بیانیه نویسها، آماده باشند!
محسن حدادی در خبرآنلاین نوشت:
ما نشان دادیم که همواره هنرمان این است که بعد از تولید و پخش مستندها و داستانیهای دیگران، به تحلیل آن میپردازیم و کلی دربارهاش نشست تحلیلی – تخیلی برگزار میکنیم که وای آنها چه کردند...همین!نسل ما نسل باهوشی است و زیاد به اخبار خام و پخته شده در روابطعمومیها اعتنا نمیکند؛ اصلا تفاوت نسل ما با همسنوسالهای ما در دهه 60 و 70 همین است که هر حرفی را با تامل و تحقیق میپذیریم. شاید هم اشتباهاتی هم در این تحقیقها مرتکب شویم اما در مقابل اخبار واداده نیستیم و پذیرنده صددرصد. برای همین وقتی اعلام شود که ما در جنگ رسانهای کمر دشمن را شکستهایم و جنگ نرم را تا صد سال دیگر برنده شدیم، نمیپذیریم و برای این مقاومت خود هم دلایل کافی داریم.
ما در جنگ رسانهای دقیقا مثل تیم ملی فوتبال در برابر لبنان عمل میکنیم. اول خیلی ساده گل میخوریم و بعد خودکشی میکنیم و دست آخر با توجیه سروته قضیه را جمع میکنیم. دیگر عادت کردهایم در این جنگ، نقش دوم را بازی کنیم، اول ضربه میخوریم و بعد یا پاتک میافتیم. خیلی خیلی کم پیش آمده یا اصلا پیش نیامده که ما حمله را آغاز و دشمن را غافلگیر کردهباشیم و منفعل. ما همیشه در زمین بازی آنها دویدهایم و آنها خط بازی را عوض کردهاند.
این داستان حماقتهای غربی و مثلا هنری سالهاست آغاز شده و ادامه دارد، اما ما به عنوان کشوری صاحب رسانه و قدرت تاثیر، جز انعکاس خبری و تحلیلهای تکراری، چه کردهایم؟ بعلاوه ارسال گسترده اس ام اس با این محتوا «پوشش گسترده اعتراض های مردمی از شبکه های مختلف رسانه ملی...» بعد هم اصحاب رسانه ملی جلسه تقدیر و تشکر برگزار میکنند که چه کردیم و چه شد! در جریان توهین به حضرت هادی سلام الله علیه، رسانههای رسمی ما چه کردند؟ همین کار روزانه خود را بعلاوه انتشار چند خبر از فعالیتهای وبلاگنویسهایی که در آن هتک حرمت، خیلی خوب پای کار آمدند؛ اندازه خودشان البته...این یعنی ما هیچ برنامهای برای تهاجم متقابل و البته جلوتر از رقیب و دشمن نداریم، این نشستهای افق رسانه و جلسات کارشناسی و اتاق فکرها هم محض خالی نبودن بیلان کاری است. وگرنه در این بزنگاههاست که معلوم میشود دستهای ما چقدر خالی است و چه آسوده در خوابیم!
در عوض ما هنر دورریختن بیت المال یا همان پول نفت ملت را خوب یادگرفتهایم. مثلا نزدیک به یک دهه است به اسم «سریال طنز» داستانهای صدسالپیش دستمالی شده مجموعههای تلویزیونی دست به دست گشته را با ادا و اطوار جدید، به خورد مردم میدهیم. همین الان شبکه محترم سوم سیما که سالهاست با وجود جابهجایی همه مدیران شبکهها، همچنان بدون تغییر مدیریت، امور میگذراند، سریالی دارد به اسم «خانه اجارهای». بد نیست یک نظرسنجی انجام شود که اولا چند درصد مردم آن را تماشا می کنند و چند درصد آن را میپسندند. البته نظرسنجی را نهادی غیر از صداوسیمای محترم انجام دهد که مثل گزارشهای واحد مرکزی خبر، همه چیز روبراه از آب درنیاید و رسانه ملی بهترین رسانه دنیا در سرعت و دقت و حکمت و معرفت و ...نشود!
یک عده آدم تکراری دور هم جمع شدند و داستانهایی تکراری را برای خندیدن به ما تحمیل میکنند. و از این طریق هم پول خوبی از رسانه ملی دریافت میکنند و هم پول خوبی به حساب رسانه ملی _ بابت تبلیغات و ..._ واریز میکنند. به این ترتیب دوستان دور هم به خوبی و خوشی سالها زندگی میکنند و مردم هم با استفاده از یک دیش ماهواره، به تماشای شبکههای فارسیزبان و غیرفارسیزبان ماهوارههای متعدد و معلق در آسمان ایران مینشینند. و ما برای مقابله با جنگ نرم دشمن، پارازیت میدهیم و همان برنامههای آبکی را دوباره تولید و پخش میکنیم...
و اما اصل مطلب:
قابل توجه دوستان رسانه ملی که در مونیتورینگ خیلی فعالاند و همواره بعد از رخداد یک حادثه، به یاد واکنش میافتند: طبق اخبار منتشر شده، به زودی و در واقع 12 مهر قرار است فیلمی در آمریکا نمایش داده شود که روایت تسخیر لانه جاسوسی است. فیلم تازه بن افلک با نام «آرگو» حکایت تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در روز 13 آبان 1358 و گروگان گیری 6 نفر از عوامل سفارت آمریکا در ایران را روایت می کند. تهیه کنندگی این فیلم را «جرج کلونی» و «بن افلک» بر عهده دارند و خود بن افلک هم در «آرگو» نقش تونی مندز، مامور سابق سازمان سیا را بازی میکند که برای نجات 6 نفر از گروگان های آمریکایی که در جریان تسخیر لانه جاسوسی به خانه سفیر کانادا فرار می کنند، به تهران سفر می کند...
قرار است این فیلم اولین بار در جشنواره فیلم لندن به نمایش در آید. دوستان و دست اندرکاران جنگ نرم که اغلب خود را سردار می نامند، حداقل چند روز زودتر از اکران این فیلم و قلب حقایق و انتشار عمومی آن و دریافت جوایز مختلف، دست به کار شوند و خودی نشان بدهند حتی در همان حد شعار و بیانیه و اظهار تاسف. ما نشان دادیم که همواره هنرمان این است که بعد از تولید و پخش مستندها و داستانیهای دیگران، به تحلیل آن میپردازیم و کلی دربارهاش نشست تحلیلی – تخیلی برگزار میکنیم که وای آنها چه کردند...همین!


