فوتبال ايران خط توليد ندارد
مجيد جلالي
کد خبر: ۲۶۰۳۴۸
| | 4283 بازدید
علت كم شدن لژيونرهاي ايراني در ليگهاي اروپايي را بايد علاوه بر بازيكن در بخش مربيان و داوران نيز جست و جو كرد. داور و مربي ايراني را در كشورهاي ديگر نميبينيم ولي اين همه مربي خارجي به كشور ما ميآيد. اين هم مانند پروسه بازيكن است. ابتداييترين اصول مديريت ميگويد كه اگر ميخواهيد در مسير پيشرفت قرار بگيريد بايد نيروي انساني تربيت كنيد.
اما در همين ابتداييترين مرحله مشكل داريم در تربيت نيروي انساني سرمايههايمان را بيهوده هدر ميدهيم. ميلياردها هزينه ميكنيم و مربي و بازيكن بيكيفيت را جذب ميكنيم. در حالي كه اگر اين سرمايه در جهت توليد و تربيت نيروي انساني خودمان استفاده ميشد ميتوانستيم بهترين بازيكن ،داور و مربي را داشته باشيم. در حال حاضر در ليست تيم ملي وقتي بازيكن قديمي را كنار ميگذاريم، جايگزين نداريم. علتش هم اين است كه ديدگاهي كه بخواهد توليد كند وجود ندارد. حتي يك مربي كه اين ديدگاه را دارد تنها ميماند و در نهايت جريمه هم ميشود. كسي پشت چنين مربياني نميايستد. در بخش پايه چقدر به اين مربيان و به كار و معلومات افرادي كه در اين بخش كار ميكنند بها ميدهيم؟ اين مسئله نشان ميدهد كه ما ديدگاهي در جهت توليد نداريم.
باشگاههاي ما يا رده پايه ندارند و يا اگر هم داشته باشند خروجي ندارند. متاسفانه در فصل نقل و انتقالات ميبينيم كه گرانترين و پر سر و صداترين بازيكنان مسنترين آنها هستند و اين مسئله نميتواند چشمانداز خوبي براي آينده باشد. ما پس از جام جهاني 98 لژيونرهاي زيادي داشتيم. آن زمان فوتبال محلات را داشتيم. فوتبال محلات زنده بود و از دل آن بازيكنان زيادي معرفي ميشد. همه جا زمينهاي خاكي وجود داشت. ضمن اينكه در بعضي از استانها مانند خوزستان فوتبال زنده بود. زماني كه فوتبال خوزستان و تهران از بين رفت بازيكنسازي هم از بين رفت. در حال حاضر انگيزه خوبي براي پيشرفت در بين بازيكنان جوان وجود دارد. اما اين جوانان بايد فضاي رقابت پيدا كنند. در ليگما تيمهايي كه به جوانان فضا ميدهند كم هستند و در آخر هم ميبينيم مربياني كه به جوانان بها ميدهند تنها ميمانند. بازيكنان ما امروز در بهترين حالت به ليگهاي قطر و امارات راه پيدا ميكنند. اين مسئله به اين دليل است كه به درستي راهنمايي نميشوند و در نهايت به سطحي هم ميرسند كه با مدير برنامه كار ميكنند و در اين شرايط هم مدير برنامهها به دنبال اين هستند كه سود بيشتري ببرند. براي اصلاح روند فوتبال ايران من طرحي به نام فرهنگستان فوتبال ايران را پيشنهاد ميكنم.
بر اساس اين طرح راه پيشرفت فوتبال ايران باز ميشود و در مسير توليد قرار ميگيرد و راهي جز اين هم وجود ندارد. اگر تا 20 سال ديگر همين روند كنوني را ادامه دهيم و همچنان به عقب برگرديم باز هم مجبوريم كه به انجام اين طرح برگرديم. طرح فرهنگستان فوتبال ايران كاملا اجرايي است و هزينه آن هم به اندازه بودجه متوسط يك باشگاه است. اين فرهنگستان ميتواند جوانان زيادي را تحت پوشش قرار دهد. اين طرح ميتواند بسيار اثرگذار باشد اما پشتوانه مالي و اجرايي ميخواهد.
اما در همين ابتداييترين مرحله مشكل داريم در تربيت نيروي انساني سرمايههايمان را بيهوده هدر ميدهيم. ميلياردها هزينه ميكنيم و مربي و بازيكن بيكيفيت را جذب ميكنيم. در حالي كه اگر اين سرمايه در جهت توليد و تربيت نيروي انساني خودمان استفاده ميشد ميتوانستيم بهترين بازيكن ،داور و مربي را داشته باشيم. در حال حاضر در ليست تيم ملي وقتي بازيكن قديمي را كنار ميگذاريم، جايگزين نداريم. علتش هم اين است كه ديدگاهي كه بخواهد توليد كند وجود ندارد. حتي يك مربي كه اين ديدگاه را دارد تنها ميماند و در نهايت جريمه هم ميشود. كسي پشت چنين مربياني نميايستد. در بخش پايه چقدر به اين مربيان و به كار و معلومات افرادي كه در اين بخش كار ميكنند بها ميدهيم؟ اين مسئله نشان ميدهد كه ما ديدگاهي در جهت توليد نداريم.
باشگاههاي ما يا رده پايه ندارند و يا اگر هم داشته باشند خروجي ندارند. متاسفانه در فصل نقل و انتقالات ميبينيم كه گرانترين و پر سر و صداترين بازيكنان مسنترين آنها هستند و اين مسئله نميتواند چشمانداز خوبي براي آينده باشد. ما پس از جام جهاني 98 لژيونرهاي زيادي داشتيم. آن زمان فوتبال محلات را داشتيم. فوتبال محلات زنده بود و از دل آن بازيكنان زيادي معرفي ميشد. همه جا زمينهاي خاكي وجود داشت. ضمن اينكه در بعضي از استانها مانند خوزستان فوتبال زنده بود. زماني كه فوتبال خوزستان و تهران از بين رفت بازيكنسازي هم از بين رفت. در حال حاضر انگيزه خوبي براي پيشرفت در بين بازيكنان جوان وجود دارد. اما اين جوانان بايد فضاي رقابت پيدا كنند. در ليگما تيمهايي كه به جوانان فضا ميدهند كم هستند و در آخر هم ميبينيم مربياني كه به جوانان بها ميدهند تنها ميمانند. بازيكنان ما امروز در بهترين حالت به ليگهاي قطر و امارات راه پيدا ميكنند. اين مسئله به اين دليل است كه به درستي راهنمايي نميشوند و در نهايت به سطحي هم ميرسند كه با مدير برنامه كار ميكنند و در اين شرايط هم مدير برنامهها به دنبال اين هستند كه سود بيشتري ببرند. براي اصلاح روند فوتبال ايران من طرحي به نام فرهنگستان فوتبال ايران را پيشنهاد ميكنم.
بر اساس اين طرح راه پيشرفت فوتبال ايران باز ميشود و در مسير توليد قرار ميگيرد و راهي جز اين هم وجود ندارد. اگر تا 20 سال ديگر همين روند كنوني را ادامه دهيم و همچنان به عقب برگرديم باز هم مجبوريم كه به انجام اين طرح برگرديم. طرح فرهنگستان فوتبال ايران كاملا اجرايي است و هزينه آن هم به اندازه بودجه متوسط يك باشگاه است. اين فرهنگستان ميتواند جوانان زيادي را تحت پوشش قرار دهد. اين طرح ميتواند بسيار اثرگذار باشد اما پشتوانه مالي و اجرايي ميخواهد.
گزارش خطا