پرواز زمينی بر فراز آسمان
گفتوگو با طراح و سازنده شبيهساز پرواز ايرانی
کد خبر: ۲۵۰۸۹۲
| | 3670 بازدید

طبق آمارها، سوانح آموزشهاي هوايي كه روزگاري رقم قابل توجهي را به خود اختصاص ميدادند با ورود شبيهسازهاي پرواز و حذف آموزش با هواپيماهاي واقعي از سوي شركتهاي هواپيمايي كمتر شده و ديگر شاهد بروز اين حوادث نيستيم.
امروزه استفاده از چنين شبيهسازهايي براي آموزش خلبانان، اجباري است و بخشي از استاندارد را تشكيل ميدهد. دكتر ايرج ابراهيمي، مدير شركت فناوري هوايي شاهين، طراح و سازنده شبيهساز پرواز ايراني است كه سالها در اين زمينه كار تحقيقاتي و اجرايي داشته و با پافشاري بر ايده خود موجب بومي شدن اين طرح شده و نياز كشور را از غير بينياز كرده است.
روزنامه جامجم كه به مناسبت سال حمايت از كار و سرمايه ايراني به دنبال شركتهاي دانشبنيان است، با دكتر ايرج ابراهيمي مديرعامل شركت فناوري هوايي شاهين درباره مشكلات و لذتهاي كسب و كار دانشبنيان به گفتوگو پرداخت كه در ادامه خواهيد خواند.
به عنوان كسي كه بيش از 15 سال در عرصه توليد ثروت از علم و دانش به فعاليت پرداختهايد، به نظر شما علم بهتر است يا ثروت؟
به نظر من علمي خوب است كه به ثروت بينجامد يعني علمي كه حاصلي نداشته باشد و به درد نخورد و مشكل كسي را حل نكند، خاصيتي نخواهد داشت. خاصيت علمي خوب است كه بتواند در خدمت مردم باشد و گرهي از مشكلات مردم را بگشايد و مردم به خاطر آن فناوري، پول خرج كنند.
قطعا هنگامي كه شما كارتان را شروع كرديد، مقدار زيادي از سرمايه خود را در اين راه خرج كردهايد، چرا آن زمان به فكر واردات كالا يا توليد يك محصول ساده مثلا پفك نمكي نيفتاديد و سختي و مشقت اين كار بزرگ علمي را به دوش كشيديد؟
بر فرض مثال دو نفر را با يك شرايط در نظر بگيريد كه دو راه متفاوتي را در پيش ميگيرند. يكي وارد دانشگاه و كارهاي پژوهشي و ديگري به محض دريافت ديپلم وارد بازار كسب و كار ميشود. فردي كه وارد دانشگاه ميشود و مهارت لازم را پيدا ميكند يك ديني را نسبت به پدر، مادر، جامعه و كشورش احساس ميكند و متعهدتر خواهد بود. اين فرد براي اداي اين دين گاهي مجبور است كه براي خود و خانوادهاش كم و كاستي بگذارد تا اين كه محصولي يا ايدهاي را عملي كند. گاهي ممكن است برخي اوقات فشارهاي روحي و گوشه و كنايههاي بسياري، اين افراد را دلسرد و خسته كند و موجب شود كه آنان كار خود را رها كنند و به سوي كسب و تجارت و اشتغالهاي كاذب روي بياورند. منتها اين نوع كسب و كارها اغلب دچار بحرانها و افت و خيزهاي زيادي ميشوند و با كم و زياد شدن ارز پايداري خوبي نخواهند داشت، اما افرادي كه تخصصيتر عمل ميكنند در بازار پايدارتر خواهند بود و كمتر دچار افت و خيز ميشوند چون اين حرفه در بازار كم است و كسي براي بالا بردن سود محصولش بازار را دچار تغيير و تحول نميكند. محصول ما نيز از اين نوع است و هيچ گونه وابستگي با بنزين و قطعات يدكي وارداتي ندارد و با افزايش و كاهش ارز دچار مشكل نميشود.
