بیاعتمادی چرا؟
روحالامین سعیدی
کد خبر: ۲۸۳۳۱۴
| | 5393 بازدید
مسأله دشمنی ایالات متحده آمریکا با ملت و حکومت ایران، داستان تازهای نیست؛ سه دهه تمام، دشمنی و بدخواهی آمریکا، کوچکترین مجالی برای تصور اعتمادسازی در یک آینده قابل پیشبینی باقی نگذارده است. رهبران ایالات متحده همواره جمهوری اسلامی را بازیگری خطرناک، سرکش، دردسرآفرین، حامی تروریسم، چالشگر نظم و امنیت جهانی و تهدیدی جدی برای منافع خود دانستهاند که الزاماً باید سرنگون شود. ایرانیان نیز آمریکا را بزرگترین دشمن اسلام و ابرقدرتی مستکبر، ستمگر، امپریالیست، بیعدالت و بیاعتماد میدانند و شعار «مرگ بر آمریکا» همچنان طرفداران بسیاری در میان تودههای مردمی ایران دارد.
اکنون باید دید که عوامل اصلیِ موجد اختلاف و بیاعتمادی ایرانیها به ایالات متحده آمریکا کدامند.
نوشتار حاضر میکوشد تا این موضوع را در قالب نظریه سازهانگاری اجتماعی در دانش روابط بینالملل و با تأکید بر مسأله «برساختگی هویتها» بررسی کند.
۱. سازهانگاری اجتماعی و برساختگی هویت:
نظریه سازهانگاری با ردّ استقلال واقعیتهای بیرونی از تأثیرات ذهن انسانها، واقعیتها را «برساختههای اجتماعی» (socially constructed) میپندارد که بر اثر دخل و تصرف اذهان در آنها معنی و مفهوم مییابند؛ به عبارت دیگر، برای یک متفکر سازهانگار، مهم اصل یک واقعیت نیست، بلکه مهم آن فهم مشترکی است که یا از اساس به یک پدیده هستی میبخشد (در مورد پدیدههای اجتماعی) یا آن که هستیِ آن را معنادار میسازد (در مورد پدیدههای مادی)؛ بنابراین، از نگاه سازهانگاری، ایدهها، تصورات، انگارهها و ساختارهای بینالأذهانی نقش تعیینکنندهای در عرصه اجتماعات بشری دارند و واقعیات بیمعنی را معنا میبخشند.
اکنون باید دید که عوامل اصلیِ موجد اختلاف و بیاعتمادی ایرانیها به ایالات متحده آمریکا کدامند.
نوشتار حاضر میکوشد تا این موضوع را در قالب نظریه سازهانگاری اجتماعی در دانش روابط بینالملل و با تأکید بر مسأله «برساختگی هویتها» بررسی کند.
۱. سازهانگاری اجتماعی و برساختگی هویت:
نظریه سازهانگاری با ردّ استقلال واقعیتهای بیرونی از تأثیرات ذهن انسانها، واقعیتها را «برساختههای اجتماعی» (socially constructed) میپندارد که بر اثر دخل و تصرف اذهان در آنها معنی و مفهوم مییابند؛ به عبارت دیگر، برای یک متفکر سازهانگار، مهم اصل یک واقعیت نیست، بلکه مهم آن فهم مشترکی است که یا از اساس به یک پدیده هستی میبخشد (در مورد پدیدههای اجتماعی) یا آن که هستیِ آن را معنادار میسازد (در مورد پدیدههای مادی)؛ بنابراین، از نگاه سازهانگاری، ایدهها، تصورات، انگارهها و ساختارهای بینالأذهانی نقش تعیینکنندهای در عرصه اجتماعات بشری دارند و واقعیات بیمعنی را معنا میبخشند.
روند مداوم و بیوقفه خصومت، مردم ایران را به یك باور جاافتاده بیناذهنی و یك آگاه مشترك رسانده است كه باید آمریكا را دشمن خویش بپندارند و نسبت به آن بیاعتماد باشند. تجربههای متواتر تاریخی سبب شده ایرانیان هویت خود را در تعارض با هویت آمریكایی تعریف كنند.
