تنها چند ساعت فرصت داريم....
« تنها چند ساعت فرصت داريم، تنها يک شب ديگر باقي مانده است، بيتعارف و بيمداهنه بايد به خود هشدار دهيم و انذار و البته بشارت. ساعتها، روزها، شبها، هفتهها و سالها را از پي هم گذرانديم و شايد هدر داديم و محاسبه نکرديم که چه کردهايم.»
روزنامه خراسان در سرمقاله روز شنبه با بيان اين مطلب نوشته است: " حالا از يک زمان بس گرانقدر و بيبديل تنها يک شب باقي مانده است؛ شبي که آفريدگار عالم در سوره «قدر» هم بر وجودش، هم بر عظمتش و هم بر برتري آن بر هزار ماه و نه تساوي آن با هزار ماه و در سوره «دخان» بر مبارک بودنش تصريح فرموده است.
و البته که هيچ سخني به محکمي و استواري و روشني کلام الهي درباره رمضان و قدر و قرآن نيست، حتي کلام انبياء و اولياي الهي، چه رسد به واژههاي الکن و فکر کمبضاعت چنين نگارندهاي که بخواهد درباره رمضان و قدر و قرآن بنويسد، اما نيکوسخن هايي از عالمي فرزانه و فرهيخته آموختم که دريغم آمد حتي با اين قلم کمبضاعتم چندي از آن را نقل نکنم، هرچند اين قلم کجا و آن محتواي مستدل و قرآني و تاثيرگذار کجا! آن فرهيخته تاکيدش بر اين بود که براي دانستن قدر «شب قدر» و مهيابودن براي فهم و بهره بردن از آن ابتدا بايد به چند نکته اساسي و کليدي توجه کرد. يکم آن که ادامه زندگي و حيات ما تا کدامين گاه و وقت است ما که از «شبستان عدم» به اراده حضرت باري پا به «صحن وجود» و هستي گذاردهايم و آغاز ما در منظومه ازلي و ابدي حيات روشن است پس پايان ما کجاست؟ حکيمانهترين و بينقصترين و شيواترين پاسخ را خود خداوند عظيمالشأن در قرآن کريمش فرموده است و آن اين که مرگ، نيستي نيست، بلکه خود آغاز مراحل ديگر حيات انسان است و پس از مرگ انسان وارد مرحله برزخ و پس آن گاه هر آن که خداوند اراده فرمايد به محشر و قيامت پا ميگذارد و در قيامت «خلود» دارد و اين خلود گواه روشن است بر مانايي و ابديت انسان. آن عالم بر فراز منبر مسجد گوهرشاد حرم مطهر رضوي چند روز پيش بر اين مضمون چنين ادامه داد که حضرت علامه طباطبايي در تفسير الميزان در بحث خلود انسان در قيامت چه بسيار تأمل و نکته ها دارد و آن علامه فقيد چه غور و تحيّر و تعمّقي دراين حقيقت قرآني کرده است.
