صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

رد پای المپیک

حسین رضائی
کد خبر: ۲۶۶۷۲۲
| |
3142 بازدید

المپیک 2012 رویداد پرنوسانی بود که برای مدتی بر دیگر رویداد های ورزشی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جهان سایه افکند و همه را به خود مشغول ساخت. در المپیک لندن نتیجه ای فراتر از خوش بینانه ترین پیش بینی برای ما رقم خورد و نقاط روشنی داشت که برق آنها چشم ما و بسیاری از مردم دنیا را خیره کرد. از درخشش در تیر اندازی و تنیس روی میز گرفته تا مدالهای رنگارنگی که در رشته های پر امید به دست آوردیم. رقابت های حساسی که بارها به خاطر آنها نفسمان در سینه حبس شد، دست به دعا شدیم، بالا و پایین پریدیم و احساس غرور کردیم و سپاسگذار هنرمندی و تعصب نمایندگانمان در عرصه ای شدیم که زبان مشترک تمام مردم دنیاست و تریبونی که هر کشور در آن می تواند خود را به سایر جهان معرفی کند و به دور از تبلیغ و سانسور و دشمنی در زیباترین لحظات نام خود را در ذهن مردم حک کند.

اما نقاط تاریکی هم داشت که لحظات سختی را برای ما به وجود آورد و کام ما را تلخ کرد. داور کشتی عبدولی و حریف فرانسوی چه نامهربانانه و مغرضانه قضاوت کرد تا در مقابل چشمان اشکبار او دست حریفش را بالا ببرد. از فریاد "ای خدا"ی عبدولی به اندازه ای ناراحت شدم که احساس می کردم این آخرین حد ناراحتی ورزشی است. اما دیری نپایید که ساق های لرزان یوسف کرمی و عملکرد ضعیف و دو شکست دور از انتظار ش از او مغمومترین و بی نصیب ترین چهره  کاروان ما را به وجود آورد. شاید اشتباه کرمی و ما این بود که قبل از مسابقات، طلا را برایش کنار گذاشته بودیم!

پرده آخر تراژدی المپیک برای ما حذف ناباورانه مهدی تقوی و آسیب دیدگی شدید رضا یزدانی بود که در واقع فینالش را با گادیسوف روس در همان کشتی اول انجام داده بود و برای کسب طلا حریف چندان جدی نداشت. اما زانوی آسیب دیده زمین گیرش کرد و پرونده کاروان ما را بست تا همچنان در حسرت مدال طلای کشتی آزاد بمانیم.

کسانی که در صف ایستاده اند تا این موفقیت چشمگیر را به نام خود ثبت کنند و برای مردم مفتخرانه به آن بنازند باید این نقاط تاریک را هم ببینند و جوابگوی آنها باشند چرا که تنها چند ماه مانده به شروع المپیک تغییر و تحولات عجیب در فدراسیونها و کادرهای فنی بخصوص در رشته های مدال آور و پر مسئولیتی نظیر کشتی آزاد و تکواندو هیچ گونه توجیه منطقی نداشت.

آقای مهماندوست که بهترین مربی جهان شد و برای اولین بار در دنیا به یکه تازی کره ای ها پایان داد، چرا در یک قدمی المپیک کنار گذاشته شد؟ احتمالا به دلیل علاقه بسیار شدید آقای ساعی به افتخار آفرینی در المپیک بود و خواست با کسب موفقیتی دیگر در جایگاه مسئولیت فنی تیم کلکسیونش را تکمیل کند غافل از اینکه در همان المپیک پکن هم آقای مهماندوست فرصت حضور را از کرمی گرفت و به او داد تا طلای دومش را بگیرد و خودش فرصت حضور در المپیک را خلق نکرد!

ما قبلا چنین تجربه تلخی را دیده بودیم و کنار گذاشته شدن محمد بنا را حداقل در عملکرد حمید سوریان که این طلا می توانست دومین طلای المپیکی اش باشد، شاهد بودیم.

