گفتهها و ناگفتههای روزنامههای صبح امروز
«رابطه با آمریکا، بیعت با یزید است»
«رابطه با آمریکا، بیعت با یزید است»، جمله مهم روزنامههای امروز از زبان سردار نقدی رئیس سازمان بسیج است. رابطه دولت و مجلس و نیز خبرهای مربوط به درگیری اسرائیل و حماس و البته سوریه، دیگر مسائل مهم امروز هستند.
کد خبر: ۲۸۵۸۹۹
| | 11466 بازدید
«رابطه با آمریکا، بیعت با یزید است»؛ این سخن را دیروز سردار نقدی، رییس سازمان بسیج مستضعفین گفت و امروز روزنامهها با همین تیتر به آن پرداختند. در یک ماه گذشته و پس از شایعات سفر دکتر ولایتی به آمریکا، بار دیگر بحث مذاکره با آمریکا در رسانهها و افکار عمومی بالا گرفت و روز گذشته، سردار نقدی در مقام مخالفان، آن را بیعت با یزید خواند؛ اما جز سردار نقدی ـ که تیتر روزنامهها بود ـ پوشش اخبار نبرد غزه در صفحات روزنامههای فراوانی به چشم میخورد.
اعتماد که تصویر یک خود را به پناه گرفتن خانواده اسرائیلی اختصاص داده بود، از تیتر «وحشت اسرائیلیها از موشکهای فلسطینیان» بهره برده و از قول شاخه نظامی حماس خبر داده که «اسرائیل را غافلگیر میکنیم».
کیهان هم با انتشار تصاویر دلخراشی از شهادت کودکان در حملات اسرائیل به غزه از «آمادگی پنجاه هزار فلسطینی، پنج هزار شهادت طلب برای دفاع از غزه» خبر داده است؛ خبری که عینا به تیتر یک رسالت هم تبدیل شد.
«آژیر خطر در اسرائیل»، «تدارک حمله زمینی اسرائیل به غزه»، «۲ خلبان اسرائیلی در چنگ مقاومت» و «حماس: غزه را گورستان سربازان اسرائیلی میکنیم»، تیترهای امروز تهران امروز، اطلاعات، وطن امروز و جوان هستند که روز چهارم جنگ را به تیتر یک خود تبدیل کردهاند.
اما پس از غزه، سوریه دومین موضوع داغ روزنامههای صبح امروز بود. در پی انتشار اخبار خروج بشار اسد از کاخ و ناآرامیهای سوریه، امروز روزنامه قانون به نقل از «منابع آگاه» که مدعی شده به این روزنامه خبر دادهاند، شایعات حول بشار اسد را تکذیب کرد.
همچنین «تکذیب خبر خروج اسد از کاخ ریاست جمهوری» تیتر یکی بود که این روزنامه در کنار تصویری از بشار و همسرش قرار داده بود. روزنامه ایران هم با اشاره به نشست امروز در تهران از تیتر فرمول ایرانی برای صلح در سوریه استفاده کرد و از حضور دویست شخصیت سوری در این نشست خبر داد؛ این نشست به سوژه یک خراسان هم تبدیل شد و تیتر یک این روزنامه هم به «تهران امروز میزبان نشست گفتوگوهای ملی سوریه» اختصاص یافت.
اما پس از پوشش اخبار غزه و سوریه، بودند روزنامههایی که به مسائل درونی و جدلهای سیاسی روز و رایج در کشور بپردازند؛ برای نمونه، روز گذشته، آقای مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفتند که «دولت دیگر نمیتواند مثل بچه لردها خرج کند» و روزنامههای بسیاری آن را به تیتر صفحه نخست خود تبدیل کردهاند و روزنامه راه مردم از آن به عنوان تیتر یک بهره برده است.
«احمدینژاد گفت مهندس هستم نیاز به تئوری ندارم» هم یکی از تیترهای روزنامه آفتاب یزد است که در کنار تیتر «زرنگی سیاسی محمود احمدینژاد» که به گفتوگوی این روزنامه با عسکری، مشاور پارلمانی مجمع تشخیص مصلحت نظام اختصاص دارد و گفتوگوی با محمد اشرفی اصفهانی که گفته «برخی اصولگرایان واقعیات جامعه را برعکس میبینند» پوشش مناسبی از جدالهای سیاسی موجود در فضای سیاسی کشور دارد.