شايد براي خيلي از جوانان كه ميخواهند براي مقاطع مهندسي، دكترا و حتي افرادي كه وارد كسب و كار شوند، دانستن اين كه شركت فناوري هوايي شاهين چطور كارش را شروع كرده است و براي رسيدن به جايگاه فعلياش با چه مشكلاتي مواجه بوده، جالب باشد، ميشود لطفا داستان خود را تعريف كنيد؟
اغلب من به دانشجويان و فرزندانم ميگويم كه فقط به فكر استخدام و كار كارمندي نباشند. اگر در جايي هم استخدام ميشوند حتما در برنامهشان نيازهاي جامعه را مدنظر بگيرند تا در رفع آن سهيم باشند و در كنار كار خود، روي ايدههاي خود هم وقت بگذارند و آن طرح را عملي كنند. آنان ميتوانند به محض اين كه طرحشان با موفقيت انجام شد و به سود رسيد، كار خود را رها و براي خود كار مستقلي را شروع كنند. اين افراد علاوه بر اين كه تجربه و دانش كسب ميكنند، ميتوانند نيازهاي ساير شركتها را نيز برطرف كنند و هسته تخصصي در داخل كشور تشكيل دهند كه محور آن خود متخصص شود. همين طور آن متخصص ميتواند محصول خود را نسل به نسل بگرداند تا اين كه طي 100 سال آينده گفته شود كه چنين شركتي بنيانگذار اين طرح بوده تا به اين طريق همه به آن شركت مراجعه كنند. من نيز زماني كه قصد عملي شدن اولين ايدهام كه سيستم كنترل چراغهاي راهنمايي و رانندگي بود را داشتم ابتدا در سطح جامعه نيازسنجي كردم. در زمان انقلاب اين سيستم توسط شركت آلماني زيمنس وارد ايران ميشد. پس توليد چنين سيستم در كشور نياز بود. هنگامي كه من اين محصول را با كيفيت بالاتر و ارزانتر از شركت آلماني ساختم و به راهنمايي و رانندگي تحويل دادم به شرطي اين محصول خريداري ميشد كه يك ماه پس از مصرف خراب نشود. اين محصول 6 ماه تست شد و پس از آن تمام محصولات من خريداري شد، حتي به شهرهاي دور هم انتقال پيدا كرد. بعد از اين كه اين محصول نشر پيدا كرد از اين كار بيرون آمدم و شاگردان و ديگر همكارانم اين ايده را دنبال كردند. پس از آن بار ديگر در سطح جامعه نيازسنجي كردم و دريافتم كه سالانه ميليونها دلار هزينه و ارز به خاطر طرح شبيهساز پرواز از كشور خارج ميشود و چنانچه اين سيستم در كشور نباشد تمام بار آموزشي روي هواپيماهاي اصلي ميافتد و به خاطر اين كه هواپيماها نياز به سوخت دارند و از خارج وارد ميشوند و قطعات آن مستهلك خواهد شد، مرا به اين فكر وا داشت تا به سراغ عملي شدن اين ايده بروم.
اصولا چه تفاوتي بين آموزش خلبانان در شبيهسازهاي هواپيما با هواپيماهاي اصلي احساس ميشود؟
در واقع خيلي از خلبانها براي اين كه گواهينامه و امتياز پرواز را بگيرند بايد اين دورهها را بگذرانند تا اين دورهها جزو سوابق پروازشان درج شود. وقتي خلبانان با هواپيماي اصلي براي تمرين و آموزش ميروند بايد به محوطههاي خلوتي بروند، اما اگر شرايطي اضطراري براي آنان پيش بيايد كه مجبور شوند در فرودگاه شلوغي فرود بيايند، با مشكلاتي مواجه خواهند شد، اما در اين سيستم شبيهساز خلبانان ميتوانند حتي شرايط اضطراري را نيز تمرين كنند.
