درسهايی براي قهرمان ملي شدن
رضا فيض آبادي
کد خبر: ۲۵۰۷۷۰
| | 3687 بازدید
جام ملت هاي اروپا و آن همه وقايع و اتفاقات زيباي انساني و اجتماعي و فرهنگي كه دارد يك طرف و مسايل فني آن در طرف ديگر انسان را مات و متحير مي كند كه پس چرا اين كارشناساني كه به سيما و صدا دعوت مي شوند و همچنين گزارشگران جديدالورود و خوش لهجه و خوش صداي ما به مسايل كليشه ايي و حاشيه ايي مي پردازند اما آن همه زيبايي و خوبي را براي بيننده باز نمي كنند.
اينكه كارشناسان تازه رونمايي شده دم از سيستم چند چند فلان تيم مي زنند و يا اينكه از خودشان و بگويند و مجري براي كارشناس تعارف پاره كند و كارشناس براي مجري چيزي جز كلافه كردن مردم به همراه ندارد ولي البته برخي ناشناخته هاي ما و زيرخاكي ها در اين فوتبال تحت عنوان مربي و كارشناس و آناليزور به جامعه دلال ها شناخته مي شوند تا تعدادي افراد جديد براي خود دكاني نان و آبدار از اين طريق باز كنند. نمونه از اين دست زياد داريم كه ناشناخته ورود كرده اند و بعد از چند مدت حضور در برنامه هايي از اين دست سر از مربيگري و كارشناسي و آناليزوري فلان تيم بزرگ درآورده اند.(اي كاش در حد آن چيزي كه مطرح مي شوند باشند).
در هر حال فقط يكي از بازي ها ي يورو 2012 را شب گذشته اگر به دقت تماشا مي كرديد كه حتما بسياري از عزيزان بينده متوجه نكاتي كه مي خواهم عرض كنم شده اند اما به جهت جنبه آموزشي و فني بازهم يادآوري مي كنيم تا شايد برخي ها كه منظور نظر هستند به خود آيند و ببينند ميدان ورزش و ميدان قهرماني چيست و قهرمان واقعي كيست.
بازي اوكراين و سوئد خيلي براي من و شماها جالب بود.
جايي كه يكي از ميزبانان اين مسابقات در اولين ديدار بايد به مصاف سوئد مي رفت.
سطح فوتبال هردو تيم در يك اندازه ولي هر دو تيم دو شاخصه مهم داشتند كه اين دو شاخصه تعيين كننده بازي شدند.
زالاتان ابرامويچ در نوك حمله سوئد و آندري شوچنكو 37 ساله و با تجربه هم در نوك حمله اوكراين.
هردو بازيكن مطرح و بزرگ و بزرگتر از تيم هايي كه در آن بازي مي كنند.
(اشتباه نشود تيم ملي هر كشور بزرگتر از هر بازيكن بزرگي است و اينجا منظور ما بحث فني است)
نگاه دو ملت هم به همين دو بازيكن بود.
يك قهرمان و يك بازيكن شاخص در اينگونه ميادين است كه تبديل به قهرمان ملي مي شود چرا كه آن انتظاري كه جامعه از او دارد را برآورده مي كند و يا اينكه تلاش مي كند هماني باشد كه مردم كشورش از او انتظار دارند.
قهرماناني كه ما هم در كشور خودمان كم نداشته و نداريم اما آنها را قدر نمي نهيم و سعي مي كنيم به هر نحو ممكن آنها را تخريب كنيم اما در جهان و در دنياي امروزي چنين افرادي داراي ارج و قرب و منزلت هستند.
بخاطر داريد هر زمان كه تيم ملي بازي داشت از قهرماناني مثل علي دايي - عابدزاده - كريم باقري - خداداد عزيزي چه انتظاراتي داشتيم؟
و بخاطر داريد كه همين علي دايي به هر نحو ممكن انتظارت ميليونها ايراني را برآورده مي كرد.
علي دايي بي جهت دايي نشد هر چند كه متاسفانه هنوزهم تا بحث آقاي گلي او در دنيا مطرح مي شود باز عده ايي ريزبين گلهاي او به مالديو را يادآور مي شوند اما نمي گويند كه در چه بازي هاي حساسي كه نفس همه مي گرفت او و يا خداداد و يا عابدزاده گره گشاي فوتبال ايران مي شدند.
حالا برگرديم به بازي ديشب.
وقتي زالاتان گل اول بازي را زد و دروازه اوكراين را گشود پاسخ مناسبي به هموطنان خود داد كه از او همين انتظار را داشتند.
حالا يك ملت در آن طرف زمين آن هم در خانه خود از قهرمان ملي شان انتظار تلافي داشتند.
عجيب اينكه گرامي كارشناسان سيما در مطالب بين دونيمه وقبل از بازي اصلا روي شوچنكو حساب باز نكردند و او را يك تمام شده مي پنداشتند.