انسان با تأمل در آيات الهي، نيک درمييابد که تمام نخواهد شد و در ذيل عنايت الهي ابدي خواهد بود. اما دوم اشاره آن پژوهشگر قرآني بر اين نکته تأکيد داشت که نيک بينديشيم و به اين سوال اساسي پاسخ دهيم که سهم زندگي اين دنيايي ما در مجموعه «حيات ازلي و ابدي» چقدر است؟ و نقش اين 20 سال، 30 سال، 60 سال، 120 سال و تمامي اين سالها زندگي اين دنيايي در حيات جاودان چقدر است؟ و باز بهترين پاسخ را از حضرت باري در قرآن کريم بشنويم که حضرتش در کتاب هدايتش از زبان کساني که از زندگي اين دنيايي رخت بربستهاند ميفرمايد آنگاه که از آنان پرسيده ميشود که چقدر در دنيا زندگي کرديد؟ آنان چنين پاسخ ميدهند "يک روز" و کمي بعد ميگويند بلکه قسمتي از يک روز و بعد ميگويند ساعتي و بعضيها گويند بارالها «درنگي» بود! چرا که آنان با ديدن و درک برزخ و قيامت توانستهاند نسبت زندگي اين دنيايي را با زندگي جاودان بر اساس واقعيتها چنين دريابند و بيان کنند. اما مسئله اساسي در اين مهم نقش همين زندگي کوتاه اين دنيايي در ساختن نوع حيات جاويدان آن دنيايي است و شايد چنين سوالي در ذهن پديد آيد که خدايا مگر عدل است که فرصت کوتاه اين دنيايي نقش تام و تمام سازندگي کيفيت حيات جاوداني را بر عهده داشته باشد و بهين پاسخ به اين سوال آن است که از همين فرصت بسيار کوتاه بايد بهترين و دقيق ترين استفاده را براي برداشت زاد و توشه سفر آخرت و کيفيت زندگي جاودانه برداريم به خصوص آن که بخشي از اين زندگي کوتاه، دوران کودکي و ضعف و ناتواني است و بهترين آن، دوران جواني و حرکت به سوي قله است و چه زود سپري ميشود اين دوران و پس آنگاه چه زود گاه سرازيري از قله فرا ميرسد و اگر به آن سالهاي عمر کسي دست يابد و به دوران پيري برسد، دوباره ضعف از نوعي ديگر فرا خواهد رسيد و علاوه بر اينها چه ساعاتي از اين کوتاه عمر انسان که در خواب و متأسفانه چه روزها و ساعاتي که در غفلت سپري ميشود که اين خود هشداري بس حيرتآور و قابل تأمل است که بايد در همين فرصت کوتاه، زاد و توشه «عالم عقبي» را بسازيم و بربنديم و خداوند عالم از آن جا که اراده و فعل و فرمان و مقدراتش عين علم و حکمت و عدل و انصاف است براي «جبران» کردن اين «کوتاه فرصت» از سر لطف و کرم و مرحمتش مبارک شب قدر و نزول قرآن را هديهاي بيبديل و فرصتي بينظير براي جمع آوري زاد و توشه براي آن زندگي جاودان قرار داده است و از آن جا که اجل هر کدام از ما جز بر خداوند آشکار نيست و معلوم نيست که آيا براي درک شب قدر ديگري فرصت داشته باشيم؟ پس بايد تلاش کنيم که امشب را به بهترين شکل دريابيم.
حکيم عادل و ارحم الراحمين عالم شب قدر را به فرموده ذات خودش، خير و برتر از هزار ماه آفريد و قرآن را در ظرف زمان شب قدر به لطف و کرمش، خورشيد راه رهپويان حقيقت و سالکان طريق حقيقت قرار داد و همپاي نزول قرآن ملائک و روح را نازل ميفرمايد تا به فرمان الهي به تقدير مقدرات امر الهي کارگزار باشند. در شب قدري که سرشار از سلامت و رحمت و برکت الهي تا طلوع سپيده است حضرت آفريدگار مقدرات را رقم مي زند. اين شب چنان قدر و منزلت دارد که خداوند جل و علا در اولين آيه سوره قدر پس از اين فرمايش که ما قرآن را در شب قدر نازل کرديم بلافاصله در دومين آيه مي فرمايد "و تو چه ميداني که شب قدر چيست؟" وقتي که خداوند حکيم عالم خود به روشني و با چنين صراحتي حتي به پيامبر که به اذن و اراده خداوند عقل کل و انسان کامل است ميفرمايد"و تو چه ميداني شب قدر چيست؟"
هر يک از ما چگونه ميتوانيم قدر «شب قدر» را درک و فهم کنيم؟ اما همين اندازه ميفهميم بايد در اين شب چنان آماده باشيم که از رحمت و برکات بيبديل اين شب رحماني بهره گيريم؛ آن گونه که خداوند بهترينها را براي زندگي بس کوتاه اين دنيايي ما و زندگي بيپايان و جاوداني آن دنيايي مان تقدير فرمايد. توجه به کوتاهي عمر «اين دنيايي» و توجه به اين که شب قدر يک شب در طول سال بيشتر نيست و آن شب ساعاتش به سرعت برق ميگذرد بر ما واجب ميکند که در اين شب به طور خاص آماده بهرهگيري از ظرفيتهاي بيکران و بينظير آن باشيم و صد البته که بايد در طول زندگي خود هر چند سالي که هست تا آنگاه که اجلمان چه در جواني و چه در ميانسالي و چه در پيري برسد هر روز و شب خود را بلکه هر ساعت زندگي خود را و حتي دقيقه و لحظه حيات خود را و بلکه هر اقدام خود را چنان با توکل به خدا، باورمندانه با استعانت از ذات حق تنظيم و برنامهريزي کنيم که هر حرف و گفتار و رفتار و عمل ما در هر آن و هر لحظه زاد و توشهاي باشد براي زندگي جاوداني در قرب رحمت الهي و همسايگي با خدا.
