ياغيپروري
تشكيلات فوتبال ايران اينك در مقطعي حساس و تاريخي قرار گرفته است. شايد اگر روزي كه خداداد عزيزي در زمين چمن دنبال يك تماشاگر دويد و او را زد، با واكنشي جدي از سوي فدراسيون فوتبال، سازمان ليگ يا كميته انضباطي مواجه ميشد، الان اين حجم از صفحههاي روزنامهها و برنامههاي مختلف تلويزيون به دعواي او با يك خبرنگار اختصاص پيدا نميكرد.
به نوشته اعتماد ملي، از كجا معلوم، شايد اگر روزي كه با ناصر شفق مديرعامل باشگاه ابومسلم درگير شد و بعد هر دو طرف همهچيز را انكار كردند، تشكيلات فوتبال او را مورد بازخواست قرار ميداد، دي
هنوز هيچكس صحنهاي را كه او از زمين بيرون آمد و پيراهن تيم ملي را به زمين كوبيد، فراموش نكرده است. جلال طالبي اواسط نيمه دوم بازي با آمريكا او را تعويض كرد و او با حالتي طلبكار مقابل چشمان ميليونها بيننده تلويزيوني كاري كرد كه فوتبال ايران را در جهان زيرسوال برد.
فدراسيون وقت البته تا مدتي او را از تيم ملي كنار گذاشت اما نهتنها رسانهها از اين برخورد حمايت قاطع نكردند بلكه فدراسيون هم محكم پاي تصميم خود نايستاد تا بازيكن ياغي همچنان به نافرمانيهاي خود ادامه دهد. آخر او را حماسهساز ملبورن خوانده بودند.
برند شوستر در كلن، بلاژويچ، برانكو، شاهرخي، مايليكهن و طالبي در تيم ملي، جلالي و دنيزلي در پاس و اكبر ميثاقيان در ابومسلم همه و همه با او مشكل پيدا كردند اما هيچوقت كسي مورد بازخواست قرارش نداد تا در همچنان بر همان پاشنه بچرخد. خداداد عزيزي به پشتوانه گلي كه به استراليا زد هر آنچه خواست در اين فوتبال انجام داد بدون آنكه از كسي بترسد يا قانوني جلودارش شود.
هيچكس به ياد او نياورد اگر كريم باقري گل اول را به استراليا نميزد، گل او ذرهاي ارزش نداشت تا او سوار بر موج به خاطر گلي كه ايران را به جامجهاني برد، يك عمر از زمين و زمان طلبكار شود.
در كميته انضباطي پيش از آنكه در نكوهش مظلومنمايي سخنوري كند، با مدير باشگاه پيام كه اين روزها 25 فوتباليست و يك باشگاه فوتبال را خون به دل كرده، گريه سر ميدهد و درخواست ميكند روز 8 آذر را از تقويم فوتبال پاك كنند! به راحتي سر يك ملت منت ميگذارد و با گفتن اينكه: پول و موقعيتش را به رخ ميكشد بدون آنكه روزي را به ياد آورد كه در حضور بسياري گفت:
40، 50 سال قبل وقتي عزيز اصلي در زمين فوتبال روي داور دست بلند كرد او را يكسال از بازي در ليگ و تيم ملي محروم كردند تا ديگر كسي جرات چنين كاري را به خودش راه ندهد. از آن زمان تا به حال فوتباليستهاي به مراتب بهتر و باكيفيتتري نسبت به خداداد در فوتبال ايران ظهور كردهاند اما تعداد به انگشتان يك دست هم نميرسد؛ آنهايي كه به پشتوانه استعدادشان يا شانسي كه نصيبشان شده، يك عمرطلبكاري را پيشه كرده و بيش از آنچه سهمشان بوده از اين فوتبال طلب كردهاند.
طبيعي است كه آنها به خودشان حق ميدهند و تا جايي كه زورشان برسد پيشروي ميكنند اما وظيفه اين فوتبال و مديرانش است كه جلوي آنها را بگيرند. اريك كانتونا ستاره دهه 90 فوتبال جهان به خاطر ضرب و شتم يك تماشاگر ماهها از فوتبال محروم شد و اين در حالي بود كه بارها به خاطر كاري كه كرده بود از مردم عذرخواهي كرد. خداداد عزيزي اما هميشه به اعمالي كه مرتكب شده افتخار كرده و ايستادگي در دفاع از اقداماتش را جزو محسناتش برشمرده است، بدون آنكه مورد بازخواست قرار گيرد.
حرمت يك انسان آنقدر برايش بياهميت است كه به جاي عذرخواهي از اقدام خودش و دوستانش، بهانه ميآورد كه از خبرنگار بودن فرد مضروب اطلاعي نداشته است. اگر ادعاي او را باور كنيم بايد نتيجه بگيريم كه كتك زدن هر انساني اگر يا نباشد جايز است و دليلي هم ندارد كه بابت آن به جايي پاسخ بدهيم! حتي ميتوانيم مدعي دريافت غرامت شويم و تهديد كنيم كه گرينكارت ميگيريم و از اين مملكت ميرويم!
بيتوجه به تمام تناقضاتي كه در ميان حرفهاي چند روز اخير خداداد بهويژه در برنامه نود وجود داشته، بايد اين موضوع را در نظر گرفت كه تشكيلات فوتبال ايران در يك مقطع حساس تاريخي قرار گرفته است؛ مقطعي كه يا بايد مثل گذشته نسبت به ناهنجاريها و بياخلاقيها بيتفاوت باشد يا يك بار براي هميشه بساط قلدري و طلبكاري را از فوتبال برچيند.
هم خود خداداد و هم كميته انضباطي و هم مسوولان فدراسيون فوتبال ميدانند حقيقت اتفاقات ورزشگاه ثامن چيست. همه آنها ميدانند چه كسي دعوا را شروع كرده، چه كسي قانون و اخلاق را زير پا گذاشته و چه كسي مظلوم واقع شده است. برخورد قاطع با اين اتفاق فقط كمي شهامت ميخواهد.