چه ويژگيهايي در ساخت شبيهساز پرواز بود كه شما را به اين سمت گرايش داد تا شما 2 سال براي اين طرح سرمايهگذاري كنيد تا الان به مرحله بهرهبرداري برسيد؟
شايد انجام كار دانشبنيان و اثربخشي آن زمان بر باشد، اما اگر متخصصي به سمت محصولي گرايش پيدا كند كه كاذب نباشد و موردنياز جامعه باشد و روي اين دانش سرمايهگذاري كند، قطعا در درازمدت بيش از سرمايهگذاري كه انجام داده است، به سود خواهد رسيد. زماني كه اين شبيهساز ساخته شد، 150 ميليون تومان به فروش رفت در صورتي كه مشابه خارجي آن 450 ميليون تومان بود. در همان فروش اول ما توانستيم مقدار زيادي به سود برسيم و به مراتب در فروش دوم و سوم سودي بيش از 50 درصد نصيبمان شد. در ضمن ارزش افزوده اين طرح نيز زياد خواهد بود يعني ما با در آمد خود، در اين شرايط بحراني دچار مشكل اقتصادي نخواهيم شد كه قرض يا وامي دريافت كنيم.
در حال حاضر روي شبيهسازي چه هواپيماهايي كار ميكنيد؟
اولين بار با مشاركت يك شركت خارجي سازنده هواپيما كار شبيهسازي را روي يك هواپيماي نظامي آغاز كرديم، اما از آنجا كه بازار اين نوع هواپيما محدود بود وارد كارهاي غيرنظامي شديم و هواپيماي آموزشي TV21 را شبيهسازي كرديم. پس از آن نيز يك نوع هليكوپتر نظامي را شبيهسازي كرديم. پس از موفقيت در اين طرحها به سراغ فوكر 100 رفتيم و بلافاصله پس از آن كار با ايرباس 320 را آغاز كرديم كه پيشرفتهترين هواپيماي مسافربري است كه در ايران استفاده ميشود.
سازندههاي شبيهسازهاي پرواز بايد چه مولفههايي را رعايت كنند؟
سازنده بايد مطابق با معيارها و استانداردهاي جهاني اين چنين شبيهسازهايي را بسازند يعني بايد تمام اطلاعات، استارت موتور، چككردن كارها، بلندشدن و اوجگيري و كمكردن ارتفاع پرواز شبيهساز با عملكرد هواپيماي واقعي مطابقت داشته باشد. اين چنين است كه سازمان هواپيمايي كشور براي ساخت چنين شبيهسازهايي گواهي استاندارد صادر ميكند. در واقع رعايت چنين استانداردهايي است كه وجه تمايز آن با شبيهسازهاي تفريحي و گيم ميشود. معمولا در بازيهاي تفريحي خلبان فقط دستهها را ميگيرد و پاسخي دريافت ميكند، اما در اين شبيهساز خلبان تمام شرايط دشوار پرواز را درك ميكند.
صحبت از شبيهسازهاي تفريحي كرديد، شايد ايده شما بتواند يك كسب و كار شبيهسازي تفريحي را هم ايجاد كند تا به حال به اين موضوع فكر كردهايد؟
در حال حاضر يك نيازي در بازار براي شبيهسازها در تمام سطوح و رشتهها براي جوانان احساس ميشود. شبيهسازي تفريحي و گيم نيز بازار و جايگاه خود را دارد و ميتواند سهم عمدهاي در آموزش و ترويج اين دانش در بين جوانان داشته باشد. متاسفانه هماكنون جاي خالي اين شبيهسازهاي تفريحي در بسياري از شهرها و روستاهاي كشورمان احساس ميشود. چنانچه اين شبيهسازها به توليد انبوه برسند، علاوه بر اين كه ميتوانند باعث افزايش مهارت و اعتماد به نفس كودكان و نوجوانان بشود، موجب اشتغالزايي و ترغيب بيشتر جوانان به آموختن اين دانش هم خواهد شد. شركت فناوري هوايي شاهين هم توليد چنين شبيهسازهايي را در برنامه كارياش داشت، اما به دليل تحريمها و اولويتهاي اجرايي و خطرهاي احتمالي براي آموزش خلبانان بيشترين نيروي كاري خود را روي ساخت شبيهساز فوكر100 و ايرباس گذاشته است.
