آیا همه برنامههای اقتصادی کشور همین گونه است؟!
این سکه نمیتواند نقدینگی را جمع کند!
سکهای که قرار بود بانک مرکزی با آن نقدینگی را از بازار جمع کند، امروز بهای نهایی خود را پیدا کرد؛ بهایی که بیگمان میتوان گفت، نقض قرض از سوی بانک مرکزی است. هماکنون برای این سکه با بهایی بیش از یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان نامنویسی میکنید و شش ماه بعد، با پرداخت مالیات ۶ درصدی تحویل میگیرید! در آن زمان بهای سکه چقدر خواهد بود؟ آیا این سکه توان جمع کردن نقدینگی را دارد؟
امروز بانک مرکزی و مقامات این بانک، چندین موضوع مهم را بیان کردهاند؛ از جمله آنها سخنان محمود بهمنی در همایش سیاستهای پولی و چالشهای بانکداری و تولید که اشارات مهمی به وضعیت این روزهای اقتصاد کشور داشت و همچنین مصاحبه وی درباره قیمتهای پیشفروش سکه؛ آیا این پیشفروش پاسخگوی هدف بانک مرکزی خواهد بود؟
بنا بر این گزارش، سال گذشته پیشفروش سکه شرایط متفاوتی داشت؛ هم از لحاظ قیمتی و هم از نظر حجم پیشفروش و هم به لحاظ ابزارهایی که جایگزین آن بود. تجربیات سال گذشته برای بانک مرکزی هم گویا متفاوت بوده و عدم استقبال از ابزارهای جایگزین سکه، سرانجام این بانک را به این نتیجه رساند که در سال جاری پیشفروش سکه، باید تنها پیشفروش سکه باشد!
امسال پس از مطرح شدن طرحها و شرایط متفاوت از پیشفروش در نهایت رئیس کل بانک مرکزی شرایط نهایی را اعلام کرد. حال با یک محاسبه سرانگشتی هم از هم اکنون میتوان موفقیت این طرح را برای جمع کردن نقدینگی از جامعه حدس زد!
این گزارش میافزاید، امروز بهای سکه تمام طرح قدیم در بازار آزاد برابر با ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است و سکه تمام طرح جدید نیز برابر با حدود ۱ میلیون و ۴۳۰ هزار تومان. اگر بهای سکههای پیشفروش بانک مرکزی بین ۱ میلیون و ۲۵۰ هزار تا ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان باشد، با توجه به آن که تحویل سکه شش ماه به طول میانجامد و همچنین در هنگام تحویل ۶ درصد مالیات بر ارزش افزوده بر آن تعلق خواهد گرفت، میتوان گفت این طرح از هم اکنون شکست خورده است!
البته شکست این طرح در نسبت با هدفگذاری بانک مرکزی است. بهمنی امروز اعلام کرده که هدف بانک مرکزی به هیچ وجه سودآوری نیست، بلکه جمعآوری نقدینگی است. این طرح با این شرایط تنها و در خوشبینانهترین حالت منجر به آن میشود که تقاضایی که به شکل عادی در بازار وجود دارد تا اندازهای پاسخ داده شود؛ آن هم فقط به دلیل توان نامنویسی برای اشخاص حقیقی و با تعداد مشخص.
در صورتی که اگر بانک مرکزی به دنبال رسیدن به هدف بود، باید شرایطی را پیش بینی میکرد که منجر به آن شود که تقاضای بیشتری از نرم تقاضای معمول در بازار مجاب به روی آوردن به طرح این بانک شود. حال طرحی که از اساس بیپایه است و نمیتوان منطق خاصی پشت آن دید جز حراج بیهوده ذخایر طلا، خود شرایط شکست خود را رقم میزند.
باید به این موضوع توجه داشت که در اینجا میزان حجم فروش سکه از سوی بانک نیست که ملاک نظر است، بلکه ملاک اصلی حجم نقدینگی است که این طرح میتواند از بازار جمعآوری کند. اگر این طرح با شرایطی اجرا شود که نتواند حجم نقدینگی را خارج از بازار طلا یا به شکل بیکار وجود دارد، جمع کند و تنها به تقاضای روزمره بازار طلا پاسخ دهد، نتیجه آن است که بانک مرکزی تنها به عنوان یک فروشنده بزرگ وارد بازار شده، و نه یک کنترل کننده.
در پایان اینکه اصل این طرح که از اساس مشکل دارد، اکنون بیش از پیش هم مورد انتقاد قرار میگیرد.
آیا همه طرحها اینگونه بوده است؟
اکنون باید به موضوع دیگری نیز اشاره کرد و آن سخنان امروز محمود بهمنی در همایش سیاستهای پولی و چالشهای بانکداری و تولید است. وی با اشاره به افزایش نرخ تورم به مرز ۳۱.۵ درصد در پایان سال از افزایش بیش از ۲۴ درصدی نرخ رشد نقدینگی نیز خبر داد.
البته محمود بهمنی اذعان کرده که اگر اقدام کنترلی انجام نمیگرفت، نرخ رشد پایه پولی ۳۱ درصد افزایش مییافت و رشد نقدینگی نیز ۴۰.۷ درصد افزایش مییافت.
البته اگر به همین میزان نیز بانک مرکزی آن گونه که ادعا میکند در مهار رشد نقدینگی و تورم دخالت کرده باشد، جای بسیار شگفتی است! اما مهم این نکته است که مسلماً رئیس کل مرکزی باید بهتر از هر کسی، معانی تورم ۳۱ درصدی، رشد ۲۵ درصدی نقدینگی و افزایش ۱۵ درصدی پایه پولی را بداند!
حال پرسش اینجاست که آیا اقدامات کنترلی بانک مرکزی برای مهار رشد نقدینگی و تورم هم مانند طرح پیشفروش سکه بوده؟! به نظر اینگونه است، زیرا در غیر این صورت تورم و نقدینگی باید بسیار بیش از این مهار میشد؛ افزون بر آنکه باید یادآور شد که گویا محمود بهمنی توجه نداشته که چندی پیش، محمود احمدینژاد منکر افزایش پایه پولی کشور به این میزان شده بود! در نتیجه باید از صراحت بیان محمود بهمنی متشکر بود!
متأسفانه سیاستهای مبهم و دو پهلو این روزها در اقتصاد کشور به یک معضل اساسی تبدیل شده است؛ سیاستهایی که نه خط آن مشخص است و نه ربط آن. تقریباً میتوان گفت، هیچ برنامه دقیقی برای کنترل وضعیت اقتصادی کشور در دست نیست و شاهد هیچ سیاستگذاری منسجمی در این حوزه نیستیم، وگرنه نباید از تورم ۳۱ درصدی و نقدینگی بیش از چهارصد هزار میلیاردی با رضایت خاطر صحبت شود!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۴
در انتظار بررسی: ۱۲۸
انتشار یافته: ۱۴
آقای بهمنی شما را به حق خدا به حق هر که می پرستی با مال مردم بازی نکنید این چه مدیریتی است ؟
1- اصلا پشت این حرفها اصلا هیچ فکری نشده
2-هیچ گله ای از قیمتهای بی ثبات بازار نیست
وقتی بانک مرکزی پیش فروش با قیمت 1300 انجام میده معنیش اینه که بعد از عید قیمت سکه 1800 خواهد بود
اتفاقا بانک مرکزی و آقای بهمنی بر روی اصول ساده اقتصادی این قیمت پیشنهاد کردن اما این به مردم نگفتن که ساده ترین پیش بینی های اقتصادی قیمت سکه را 1800 محاسبه می کنه و تصمیم بانک مرکزی هم اشتباه نبوده
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