مقوله «آگاه مشترك» (shared knowledge) جایگاه والایی در مباحث سازهانگاران دارد. به زعم ایشان، سرشت نظام بینالملل و هویتها و اولویتهای بازیگرانِ این نظام، سیال و تغییرپذیر است. سازهانگاران هرچند بر اهمیت توزیع مادی قدرت معترف هستند، لكن بر این باورند كه باورها و اندیشهها و ارزشها نیز میتوانند رفتار بازیگران و به دنبال آن، سرشت نظام بینالملل را دگرگون سازند. اصولاً در مكتب سازهانگاری، چیستی یك بازیگر (هویت او) ساخته و پرداخته آگاهی، باورها و انتظارات است و برای همین باید افزون بر تواناییهای مادی، آگاهی و رویههای مشترك اجتماعی را نیز مد نظر قرار داد.۱
از دیگر ویژگیهای سازهانگاران، توجه به اهمیت مقوله «هویت» است. بر طبق این نظریه، نیروهای مادی به خودیِ خود معنای ذاتی و نفسالأمری ندارند، بلكه معنی آنها از لحاظ اجتماعی توسط انسانها و ایدههای آنان خلق میشود. در نتیجه این ما هستیم كه به عوامل مادیِ ذاتاً بیمعنی رنگ معنا میبخشیم. مثلاً برخورداری چین و روسیه از سلاح هستهای برای آمریكا معنایی متفاوت نسبت به برخورداری فرانسه یا انگلستان از این سلاح دارد و هرچند كه تسلیحات هستهای از حیث مادی مشابه هستند، اما آمریكاییها به دلیل هویتی كه برای انگلستان در ذهن خود برساختهاند، از جانب سلاح انگلستان احساس تهدید نمیكنند. این در حالی است كه چه بسا آمریكاییها اسلحه هستهای چین یا روسیه را تهدیدآمیز بینگارند.۲
۲. ایرانیان و برساختن هویت آمریكا در گذار زمان:
مردم ایران چندین دهه است كه ایالات متحده آمریكا را به عنوان یك ابرقدرت مستكبر و سلطهگر شناختهاند و ردّ پای این كشور را آشكارا و نهان در بسیاری از حوادث ناگوار تاریخی مانند جنگها، كودتاها، دسیسهها، ترورها، تحریمها، خرابكاریها و كارشكنیها دیده و از رهبران ابرقدرت جهانی چیزی جز تهدید، زورگویی، خصومت و كینهورزی ندیدهاند. آنچه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا كنون از رفتار آمریكا در حافظه تاریخی ایرانیان مانده، تنها تداوم بدخواه و دشمنی بوده است.
این روند مداوم و بیوقفه خصومت، مردم ایران را به یك باور جاافتاده بیناذهنی و یك آگاهی مشترك رسانده است كه باید آمریكا را دشمن خویش بپندارند و نسبت به آن بیاعتماد باشند. به عبارت دیگر، تجربههای پیاپی تاریخی، سبب شده ایرانیانِ انقلابی و استكبارستیز هویت خود را در تعارض با هویت آمریكایی تعریف كنند. از این روست كه شعار مرگ بر آمریكا در كشور ایران همچنان یك شعار ملی به حساب میآید. رهبر معظم انقلاب با تأكید بر نقش این تجربه تاریخی در تداوم دشمنی مردم ایران با آمریكا اظهار میدارد:
«مسأله اين است كه ملت ايران به گذشته خود كه نگاه مىكند، تا اول انقلاب از دولت آمريكا يكسره دشمنى نسبت به خودش مشاهده مىكند. بعد، از اول انقلاب هم تا امروز يكسره دشمنیهاى آمريكا را نسبت به خودش، نسبت به مصالح ملى و نسبت به حكومت مورد علاقهى خودش ملاحظه مىكند [...] ملت ايران نگاه مىكند مىبيند كه يك دشمن آن طرف ايستاده است؛ بنابراين، تلقى ملت ما از دولت آمريكا اين نيست كه نسبت به او اعتماد ندارد، بلكه او را دشمن خود مىداند.»۳
۳. نقش ایدئولوژی در هویتسازی:
جدا از تجربه تاریخی، الزامات ایدئولوژیك نیز مانع از پیوند نظام اسلامی و انقلابی ایران با یك ابرقدرت مستكبر شده است. سیاست در جمهوری اسلامی ایران كاملاً بر مدار ایدئولوژی و شریعت اسلام میگردد و این تداخل و درهمفرورفتگیِ دین و سیاست، جمهوری اسلامی را چه از نظر اهداف غایی و چه از حیث رفتار و کارکرد، با دیگر نظامهای سیاسی متفاوت میسازد، زیرا اولاً هدف غایی در یك حكومت دینمحور به صِرف ارتقای مؤلفههای قدرت مادی و افزایش رفاه اقتصادی محدود نمیماند. دوم آن که رفتار و کارکرد چنین حكومتی نیز همواره مقید به اصول اسلامی و انقلابی است؛ اصولی كه هرگز نمیگذارند منافع ملی یا سود اقتصادی، توجیهگر ارتكاب به هر عملی باشد.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یك بازیگر ایدئولوژیك كه مُجاز نیست از دایره حدود اسلامی گامی فراتر نهد، نمیتواند با ایالات متحده آمریكا كه در قاموس اسلام مصداق بارز ظلم و استكبار است، طرح دوستی بریزد. این بر خلاف نص صریح قرآن كریم است كه بارها و بارها از جمله در آیات زیر، مسلمانان را از برقراری هرگونه دوستی و ائتلاف با كفار و دشمنان خدا اكیداً دور داشته و بر بیاعتماد بودن و بدگمانی به آنان تأكید میورزد.
