مادر ورزشها را دريابيد
وقتي ميشنويم يا ميخوانيم در جايي از جهان دهها هزار نفر به ورزشگاهي ميروند تا مسابقههاي دووميداني را تماشا كنند، به يقين ميرسيم كه دووميداني جذابيتها و هيجانهاي خاص خود را دارد. وقتي ميبينيم در بازيهاي المپيك، ورزشگاه پر از تماشاگر ميشود تا قهرمانان دووميداني به رقابت بپردازند، يقين ما بيشتر ميشود.
به نوشته جامجم، چگونه است كه بليتهاي مسابقههاي دووميداني المپيك از مدتها پيش از شروع بازيها به فروش ميرسد و هنگام برگزاري، بازار سياه پيدا ميكند؟ حضور دهها هزار تماشاگر براي تماشاي مسابقههاي ليگ طلايي دووميداني در شهرهاي اروپا يا مسابقههاي ديگر در آفريقا، آمريكاي مركزي و شمالي و شرق آسيا، همه و همه حكايت ازآن دارد كه دووميداني دنيايي زيبا، مهيج و رنگارنگ دارد؛ اما چرا اين مادر ورزشها كه خود مجموعهاي از ورزشهاست، در كشور ما اينچنين غريب است كه نه مسابقههايش براي مردم جذابيت دارد و نه تمرينهايش براي خود ورزشكاران؟
دووميداني ايران بيمار است و تلاشهايي براي رونق آن شده، تك ستارههايي ميآيند، ميدرخشند و ميروند. اين داستان دووميداني ايران از سال 1951 ميلادي تا امروز است. در آن سال، در بازيهاي آسيايي دهلي، علي باغبان باشي در دوي 5هزار متر مدال طلا گرفت و 55 سال بعد در بازيهاي قطر باز هم فقط يك طلا گرفتيم و در كنارش به يك برنز نيز دلخوش شديم. نكته جالب اين كه دهها سال بود دستمان به همين يك طلا هم نرسيده بود.
ورزشي براي همه
دووميداني دنياي گستردهاي دارد و تنوع رشتههايش آنقدر زياد است كه اگر هدف، قهرماني و كسب مدال در عرضههاي بينالمللي باشد، برنامهريزي اساسي در اين ورزش، دست ما را به مدالهاي زيادي ميرساند؛ اما ورزشي كه با خود، نام مادريا پايه را يدك ميكشد،ارزش و جايگاهي بالاتر از مدالها و رقابتها دارد.
امروزه در كشورهايي كه دووميداني اصولي دارند، با توجه به جمعيت آنها، دهها و شايد صدها هزار نفر روزانه ميدوند تا سلامت و تناسب اندام خود را حفظ كنند يا به آمادگي مطلوب در رشته ورزشي خود برسند. در اين زمينه نيز ما گامهاي موثري برنداشتهايم، زيرا تبليغات براي ايجاد انگيزه در مردم نشده و هنوز با فرهنگ دويدن آشنا نيستيم.
وقتي ضرورت آن را با تمام وجود احساس كنيم، بهانه نخواهيم آورد كه گرفتاريم و فرصت سرخاراندن نداريم. وقتي با اصول ساده دويدن آشنا شويم و بدانيم چه اثراتي در زندگي ما، در جسم ما و در روح و روان ما دارد، آن وقت با اشتياق به سراغش ميرويم و دويدن جزيي از برنامههاي روزانه ما ميشود يا دستكم هفتهاي 3 يا 4 بار ميدويم و از فوايد دويدن بهره ميگيريم.