ايرج ابراهيمي در تهران و اروپا، هر دو شروع به توليد شبيهساز پرواز ميكنند، به نظر شما كدام ايرج ابراهيمي موفقتر است؟ آن شركتي كه در ايران تاسيس شده يا شركتي كه در اروپاست؟
معمولا تهيه و خريد قطعات در كشورهاي اروپايي به سرعت انجام ميشود و شركتهاي سازنده اين كشورها زود به محصول خود ميرسند. ساخت چنين شبيهسازهايي در ايران زمان بر است، اما ارزش آن بسيار زياد است زيرا اين طرح زيربنايي ساختهشده و فناوري آن در كشور بومي شده است. شايد اين كار براي شركت ايراني سخت باشد، اما شبيهسازي تمام قطعات، آلات و سيستم كنترل و بررسي ورودي و خروجي و انتظارات اين شبيهساز باعث شد ما به ساخت دستگاه واقعي آن نيز تسلط پيدا كنيم. تحقق چنين امري علاوه بر اين كه سوددهي بيشتر دارد، وابستگي ما را به كشورهاي ديگر كمتر خواهد كرد.
ميزان استقبال آموزشگاههاي خلباني و شركتهاي هواپيمايي از طرح و ايده شما چطور بود؟
خوشبختانه در حال حاضر خيلي از آموزشگاههاي خلباني محصولات ما را آزمايش كردهاند و ميدانند كه اين طرح چقدر مفيد است و به چه ميزان كيفيت آموزش را بالا ميبرد. جا دارد همين جا از مهندس پرورش، مديرعامل شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران نيز تشكر كنم كه در سال حمايت از توليد ملي و حمايت از سرمايه ايراني قدم مثبت و ارزشمندي را در جهت خريد محصول از شركت ما برداشتهاند، چون بدون حمايت ايشان انجام چنين كاري عملي نبود.
امروزه استفاده از چنين شبيهسازهايي براي آموزش خلبانان، اجباري است و بخشي از استاندارد را تشكيل ميدهد. دكتر ايرج ابراهيمي، مدير شركت فناوري هوايي شاهين، طراح و سازنده شبيهساز پرواز ايراني است كه سالها در اين زمينه كار تحقيقاتي و اجرايي داشته و با پافشاري بر ايده خود موجب بومي شدن اين طرح شده و نياز كشور را از غير بينياز كرده است.
روزنامه جامجم كه به مناسبت سال حمايت از كار و سرمايه ايراني به دنبال شركتهاي دانشبنيان است، با دكتر ايرج ابراهيمي مديرعامل شركت فناوري هوايي شاهين درباره مشكلات و لذتهاي كسب و كار دانشبنيان به گفتوگو پرداخت كه در ادامه خواهيد خواند.
به عنوان كسي كه بيش از 15 سال در عرصه توليد ثروت از علم و دانش به فعاليت پرداختهايد، به نظر شما علم بهتر است يا ثروت؟
به نظر من علمي خوب است كه به ثروت بينجامد يعني علمي كه حاصلي نداشته باشد و به درد نخورد و مشكل كسي را حل نكند، خاصيتي نخواهد داشت. خاصيت علمي خوب است كه بتواند در خدمت مردم باشد و گرهي از مشكلات مردم را بگشايد و مردم به خاطر آن فناوري، پول خرج كنند.
