صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

آینده بازار جهانی گاز طبیعی

کد خبر: ۲۷۶۶۸۸
| |
6348 بازدید

بي رنگ، بي بو و سبك تر از هوا. با وجود ارائه چنين تعريفي از گاز طبيعي ، اگرچه وجود اين گاز را در صورت وجود ، به زحمت مي توانیم در اطراف مان حس کنیم ، اما به عنوان يك منبع گرما و انرژي، گاز طبيعي توانسته است بازار جهاني انرژي را دگرگون نمايد. در حدود سال 100 میلادی، پلوتارچ شاعر نامدار يوناني_رومي در یکی از اشعارش ، از کشور عراق امروز به عنوان سرزمين تل هاي آتش برآمده از اعماق زمين ياد كرده است. آن آتش ها احتمالا به دليل خروج متان از منافذ زمين و شعله ور شدن آن به وجود مي آمده است.

و اینک آن شعله ها به سرعت درحال شعله ورتر شدن هستند. چرا كه در سايه رشد غير منتظره کشف شيل هاي گازي درخاك آمريكا كه به سرعت در سراسر دنيا نیز در حال اكتشاف هستند،منابع گاز جهان با رشدی خارق العاده رو به افزايش نهاده است.

شيل های گازی به عنوان يك منبع غيرمتعارف متان و مشابه گاز نهفته در لايه هاي معدنی ذغال سنگ و یا گاز های به دام افتاده در سازندهاي سنگي (TIGHT GAS) به سرعت چشم انداز انرژي آمريكا را با انقلابي جديد روبرو كرده است. همزمان با اين اتفاق، منابع گسترده گازهاي متعارف نيز كشف شده اند كه مجموع ذخاير گازي ايالات متحده را با رشدي خيره كننده روبرو نموده است. از سوی دیگر ، گاز تنها سوخت فسيلي اي است كه در سال هاي آينده، سهم تقاضاي مصرف آن ، افزايش خواهد یافت.

براي سال هاي متمادي از گاز به عنوان يك هم خانواده و جانشین ضعيف نفت ياد مي شده است. در سال هاي پاياني قرن هجدهم ميلادي ، ويليام مورداخ كه يك مهندس اسكاتلندي بود از گاز طبیعی به عنوان منبع روشنايي خانه خويش بهره برد ، اما چندين دهه طول كشيد تا از گاز به عنوان منبع روشنايي خانه ها و خيابان ها استفاده شود و جايگزين شمع هاي لرزان و کم نور آویزان شود. اكتشافات تجاري نفت و گاز در همان سالها آغاز گرديد اما تا چندين دهه ، گاز با سهمي اندك در ميان سوخت هاي فسيلي ، تنها براي روشنايي مورد استفاده قرار مي گرفت. و با وجود رشد سريع توليد و مصرف آن در سال هاي اخير بر اساس گزارش آژانس بين المللي انرژي ، درصورت تداوم بهره برداري از منابع جديد گازي تا سال 2035 ميلادي از لحاظ مصرف در جايگاه دوم پس از نفت قرار خواهد گرفت و جايگزين ذغال سنگ مي شود.

اما مانع اصلي فراروي مصرف گسترده تر گاز به هزينه بالا و دشواري زياد انتقال آن باز مي گردد. و اگرچه نفت هم با اين شرايط روبروست ، اما با ساختن نفتكش هاي غول پيكر در دهه شصت ميلادي، هزينه هاي انتقال نفت خام با كاهشي قابل توجه روبرو شده است. اما گاز همچنان به مشترياني مشخص و راهي براي انتقال آن ، نيازمند است.

يك كالاي بدون قيمت مشخص:

با وجود هزينه هاي قابل توجه گفته شده، گاز همچنان به عنوان يك كالا شناخته نمي شود. تنها يك سوم گاز استخراج شده به كشورهاي ديگر صادر مي شود كه اين نسبت در مورد نفت، دو سوم است. از سوي ديگر درحالي كه براي هر كالايي يك قيمت جهاني وجود دارد ، گاز همچنان به عنوان يك كالاي بدون قيمت مشخص ، شناخته مي شود.