• «ای كسانی كه ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستی میافكنید و حال اینكه آنان نسبت به حقی كه برای شما آمده است، كفر ورزیدهاند». ۴
• «ای مؤمنان! بیگانگان را همراز خود مگیرید، زیرا آنها از هیچگونه آسیبرسانی در حق شما كوتاه نمیكنند. دوست دارند شما در رنج باشید. همانا كینه از گفتارشان پیداست و آنچه دلهایشان پنهان میدارد، بزرگتر است».۵
به عبارت دیگر، ایستارها و ایدهها و انگارههای مذهبی نیز مانع از آن است كه دولت و ملت ایران بتوانند هویت آمریكایی را به عنوان یك هویت دوست و قابل اعتماد در فضای بیناذهنی خود بربسازند، زیرا بر پایه ایدئولوژی اسلامی، كفار و مستكبرین جهان همواره در جبهه مقابل اهل ایمان تعریف میشوند. با استناد به همین اصول بوده كه حضرت امام خمینی ـ رضواناللهعلیه ـ راهبرد استكبارستیزی، تقابل با مستكبرین و جبههگیری در برابر امپریالیسم نظام سلطه را به عنوان شاهراه حركت انقلاب برگزیدند و افقهای آینده را بر وفق آن ترسیم كردند. رهبر معظم انقلاب نیز همین سیاست راهبردی را به عنوان تداوم خط مشی امام راحل ادامه دادهاند. از منظر ایشان آمریكا بیتردید بارزترین مفهوم استكبارگری در دوران معاصر به شمار میآید:
«جمهورى اسلامى رابطه با رژيم آمريكا را كه رمز و نشانهى قلدرى و سلطه ناحق و مظهر ستم به ملتهاى ضعيف عالم است، مردود مىداند و تا وقتى آن رژيم مستكبرانه به ملتها ظلم مىكند، در دولتها و كشورها دخالت مىكند، از رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى حمايت مىكند، با نهضتهاى آزادیخواهانه و بيدارى ملتها ستيزه مىكند و به ویژه با ملت مسلمان پيشگام ايران و ملتهاى بپاخاسته مسلمان دشمنى مىورزد، هرگز با آن رژيم رابطه برقرار نخواهد كرد».۶
از دیگر ویژگیهای سازهانگاران، توجه به اهمیت مقوله «هویت» است. بر طبق این نظریه، نیروهای مادی به خودیِ خود معنای ذاتی و نفسالأمری ندارند، بلكه معنی آنها از لحاظ اجتماعی توسط انسانها و ایدههای آنان خلق میشود. در نتیجه این ما هستیم كه به عوامل مادیِ ذاتاً بیمعنی رنگ معنا میبخشیم. مثلاً برخورداری چین و روسیه از سلاح هستهای برای آمریكا معنایی متفاوت نسبت به برخورداری فرانسه یا انگلستان از این سلاح دارد و هرچند كه تسلیحات هستهای از حیث مادی مشابه هستند، اما آمریكاییها به دلیل هویتی كه برای انگلستان در ذهن خود برساختهاند، از جانب سلاح انگلستان احساس تهدید نمیكنند. این در حالی است كه چه بسا آمریكاییها اسلحه هستهای چین یا روسیه را تهدیدآمیز بینگارند.۲
۲. ایرانیان و برساختن هویت آمریكا در گذار زمان:
مردم ایران چندین دهه است كه ایالات متحده آمریكا را به عنوان یك ابرقدرت مستكبر و سلطهگر شناختهاند و ردّ پای این كشور را آشكارا و نهان در بسیاری از حوادث ناگوار تاریخی مانند جنگها، كودتاها، دسیسهها، ترورها، تحریمها، خرابكاریها و كارشكنیها دیده و از رهبران ابرقدرت جهانی چیزی جز تهدید، زورگویی، خصومت و كینهورزی ندیدهاند. آنچه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا كنون از رفتار آمریكا در حافظه تاریخی ایرانیان مانده، تنها تداوم بدخواه و دشمنی بوده است.