قطعا هنگامي كه شما كارتان را شروع كرديد، مقدار زيادي از سرمايه خود را در اين راه خرج كردهايد، چرا آن زمان به فكر واردات كالا يا توليد يك محصول ساده مثلا پفك نمكي نيفتاديد و سختي و مشقت اين كار بزرگ علمي را به دوش كشيديد؟
بر فرض مثال دو نفر را با يك شرايط در نظر بگيريد كه دو راه متفاوتي را در پيش ميگيرند. يكي وارد دانشگاه و كارهاي پژوهشي و ديگري به محض دريافت ديپلم وارد بازار كسب و كار ميشود. فردي كه وارد دانشگاه ميشود و مهارت لازم را پيدا ميكند يك ديني را نسبت به پدر، مادر، جامعه و كشورش احساس ميكند و متعهدتر خواهد بود. اين فرد براي اداي اين دين گاهي مجبور است كه براي خود و خانوادهاش كم و كاستي بگذارد تا اين كه محصولي يا ايدهاي را عملي كند. گاهي ممكن است برخي اوقات فشارهاي روحي و گوشه و كنايههاي بسياري، اين افراد را دلسرد و خسته كند و موجب شود كه آنان كار خود را رها كنند و به سوي كسب و تجارت و اشتغالهاي كاذب روي بياورند. منتها اين نوع كسب و كارها اغلب دچار بحرانها و افت و خيزهاي زيادي ميشوند و با كم و زياد شدن ارز پايداري خوبي نخواهند داشت، اما افرادي كه تخصصيتر عمل ميكنند در بازار پايدارتر خواهند بود و كمتر دچار افت و خيز ميشوند چون اين حرفه در بازار كم است و كسي براي بالا بردن سود محصولش بازار را دچار تغيير و تحول نميكند. محصول ما نيز از اين نوع است و هيچ گونه وابستگي با بنزين و قطعات يدكي وارداتي ندارد و با افزايش و كاهش ارز دچار مشكل نميشود.
شايد براي خيلي از جوانان كه ميخواهند براي مقاطع مهندسي، دكترا و حتي افرادي كه وارد كسب و كار شوند، دانستن اين كه شركت فناوري هوايي شاهين چطور كارش را شروع كرده است و براي رسيدن به جايگاه فعلياش با چه مشكلاتي مواجه بوده، جالب باشد، ميشود لطفا داستان خود را تعريف كنيد؟
اغلب من به دانشجويان و فرزندانم ميگويم كه فقط به فكر استخدام و كار كارمندي نباشند. اگر در جايي هم استخدام ميشوند حتما در برنامهشان نيازهاي جامعه را مدنظر بگيرند تا در رفع آن سهيم باشند و در كنار كار خود، روي ايدههاي خود هم وقت بگذارند و آن طرح را عملي كنند. آنان ميتوانند به محض اين كه طرحشان با موفقيت انجام شد و به سود رسيد، كار خود را رها و براي خود كار مستقلي را شروع كنند. اين افراد علاوه بر اين كه تجربه و دانش كسب ميكنند، ميتوانند نيازهاي ساير شركتها را نيز برطرف كنند و هسته تخصصي در داخل كشور تشكيل دهند كه محور آن خود متخصص شود. همين طور آن متخصص ميتواند محصول خود را نسل به نسل بگرداند تا اين كه طي 100 سال آينده گفته شود كه چنين شركتي بنيانگذار اين طرح بوده تا به اين طريق همه به آن شركت مراجعه كنند. من نيز زماني كه قصد عملي شدن اولين ايدهام كه سيستم كنترل چراغهاي راهنمايي و رانندگي بود را داشتم ابتدا در سطح جامعه نيازسنجي كردم. در زمان انقلاب اين سيستم توسط شركت آلماني زيمنس وارد ايران ميشد. پس توليد چنين سيستم در كشور نياز بود. هنگامي كه من اين محصول را با كيفيت بالاتر و ارزانتر از شركت آلماني ساختم و به راهنمايي و رانندگي تحويل دادم به شرطي اين محصول خريداري ميشد كه يك ماه پس از مصرف خراب نشود. اين محصول 6 ماه تست شد و پس از آن تمام محصولات من خريداري شد، حتي به شهرهاي دور هم انتقال پيدا كرد. بعد از اين كه اين محصول نشر پيدا كرد از اين كار بيرون آمدم و شاگردان و ديگر همكارانم اين ايده را دنبال كردند. پس از آن بار ديگر در سطح جامعه نيازسنجي كردم و دريافتم كه سالانه ميليونها دلار هزينه و ارز به خاطر طرح شبيهساز پرواز از كشور خارج ميشود و چنانچه اين سيستم در كشور نباشد تمام بار آموزشي روي هواپيماهاي اصلي ميافتد و به خاطر اين كه هواپيماها نياز به سوخت دارند و از خارج وارد ميشوند و قطعات آن مستهلك خواهد شد، مرا به اين فكر وا داشت تا به سراغ عملي شدن اين ايده بروم.
