نگاه شما: عیدانه دولت
میزنم قهقه ی جانانه می دهد دولت ما"عیدانه"
باز دولت شده یاریگر ما چونکه عیدی بود از یارانه
با همین عیدی دولت دیگر غم واندوه رود از خانه
میخرم کفش ولباس نیکو از برای حسن ومستانه
قسمتی را بدهم میوه فروش تا دهد میوه ی من شاهانه
بخرم پسته به مقدار وفور بدهم بر همه بی پیمانه
بستگان را بدهم شام وناهار کله پاچه به همه صبحانه
بدهم عیدی هر کس به کلان تا شوم پیش همه دردانه
دو سه روزی بکنم عزم سفر یزد وکاشان وقم وابیانه
هر چه ماند دگر از این عیدی بدهم همسر خود بی چانه
تا که او هر چه بخواهد بخرد غرق شادی بشود کاشانه
چه بگوئید در گوشی هم؟! بود این مرد کمی دیوانه!!
نه عزیزان نشدم من مجنون دیده ام من همه را خوابانه
نقل بنما همه ی گفتارم که بود منبع آن افسانه
شاعر: اسماعیل تقوایی
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۱
انتشار یافته: ۹
ممنون.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