كم رونق در مدارس و دانشگاهها
چرا دووميداني در ايران به سطح دووميداني بسياري از كشورهاي آسياي شرقي، آفريقايي، اروپايي و آمريكاي مركزي نميرسد؟
آيا تلاش فدراسيون دووميداني و سازمان تربيت بدني، با اين فرض كه بيشترين توجه را به دووميداني كنند، اين ورزش به سطح مقبولي در كشورمان خواهد رسيد؟
نه هرگز. كارشناسان دووميداني و اهالي آگاه ورزش، همگي تاكيد ميكنند زماني دووميداني شكوفا و موفقي خواهيم داشت كه كار از مدارس آغاز شود. در سالهاي دور، مسابقههاي دووميداني مدارس، با نظم و هيجان برگزار ميشد و خيليها به تماشاي آنها ميرفتند. در آن سالها واليبال، بسكتبال و تنيس روي ميز هم جايگاه خاص خود را در مدارس داشتند، اما تهاجم فوتبال و فرهنگ فوتبالي، دلبستگيها و علايق را تغيير داد و به فوتبال رساند.
صادق داداشي از قهرمانان سابق دوهاي نيمه استقامتي مدارس و دانشگاهها كه حالا عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي است، ميگويد: ما زماني دووميداني ريشهاي خواهيم داشت كه به اين ورزش در مدارس توجه شود. در برخي كشورهايي كه ورزش پيشرفته دارند، دووميداني و ژيمناستيك در مدارس اجباري است و تا بچهها در اين ورزشها مدتي فعاليت نكنند، به آنها اجازه فعاليت در رشتههاي ديگر نميدهند.
دكتر اسدي، رئيس سابق فدراسيون ژيمناستيك نيز تاكيد ميكند بايد از دوره دبستان و حتي پيش از آن بچهها فعاليت خود را در ورزشهاي پايه شروع كنند. علم امروز ورزش براي رونق دووميداني در سطح مدارس و حتي دانشگاهها انجام نميشود.
در استان چهارمحال و بختياري، اداره كل آموزش و پرورش آمده و خودش پيست دووميداني ساخته و از اين ورزش حمايت كرده است. نتيجه اين كه يكي از كانونهاي دووميداني ايران شده است. همين تجربه نشان ميدهد چنانچه آموزش و پرورش با برنامهريزي درازمدت روي توسعه دووميداني سرمايهگذاري كند، ديگر ضرورتي نخواهد داشت فدراسيون به صورت نيمبند به استعداديابي بپردازد و كاري را كه مدارس يا باشگاهها بايد انجام دهند، متولياش شود.
پس نتيجه ميگيريم تا وقتي در مدارس تمرينها و مسابقههاي دووميداني رونق نگيرد، همچنان بايد دلخوش به درخشش تكستارهها باشيم. حالا ايجاد جذابيت براي خيلي از كساني كه فيزيك بدنيشان مناسب رشتههاي دووميداني است، دشوار به نظر ميرسد، چون آنها ترجيح ميدهند به رشتههاي ديگر بويژه فوتبال وارد شوند.
صادق داداشي ميگويد: زماني دوهاي استقامتي در ايران موفق و پررونق بود؛ اما حالا كمتر كسي ميآيد و جذب اين رشتهها ميشود، زيرا حوصله هر روز يكي دو ساعت دويدن سخت را ندارد و ميداند دستكم از نظر مالي چشماندازش خوب نيست.پس در وضع موجود به اين سادگيها نميتوان هر كسي را به ورزش دووميداني جذب كرد.
بضاعت كم، آرزوهاي بزرگ
دووميداني براي اين كه در بعد قهرماني شكوفا شود به ابزارهايي خاص نياز دارد و بايد مجموعهاي از شرايط مهيا شود. از آنجا كه اين ورزش شامل پرشها، دوها و پرتابهاست، نبايد انتظار داشت در يك كشور هر قدر هم بزرگ و وسيع و پرجمعيت باشد، در تمام مواد آن، استعدادهاي درخشان و خوشآتيه پيدا كرد. در كشورهاي آفريقايي مثل مراكش، اتيوپي و كنيا، استعدادها در دوهاي نيمهاستقامتي و استقامتي است.
