نگاه شما: به کدامین گناه!
مطلبی رو که میخونید، شاید درد و دل بسیاری از جوونای مملکت ما باشه که به هزار امید و آرزو، تلاش کردن و درس خوندن؛ شاید در آینده بتونن به جایگاهی که میخوان دست پیدا کنن، ولی... .
میدونید از قدیم به ما میگفتن درس بخونید که در آینده سرتون رو بالا نگه دارید و برای خودتون کسی بشید و محتاج کسی نباشید و شغل خوبی داشته باشید. ما هم تلاش کردیم و روز شب درس خوندیم که تحصیل کرده باشیم.
خلاصه درس خوندیم و وارد دانشگاه شدیم. در دوران دانشگاه به ما گفته میشد که باید طوری درس بخونید که بتونید از درسی که خوندید در صنعت استفاده کنید. پس ما هم شروع کردیم و دورههای مرتبط فنی حرفهای رو در مورد رشته خودمون خوندیم و در کنار تحصیل هم سعی کردیم در بازار کار نه به شکل کاملا جدی ولی به شکل پاره وقت با حقوقهای ناچیز کار کنیم، چون هدف ما یادگیری بود.
خلاصه دوران لیسانس ما تموم شد و خوب به دلیل علاقه زیاد به تحصیل، فکر ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد افتادیم و پس از ۹ ماه درس خوندن، بالاخره توی رشتهای که دوست داشتیم قبول شدیم و از روز اول دانشگاه هم دنبال کار گشتیم و بعد از کلی منت و جستوجو بالاخره یه شرکت خصوصی ما رو استخدام کرد و دو سوم حقوق مصوب اداره کار رو به ما میداد؛ آن هم در ازای ۹ ساعت کار در روز و چون ما فکر میکردیم که اینکار به کسب تجربه در رشتهای که درس خوندیم کمک میکنه با رضایت کامل و بهترین نحو اون رو انجام میدادیم.
خلاصه دوران ارشد هم تموم شد و من دانشجوی ممتاز دانشگاه و نفر اول رشته خودم شدم و البته توی این چند سالی که در کنار درس خوندن کار میکردم، متوجه نکات زیادی در مورد جامعه شدم و اون این بود «برای داشتن یه شغل خوب به چیزهایی مهمتر از تحصیلات و داشتن سوابق کاری نیاز هست»؛ مثل داشتن روابط با اشخاص با نفوذ! و عملا خیلی از افراد هستن که صرف داشتن این موضوع الان در بهترین شغلها هستن و بهترین درآمدها رو دارن.
و این مسأله بنده رو به شدت اذیت میکرد. از طرفی میدیدم که اوضاع کار و استخدام به شدت خراب شده و به قول دوستان اگه قبلا در سال چندین آزمون استخدامی خوب از طرف دولت برگزار میشد، ولی در سالهای جاری تعداد اونها به شدت کاهش یافته بود و اکثر دوستان من که وارد بازار کار شده بودند، در شرکتهای خصوصی و یا کارهای آزاد حتی بعضا بیربط به رشته تحصیلیشان مشغول شدهاند و البته با توجه به اینکه تجربه کار در شرکتهای خصوصی رو داشتم میدونستم که شرایط کاری این شرکتها چگونه است و حتی معنی و مفهوم تعدیل نیرو خیلی برام آشنا بود.
خلاصه این مسأله اینقدر من رو اذیت کرد که به رغم تصمیم برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا، تصمیم گرفتم برم سربازی و بعد از اون وارد بازار کار بشم و پس از کلی دوندگی مصاحبه و... تونستم توی یه سازمان دولتی مرتبط با رشته خودم امریه بگیرم و سربازی خودم رو توی این سازمان شروع کردم.
روزهای اول ورود به سازمان خیلی تلاش میکردم که کارم رو به بهترین نحو احسن انجام بدم و کل ساعات کاری رو کار میکردم، ولی میدیدم که همکاران بنده که عملا کارمند اون اداره بودن، اصولا اصلا دل به کار نمیدن! مسأله دیگهای که راجع به دوستان همکار متوجه شدم این بود که تقریبا اکثرشون از لحاظ علمی بسیار ضعیف هستند و تقریبا مدارک تحصیلی اونها هم خیلی بالا نیست و حتی در برخی موارد عملا هیچ ربطی به کاری که انجام میدهند نداره!