این روند مداوم و بیوقفه خصومت، مردم ایران را به یك باور جاافتاده بیناذهنی و یك آگاهی مشترك رسانده است كه باید آمریكا را دشمن خویش بپندارند و نسبت به آن بیاعتماد باشند. به عبارت دیگر، تجربههای پیاپی تاریخی، سبب شده ایرانیانِ انقلابی و استكبارستیز هویت خود را در تعارض با هویت آمریكایی تعریف كنند. از این روست كه شعار مرگ بر آمریكا در كشور ایران همچنان یك شعار ملی به حساب میآید. رهبر معظم انقلاب با تأكید بر نقش این تجربه تاریخی در تداوم دشمنی مردم ایران با آمریكا اظهار میدارد:
«مسأله اين است كه ملت ايران به گذشته خود كه نگاه مىكند، تا اول انقلاب از دولت آمريكا يكسره دشمنى نسبت به خودش مشاهده مىكند. بعد، از اول انقلاب هم تا امروز يكسره دشمنیهاى آمريكا را نسبت به خودش، نسبت به مصالح ملى و نسبت به حكومت مورد علاقهى خودش ملاحظه مىكند [...] ملت ايران نگاه مىكند مىبيند كه يك دشمن آن طرف ايستاده است؛ بنابراين، تلقى ملت ما از دولت آمريكا اين نيست كه نسبت به او اعتماد ندارد، بلكه او را دشمن خود مىداند.»۳
۳. نقش ایدئولوژی در هویتسازی:
جدا از تجربه تاریخی، الزامات ایدئولوژیك نیز مانع از پیوند نظام اسلامی و انقلابی ایران با یك ابرقدرت مستكبر شده است. سیاست در جمهوری اسلامی ایران كاملاً بر مدار ایدئولوژی و شریعت اسلام میگردد و این تداخل و درهمفرورفتگیِ دین و سیاست، جمهوری اسلامی را چه از نظر اهداف غایی و چه از حیث رفتار و کارکرد، با دیگر نظامهای سیاسی متفاوت میسازد، زیرا اولاً هدف غایی در یك حكومت دینمحور به صِرف ارتقای مؤلفههای قدرت مادی و افزایش رفاه اقتصادی محدود نمیماند. دوم آن که رفتار و کارکرد چنین حكومتی نیز همواره مقید به اصول اسلامی و انقلابی است؛ اصولی كه هرگز نمیگذارند منافع ملی یا سود اقتصادی، توجیهگر ارتكاب به هر عملی باشد.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یك بازیگر ایدئولوژیك كه مُجاز نیست از دایره حدود اسلامی گامی فراتر نهد، نمیتواند با ایالات متحده آمریكا كه در قاموس اسلام مصداق بارز ظلم و استكبار است، طرح دوستی بریزد. این بر خلاف نص صریح قرآن كریم است كه بارها و بارها از جمله در آیات زیر، مسلمانان را از برقراری هرگونه دوستی و ائتلاف با كفار و دشمنان خدا اكیداً دور داشته و بر بیاعتماد بودن و بدگمانی به آنان تأكید میورزد.