اصولا چه تفاوتي بين آموزش خلبانان در شبيهسازهاي هواپيما با هواپيماهاي اصلي احساس ميشود؟
در واقع خيلي از خلبانها براي اين كه گواهينامه و امتياز پرواز را بگيرند بايد اين دورهها را بگذرانند تا اين دورهها جزو سوابق پروازشان درج شود. وقتي خلبانان با هواپيماي اصلي براي تمرين و آموزش ميروند بايد به محوطههاي خلوتي بروند، اما اگر شرايطي اضطراري براي آنان پيش بيايد كه مجبور شوند در فرودگاه شلوغي فرود بيايند، با مشكلاتي مواجه خواهند شد، اما در اين سيستم شبيهساز خلبانان ميتوانند حتي شرايط اضطراري را نيز تمرين كنند.
چه ويژگيهايي در ساخت شبيهساز پرواز بود كه شما را به اين سمت گرايش داد تا شما 2 سال براي اين طرح سرمايهگذاري كنيد تا الان به مرحله بهرهبرداري برسيد؟
شايد انجام كار دانشبنيان و اثربخشي آن زمان بر باشد، اما اگر متخصصي به سمت محصولي گرايش پيدا كند كه كاذب نباشد و موردنياز جامعه باشد و روي اين دانش سرمايهگذاري كند، قطعا در درازمدت بيش از سرمايهگذاري كه انجام داده است، به سود خواهد رسيد. زماني كه اين شبيهساز ساخته شد، 150 ميليون تومان به فروش رفت در صورتي كه مشابه خارجي آن 450 ميليون تومان بود. در همان فروش اول ما توانستيم مقدار زيادي به سود برسيم و به مراتب در فروش دوم و سوم سودي بيش از 50 درصد نصيبمان شد. در ضمن ارزش افزوده اين طرح نيز زياد خواهد بود يعني ما با در آمد خود، در اين شرايط بحراني دچار مشكل اقتصادي نخواهيم شد كه قرض يا وامي دريافت كنيم.
در حال حاضر روي شبيهسازي چه هواپيماهايي كار ميكنيد؟
اولين بار با مشاركت يك شركت خارجي سازنده هواپيما كار شبيهسازي را روي يك هواپيماي نظامي آغاز كرديم، اما از آنجا كه بازار اين نوع هواپيما محدود بود وارد كارهاي غيرنظامي شديم و هواپيماي آموزشي TV21 را شبيهسازي كرديم. پس از آن نيز يك نوع هليكوپتر نظامي را شبيهسازي كرديم. پس از موفقيت در اين طرحها به سراغ فوكر 100 رفتيم و بلافاصله پس از آن كار با ايرباس 320 را آغاز كرديم كه پيشرفتهترين هواپيماي مسافربري است كه در ايران استفاده ميشود.
