صفحه خبر لوگوبالا تابناک

تصویر: لحظه شهادت دکتر مصطفی چمران

کد خبر: ۲۵۲۷۹۸
| |
75280 بازدید
|

اشتراک گذاری
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۲۹
انتشار یافته: ۱۲۲
محسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
واقعا جای تحسین داره از خود گذشتگی این مردوخدایش بیامرزد.
پاسخ ها
یوسف
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۰:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۲
مرثیه شهید چمران برای دکتر شریعتی
ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!…خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.
می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.
ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشین شدم.
ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.
ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود…
ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.
ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم….
ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.
راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!
ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد … .
‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.
ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره… «شهید» کرد…
مهدی
| Iraq |
۰۱:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۲
جای تاسف است که منفی می زنید .خدا معرفتمون رو ان شاء ا... زیاد کند خصوصا نسبت به شهدا.
ناشناس
| Netherlands (Kingdom of the) |
۱۰:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۲
اونایی که منفی زدن بدونن این بنده خدا تحصیل کرده یکی از بهترین دانشگاه های امریکا بوده که شاگرد اول هم شده تو رشته فیزیک !!!
حالا شما که کلا مدرکتون دیپلم هست چرا منفی میدید؟
ناشناس
| United States of America |
۱۲:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۲
کسایی که منفی دادن در شهادت آن مرد بزرگ دخیل هستن و باید جوابگو باشند
ناشناس
| Latvia |
۱۳:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۲
خواهشا یکی از اونایی که منفی دادن بگن منظورشون چی بوده.چمران دکترای فیزیک پلاسما و الکترونیک داشته.مسوول پروژه تحقیقاتی تو برکلی بوده.وزیر دفاع بوده بعد خودش تو خط مقدم عملیاتها شرکت میکرده .این آدم از خود گذشتگی نداشته؟
علیرضا
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۷:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۳
فرماندهی که در زمان عملیات نیروهای خود را 3 کیلومتر بیشتر راه میبرد و دشتی پر گل را دور میزند تا مبادا گل های این سرزمین زیر چکمه های سربازان خودی لگدمال گردد. میهن پرست حقیقی کسی است که خاک سرزمینش سرمه چشمانش باشد.
میلاد
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۹:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۳
این شهید ، واقعا انسان زیرک و با بصیرتی بود ...
بخاطر اینکه موقعی که می بایست با تحصیل علم برای ایران کسب افتخار کند ، از این کار دریغ نورزید و موقعی هم که می بایست با حضور در جبهه ها و بذل جان برای اسلام و ایران و انقلاب نام کشورش را پر آوازه میکرد ، باز هم دریغ نکرد و این شد عاقبت زیبایی که خداوند برایش رقم زد ...

ایکاش همه آنهاییکه برای تحصیل علم به خارج از کشور می روند ، برای 30 ثانیه هم که شده به این تصویر فکر کنند ...

شهید چمران نمونه ی انسانی بود که قبل از تحصیل علم به تهذیب نفس پرداخت و در اینصورت بود که علمش مفید واقع شد .
ناشناس
|
Germany
|
۲۲:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
روحش شاد و یادش گرامی باد.

ایشان یکی از بزرگوارترین شهیدان ایران زمین هستند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
روحشون شاد و یادشان گرامی
پاسخ ها
ناشناس
| Germany |
۰۳:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۲
یقین دارم این نظرات منفی توسط کسانی است که ذره ای شرافت و انسانیت در وجودشان نیست
فوق لیسانس فیزیک
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۸:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۲
این های که منفی می دهند دیگه کین خدا؟؟؟؟؟؟
خدایا شکرت با این همه صبرت که همچین بنده هایی هم داری.
دکتری فیزیک پلاسما از امریکا بگیری ولی اونجا نمونی و تازه وقتی هم که برگشتی بری جبهه!
من این همه بزرگی و حتی نمی تونم تصور کنم
تازه این یه بعد کوچیک از زندگی این بزرگواره
آشنا
|
Germany
|
۲۳:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
خدا رحمتش کنه به آرزوش رسید خدا به حق این ایام عزیز ما رو با شهدا محشور کنه
ناشناس
|
Singapore
|
۲۳:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
رحمة الله علیه
ناشناس
|
Latvia
|
۲۳:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
روحش شاد
محسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
شهادت هنر مردان خداست. خداوند او را با ائمه معصومين محشور نمايد. امروزه جاى اينگونه مردان حق طلب بى مدعا خيلى خاليست.
ناشناس
|
Ireland
|
۲۳:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
روحش شاد . آزاد زیست و آزاد رفت .
ناشناس
|
United States of America
|
۲۳:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
خدایش مرددددددددد بود.
خدا رحمتش کنه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۱
یاد نخستین دانشمند فیزیک پلاسمای کشور در گرایش گداخت هسته ای گرامی و روحش شاد باد.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۰:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۴/۰۲
تز دکتری ایشون باعث شد بن بست 50 ساله دانشمندان جهان درباره فضا پیماها شکسته بشه، ایشون یک نابغه بود، یک نابغه.....
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
وب گردی