• «ای كسانی كه ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستی میافكنید و حال اینكه آنان نسبت به حقی كه برای شما آمده است، كفر ورزیدهاند». ۴
• «ای مؤمنان! بیگانگان را همراز خود مگیرید، زیرا آنها از هیچگونه آسیبرسانی در حق شما كوتاه نمیكنند. دوست دارند شما در رنج باشید. همانا كینه از گفتارشان پیداست و آنچه دلهایشان پنهان میدارد، بزرگتر است».۵
به عبارت دیگر، ایستارها و ایدهها و انگارههای مذهبی نیز مانع از آن است كه دولت و ملت ایران بتوانند هویت آمریكایی را به عنوان یك هویت دوست و قابل اعتماد در فضای بیناذهنی خود بربسازند، زیرا بر پایه ایدئولوژی اسلامی، كفار و مستكبرین جهان همواره در جبهه مقابل اهل ایمان تعریف میشوند. با استناد به همین اصول بوده كه حضرت امام خمینی ـ رضواناللهعلیه ـ راهبرد استكبارستیزی، تقابل با مستكبرین و جبههگیری در برابر امپریالیسم نظام سلطه را به عنوان شاهراه حركت انقلاب برگزیدند و افقهای آینده را بر وفق آن ترسیم كردند. رهبر معظم انقلاب نیز همین سیاست راهبردی را به عنوان تداوم خط مشی امام راحل ادامه دادهاند. از منظر ایشان آمریكا بیتردید بارزترین مفهوم استكبارگری در دوران معاصر به شمار میآید:
«جمهورى اسلامى رابطه با رژيم آمريكا را كه رمز و نشانهى قلدرى و سلطه ناحق و مظهر ستم به ملتهاى ضعيف عالم است، مردود مىداند و تا وقتى آن رژيم مستكبرانه به ملتها ظلم مىكند، در دولتها و كشورها دخالت مىكند، از رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى حمايت مىكند، با نهضتهاى آزادیخواهانه و بيدارى ملتها ستيزه مىكند و به ویژه با ملت مسلمان پيشگام ايران و ملتهاى بپاخاسته مسلمان دشمنى مىورزد، هرگز با آن رژيم رابطه برقرار نخواهد كرد».۶
ایستارها و ایدهها و انگارههای مذهبی نیز مانع از آن است كه دولت و ملت ایران بتوانند هویت آمریكایی را به عنوان یك هویت دوست و قابل اعتماد در فضای بیناذهنی خود بربسازند، زیرا بر اساس ایدئولوژی اسلامی، كفار و مستكبرین جهان همواره در جبهه مقابل اهل ایمان تعریف میشوند.
ایشان در مقام یك رهبر دینی و متفكر مسلمان، در اجلاس بیداری اسلامی و هنگام سخنرانی برای شخصیتهای برجسته جهان اسلام نیز به استناد تجربیات تاریخی و بنا بر ملاحظات ایدئولوژیك، آنان را فرامیخوانند تا نسبت به قدرتهای مستكبر بیاعتماد باشند:
«هرگز به آمريكا و ناتو و به رژيمهاى جنايتكارى چون انگليس و فرانسه و ايتاليا كه زمانى دراز سرزمين شما را ميان خود تقسيم و غارت كردند، اعتماد نكنيد. به آنها سوءظن داشته باشيد و لبخند آنها را باور نكنيد. پشت اين لبخندها و وعدهها توطئه و خيانت نهفته است».۷
رهبر معظم انقلاب برقراری رابطه با ایالات متحده آمریكا را تنها در صورت از بین رفتن خوی استكباری این دولت، یعنی «دگردیسی هویتی» آن امكانپذیر میدانند و البته به تحقق چنین شرایطی هم چندان خوشبین نیستند:
«آمريكا از مصاديق و مواردى است كه ما ارتباط با او را قبول نداريم و رد مىكنيم. سؤال مىشود تا كى؟ پاسخ اين پرسش را هم امام ـ رضواناللهعلیه ـ و هم همه كسانى كه در اين باره صحبت كردهاند، گفتهاند: تا وقتى كه سياستهاى مبنى بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهورى اسلامى و حمايت از دشمنان جمهورى اسلامى و پشتيبانى بىقيد و شرط از دولت صهيونيستى خاتمه پيدا كند. امام فرمودند: «تا وقتى كه آدم بشود.» يعنى اين روشهاى غلط را اصلاح بكند. البته حقيقتاً ما در جبين آن كشتى نور رستگارى هم نمىبينيم».۸
۴. جمعبندی:
با این حساب، درمییابیم آنچه آمریكا را به دشمنی غیر قابل معاشرت بدل ساخته، همانا نحوه برساخته شدن هویت آن در بیناذهنیت ملت ایران در چند دهه و تحت تأثیر تجارب تاریخی بوده است؛ یعنی مسأله «دگرسازی» از آمریكا و پافشاری بر موضع قهر و مخاصمه با آن ناشی از سلیقه و صلاحدید شخصی رهبران انقلاب اسلامی نیست، بلكه در گذر زمان این آگاه مشترك در ذهنیت ایرانیان شكل گرفته است كه باید ایالات متحده را خصم و دگرِ خود پنداشت و نسبت به آن بیاعتماد بود.