شفچنكو برخلاف نظرات و ادعاهاي كارشناسان ما كار خودش را سه دقيقه بعد از گل زالا كرد.
او چنان به سمت توپ يورش برد و روي سر مدافع حريف ضربه سر زد كه جاي هيچ اما و اگري باقي نگذاشت.
مردم اوكراين اشك شوق ريختند و تحسين كردند حتما اين قهرماند ملي خود را بعد از اين گل جسورانه و شجاعانه و زيبا.
اما اين پايان كار نبود .
دقايقي بعد بازهم آندري از كوچكترين موقيت خود بزرگترين استفاده را برد و گل دوم و گل پيروزي بخش اوكراين را زد.
آندري قهرمان ملي بود و ديشب بازهم مهر تاييدي بر قهرمان بودن خود نزد مردمش زد.
سه موقعيت برايش درست كردند و دوتا ي آن را تبديل به گل كرد.
نبرد بين دو قهرمان يعني زالاتان و آندري را مرد اوكرايني برد.
او بازهم قهرمان ملي باقي ماند و باقي مي ماند چون حس مردمش را در وجود خود خلق مي كند و از آن حس براي سربلندي مردمش بهترين سود را مي برد.
همه اينها را گفتيم تا به درس اخلاتقي قضيه هم برسيم.
درسي كه آندري داد و اي كاش بازيكنان ما كه بعضا خود را بزرگ مي دانند آن را ديده باشند.
بعد از دو گلي كه زد اولوگ بلوخين كه خود از ستاره هاي فوتبال شوروي سابق و اروپا هم بود قهرمان كشورش را تعويض كرد.
آندري با روي باز و با تشويق هواداران اوكرايني از زمين خارج شد ، نه به كيف پزشك تيم لگد پراني كرد، نه پيراهنش را درآورد و آن طرف پرت كردو نه با فوحش و ناسزاي زير لب و روي لب راهي رختكن شد.
با مربي و همه نيمكت نشينان دست داد و در كنار زمين نشست تا بازيكنان درون زمين با چهره راضي و نويد بخش او پيروزي را حفظ كنند.
بله؛
قهرمان شدن خيلي آسان است اما قهرمان ملي شدن بسيار دشوارتر از آن.
نمي دانم چرا كارشناسان حاضر در سيما به غير از معدود افرادي مثل دكتر صدر به اينگونه موارد نمي پردازند تا هم بييننده لذت ببرد و هم بزرگان به اصطلاح فوتبال ما بدانند بزرگي و قهرمان ملي شدن به چه چيزهايي بستگي دارد.
شوچنكو و حركات گل او را كارشناسان و گزارشگران سيما مثل همه مردم عادي ديدند اما اين همه خوبي را نديدند.
اينكه كارشناسان تازه رونمايي شده دم از سيستم چند چند فلان تيم مي زنند و يا اينكه از خودشان و بگويند و مجري براي كارشناس تعارف پاره كند و كارشناس براي مجري چيزي جز كلافه كردن مردم به همراه ندارد ولي البته برخي ناشناخته هاي ما و زيرخاكي ها در اين فوتبال تحت عنوان مربي و كارشناس و آناليزور به جامعه دلال ها شناخته مي شوند تا تعدادي افراد جديد براي خود دكاني نان و آبدار از اين طريق باز كنند. نمونه از اين دست زياد داريم كه ناشناخته ورود كرده اند و بعد از چند مدت حضور در برنامه هايي از اين دست سر از مربيگري و كارشناسي و آناليزوري فلان تيم بزرگ درآورده اند.(اي كاش در حد آن چيزي كه مطرح مي شوند باشند).
در هر حال فقط يكي از بازي ها ي يورو 2012 را شب گذشته اگر به دقت تماشا مي كرديد كه حتما بسياري از عزيزان بينده متوجه نكاتي كه مي خواهم عرض كنم شده اند اما به جهت جنبه آموزشي و فني بازهم يادآوري مي كنيم تا شايد برخي ها كه منظور نظر هستند به خود آيند و ببينند ميدان ورزش و ميدان قهرماني چيست و قهرمان واقعي كيست.
بازي اوكراين و سوئد خيلي براي من و شماها جالب بود.
جايي كه يكي از ميزبانان اين مسابقات در اولين ديدار بايد به مصاف سوئد مي رفت.
سطح فوتبال هردو تيم در يك اندازه ولي هر دو تيم دو شاخصه مهم داشتند كه اين دو شاخصه تعيين كننده بازي شدند.
زالاتان ابرامويچ در نوك حمله سوئد و آندري شوچنكو 37 ساله و با تجربه هم در نوك حمله اوكراين.
هردو بازيكن مطرح و بزرگ و بزرگتر از تيم هايي كه در آن بازي مي كنند.