در استراليا، انگلستان و ايالات متحده ، گاز بر مبناي قيمت گذاري رقابتي ، ارزش گذاري مي شود. در قاره اروپا كه بازار عرضه گاز با رشد قابل توجهي همراه است ، بخش اعظم این سوخت پاک ، همچنان با خطوط لوله انتقال یافته و بر اساس قراردادهاي درازمدت فروش كه براساس بهای نفت، قيمت گذاري شده، به مشتريان عرضه مي گردد. چرا كه از ديرباز ، گاز به عنوان كالاي جايگزين نفت شناخته مي شده است. در قاره آسيا كه داراي ذخاير گازي اندكي است، واردات گاز عموما در قالب محموله هاي ال ان جي صورت مي گيرد. اين محموله هاي گاز فشرده که دماي آن تا 162- درجه سانتيگراد پايين آورده شده تا علاوه بر مايع شدن حجم آن تا 600 برابر كاهش يابد و پس از بارگيري در شناورهاي ويژه كه دماي محموله را تا مقصد ثابت نگاه مي دارد، روانه مقاصد صادراتي شود. همچنين اين محموله ها پس از رسيدن به پايانه هاي مقصد بايد با افزايش دماي آن دوباره از مايع به گاز تبديل شوند. اما بايد دانست كه ساخت این تاسيسات عظيم در آغاز و پايان اين فرآيند ، بسيار پرهزينه است.

با توجه به قيمت گذاري گاز با سازوكارهاي متفاوت درسراسر دنيا، قيمت گاز دربخش هاي مختلف جهان با تفاوت هاي زيادي روبرو است. در آمريكا كه منابع گازهاي غيرمتعارف به سرعت درحال استخراج هستند ، قيمت كنوني آن به پايين ترين حد در ده سال اخير رسيده است. اما در قاره آسيا ، قيمت گاز 10 برابرآمريكا می باشد.

کشف ذخایر جدید گاز ، سرعت می گیرد:

ذخاير جهاني گاز به آرامي در 30 سال اخير در حال افزايش بوده است. بر اساس گزارش انتشار يافته از سوي انستيتوي فناوري ماساچوست كه سال گذشته منتشر شد، مصرف گاز در كنار رشد صعودي اكتشاف ذخاير گاز، همواره با افزايش روبرو بوده است.

به عنوان مثال، براساس اين گزارش از سال 1990 تا 2009 ميلادي ، حجم مصرف جهاني گاز با 40 درصد رشد روبرو گرديده است.اما در اين دوره ، مصرف نفت با رشدي 20درصدي همراه بوده است. همچنين در حالي كه تا پنج يا شش سال پيش، كارشناسان معتقد بودندكه ذخايرگاز حداكثر تا 50 ويا 60 سال نياز جهانيان را تامين خواهدكرد، هم اينك و درسايه كشف ذخاير شيل هاي گازي و ساير منابع غيرمتعارف و متعارف گازي و براساس پيش بيني هاي جديد، آن دوره زماني به بيش از 200 سال رسيده است.

در دوره وفور دستيابي به منابع گازهاي غيرمتعارف، مجموعه منابع گاز در دسترس دنيا بدون احتساب منابعی که تولید از آنها فعلا غيراقتصادي می باشد ، به دو برابر حجم ذخاير پيشين رسيده است. درسال 2009 ميلادي ، آژانس بين المللي انرژي تخمين زده بود ه درپايان سال 2009 ميلادي ، مجموعه ذخاير گاز قابل دسترس به 850 تريليون متر مكعب رسيده كه اين عدد درسال 2008 ميلادي حدود 400 تريليون مترمكعب تخمين زده مي گردید. دليل اصلي چنين رشد فزاينده اي را بايد در كشف منابع گازهاي غيرمتعارف و شيل هاي گازي دانست. علاوه بر آمريكا در بخش هايي از اروپا، چين، آرژانتين، برزيل ، مكزيك، كاناداو چند كشور آفريقايي ، منابع عظيمي از گازهاي غيرمتعارف يافت شده است كه اين اكتشافات، چشم انداز انرژي اين كشورها را با تغييراتي اساسي روبرو خواهد نمود.