از سوی دیگر، ایدهها و انگارههای دینی نیز همواره موجب تقویت و تشدید این احساس غیریت و دگربودگی شده است. به عبارت دیگر، راهبرد آمریكاستیزی به عنوان فرعی بر راهبرد كلانتر استكبارستیزی كه جهتگیری اصلی جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی را مشخص میسازد، ریشه در تعالیم عالیه اسلام دارد و بر شالوده اصول سیاسی و بینالمللی اسلام استوار است. از این حیث، رویكرد ضدیت با ایالات متحده را باید پیامد طبیعی درونمایه انقلابی و ایدئولوژیك نظام اسلامی قلمداد كرد.
گویا شرایط موجود تنها در صورتی تغییر خواهد كرد كه ذهنیت ایرانی نسبت به ایالات متحده اصلاح و تصویر برساخته دیگری از هویت آمریكایی جایگزین تصویر كنونی شود، اما اولاً این مسأله نیازمند گذر زمانی دراز و تجربه تاریخی است و دفعی و ناگهانی محقق نخواهد شد. ثانیاً تداوم رفتارهای خصمانه ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران و از جمله إعمال تحریمهای بیسابقه اقتصادی، فشارهای دیپلماتیك و تهدیدهای گاه و بیگاه نظامی موجب پابرجا ماندن تصویر هویتی موجود شده و راه را بر هرگونه تغییری سد کرده است. در حقیقت، رفتارهای نامعقول ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران، عملاً فرو ریختن دیوار قطور بیاعتمادی را اسیر یك دور باطل كرده است. به این صورت كه پایان خصومتها منوط به تغییر ذهنیتهاست، اما تداوم دشمنیها مانع از تغییر ذهنیتها میشود.
----------------------------------
پینوشتها:
۱. Fred Chernoff,Theory and Metatheory in International Relations; Concepts and Contending Accounts, New York: Palgrave Macmillan, 2007, pp. 70-71
۲. David Patrick Houghton, "Reinvigorating the Study of Foreign Policy Decision Making: Toward aConstructivistApproach”, Foreign Policy Analysis,3, 2007, p. 30
۳. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا علیهالسلام در مشهد مقدس، ۱۳۷۹/۱/۶
۴. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ. (ممتحنه، ۱)
۵. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِن دُونِكُم لا یَألونَكُم خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّم قَد بَدَتِ البَغضاءُ مِن أفواهِهِم وَ ما تُخفی صُدُورَهُم أكبَر (آل عمران، ۱۱۸)
۶. پيام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت دومين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (رحمهالله)، ۱۳۷۰/۳/۱۳
۷. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بینالمللی بیداری اسلامی، ۱۳۹۰/۶/۲۶
۸. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار وزير و كاركنان وزارت امور خارجه، ۱۳۶۸/۵/۳۱
این نوشتار نخستین بار در پایگاه اطلاع رسانی رهبر انقلاب (KHAMENEI.IR) منتشر شده است.