نکته دیگه اینکه، توی سازمانی که بیشتر مسئولیتها به دلیل نوع شغل (عمرانی بودن) امکان انجام آن توسط خانومها بسیار سخت بود، ولی تعداد بسیار زیادی خانوم استخدام شده بودن که در بسیار از موارد به دلیل اینکه توانایی انجام کار محوله رو نداشتن به بخشهایی نظیر دفتر فنی یا بخشهای دفتری دیگه انتقال پیدا کرده و صرفا حقوق حضورشون در سر محل کار رو میگرفتند، نه حقوق کاری رو که انجام میدادن!
البته سازمان برخی از اونها رو به کارگاههایی به عنوان مأموریت میفرستاد ولی در هر مأموریت باید یک کارمند آقا هم همراه ایشون میرفت که خدایی نکرده اتفاقی برای ایشون نیفته و عملا کاری رو که میشد یک نفر یه تنهایی انجام دهد رو به دو نفر میسپردن! و البته حق مأموریت و غیره هم از جیب بیت المال به حساب دو نفر ریخته میشد! نکته قابل توجه دیگر اینکه بسیاری از این خانومها در همون اداره با همکارای خودشون ازدواج کرده و عملا دولت به یک خانواده دو حقوق میداد!
خلاصه تصمیم گرفتم ببینیم چطوری میشه توی یه همچین اداراتی استخدام شد و شروع به تحقیق کردم: متوجه شدم افراد توی این اداره به دو صورت پذیرفته شدهاند ۱- از طریق آزمون ۲- از طریق رابطه
که البته اکثر افراد از طریق مورد دوم به صورت قراردادی استخدام و در حال حاضر با قانونی از طرف دولت به استخدام رسمی دولت در آمدند بدون هیچ دردسری!
حال از خودم بگم. توی این مدت کلی تلاش کردم که استخدام سازمان بشم ولی همیشه با این جواب روبهرو میشدم که «دیگه اداره جذب نیرو نداره و امکان استخدام نیست» و واقعا نمیتونم درک کنم که گناه بنده چیه که رفتم و تخصص کسب کردم و درس خوندم! آیا باید یکی با نصف تخصص و تحصیلات من استخدام رسمی یه اداره دولتی باشه و یه شغل و سمت خوب داشته باشه و من هنوز به دنبال کار مورد علاقه خودم بگردم ولی پیدا نکنم! آیا دولت باید به یک خانواده دو حقوق بده، وقتی من جوون به دلیل نداشتن کار نتونم ازدواج کنم؟! دلیل جذب این همه خانوم در دستگاههای دولتی چیه؟ و هزاران سوال دیگه که هیچ جوابی براش پیدا نمیشه!
نویسنده: رضا.ت از خوزستان
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)
شركتهاي بزرگ سرمايه در گردش ندارن و بايد به بانكها براي وام 34 درصد بهره بدن
تازه اينا رو كه گذروندن بايد بيان با بخش دولتي قرارداد ببندن كه همه مي دونن اوضاعش چطوریه بخش خصوصي هم نداريم اگه سراغ دارين معرفي كنين
زن سالاری کدومه برادر ؟
پدر من از کار افتاده است البته زمانی هم که کار میکرد واسه پول دادن کلی |آزارمون میداد. منم به دلیل معلولیت امکان ازدواج نداشتم
بهمین دلیل مجبور شدم سرکار برم اونم کاری که سالم ها رو هم مریض میکنه
تو محل کارمون هم کلی سرمون منت میذارن که شما جای آقایونو گرفتی پس باید بیشتر کار کنی حقوقمون هم که ماشااله....
بهزیستی هم اصلا به فکر ما نیست خدا شاهده
با همه این احوال وقتی نظراتی مثل نظرات شما رو میبینم واقعا دلم میگیره...
واقعا جای تاسف داره این معضل - من خودم هم در محل کار با این مسئله روبه رو بوده ام.
تا جاییکه به فکر رفتن از ایران افتادم
در بچگی میگفتیم می خواهیم مهندس و دکتر بشیم !!! ولی حالا اکثرا بیکار یا شغل غیر مرتبط!!! راستی چرا؟؟؟