هیچکس منکر توانمندیهای رسول خادم نیست  ولی کادر فنی کشتی آزاد که این تیم را از هفتمی جهان به تدریج پروراند تا آن را در سال گذشته نائب قهرمان جهان کند و مهیای المپیک شود، جای خود را به رسول خادم داد که سالها از عرصه های ورزشی به دور بود و غرق در سیاست بود و ریاست! چنین شوک هایی تمرکز ورزشکاران را به هم می زند و ارتباط مربی و شاگردی  را چه از نظر فنی و چه روحی روانی و حتی عاطفی گسسته می کند و نتیجه چیزی می شود که دیدیم.

موفقیتی که ما دیدیم بیشتر حاصل توانمندیهای انکار نکردنی آقای خاص کشتی بود که با استعدادیابی، تربیت فنی، القاء روحیه قهرمانی و ارتباط عاطفی با ورزشکار و بسیاری فاکتورهای دیگر که دیده نمی شود و همچنین تیم خوب وزنه برداری و نبوغ فردی احسان حدادی که بسیاری از سفرهای برون مرزی اش با هزینه شخصی صورت می گرفت بوده و قابلیت های تیم کشتی آزاد که در خون و پوست ما ایرانی هاست بوده، نه حاصل یک کار سیستماتیک و مدیریت صحیح و توسعه امکانات و دانش فنی!

بخشی از سهم مدیریت ورزش ما همان به دست آورن فرصت باد آورده برای حضور گسترده در المپیک، مردود شدن در تهیه لباس متحدالشکل کاروان ورزشی با وجود فرصت و هزینه مکفی، پوشش بسیار ضعیف رقابت های با این عظمت و جذابیت برای مردمی که عاشق ورزش هستند و تنها انعکاس حاشیه های منفی آن بود.

پس بهتر است خودمان و دیگران را گول نزنیم، البته اگر به واقع هدفمان ساختن بنای ورزش است.

کدام ورزشکار ما حرفه ای کار می کند و با ورزش زندگیش تامین می شود؟ البته به اهالی محترم و متمول فوتبال اعم از بازیکن و مربی و دلال بر نخورد که میلیاردی پول می گیرند و هیچ گاه فراتر از مرزها افتخاری کسب نمی کنند و در داخل مرزها هم انواع حرکات زننده، توهین ها، ناجوانمردی ها و بیانیه های پربار را به جامعه تحویل می دهند!

بهتر است در زندگی همین کسانی که نور چشمی ما شدند تجسسی کنیم تا ببینیم درآمدشان از چه راهی است؟ چه مشکلاتی دارند؟ چگونه ورزش را تا این مرحله رسانده اند و برای این مدالها در المپیک چقدر مایه گذاشته اند؟ چنانچه در آینده بختشان برگردد و نتوانند انتظارات ما را برآورده کنند چه عواقبی در انتظار آنهاست؟ حداقل پاک شدن افتخارات گذشته و از دست دادن محبوبیت است (نمنونه بارزش یوسف کرمی است). همه که شورای شهر تهران و مجلس شورا نمی روند و رئیس فدراسیون نمی شوند!

این جوانان که هم وطن من هستند و دوست و همسایه شما و برادر و فرزند دیگری، نشان دادند که توانائی و استحقاقشان بیشتر از اینهاست البته اگر مدیریت صحیح مسئولین محترم این اجازه را بدهد و "محمد بنا" وار عمل کنند در آینده بیشتر باد به قب قب می اندازند و بر خود خواهند بالید، در غیر این صورت اگر نوشاد عالمیان همچنان روزی 8 ساعت در پارکینگ منزل تمرین کند و احسان حدادی از جیبش هزینه کند تا توانائئیش را اثبات کند و سعید عبدولی در اندیمشک بقیه زندگی را در حسرت از دست داده رویای مدال طلای المپیک به دنبال کاری برای امرار معاش باشد و رضا یزدانی با زانوی آسیب دیده تنها بماند و فراموش شوداین موفقیت تنها خاطره شیرینی خواهد بود برای آینده!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