«هرگز به آمريكا و ناتو و به رژيمهاى جنايتكارى چون انگليس و فرانسه و ايتاليا كه زمانى دراز سرزمين شما را ميان خود تقسيم و غارت كردند، اعتماد نكنيد. به آنها سوءظن داشته باشيد و لبخند آنها را باور نكنيد. پشت اين لبخندها و وعدهها توطئه و خيانت نهفته است».۷
رهبر معظم انقلاب برقراری رابطه با ایالات متحده آمریكا را تنها در صورت از بین رفتن خوی استكباری این دولت، یعنی «دگردیسی هویتی» آن امكانپذیر میدانند و البته به تحقق چنین شرایطی هم چندان خوشبین نیستند:
«آمريكا از مصاديق و مواردى است كه ما ارتباط با او را قبول نداريم و رد مىكنيم. سؤال مىشود تا كى؟ پاسخ اين پرسش را هم امام ـ رضواناللهعلیه ـ و هم همه كسانى كه در اين باره صحبت كردهاند، گفتهاند: تا وقتى كه سياستهاى مبنى بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهورى اسلامى و حمايت از دشمنان جمهورى اسلامى و پشتيبانى بىقيد و شرط از دولت صهيونيستى خاتمه پيدا كند. امام فرمودند: «تا وقتى كه آدم بشود.» يعنى اين روشهاى غلط را اصلاح بكند. البته حقيقتاً ما در جبين آن كشتى نور رستگارى هم نمىبينيم».۸
۴. جمعبندی:
با این حساب، درمییابیم آنچه آمریكا را به دشمنی غیر قابل معاشرت بدل ساخته، همانا نحوه برساخته شدن هویت آن در بیناذهنیت ملت ایران در چند دهه و تحت تأثیر تجارب تاریخی بوده است؛ یعنی مسأله «دگرسازی» از آمریكا و پافشاری بر موضع قهر و مخاصمه با آن ناشی از سلیقه و صلاحدید شخصی رهبران انقلاب اسلامی نیست، بلكه در گذر زمان این آگاه مشترك در ذهنیت ایرانیان شكل گرفته است كه باید ایالات متحده را خصم و دگرِ خود پنداشت و نسبت به آن بیاعتماد بود.
از سوی دیگر، ایدهها و انگارههای دینی نیز همواره موجب تقویت و تشدید این احساس غیریت و دگربودگی شده است. به عبارت دیگر، راهبرد آمریكاستیزی به عنوان فرعی بر راهبرد كلانتر استكبارستیزی كه جهتگیری اصلی جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی را مشخص میسازد، ریشه در تعالیم عالیه اسلام دارد و بر شالوده اصول سیاسی و بینالمللی اسلام استوار است. از این حیث، رویكرد ضدیت با ایالات متحده را باید پیامد طبیعی درونمایه انقلابی و ایدئولوژیك نظام اسلامی قلمداد كرد.
گویا شرایط موجود تنها در صورتی تغییر خواهد كرد كه ذهنیت ایرانی نسبت به ایالات متحده اصلاح و تصویر برساخته دیگری از هویت آمریكایی جایگزین تصویر كنونی شود، اما اولاً این مسأله نیازمند گذر زمانی دراز و تجربه تاریخی است و دفعی و ناگهانی محقق نخواهد شد. ثانیاً تداوم رفتارهای خصمانه ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران و از جمله إعمال تحریمهای بیسابقه اقتصادی، فشارهای دیپلماتیك و تهدیدهای گاه و بیگاه نظامی موجب پابرجا ماندن تصویر هویتی موجود شده و راه را بر هرگونه تغییری سد کرده است. در حقیقت، رفتارهای نامعقول ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران، عملاً فرو ریختن دیوار قطور بیاعتمادی را اسیر یك دور باطل كرده است. به این صورت كه پایان خصومتها منوط به تغییر ذهنیتهاست، اما تداوم دشمنیها مانع از تغییر ذهنیتها میشود.
----------------------------------
پینوشتها:
۱. Fred Chernoff,Theory and Metatheory in International Relations; Concepts and Contending Accounts, New York: Palgrave Macmillan, 2007, pp. 70-71
۲. David Patrick Houghton, "Reinvigorating the Study of Foreign Policy Decision Making: Toward aConstructivistApproach”, Foreign Policy Analysis,3, 2007, p. 30
۳. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا علیهالسلام در مشهد مقدس، ۱۳۷۹/۱/۶
۴. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ. (ممتحنه، ۱)
۵. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِن دُونِكُم لا یَألونَكُم خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّم قَد بَدَتِ البَغضاءُ مِن أفواهِهِم وَ ما تُخفی صُدُورَهُم أكبَر (آل عمران، ۱۱۸)
۶. پيام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت دومين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (رحمهالله)، ۱۳۷۰/۳/۱۳
۷. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بینالمللی بیداری اسلامی، ۱۳۹۰/۶/۲۶
۸. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار وزير و كاركنان وزارت امور خارجه، ۱۳۶۸/۵/۳۱
این نوشتار نخستین بار در پایگاه اطلاع رسانی رهبر انقلاب (KHAMENEI.IR) منتشر شده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