پيشرفت هاي فناوري همراه با افزايش قيمت نفت در سال هاي اخير به توسعه اكتشافات اين ذخاير انجاميده است. حتي شركت هاي نفتي نيز براي كسب سهم بيشتر در بازار گاز ، حضور خود در این بخش را توسعه داده اند.

پيش از حفاري يك چاه اكتشافي و بررسي زمين شناسي لايه هاي اعماق آن نقطه، اطمينان از وجود نفت و گاز ( و يا هر دوي آنها و دراغلب موارد هيچ كدام از آنها) غيرممكن است.

اما با وجود همه مشكلات فرارو، شركت هاي بزرگ نفتي تاكنون به منابع عظيمي از گاز در جريان اكتشافات خود دست يافته اند.

نه تنها دستاوردهاي فناوري به كشف منابع جديد گازي منجر شده است، بلكه با پيشرفت هاي اخير دانش حفاري در آب هاي عميق ، اكتشافات فراساحلي را با تغييراتي بنيادين روبرو نموده است. دولت استراليا به عنوان يك قدرت بزرگ گازي براي صادرات محموله هاي بزرگ ال ان جي توليد شده درشناورهاي بزرگ توليد كننده آن از ميادين فراساحلي ، برنامه ريزي گسترده اي نموده است. و در سايه پيشرفت هاي فناوري و گرم شدن آب و هواي كره زمين كه به آب شدن تدريجي كوه هاي عظيم يخ در مناطق قطبي انجاميده است، دستيابي به ذخاير انرژي اين مناطق ، آسان تر شده است.

درگزارش سال گذشته آژانس بين المللي انرژي باعنوان " آيا ما به عصرطلايي گاز ، واردشده ايم؟" اين پرسش مطرح گرديده كه آيا با وجود مخالفان توسعه گازهاي غیر متعارف مي توان به توسعه همه جانبه آن اميد داشت؟

فاتيح بيرول اقتصاددان ارشد آژانس بين المللي انرژي با اطمينان معتقد است كه انقلاب گازهاي غیر متعارف آمريكا ، در هيچ نقطه ديگري غير از اين كشور، تكرار نخواهد شد.

در خوش بينانه ترين سناريوي ممكن، اگر توسعه شيل هاي گازي با تمام ظرفيت پيش رود، بر اساس پيش بيني آژانس بين المللي انرژي ، سهم گاز در سبد حامل هاي انرژي تا سال 2035 ميلادي از21 درصد كنوني به 25 درصد خواهد رسيد.

و اگرچه شايد اين رشد يك رقمي چندان زياد به نظر نرسد، اما بايد به خاطر داشت كه با توجه به رشد صعودي توليد و مصرف حامل هاي مختلف انرژي در دهه هاي آينده، اين رقم قابل توجه خواهد بود. با غلبه بر موانع موجود كه به افزايش توليد و كاهش قيمت گاز خواهد انجاميد ، رشد 50درصدي تقاضاي جهاني گاز در25 سال آينده از سوي آژانس بين المللي انرژي ،پيش بيني شده است.

آنچه گاز را تا اين حد جذاب نموده است ، نه تنها افزايش عرضه ، كه تنوع روش هاي مصرف آن است. گاز يك سوخت انعطاف پذير است كه توانايي گرم كردن خانه ها و همچنین تامین انرژي مصرفي صنايع و خوراك واحدهاي پتروشيمي را كه درآنها انواع محصولات پلاستيكي، كودهاي شيميايي و ساير محصولات مفيد ، توليد مي شود، دارا است.

