورداری از یک صدای منحصر به فرد یا توانایی خاص در نواختن ساز، سرمایهگذاری معنوی و مادی سنگینی در حوزه موسیقی نداشته باشند.
همچنین انتظار میرود، کنسرتها و آلبومهای موسیقی همچون فیلمها با یک طبقه بندی کیفی از سوی نهادهای صادرکننده مجوزها همراه شوند تا عامه مردم که شناخت دقیقی از همه گروههای موسیقی ندارند، چوب عدم شناختشان را نخورند و بتوانند انتخاب ساده تری داشته باشند. پیش از همه اینها اما باید به علاقهمندان به کنسرتهای موسیقی یادآوری کرد، با مطالعه دقیق آلبومها و بلیت کنسرتها را بخرند و مراقب باشند در روزهای واپسین ۱۳۹۱ و پس از آن نقره داغ نشوند.
به گزارش «تابناک»، در سالهای اخیر برای کنترل موسیقی زیرزمینی و فعالیت حداکثری خوانندگان و موزیسینها در فضای رسمی، حجم بالایی از مجوزها برای خوانندگان، نوازندگان و مجموعاً گروهی تازه نفس موسیقی صادر شده است. مسلماً برخی از این گروهها از سطح فنی استانداردی برخوردارند و در یک بستر مناسب، میتوانند مخاطبان خود را متناسب با سبک موسیقیاییشان بیابند و بخشی از مردم را جذب موسیقی باکیفیت ایرانی کنند؛ اما این قاعده برای همه ایشان صادق نیست.
گروه وسیعی از آنهایی که وارد این عرصه شدهاند، توانمندی لازمی در این حوزه ندارند و سطح پایانی از صدا یا مهارت در نواختن را در اختیار دارند و صرفاً به امید آنکه ثروت و شهرت را همچون بسیاری از بزرگان موسیقی ایران یکجا و در کوتاه مدت در این عرصه به دست آورند، وارد حوزه موسیقی شدهاند که طبیعتاً این اشخاص به واسطه عدم برخورداری از توانمندی شاخص، جایگاه جدی در حوزه موسیقی به دست نمیآورند و به واسطه عدم اقبال، خیلی سریعتر از آنچه میپندارند، به حاشیه رانده میشوند.
این گروه ناکام که عمدتاً از طریق واسطهها وارد حوزه موسیقی میشوند، از طبقه متمول هستند که با صرف هزینههای غیرقابل تصور شعرهای مصوب در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد را خریده و ضبط میکند و مشخصاً از به حاشیه رانده شدن در حوزه موسیقی، دچار آسیب جدی نمیشوند. با این حال بخشی از خوانندگان و نوازندگان، پشتوانه مالی جدی نیز ندارند و با توجه به آن که همه سرمایهشان را صرف تولید نخستین آلبوم و برگزاری نخستین کنسرتهایشان میکنند، پس از شکست، عملاً با نابودی پیوند میخورند.

این فضا اما هنگامی شکل میگیرد که برخی دفاتر با نام شناسایی استعدادهای موسیقی، آزمونهایی برگزار میکنند که بنا به قواعد آنها، کسانی که تصور میکنند صدای مناسبی دارند، نمونه صدایشان را بدون اصلاح و ویرایش برای برخی استودیوها با مبلغ ده هزار تومان میفرستند و در صورت پذیرش، ۱۰ تا ۲۰ درصد هزینه تولید آلبوم نخستش توسط مؤسسه سرمایه گذار پرداخت میشود (تنها سود تولید آلبوم دریافت نمیشود) و البته ۹۰ درصد درآمد به دست آمده از چند آلبوم نخست خواننده از آن مؤسسات مورد اشاره است!
در چنین فضایی اما تنها جوانهایی که نمیدانند پای چه قراردادی را امضا میکنند، ضرر نمیکنند، بلکه مردمی نیز ضرر میکنند که به اعتبار این مؤسسهها راهی کنسرت این خوانندههای جوان میشوند. این مؤسسات که معمولاً امتیاز برگزاری کنسرت برخی خوانندگان مطرح را نیز میخرند، به واسطه برگزاری این کنسرتها، از اعتبار نسبی نزد مخاطبان برخوردار میشوند. آنهایی که پای ثابت کنسرتها و خرید آلبومهای اورجینال هستند، وقتی خبری از چهرههای شاخص نیست، به اعتبار همین مؤسسات به دیگر کنسرتهای پیشنهادی میروند که کنسرتهای همین چهرههای کم استعداد است.
ماجرای این کنسرتها اما هنگامی جالب میشود که حجم بالایی از این اجراها یکباره برگزار میشود؛ رخدادی که در اسفند ماه سال جاری به شدیدترین شکل ممکن روی داده و در روزهای میانی هفتههای اخیر و هفتههای آتی نیز شاهد برگزاری کنسرتهای متعددی هستیم که عمدتاً از همین دست کنسرتهاست و در اتفاق عجیب، بلیت برخی از این کنسرتها نود و صد هزار تومان بوده و بیش از کنسرت خوانندگان شاخص و پیشکسوت موسیقی سنتی و پاپ ارزشگذاری شده و البته این صندلیهای صد هزار تومانی معمولاً پر نمیشوند.
با این اوصاف، برخی از مردم که چشم بسته به سراغ این کنسرتها میروند، هزینههای کلانی را متحمل میشوند و یک خانواده چهار نفره چنان هزینهای را برای دیدن اجرایی ضعیف یا حداکثر متوسط متحمل میشود که دیگر هیچ گاه هوس کنسرت رفتن نمیکند و اولین و آخرین تجربهاش رقم میخورد؛ بنابراین، این فضا الزامی برای نهادهای نظارتی پدید میآورد که دستکم برای نسل جوان اطلاعرسانی کنند که در صورت عدم برخورداری از یک صدای منحصر به فرد یا توانایی خاص در نواختن ساز، سرمایهگذاری معنوی و مادی سنگینی در حوزه موسیقی نداشته باشند.
همچنین انتظار میرود، کنسرتها و آلبومهای موسیقی همچون فیلمها با یک طبقه بندی کیفی از سوی نهادهای صادرکننده مجوزها همراه شوند تا عامه مردم که شناخت دقیقی از همه گروههای موسیقی ندارند، چوب عدم شناختشان را نخورند و بتوانند انتخاب ساده تری داشته باشند. پیش از همه اینها اما باید به علاقهمندان به کنسرتهای موسیقی یادآوری کرد، با مطالعه دقیق آلبومها و بلیت کنسرتها را بخرند و مراقب باشند در روزهای واپسین ۱۳۹۱ و پس از آن نقره داغ نشوند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۱۹
انتشار یافته: ۱۰
کسی که هوادار واقعی خواننده باشه مکان سالن واسش مهم نیست .. حتی با بلیط 30 تومنی هم میتونه خودشو راضی کنه ..
بلیطهای 90 و 100 پول بی خوده و به نظرم فردی که این بلیطا رو میخره باید مسئله ایی داشته باشه !
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