و آيا نبايد هر يک از ما از کمي زاد و توشه بر خود بترسيم و بلرزيم و البته اميدوار به فضل و رحمت الهي باشيم وقتي که بزرگوار انساني چون امام علي(ع) آن مريد و تربيت شده دامن پيامبر خاتم(ص) و آن که جانش به جان مصطفي بسته بود و او که حتي لحظهاي از پيروي و تبعيت پيامبر خدا غفلت نکرد و او که تنها زاده کعبه است و نامش را خدا بر او نهاده و او که گوهر بيبديل آفرينش است بعد از رسول خاتم، او که به تصريح پيامبر عظيمالشأن ضربتش در روز خندق افضل از عبادت جن و انس بود همو که به روايت «ابودردا» پس از آن که در تاريکي و دور از شهر و آبادي و به خلوتي از نوع ديگر در محضر خدايش حاضر ميشد و پس از آن راز و نيازها و مناجاتهاي عارفانه و عابدانه به محضر حق علي آن قرآن ناطق چنين با خدايش نجوا ميکرد «آه، مِن قلّتِ زاد و طول الطريق و...»
خدايا علي تو و علي پيامبر تو با آن همه ايمان و زهد و ورع و آن همه جان فدايي براي دين و قرآن و پيامبر و با آن سختيها که بر نفس خود تحميل مي کرد و با آن نمازهاي عارفانه و سجدههاي خاضعانهاي که به درگاه تو داشت و با آن عبوديت محض به درگاه تو، وقتي چنين در خلوت و در بيابان تاريک آه سر ميدهد و از کمي زاد و توشه براي آن زندگي جاودانه سخن ميگويد پس من و امثال من چه کنيم و چه بگوييم؟ و باز تأکيد ميکنم که شب قدر را خداوند از سر لطف و کرم و مرحمت با آن چنان ظرفيت و برکتي که فقط ذات خودش به آن آگاه است در منظومه هستي مقدر و تقدير فرموده که اهل فهم و درک و ايمان و حقيقت جويان در ماه ضيافت الهي و بر سفره اين کرامت بيانتهاي خداوندي، فرصتي بينظير و الهي به نام شب قدر را دريابند و اگر چنان چه در ماهها و روزهاي قبل از ماه مبارک رمضان و قدر مبارکش هر حرف و گفتار و عمل و اقدام خود را در مسير برداشت زاد و توشه زندگي جاوداني تنظيم نکردهاند در چنين شبي از لحظه لحظه آن که روح و ملائک به اذن خداوند نازل ميشوند و به خدمت امام زمان ميرسند بهره ببرند و علاوه بر تقاضاي بهترين مقدرات براي زندگي کوتاه اين دنيايي و زندگي جاودان آن دنيايي، زاد و توشهاي مناسب براي همنشيني با اولياء و انبيا و صلحا و صديقين و شهدا و همسايگي با خدا برگيرند. براي آماده شدن و درک قدر شب قدري که خداوند با آن همه ظرفيت، برکت و رحمت تقديرمان فرموده است چند ساعت بيشتر فرصت نداريم. خداوند به آبروي اهل بيت طاهرينش و آيه آيه قرآنش توفيق درک شب قدر را روزيمان فرمايد.