سازندههاي شبيهسازهاي پرواز بايد چه مولفههايي را رعايت كنند؟
سازنده بايد مطابق با معيارها و استانداردهاي جهاني اين چنين شبيهسازهايي را بسازند يعني بايد تمام اطلاعات، استارت موتور، چككردن كارها، بلندشدن و اوجگيري و كمكردن ارتفاع پرواز شبيهساز با عملكرد هواپيماي واقعي مطابقت داشته باشد. اين چنين است كه سازمان هواپيمايي كشور براي ساخت چنين شبيهسازهايي گواهي استاندارد صادر ميكند. در واقع رعايت چنين استانداردهايي است كه وجه تمايز آن با شبيهسازهاي تفريحي و گيم ميشود. معمولا در بازيهاي تفريحي خلبان فقط دستهها را ميگيرد و پاسخي دريافت ميكند، اما در اين شبيهساز خلبان تمام شرايط دشوار پرواز را درك ميكند.
صحبت از شبيهسازهاي تفريحي كرديد، شايد ايده شما بتواند يك كسب و كار شبيهسازي تفريحي را هم ايجاد كند تا به حال به اين موضوع فكر كردهايد؟
در حال حاضر يك نيازي در بازار براي شبيهسازها در تمام سطوح و رشتهها براي جوانان احساس ميشود. شبيهسازي تفريحي و گيم نيز بازار و جايگاه خود را دارد و ميتواند سهم عمدهاي در آموزش و ترويج اين دانش در بين جوانان داشته باشد. متاسفانه هماكنون جاي خالي اين شبيهسازهاي تفريحي در بسياري از شهرها و روستاهاي كشورمان احساس ميشود. چنانچه اين شبيهسازها به توليد انبوه برسند، علاوه بر اين كه ميتوانند باعث افزايش مهارت و اعتماد به نفس كودكان و نوجوانان بشود، موجب اشتغالزايي و ترغيب بيشتر جوانان به آموختن اين دانش هم خواهد شد. شركت فناوري هوايي شاهين هم توليد چنين شبيهسازهايي را در برنامه كارياش داشت، اما به دليل تحريمها و اولويتهاي اجرايي و خطرهاي احتمالي براي آموزش خلبانان بيشترين نيروي كاري خود را روي ساخت شبيهساز فوكر100 و ايرباس گذاشته است.
ايرج ابراهيمي در تهران و اروپا، هر دو شروع به توليد شبيهساز پرواز ميكنند، به نظر شما كدام ايرج ابراهيمي موفقتر است؟ آن شركتي كه در ايران تاسيس شده يا شركتي كه در اروپاست؟
معمولا تهيه و خريد قطعات در كشورهاي اروپايي به سرعت انجام ميشود و شركتهاي سازنده اين كشورها زود به محصول خود ميرسند. ساخت چنين شبيهسازهايي در ايران زمان بر است، اما ارزش آن بسيار زياد است زيرا اين طرح زيربنايي ساختهشده و فناوري آن در كشور بومي شده است. شايد اين كار براي شركت ايراني سخت باشد، اما شبيهسازي تمام قطعات، آلات و سيستم كنترل و بررسي ورودي و خروجي و انتظارات اين شبيهساز باعث شد ما به ساخت دستگاه واقعي آن نيز تسلط پيدا كنيم. تحقق چنين امري علاوه بر اين كه سوددهي بيشتر دارد، وابستگي ما را به كشورهاي ديگر كمتر خواهد كرد.
ميزان استقبال آموزشگاههاي خلباني و شركتهاي هواپيمايي از طرح و ايده شما چطور بود؟
خوشبختانه در حال حاضر خيلي از آموزشگاههاي خلباني محصولات ما را آزمايش كردهاند و ميدانند كه اين طرح چقدر مفيد است و به چه ميزان كيفيت آموزش را بالا ميبرد. جا دارد همين جا از مهندس پرورش، مديرعامل شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران نيز تشكر كنم كه در سال حمايت از توليد ملي و حمايت از سرمايه ايراني قدم مثبت و ارزشمندي را در جهت خريد محصول از شركت ما برداشتهاند، چون بدون حمايت ايشان انجام چنين كاري عملي نبود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