(اشتباه نشود تيم ملي هر كشور بزرگتر از هر بازيكن بزرگي است و اينجا منظور ما بحث فني است)
نگاه دو ملت هم به همين دو بازيكن بود.
يك قهرمان و يك بازيكن شاخص در اينگونه ميادين است كه تبديل به قهرمان ملي مي شود چرا كه آن انتظاري كه جامعه از او دارد را برآورده مي كند و يا اينكه تلاش مي كند هماني باشد كه مردم كشورش از او انتظار دارند.
قهرماناني كه ما هم در كشور خودمان كم نداشته و نداريم اما آنها را قدر نمي نهيم و سعي مي كنيم به هر نحو ممكن آنها را تخريب كنيم اما در جهان و در دنياي امروزي چنين افرادي داراي ارج و قرب و منزلت هستند.
بخاطر داريد هر زمان كه تيم ملي بازي داشت از قهرماناني مثل علي دايي - عابدزاده - كريم باقري - خداداد عزيزي چه انتظاراتي داشتيم؟
و بخاطر داريد كه همين علي دايي به هر نحو ممكن انتظارت ميليونها ايراني را برآورده مي كرد.
علي دايي بي جهت دايي نشد هر چند كه متاسفانه هنوزهم تا بحث آقاي گلي او در دنيا مطرح مي شود باز عده ايي ريزبين گلهاي او به مالديو را يادآور مي شوند اما نمي گويند كه در چه بازي هاي حساسي كه نفس همه مي گرفت او و يا خداداد و يا عابدزاده گره گشاي فوتبال ايران مي شدند.
حالا برگرديم به بازي ديشب.
وقتي زالاتان گل اول بازي را زد و دروازه اوكراين را گشود پاسخ مناسبي به هموطنان خود داد كه از او همين انتظار را داشتند.
حالا يك ملت در آن طرف زمين آن هم در خانه خود از قهرمان ملي شان انتظار تلافي داشتند.
عجيب اينكه گرامي كارشناسان سيما در مطالب بين دونيمه وقبل از بازي اصلا روي شوچنكو حساب باز نكردند و او را يك تمام شده مي پنداشتند.
شفچنكو برخلاف نظرات و ادعاهاي كارشناسان ما كار خودش را سه دقيقه بعد از گل زالا كرد.
او چنان به سمت توپ يورش برد و روي سر مدافع حريف ضربه سر زد كه جاي هيچ اما و اگري باقي نگذاشت.
مردم اوكراين اشك شوق ريختند و تحسين كردند حتما اين قهرماند ملي خود را بعد از اين گل جسورانه و شجاعانه و زيبا.
اما اين پايان كار نبود .
دقايقي بعد بازهم آندري از كوچكترين موقيت خود بزرگترين استفاده را برد و گل دوم و گل پيروزي بخش اوكراين را زد.
آندري قهرمان ملي بود و ديشب بازهم مهر تاييدي بر قهرمان بودن خود نزد مردمش زد.
سه موقعيت برايش درست كردند و دوتا ي آن را تبديل به گل كرد.
نبرد بين دو قهرمان يعني زالاتان و آندري را مرد اوكرايني برد.
او بازهم قهرمان ملي باقي ماند و باقي مي ماند چون حس مردمش را در وجود خود خلق مي كند و از آن حس براي سربلندي مردمش بهترين سود را مي برد.
همه اينها را گفتيم تا به درس اخلاتقي قضيه هم برسيم.
درسي كه آندري داد و اي كاش بازيكنان ما كه بعضا خود را بزرگ مي دانند آن را ديده باشند.
بعد از دو گلي كه زد اولوگ بلوخين كه خود از ستاره هاي فوتبال شوروي سابق و اروپا هم بود قهرمان كشورش را تعويض كرد.
آندري با روي باز و با تشويق هواداران اوكرايني از زمين خارج شد ، نه به كيف پزشك تيم لگد پراني كرد، نه پيراهنش را درآورد و آن طرف پرت كردو نه با فوحش و ناسزاي زير لب و روي لب راهي رختكن شد.
با مربي و همه نيمكت نشينان دست داد و در كنار زمين نشست تا بازيكنان درون زمين با چهره راضي و نويد بخش او پيروزي را حفظ كنند.
بله؛
قهرمان شدن خيلي آسان است اما قهرمان ملي شدن بسيار دشوارتر از آن.
نمي دانم چرا كارشناسان حاضر در سيما به غير از معدود افرادي مثل دكتر صدر به اينگونه موارد نمي پردازند تا هم بييننده لذت ببرد و هم بزرگان به اصطلاح فوتبال ما بدانند بزرگي و قهرمان ملي شدن به چه چيزهايي بستگي دارد.
شوچنكو و حركات گل او را كارشناسان و گزارشگران سيما مثل همه مردم عادي ديدند اما اين همه خوبي را نديدند.
گزارش خطا