روزنامه ابتکار هم که تصویر یک خود را به معاون اول رئیس جمهور اختصاص داده، با اشاره به انتقاد دوباره رحیمی از مخالفان دولت این پرسش را مطرح کرده که «آیا رحیمی سکوت احمدینژاد را جبران میکند؟».
این روزنامه همچنین گزارش یک خود را به جدال اصولگرایان و اصلاح طلبان اختصاص داده و از تیتر «چه کسی باید عذرخواهی کند؟» کمک گرفته است.
ماجرای پرسش از رئیس جمهور هم موضوعی بود که هم برای حامیان و هم منتقدان دولت جالب توجه بود. ایران با انتشار گزارشی از موافقان و مخالفان طرح سوال از رئیسجمهور، این را پرسیده که «چه کسانی به بن بست رسیدهاند؟» و همشهری هم در صفحه داخلی خود، گزارشی از دیدار نمایندگان با رئیس جمهور دو هفته پیش از حضور در مجلس تهیه کرده است؛ اما در صفحه نخست همشهری، دو تیتر به طرز جالبی در کنار هم قرار گرفتهاند:
نخست تیتر یک این روزنامه است که مینویسد: «استمداد از والدین برای جبران کمبود بودجه مدارس» که اشارهای به ناتوانی مدارس در تأمین هزینهها و کمک گرفتن از والدین آنان دارد و در کنار آن با اشاره به تصادف قطاری در مصر که منجر به مرگ ۴۹ دانشآموز شد، از تیتر «استعفای دسته جمعی مدیران مصری پس از حادثه قطار» استفاده کرده است.
تغییرات جدید صدور گذرنامه زنان مجرد با تیتر «خروج زنان مجرد ممنوع» روی صفحه نخست مغرب رفته و افزایش ۱۰۵ درصدی ایرلاینهای داخلی هم با تیتر «پرواز قیمت ایرلاینهای خارجی» بر صفحه نخست تهران امروز جا خوش کردهاند.
رنجهای غزه روی صفحات روزنامههای امروز
بهروز بهزادی، سردبیر اعتماد در یادداشتی با نام «نه راه پس، نه راه پیش» در این روزنامه مینویسد: «هدف قرار گرفتن تلآویو و بیتالمقدس توسط موشکهای حماس، افزایش شمار این موشکها و افزایش برد مؤثر آنها در کنار تغییر شرایط منطقه و افزایش احساسات ضداسراییلی، شرایط جدیدی را به دولت نتانیاهو تحمیل میکند؛ شرایطی که آشکارا با حمله سال ۲۰۰۹ اسراییل به غزه که طی آن ۱۴۰۰ تن از شهروندان فلسطینی کشته شدند، متفاوت است و نشان میدهد در جنگ فعلی اسراییل باید خسارات و تلفات بیشتری را تحمل کند. در این جنگ اسراییل ناچار به حمله زمینی نیز هست، چراکه از نظر اسراییل موشکهای جدید فلسطینیان باید شناسایی و معدوم شود، به همین جهت ارتش، ۷۵ هزار نیروی ذخیره خود را احضار کرده است. به گفته کارشناسان اسراییل از آن میترسد که شرایط جنگ زمینی نیز مانند جنگ هوایی تغییر کرده باشد و فلسطینیان به سلاحهایی مجهز شده باشند که تلفات سربازانش را افزایش دهد و چون افزایش تلفات یکی از مشکلات بزرگ اسراییل است، ناچار شود کار را نیمهکاره گذاشته و عقبنشینی کند که این عقبنشینی نشانه شکست در برابر فلسطینیان خواهد بود».