وضعيت جغرافيايي و فيزيك جسماني مردم اين كشورها، آنها را آماده فعاليت موثر و موفق در دوهاي نيمه استقامتي و استقامتي ميكند. در كشورهاي آمريكاي مركزي و كارائيب، نوع زندگي و ساختار بدني مردم و سبك فعاليت ورزشيشان، بستر درخشش دوندگان سرعتي را فراهم كرده است. در اروپاي شرقي كه استعدادهاي درشتاندام زيادند، مواد پرتابي بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد؛ البته كشورهايي كه دووميداني پيشرفته و ريشهاي دارند، در مواد متعددي سرمايهگذاري ميكنند.
از اين قرار در مسابقههاي قارهاي و جهاني و المپيك، مدالهاي زيادي در دووميداني كسب ميكنند كه نبايد انتظار داشته باشيم با بضاعت اندك خود يا حتي سرمايهگذاري بلندمدت، به آنها نزديك شويم. ما زماني در دوهاي استقامتي خوب بوديم، اما ديگران آمدند و خوب كار كردند و از ما جلو افتادند. در پرشها نيز وضع خوبي داشتيم. پرش ارتفاع و پرش طول و پرش سهگام، رشتههاي پراميد ما در آسيا بود. حالا در اين مواد افت كردهايم.
در عوض در پرش با نيزه رو به پيشرفت هستيم، ولي براي موفق شدن، علاوه بر يافتن استعدادها و پرورش آنها، هم بايد انگيزه ايجاد كنيم و هم تجهيزات و وسايل و اماكن مناسب داشته باشيم.
دريغ از يك باشگاه دووميداني
ايرج حصيبي، مسوول كميته مسابقههاي فدراسيون دووميداني ميگويد: يكي از ضعفهاي اساسي ما نداشتن امكانات و تجهيزات مناسب است. اگر تجهيزات خوب و پيشرفته داشته باشيم، مسابقهها را خوب برنامهريزي و اجرا ميكنيم و خواهيم توانست در شهرهاي مختلف مسابقهها را برگزار كنيم؛ اما بسياري از پيستهاي تارتان در شهرستانها براي مسابقهها غيرقابل استفاده هستند و جايي براي پرتاب نداريم.
حصيبي ادامه ميدهد: اگر همين مجموعه ورزشي آفتاب انقلاب در شرق تهران كه ويژه دو و ميداني است، به طور كامل به بهرهبرداري برسد و همه اماكن آنها ساخته و تجهيز شود، خواهيد ديد در دو و ميداني ايران حركتي تازه شروع ميشود.
مساله ديگري كه سبب كمرونقي دو و ميداني و انگشت شمار بودن قهرمانان برجسته آن است، نداشتن باشگاههاي دو و ميداني است. در خيلي از كشورها حتي در يك شهر چند باشگاه دو و ميداني فعاليت ميكنند. آنها نه ليگي دارند و نه تيمي كه مثل ما مثلا مسابقههاي باشگاهي داشته باشند اين باشگاههايي كه در ليگ دو و ميداني، تيم شركت ميدهند، اساسا دو و ميداني ندارند و تنها پيش از يك فصل ليگ، تعدادي دو و ميداني كار را ميآورند و با آنها قرارداد ميبندند كه در چند مرحله ليگ با نام آن باشگاه مسابقه هند و پولي بگيرند و بروند.
آينده دو و ميداني هيچ يك از اين باشگاهها روشن نيست؛ مثلا باشگاه پاس زماني تيم دو و ميداني تشكيل داد و تيمش قهرمان ليگ شد. بعد مديران باشگاه آمدند و خيلي راحت تيم دو و ميداني را منحل و بر فوتبال تمركز كردند. پس تا باشگاههاي واقعي دو و ميداني نداشته باشيم، بسياري از ضعفهاي ما در حوزه استعداديابي و پرورش استعدادها باقي خواهد ماند.
