شب یلدایی ما بی تو به صبحی نرسد
مهدی کویر
کد خبر: ۲۹۲۶۹۱
| | 4122 بازدید
شب یلدایی ما بی تو به صبحی نرسد
عشق بی یار سفرکرده به بـاری نرسد
گفته بودی که رسد وعده ی دیدار ولی
عاشق دلشده با وعده به کامی نرسد
خسرو آن بود که دانست صلاح دل ما
موج برگشته زساحل به صلاحی نرسد
روزها می گذرد از پس هم بــــی تردید
هفته چون جمعه نیاید به کمالی نرسد
چون که مهرت شده پنهان به پیرایش ابر
چشم ، جانا ، به فراسوی نگاهی نرسد
در تمنای وصال تو دل ار تاب شود
آه بی ناله و فریاد به جایی نرسد
گفته اند شعر فراوان همه شاعرها
شعر بی یار به فحوای کلامی نرسد
از قضا تشنه شده باز کویر دل من
یار اما به ملاقات سَــــرابی نرسد
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


