آنچه تحریم با ایران خواهد کرد
به راستی تحریم چیست؟ یک راه برای تعریف ماهیت تحریم عبارت است از معرفی آن به عنوان بازوی اقتصادی یا سلاحی اقتصادی برای رسیدن به یک هدف مشخص. در حالی که اغلب بر سر این تعریف از تحریم موافقت وجود دارد، ولی آنچه در این میان مورد مشاجره و بحث است، تأثیر و پیامدهای تحریم بر کشور است؛ اما آیا این تحریمها توان تغییر سیاستها و تصمیمگیریها را دارد یا خیر؟!
کد خبر: ۲۶۳۴۵۲
| | 4941 بازدید

به راستی تحریم چیست؟ یک راه برای تعریف ماهیت تحریم عبارت است از معرفی آن به عنوان بازوی اقتصادی یا سلاحی اقتصادی برای رسیدن به یک هدف مشخص. در حالی که اغلب بر سر این تعریف از تحریم موافقت وجود دارد، ولی آنچه در این میان مورد مشاجره و بحث است، تأثیر و پیامدهای تحریم بر کشور است؛ اما آیا این تحریمها توان تغییر سیاستها و تصمیمگیریها را دارد یا خیر؟!
به گزارش «تابناک»، برخی از مقامات کشور همچون رئیسجمهور بر این باورند که این تحریمها ورقپارهای بیش نیست و هیچ تأثیری ندارد. برخی دیگر کمی جدیتر به این تحریمها نگاه میکنند و بر این باورند، تحریمها در کوتاه مدت تأثیرگذار است، ولی در بلندمدت کشور توان عبور از تحریمها و خنثی کردن آنها را دارد. اساسا باید پذیرفت که تحریمها، کمترین تأثیراتی بر اقتصاد کشور دارند. مسلما در این راه برای صنایع کشور در راستای دستیابی به منابع مشکلاتی پیش خواهد آمد و کالاها گرانتر از قبل به کشور وارد خواهد شد؛ اما در سالیان متمادی، تجار ایرانی اثبات کردهاند که در تجارت و اقتصاد کاملا عملگرا رفتار میکنند. کما اینکه این عملگرایی را در واردات محصولاتی همچون گندم از ایالات متحده میتوان دید. این نوع برخورد عملگرایانه در صورت لزوم، در اقتصاد ایران نکتهای اساسی در خصوص تحریم است.
اما آنچه اثرات تحریمها را در عمل متفاوت میسازد، عبارت است از اندازه بازار مورد تحریم واقع شده و البته شالوده صنعتی آن. مسئولین کشور در رویارویی با تحریم گفتهاند که تصمیم به کاهش واردات و تکیه بر تولیدات داخلی کشور دارند. باید گفت اگر کوبا یا هر کشور دیگری یک چنین ادعایی را مطرح کند، باید در آن شک کرد؛ اما واقعیت این است که در صورت وجود یک مدیریت درست و اصولی در کشور، ایران بنا بر توان صنعتی و اقتصادی و منابع متفاوتی که در کشور موجود است و با نیروی کار عظیمی که دارد، در واقع توان تولید بیشتر محصولات مورد نیاز خود در داخل را داراست و این ادعایی گزاف نیست.
این نمونه از تحرک داخلی را در دوران جنگ تحمیلی به روشنی دیدیم؛ در جایی که ایران ناتوان از کسب درآمد ارزی از فروش نفت و عدم توان در راه واردات کالاهای اساسی و همچنین تسلیحات به کشور، دورهای از بومی سازی کالاهای مورد نیاز را آغاز کرد. دهه ۷۰ برای ایران دههای بود که بر اثر همین بومی سازی کشور، قادر به تولید بسیاری از نیازهای خود، هرچند با کیفیتی پایینتر از محصولات خارجی بود.
بخشی از این توان کشور در زمانی شروع به نمود کرد که درآمد ارزی کشور از محل فروش نفت به شدت پایین بود و دولتهای قبلی تعرفههای سنگین برای واردات کالاهایی که کشور توان ساخت آنها را در داخل داشت، وضع کرده بودند که منجر به تحرک شدید در صنایع کشور شده بود. این امر دقیقا از هنگامی که درآمد نفتی کشور اوج گرفت و زمینه برای واردات کالاها با آسانی بیشتری فراهم شد، تغییر کرد. این امر شروع واردات کالاهای چینی به داخل کشور نیز بود.
در اوضاع کنونی، واردات کالا به مراتب بر اثر تحریمها پر هزینهتر از پیش خواهد بود و مشکلات مراوده تجار ایرانی با بازارهای جهانی و نقل و انتقالات مالی، همگی موجب آن خواهد شد که شرایط برای تولید داخلی باز هم فراهم شود. این امر از سویی موجب خواهد شد که تولیدات داخل نیز چنانچه وابسته به واردات مواد اولیه از خارج باشند، بهای کالای خود را افزایش دهند.
اما به مرور زمان و با افزایش حجم تولیدات داخلی و فعال شدن بخشهای پایین دستی در هر صنعت، قیمت تمام شده کالاها نیز کاهش خواهد یافت. نگاهی به وضعیت پتروشیمی در درون کشور، تولید بنزین با استانداردی نزدیک به استانداردهای بینالمللی و حتی صادرات آن، همچنین توان تغذیه صنایع پایین دستی در صنعت پتروشیمی، نشان دهنده بخشی از این روند است.
در این باره باید گفت، ایران تاکنون نشان داده است که از تصمیمات شدید و تغییرات ساختاری به ویژه در حوزه اقتصادی چندان استقبال نمیکند؛ اما به هر میزانی که تحریمها بازارها و صنایع بیشتری از ایران را تحت تأثیر قرار دهد، احتمال تغییرات اساسی و ساختاری در اقتصاد کشور نیز بالا میرود. حتی چندان بعید به نظر نمیرسد که در بلندمدت، حرکت برای قطع وابستگی به نفت نیز در دستور کار جدی قرار بگیرد.
آنچه در سالهای اخیر نشان داده، ایران توان آن را دارد که تحریمها را تحمل کرده و با عملگرایی که در ذات ایرانیان و به ویژه تجار و صنعتگران ایرانی هست و بیش از همه در قالب تطابق پذیری با شرایط و محیط اقتصادی معنا مییابد، تغییرات اساسی را در راستای همسنخی با شرایط پدید آمده ایجاد کند. در این میان، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، وجود مدیریتی درست و اصولی در کشور با دیدی استراتژیک و بلند مدت است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