همچنين استفاده از گاز طبيعي به عنوان سوخت اتوبوس ها و كاميون ها يك گام قابل توجه محسوب مي شود. اما بزرگترين دستاورد اين حوزه در نيروگاه هاي توليد برق روي داده است. فناوري پيشرفته توربين هاي سيكل تركيبي كه توسعه آن با الهام از موتورهای جت صنعت هوانوردي اتفاق افتاده است، محاسبات اقتصادي توليد برق در اين مراكز را دگرگون نموده است. توليدبرق از گاز طبيعي نه تنها ارزانتر از ساير سوخت هاست، بلكه در مقايسه با ذغال سنگ 50 درصد دي اكسيدكربن كمتري توليد مي كند. با توجه به تلاش دولت ها براي كاهش حجم گازهاي گلخانه اي ، جايگزيني سوخت مصرفي نيروگاه ها از ذغال سنگ به گاز ، پيامدهاي زيست محيطي قابل توجهي به دنبال خواهد آورد.

در حالي كه سهم گاز طبيعي در سبد انرژي دنيا در فاصله دهه هاي 60تا 90ميلادي ،حدود16 درصد بود، هم اينك اين عدد به 21 درصد رسيده است.

ميشل استوپارد پژوهشگر موسسه تحقيقاتي IHS CERA معتقداست كه نيروگاه هاي گازي عموما پروژه هايي با سودآوري اقتصادي و منافع اجتماعي هستند. هزينه هاي ساخت و بهره برداري و دركنارآن هزينه سرمايه گذاري آنها ، در مقايسه با نيروگاه هاي هسته اي و در اكثرموارد در مقايسه با طرح هاي انرژي هاي تجديدپذير، بسيار پايين تر است. رهبران اتحاديه اروپا اميدوارند كه تا سال 2050میلادی ، 97 درصد برق مصرفي منطقه يورو را با استفاده از منابع تجديدپذير، تامين كنند. امابي ترديد نيروگاه هاي گازي ، به دليل انعطاف پذيري و امنيت آنها ، همچنان تا سال ها فعال خواهند بود. به دلیل ارزانی گاز و ابداع فناوري هاي استحصال و ذخيره سازي كربن براي كاربرد تجاري که زودي فراگير خواهند شد، مي توان براي سال هاي بيشتري از گاز با وجود مقررات مربوط به كاهش توليد دي اكسيدكربن ، بهره برد.

به جز آمريكا، قيمت كنوني گاز در اکثر نقاط دنيا بالا است و درچشم انداز ميان مدت نيز به نظر مي رسد كه همچنان بالا خواهد ماند.

بازارهاي گازمنطقه اي است. شبكه انتقال گاز به خطوط لوله فرامرزي و در پاره اي موارد بين قاره اي ، وابسته است. هزينه ساخت هركيلومتر از شبكه انتقال گاز چندين ميليون دلار است. الگوي تجاري توسعه يك ميدان گازي بر مبناي يافتن خريداران گاز و انعقاد قرار دادهاي درازمدت براي اطمينان يافتن از بازگشت هزينه هاي توسعه ميدان و انتقال گاز به كشور خريدار است.

گزينه ديگر فراروي كشورهاي دارنده گاز، مايع كردن آن و انتقال ال ان جي با استفاده از شناورهاي ويژه به بنادر مقصد است.اما چنين پروژه هايي نيازمند سرمايه گذاري هاي عظيمي هستند كه بايد در گام نخست از يافتن مشتريان خواهان دريافت درازمدت اين محموله ها ، اطمينان يافت.

قیمت گذاری گاز و چند ابهام تاریخی:

دراين ميان، عوامل تاريخي به يك وضعيت غيرعادي ديگر انجاميده است: قيمت گذاري گاز بر اساس قيمت منطقه اي نفت خام. از زمان آغاز عرضه تجاري و بين المللي گاز در دهه شصت ميلادي ، همواره به گاز به عنوان سوخت جايگزين نفت براي گرم كردن خانه ها ، نگریسته مي شد.

اما دليل ديگر شكل گيري اين شرايط به سال هاي دهه شصت ميلادي باز مي گشت كه در فرآيند قيمت گذاري فروش گاز آلمان و به همين ترتيب در دهه هفتادمیلادی براي گاز صادراتي الجزاير و نروژ ازقيمت منطقه اي نفت به عنوان معيار پذيرفته شده تعيين قيمت پايه مبادله گازطبيعي بهره برده مي شد. چرا كه هيچ يك از دو طرف مبادله ، توانايي تغيير قيمت نفت بر اساس منافع خود در تجارت گاز را نداشتند. بعدها با وجود رسيدن گاز روسيه به خاك اروپا در سال هاي پاياني دهه هفتاد میلادی ، شرايط بدون تغيير باقي ماند.

