صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نجات از چوبه‌دار

کد خبر: ۲۷۵۱۳۳
| |
5438 بازدید
پسر جوانی که به خاطر قلیان دوستش را به قتل رسانده ‌بود بعد از چندین‌بار محاکمه و محکومیت به قصاص با رضایت اولیای‌دم از مرگ رهایی یافت.

به گزارش شرق، این جوان که علی نام دارد و 22 خرداد سال 89 دوستش را با ضربه چاقو به قتل رسانده ‌بود، اولین بار در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد و قضات اتهامش را قتل شبه‌عمد تشخیص دادند و او را به پرداخت دیه محکوم کردند اما با اعتراض اولیای‌دم و نقض حکم از سوی دیوان‌عالی کشور پرونده به شعبه 71 فرستاده شد.

نماینده دادستان در این جلسه محاکمه گفت: متهم بر سر تصاحب یک قلیان دوستش مهران را با ضربه چاقو به قتل رساند. این جوان در دو مرحله با دوستش درگیر شد و در مرحله دوم او را کشت. مادر مقتول نیز به عنوان تنها ولی‌دم مقتول گفت: من پسرم را سال‌ها بدون اینکه پدرش بالای سرش باشد بزرگ کردم و سختی زیادی کشیدم. شوهرم وقتی پسرم نوجوان بود فوت شد و مهران بدون پدر بزرگ شد حالا من به عنوان تنها ولی‌دمش درخواست صدور حکم قصاص را دارم. وقتی نوبت به متهم رسید، گفت اتهام قتل عمدی را قبول ندارد.

او گفت: «من کارگر گلفروشی بودم و از چاقو برای قطع کردن خار گلها استفاده‌ می‌کردم، آن روز هم به همین دلیل چاقو همراه داشتم. من و مهران دوست قدیمی‌ بودیم و رابطه خوبی با هم داشتیم. گاهی اوقات برای اینکه دور هم باشیم به فضای سبز می‌رفتیم و قلیان می‌کشیدیم. قلیان برای من بود و یک روز مهران آن را قرض گرفت. قلیان ارزشمند نبود شاید 7 یا 8‌هزار تومان قیمت داشت. بعد از چند روزی به مهران گفتم قلیان را بیاور گفت آن را پس نمی‌دهد، درگیری لفظی بین ما ایجاد شد. گوشی را قطع کردم. یک ساعتی گذشت مهران خودش به من تلفن کرد و گفت به فضای سبز بیا تا قلیان را بدهم من هم رفتم. چند نفر از دوستانم هم با من بودند. من متوجه نشدم مهران با خودش قمه‌ آورده ‌است. وقتی به آنجا رسیدم دوباره با من جروبحث کرد و بعد قمه را از لباسش بیرون آورد و حمله کرد. او چند ضربه به من زد، دست و کتفم زخمی شد، یک ضربه هم به سرم وارد کرد. من کاملا گیج ‌بودم نمی‌توانستم به درستی جایی را ببینم، چاقو را از جیبم بیرون آوردم تا مهران را بترسانم اما او دوباره به من حمله کرد و در این لحظه ضربه‌ای به دستش زدم و بعد در حالی‌که گیج ‌بودم از محل دور شدم. دوستانم خواستند مرا دکتر ببرند اما من اصرار کردم سراغ مهران بروند و ببینند چه اتفاقی برایش افتاده‌ است. هیچ‌کدام از آنها نمی‌دانستند مهران در چه وضعیتی ‌است اما من نگرانش بودم تا اینکه با اصرار دوستانم به بیمارستان رفتم و سرم را بخیه زدند و بعد شنیدم مهران جانش را از دست داد. او گفت: برادر مهران می‌داند ما چقدر با هم دوست بودیم. ما مرتب به خانه هم رفت‌وآمد داشتیم، من نمی‌خواستم به او لطمه‌ای وارد شود. متهم در مورد اینکه چاقو را چه کرده ‌است، گفت: در ماشین بودیم که به دوستم گفتم این چاقوی نحس را دور بینداز چون ممکن است دوباره دعوا شود، او هم چاقو را از ماشین به بیرون لابه‌لای چمنزارها انداخت. ما آن را گم کردیم و نمی‌دانیم کجاست.

یکی از شاهدان نیز درباره این حادثه گفت: من هیچ‌کدام از این دو جوان را نمی‌شناختم البته می‌دانستم آنها در فضای سبز جلو خانه من قلیان می‌کشند. بارها آنها را دیده ‌بودم، روز حادثه داشتند با هم جروبحث می‌کردند من تصور کردم آنها خیلی با هم رفیق هستند و دعوا نمی‌کنند وگرنه دخالت می‌کردم و جلو آنها را می‌گرفتم. چند دقیقه بعد صدایی شنیدم مثل کوبیده‌شدن کمربند بود وقتی برگشتم دیدم مقتول چیزی را به شلوارش می‌کوبد. باز هم توجهی نکردم وقتی درگیری بالا گرفت و متهم ضربه‌ای به مقتول زد، متوجه شدم آنچه من به عنوان کمر‌بند دیدم یک شمشیر بود. من اصلا درگیری این دونفر را ندیدم شاید مقتول با قمه به قاتل حمله کرده‌باشد اما من این صحنه را ندیدم و تنها چیزی که دیدم ضربه خوردن مقتول بود. بعد هم متوجه شدم متهم و دوستانش سوار موتور شدند. یکی از دوستان متهم که ترک او نشسته‌بود شمشیر را با خود برد. چند نفر دیگر هم مقتول را با خود بردند. هیات قضات این بار متهم را به قصاص محکوم کردند و دیوان‌عالی کشور نیز رای را تایید کرد. در حالی که پرونده پسرجوان آماده اجرای حکم شده ‌بود، او توانست با تلاش خانواده‌اش رضایت اولیای‌دم را جلب کند و به این ترتیب از قصاص رهایی یافت. این جوان روز گذشته در شعبه 71 یک‌بار دیگر پای میز محاکمه رفت تا این بار به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شود. بعد از اینکه نماینده دادستان درخواست مجازات متهم را به لحاظ جنبه عمومی جرم کرد، متهم جوان در جایگاه حاضر شد.

او یک‌بار دیگر اظهارات گذشته‌اش را تکرار کرد و گفت: من واقعا نمی‌خواستم این کار را بکنم، خیلی از کاری که کردم ناراحت هستم. او جوان خوبی بود و ما خیلی رفیق بودیم. در زندان توبه و از کارم ابراز ندامت کردم و از خداوند خواستم من را ببخشد. برای دوستم مرتب دعا می‌کنم و نماز می‌خوانم، من شرمنده اولیای‌دم هستم و درخواست دارم از صمیم قلب من را ببخشند. می‌دانم قلب یک مادر را شکسته‌ام اما باور کنید نمی‌خواستم دوستم بمیرد. حالا هم تصمیم گرفتم فرد مفیدی برای جامعه باشم و قول می‌دهم بعد از آزادی از زندان دیگر مرتکب هیچ جرمی نشوم و سربار جامعه نباشم.

بنا بر این گزارش بعد از پایان جلسه دادگاه، هیات قضات برای صدور رای وارد شور شدند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