در حسرت تماشاگر
مسابقههاي دو و ميداني در ايران چرا تماشاگر ندارد؟ عمدهترين مسابقههايي كه در كشورمان برگزار ميشود، ليگ دو و ميداني باشگاههاست. اين ليگ حرف و حديث زيادي دارد و به قول دبير فدراسيون دو و ميداني، آن را برگزار ميكنند كه چراغ مسابقههاي اين ورزش در كشورمان خاموش نشود و ورزشكاران مسابقههايي داشته باشند و درآمدي كسب كنند.
بجز ليگ دو و ميداني، مسابقههايي مثل دو صحرانوردي قهرماني كشور و رقابتهاي داخل سالن باشگاهي هم داريم كه اينها هم تماشاگراني را جذب نميكنند. تماشاگر به سراغ مسابقههايي ميرود كه چند ويژگي داشته باشد. يكي اينكه طولاني و كسل كننده نباشد. هر مرحله از ليگ طلايي فدراسيون جهاني دو و ميداني در مدت حدود 2 ساعت برگزار ميشود. در اين 2 ساعت تماشاگر هيجان رقابتها را دارد و امكان پخش مستقيم تلويزيوني فراهم ميشود. رشتههايي را هم برگزار ميكنند كه مدت آنها طولاني نباشد.
از اين قرار در ليگ طلايي مسابقههاي ماراتن، نيمه ماراتن و پيادهروي جايگاهي ندارد؛ اما ما براي ليگ خود تمام مواد را داريم تا تمام ورزشكاران را راضي كنيم اين نوع برگزاري مسابقه، نه تماشاگر جذب ميكند و نه رسانهها به پخش مستقيم برميانگيزد. وقتي پخش مستقيم پرهيجان نباشد، خود به خود تبليغات براي گسترش رشته دو و ميداني انجام نميشود. در ابتداي كار بايد درست و حسابي و با فكر و الگو گرفتن از ديگران كار كنيم تا دو و ميداني ما تماشاگر جذب كند. يكي از كارها، برگزار كردن مسابقهها در چند رشته با شركت نامداران است.
مثلا مسابقهاي راه بيندازيم كه در آن ورزشكاران پرتاب ديسك، دوهاي نيمه استقامتي رقابت كنند. وقتي مثلا چند پرتابگر مطرح جهان به تهران بيايند و با احسان حدادي و برادران صميمي رقابت كنند و در دوهاي نيمه استقامتي هم دوندگاني مطرح با مهاجر شجاعي و سجاد مرادي به رقابت بپردازند و البته پيش از مسابقه تبليغات خوبي شود.
هزاران نفر به ورزشگاه خواهند رفت و خواهند ديد دو و ميداني چقدر زيبا، رقابتي و پرهيجان است. وقتي برنامهريزي درست و هدفمند و آگاهانه باشد و مجريان برنامه هم مرداني با دانش و توانمند باشند، آن وقت رسانهها با اشتياق دست دوستي به آنها ميدهند، چون ميدانند انعكاس مسابقهها، اعتباري براي رسانه است و كمكم ترغيب ميشوند و دو و ميداني توجهي جدي كنند؛ البته تلاش در راه يافتن حاميان فالي نيز مسابقهها را رونق ميدهد و مسابقههايي هم كه پخش مستقيم داشته باشند خودبهخود حامي مالي جذب ميكنند.
تمام اينها نيازمند مديريت بسيار قوي، توجه بنيادي و واقعي سازمان تربيت بدني به دو و ميداني و حتي الزام كردن باشگاهها به سرمايهگذاري در اين ورزش مادر است. در غير اينصورت، دو و ميداني ما همان راهي را ادامه خواهد داد كه در چندين دهه پيموده و همچنان در حسرت مسابقههايي خواهيم ماند كه تماشاگران بسيار براي قهرمانان دست بزنند.