اما اين منطق اقتصادي تا حدودی برهم خورد و قيمت گذاري يك كالا بر اساس بهاي كالايي ديگر ، پذيرفتني نبود.

انگليسي ها از دهه 90ميلادي و آغاز مقررات زدايي از صنعت گاز، قيمت گذاري اين سوخت پاك را بر اساس عرضه و تقاضاي بازار ، سر و سامان داده اند.

اماگاز در شمال غرب اروپا وم نطقه اي فرضي بين كشورهاي بلژيك وآلمان كه هاب به رسميت شناخته شده از سوي اتحاديه اروپا براي تجارت گاز به شمار مي آيد ، براساس يك الگوي موفق به كارگرفته شده در ايالت لوييزيانای آمریکا ، براساس نظام رقابتی عرضه و تقاضا ، قيمت گذاري مي شود.

كارشناسان معتقدند كه با رقابتي شدن بازار تجارت گاز و قطع وابستگي قيمت گذاري گاز طبيعي براساس قيمت نفت خام ، شاهد كاهش قابل توجه قيمت گاز خواهيم بود. هرچند چنين تغييري به سادگي ميسر نخواهدشد. شركت دولتي غول پيكر گازپروم كه 25 درصدگاز مصرفي اروپا را تامين مي كند، به شدت با كنار گذاشتن الگوي كنوني قيمت گذاري گاز براساس شاخص بهاي نفت مخالف است و اختلاف نظرهاي روس ها ومشتريان اروپايي ، همچنان ادامه دارد.

عده اي از فعالان بازار معتقدند كه گاز بايد سرانجام بايد به يك كالاي قابل جابجايي در سراسر جهان نظير نفت خام تبديل شود تا قيمت آن در سه قاره آمريكا، اروپا و آسيا بر اساس نظام عرضه و تقاضا تعيین گردد. آنان از گسترش طرح هاي توليد ال ان جي به عنوان پشتيبان نظريه خود ياد مي كنند. هرچند عده اي ديگر معتقدند كه چنين اتفاقي هرگز روي نخواهد داد.

توليدكنندگان گاز به صورت طبيعي از قيمت هاي بالاي گاز به دليل اوج گيري شاخص قيمت نفت خرسندند و معتقدندكه اجراي طرح هاي عظيم اكتشاف و بهره برداري وانتقال گازطبيعي تنها با چنين قيمت هايي امكان پذير است. اما ريك اسميد از موسسه مشاوره اي نويگانت معتقداست كه همه كساني نیز كه از قيمت هاي بالاي تعيين شده براي گاز نگران هستند، دلايل قابل قبولي براي ضرورت ايجاد قيمت هاي رقابتي گاز دارند. وي يادآور مي شودكه با اين اقدام ، تفاوت هاي منطقه اي در بهاي گاز كاهش يافته و توليدكنندگان در بازاري بزرگ و انعطاف پذير و نه در قالب يك قرارداد با يك مشتري قرار گرفته در انتهاي يك خط لوله ، روبرو خواهند بود. وبدين ترتيب مشوق لازم براي توسعه سرمايه گذاري ها، به وجود خواهد آمد.

با تركيدن حباب شيل هاي گازي درخاك آمريكا مي توان به تكرار چنين اتفاقي در سراسردنيا اميدوار بود. وجود حجم انبوهي از گاز اضافي عرضه شده در بازار به ايجاد توازن و تعادل جهاني در تجارت گاز طبيعي منجر می شود. و به ياد داشته باشيم كه اگر قرن بيستم را قرن نفت ناميده بوديم ، بي ترديد قرن بيست ويكم ، قرن گاز خواهد بود.

منبع: هفته نامه اكونوميست
ترجمه محسن داوری
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار