چشمانداز آينده ورزش
رئيسجمهور در مراسم تجليل از قهرمانان المپيك و پارالمپيك، از مدالآوران عرصههاي بينالمللي، جهاني و المپيك تجليل كرد؛ تجليل از مدالآوران رويهاي است كه از زمان رياستجمهوري هاشمي رفسنجاني بنا گذاشته شده و همه ساله از مدالآوران با حضور رئيس قوه مجريه تجليل ميشود.
دكتر احمدينژاد در بخشي از سخنان خود در اين مراسم عنوان كرد: «حقيقتا دوست دارم در تمام صحنههاي مهم ورزشي كنار ورزشكارانمان حضور داشته باشم» و افزود: «در مسابقههاي المپيك نيز علاقهمند بودم كه در المپيك كنار ورزشكارانمان حضور داشته باشم، ولي يك ملاحظات حاشيهاي وجود داشت و اگر من در آنجا حضور پيدا ميكردم، اصل هدف ورزش تحتالشعاع قرار ميگرفت و در حقيقت، با حضور در مسابقات پارالمپيك در كنار ورزشكاران به آنان عرض ارادت كردم».
وي در ادامه گفت: دولت در حد توان و تا آخر از ورزش و فعاليتهاي ورزشي حمايت خواهد كرد و به آن خواهد داد».
به لحاظ معنا و مفهوم حمايت، در كنار ورزش بودن، حضور در كنار المپيكيها و پارالمپيكيها، حضور تمرينات تيمها، حضور در سر زمين فوتبال و تمرين كردن با دروازهبان تيم ملي، شركت در جلسه تجليل در جمعهاي چند صد نفري و اهداي جوايز و سخنراني را ميتوان بخشي از تبليغات دولت نهم براي روحيه دادن و روحيه گرفتن ورزشكاران قلمداد كرد.
نگاه قهرمانپروري، تشويق و ترغيب ورزش گلخانهاي، دلخوش كردن به چند مدال در المپيك حتي تلاش در راستاي به دست آوردن مقام چهارم بازيهاي آسيايي كوانگژو، هرگز به معناي صحيح حمايت از ورزش نيست، مگر آنكه شناخت از كاركرد ورزش در اندازه يك مقوله تبليغاتي شبيه بروشور، عكس، فيلم و تراكت باشد.
اما اگر به مقولههاي ديگر از ورزش توجه كنيم، مثلا بسترسازي براي ورزش شهروندي، تدوين قانون و مقررات و نهادينه كردن قانوني آن در شوراي عالي ورزش، كشاندن سرمايهها به سوي ورزش همگاني، اولويت در ساخت و سازهاي اماكن آموزشي ورزش، گسترش لوازم و ابزار ورزش براي عموم در مكانهاي عمومي (مثلا اولويت و برنامهريزي براي صد هزار نفر در يك استاديوم) و فراهم كردن زمينه جهت ورزش عمومي و بهداشتي و سلامتي به جاي سرمايهگذاري براي يازده نفر دست كم به صورت متوازن و تعادل بين ورزش همگاني و ورزش قهرماني به جاي رقابت بين رسانههاي ورزشي دولتي و خصوصي در پرداختن به ورزش قهرماني، آن هم انحصارا در فوتبال و سوق دادن رسانههاي دولتي ـ كه از بودجه سخاوتمندانه دولت استفاده ميكنند ـ به گسترش و بسترسازي ورزش همگاني كه به باور كارشناسان و صاحبنظران فرهنگسازي، بسترسازي، اطلاعرساني و نهادينه كردن امر ورزش و ايجاد باور كه ميتواند از مأموريتهاي جدي رسانههاي دولتي باشد.
به نظر ميرسد، آنچه در دولت نهم مغفول مانده، نگاه نرمافزاري به مقوله جدي تربيت بدني و ورزش است و آنچه تبليغ و تأكيد ميشود، نگاه سختافزاري و بينش تأسيساتي است.
در حالي كه در اين دولت به شدت از نداشتن برنامه جامع ورزشي رنج ميبريم، تبليغات رسانهاي دولتي به كمك رسانههاي دولتي ورزش به شدت بزرگنمايي ميشود تا جايي كه ورزش قهرماني و قهرمانپروري افراطي، جاي خود را به ورزش همگاني و شهروندي داده است، در حالي كه برنامهريزان رئيسجمهور، دهها ساعت و شايد دهها روز، وقت ايشان را صرف حضور در تمرينات پارالمپيك، افتتاح اماكن ورزشي، شركت در مراسم تجليل از قهرمانان ميكنند كه جاي تقدير هم دارد، اما حتي براي يك بار هم شوراي عالي ورزش كشور تشكيل نميشود تا به مسائل كلان ورزش رسيدگي كند.
اين در حالي است كه در دولت سازندگي، حجتالاسلام رفسنجاني سه بار و در دولت اصلاحات حجت الاسلام خاتمي پانزده بار شوراي عالي ورزش تشكيل داده و اقدام به تصويب قوانين اثرگذار در ورزش كشور كردهاند.
به اين ترتيب، به نظر ميرسد ناخودآگاه وجهه تبليغاتي ورزش در دولت نهم بر وجهه برنامهريزي و نرمافزاري آن ارجحيت داده ميشود و در آينده به جاي داشتن مردمي سالم، نيروي كاري آماده و مادر و پدراني سلامت، وارث هزار نفر قهرمان مدالآوري هستيم كه بيشتر به درد خاطره شدن ميخورند تا الگو و اسوه شدن.