از سوی دیگر، حسین شریعتمداری هم در یادداشت روز کیهان، به داستانی روستایی اشاره کرده که نمیتواند الاغ چموش خود را در بازار بفروشد و در جواب اعتراضات مردم نسبت به رفتار الاغ میگوید که الاغ برای فروش نیست و فقط آن را به بازار آورده تا دیگران مصیبتهای وی از دست آن الاغ را درک کنند. وی در دو بند پایانی این یادداشت با عنوان «برای فروش نیست!» نوشته: «اگر در چند دهه گذشته، رژیم کودک کش اسرائیل میتوانست به قول موشه دایان، برای ترساندن این و آن، از خود تصویر یک «سگ هار» را به نمایش بگذارد، امروزه با موج فراگیر بیداری اسلامی که از انقلاب اسلامی در ایران الگو گرفته است، این «سگ هار» فقط پارس میکند بیآنکه کسی را بترساند تا آنجا که وقتی نتانیاهو ادای همان سگ هار را درمیآورد، با تمسخر ارگان سازمان «سیا» روبهرو میشود. سال گذشته شانزده مرکز اطلاعاتی و امنیتی آمریکا با صدور بیانیهای چندده صفحهای، اسرائیل را بزرگترین خطر برای امنیت ملی آمریکا معرفی کردند. اقدامی که در آمریکا نه فقط سابقه نداشت بلکه به شدت دور از انتظار تلقی میشد و رسانههای آمریکایی این اقدام را پاسخی به اعتراض مردم آمریکا در تظاهرات گسترده موسوم به جنبش ضد وال استریت، تفسیر کردند. جنبشی که ضدیت با اسرائیل، مخالفت با نظام سرمایه داری و جلوگیری از هزینه کردن پول مالیات دهندگان آمریکایی و اروپایی برای رژیم صهیونیستی، شعار و خواستههای بارها اعلام شده آن است.
چه کسی و کدام دست پنهان، اسرائیل را به مهلکه اخیر ـ یا به قول یورونیوز به این دام خطرناک ـ کشانده است؟ و آیا همه شواهد و قرائن حکایت از آن ندارند که این سگ هار ـ به قول موشه دایان ـ و الاغ چموش ـ به گفته آن روستایی در صدر این یادداشت ـ با حمله اخیر به غزه، برای دیر باورترین اذهان مردم دنیا نیز کمترین تردیدی باقی نگذاشته است که مرگ تنها راه پاک کردن جغرافیای سیاسی منطقه از این رژیم کودک کش است؟! مخصوصا آنکه امروزه ملتهای مسلمان برای مقابله رودررو و انتقام از این جرثومههای فساد و تباهی لحظه شماری میکنند».
رسالت هم در گزارش یک خود، که به روز چهارم جنگ اختصاص دارد، مینویسد: «نماینده حماس در لبنان با اشاره به اینکه نتانیاهو باید تاوان ریسک بزرگ خود را بدهد، گفت: ۵۰ هزار مبارز و ۵ هزار نیروی استشهادی منتظر ورود نیروی زمینی صهیونیستها به غزه هستند. «علی برکه» نماینده جنبش حماس در لبنان در اظهاراتی در گفتوگو با خبرگزاری الشرق الجدید کابینه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی را مسئول کامل آغاز تجاوز جدید صهیونیستها به نوار غزه دانست و تأکید کرد که نتانیاهو از طریق این جنگ میخواهد مقاومت فلسطین را هدف قرار داده و آنرا تضعیف کند و دستاوردهایی را در راستای تبلیغات انتخاباتی خود به دست آورد. به دنبال آمادگی فوق العاده حماس در واکنش به حملات رژیم صهیونیستی، سردرگمی بنیامین نتانیاهو و مقامات این رژیم تشدید شده است. این در حالیاست که رسانههای غربی نیز نسبت به شکست و ضعف صهیونیستها در برابر مقاومت اسلامی اذعان نمودهاند. شبکه تلویزیونی بیبی سی در گزارشی اذعان کرد کرد با ادامه اصابت موشکهای مبارزان فلسطینی به شهرتل آویو حباب امنیت تل آویوییها در هم شکست».مذاکره با آمریکا شروطی دارد
این تنها سردار نقدی نبود که روز گذشته درباره مذاکره با آمریکا سخن گفت و در روزنامههای امروز بازتاب داشت، بلکه ملت ما هم به سراغ جواد منصوری رفته و با او گفتوگویی انجام داده که با تیتر «مذاکره با آمریکا شروطی دارد» در صفحه نخست و صفحه سیاسی این روزنامه کار شده که در آن نخست به قلم سعیده جلادتی میخوانیم: «روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا موضوع این روزهای مردان سیاسی کشور است. سیاستهای مذاکراتی ایران با آمریکا مدتی است به علت حرف و حدیثهای آقایان سیاستمدار، رنگ و بوی ابهام به خود گرفته است. ابهامی که در آن هر کسی دم از مثبت و منفی بودن شرایط مذاکره و بودن یا نبودن یک رابطه نسبتا منسجم میزند. اما نکتهای که شاید نظر یک منتقد رسانه را به خود جلب کند در این است که عدهای موضوع این رابطه را به مذاکرات ۱+۵ ارتباط میدهند و تمایل دارند ایران با امریکایی مستقل از ۱+۵ مذاکره کند. این در حالی است که اعضای ۱+۵ تنها شامل کشوری به نام آمریکا نبوده و کشورهای دیگری اعم از چین و روسیه که از یک سو هم راستای منافع ایران در حرکتند و از سوی دیگر با منافع امریکا، خود را هماهنگ میکنند هم در این گروه قرار دارند و نمیتوان ۱+۵ را محدود به یک یا دو کشور دانست».
سپس جواد منصوری در پاسخ به این سوال خبرنگار ملت ما که پرسید «حرف و حدیثهایی که در چند ماه اخیر پیرامون مذاکره بین ایران و آمریکا مطرح است را چگونه ارزیابی میکنید؟» پاسخ داد که «به طور کلی در روابط بینالملل و در کلیه فعالیتهای دیپلماتیک، مذاکره کردن به هر ترتیب که باشد در مجموع مثبت ارزیابی میشود اما در مواقعی شرایط به گونهای حکمفرمایی میکند که باعث میشود مذاکره قالبی استثنایی به خود گرفته و انجام آن برای طرفین مذاکره سودی در بر نداشته باشد و مذاکره بین ایران و آمریکا هم از این دست مذاکرات است.
در حقیقت مذاکره ایران و آمریکا در شرایط فعلی نمیتواند مثبت باشد ضمن اینکه آمریکاییان هم در این خصوص هیچ گونه صحبتی نکردند و بیشتر شایبههایی که موجود است، حول محور تبادل نظر و گفتوگو بوده و شکل جدی مذاکره در آنها وجود ندارد. این ادعا را میتوان با عملکردی که آنها در قبال ایران داشتند، یعنی تشدید تحریمها و تهدیدات و تصمیمهای سختگیرانهای که میگیرند مشاهده کرد و آن را بارزترین مصداق برای این اظهارات تلقی کرد. این اقدامات خصمانه نشاندهنده آن است که آمریکا هر آنچه را که میتواند علیه ایران اعمال میکند، کرده و بر این اساس شرایط را برای مذاکره نمیتوان مثبت ارزیابی کرد.
مذاکره بین ایران و آمریکا پیش از این و در شرایط محدودتری در زمان بعد از جنگ تحمیلی و پذیرفتن قطعنامه وجود داشت و ایران در آن زمان با چهارچوب مشخصی اقدام به پذیرش قطعنامهای کرد که هم به سود آمریکا بود و هم به سود ایران. اما صحبت از مذاکره در شرایط کنونی به هیچوجه صحیح نیست. چرا که نه چهارچوب مشخصی برای آن تعریف شده و نه اینکه آمریکا شرایط ایران مبنی بر پذیرش استقلال و حقوق مسلم آن را پذیرفته است که بتوان درباره مراحل بعدی که یکی از آنها مذاکره است، صحبتی به میان آورد.
پس چرا اوباما در زمان انتخابات صحبتهایی هر چند مبهم از ارتباط با ایران را مطرح کرد؟ اگر صحبتهایی که درباره مذاکره ایران و آمریکا به میان میآمد، بعضا ناشی از تبلیغات بوده و برای این مقصود بوده که دنیا را تحت تاثیر مناسبات دیپلماتیک خود قرار دهد در غیر این صورت هیچ یک از اظهارات آمریکاییان مبنی بر رابطه یا مذاکره با آمریکا جنبه منطقی و چهارچوب علمی نداشته است».
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


