پرونده هولناک «سايه وحشت»
کد خبر: ۲۴۸۵۱۱
| | 4603 بازدید
كارنامه جرايم اين مرد پر از سياهي است اما خودش خونسردانه سرنوشت تبهكارانهاش را به گردن ديگران مياندازد. از اغفال دختران گرفته تا گروگانگيري و حمله به مأموران پليس در پرونده اين مرد شرور كه با وجود محكوميت با مرخصي از زندان فراري شده بود ديده ميشود. 14 نوع جرم خطرناك حتي قاچاق اسلحه جنگي كافي بود تا «محمد» معروف به «اسلام» از سوي پليس استان البرز تحت تعقيب ويژه قرار گيرد.
به گزارش ايران مأموران به رديابي 20 پاتوق و مخفيگاه از شرور مسلح دست زدند تا اين كه به ولدآباد در محمدشهر كرج رسيدند و چون ميدانستند وي در حمله به پليس جسارت زيادي دارد در تيمهاي عملياتي ويژه وارد عمل شدند و توانستند شرور مسلح را به دام اندازند.
از سال 79 سناريوي دزد و پليس در اين پروژه آغاز شد
شرور زورگير بارها به زندان افتاد و خيلي راحت فراري شد و هر بار پس از آزادي به تشكيل باندهايي پرداخت و دست به جرائم خطرناكي زد تا جايي كه 35سابقه كيفري در پروندهاش ثبت شده است. حالا اين شرور آرام است و طوري حرف ميزند كه انگار نه انگار همه از سايه وي نيز وحشت داشتند.
ميزان تحصيلات؟
تا دوم دبيرستان درس خواندم و بچه درسخواني هم بودم اما دست روزگار من را از كلاس و مدرسه دور كرد.
نخستين جرمي كه مرتكب شدي؟
يادم نميآيد از دوران نوجواني دوست داشتم با بچههاي محله دعوا كنم و يك روز اسلحه شكاري پدرم را دزديدم و به شكار رفتم كه توسط محيطبانان دستگير شدم.
از خانه فرار كردي؟
در سن 10 سالگي از پدرم خواستم تا برايم دوچرخه بخرد كه نپذيرفت من هم تصميم به فرار گرفتم و مدت يك هفته در كنار دوستانم بودم.
به ورزش علاقه داري؟
بله، من كشتيگير هستم و چند مدال طلايي در مسابقات محلي گرفتم و در رشته موتورسواري با موتور پرشي كراس، حكم قهرماني دارم.
از كودكي چه آرزويي داشتي و ميخواستي چه شغلي داشته باشي؟
آرزو داشتم خلبان شوم چون درسخوان بودم و همه اطرافيانم ميگفتند من آدم حسابي ميشوم اما چون حرف گوش كن نبودم پدرم مانع درس خواندن من شد.
پدر و مادرت چه تأثيري در مجرمشدنت داشتند؟
هيچ وقت به من محبت نميكردند و همهاش با من لجبازي ميكردند احساس ميكردم مرا دوست ندارند.
تا حالا عاشق شدي؟
بله. عاشق همسر و 2 بچهام هستم.
از چه آدمهايي بدت ميآيد؟
كساني كه دزد، دروغگو و هوسران هستند.
از چه زمان مسلح شدي و چرا؟
از زماني كه با اسلحه پدرم شكار رفتم و وقتي از دست محيطبانان آزاد شدم اسلحه را به نام خودم كردم.
خانوادهات را دوست داري؟
با همه نامهربانيهايي كه پدر و مادرم در حق من كردند به آنها احترام ميگذارم و همسر و 2 بچهام را بيش از اندازه دوست دارم.
با چه كسي درد دل ميكني؟
من آدم سادهاي هستم و با بيشتر آدمهاي اطرافم درد دل ميكردم و همين سادگي كار دستم داد. چون اطرافيانم از سادگيام سوءاستفاده كردند و مرا به راه خلاف كشيدند ديگر با كسي درد دل نميكنم مگر با همسرم.
چه كسي را بيشتر دوست داري؟
همسر و 2 بچهام.
بعد از هر شرارت و تبهكاري پشيمان ميشدي؟
سخت پشيمان ميشدم و هر بار تصميم ميگرفتم كه سمت كارهاي خلاف نروم اما اطرافيان و دوستان خلافكارم باعث شدند كه دوباره مرتكب جرم بشوم.
چند بار به زندان افتادي و كدام زندانها؟
در حالي كه در پرونده «محمد» معروف به اسلام
5 بار سابقه زندان ديده ميشود ميگفت: 3 بار به زندان رفتهام.
كدام زندان را بيشتر دوست داري؟
زندانهاي كرج.
مخفيگاههايت را چگونه انتخاب ميكردي و چه شرايطي داشتند؟
بيشتر اطرفيان و دوستانم خانهاي براي من تهيه ميكردند و در مناطقي ميرفتم كه همسايهها به ظاهر من را نشناسند.
چند نوچه داشتي يا داري؟
رفيق زياد دارم اما نوچهاي ندارم.
آيا زن نيز جزو نوچههايت بود؟ اگر بود چگونه آشنا ميشدي؟
با زنان خلافكار در تماس نبودم و نيستم چون خودم زن و بچه دارم.
چه آرزويي براي بچههايت داري؟ آيا با آنها به گردش ميرفتي؟
دوست دارم خوشبختشان كنم و زندگي آرامي داشته باشند و مثل من با استرس شب را به روز نرسانند، چون دوستشان دارم هميشه بيشترين لذت را زمانهايي ميبردم كه با آنها به گردش ميرفتم.
اگر بچهات مثل خودت مجرم باشد چه برخوردي ميكني؟
هرگز آنها مثل من مجرم نميشوند چون آنها اهل نماز هستند.
يك بار زنت را گروگان گرفتهاي، اگر در شرايط بدي قرار ميگرفتي آيا وي را واقعاً ميكشتي؟
در آن موقع شيشه مصرف كرده بودم و حالت عادي نداشتم و اصلاً نميدانستم كه اين گروگان همسر خودم است.
چرا با مأموران بارها و بارها درگير شدي؟ اميدت به فرار چقدر بود؟
من با مأموران فقط يك بار درگير شدم. چون روز قبلش با چند نفر درگير شده بودم و زماني كه پليس به سراغم آمد من شيشه و قرص روانگردان مصرف كرده بودم و اصلاً حالت عادي نداشتم و فكر ميكردم خلافكارها به خانهام آمدهاند و قصد دارند به زن و بچهام آسيب برسانند.
مهمترين تبهكاريت كدام بود؟
درگيري و شرارت.
اگر كسي التماس كند چه برخوردي با وي ميكني؟
آدم عقدهاي نيستم و از آن ميگذرم.
زندان تو را تنبيه نكرده، بايد چه كاري صورت بگيرد تا تو اصلاح شوي؟
وقتي آزاد ميشوم هميشه شرمنده زن و بچهام هستم چون پولي ندارم به خاطر همين باز دزدي ميكنم.
نظرت درباره زندان چيست؟
جاي خوبي نيست و اسمش تن آدم را ميلرزاند.
آدم حسابي بودن بهتر است يا شروري كه هميشه بايد فرار كند؟
معلوم است، آدم حسابي بودن هزار بار شرف دارد، به مجرم فراري بودن.
از چه چيزهايي لذت ميبري و بهترين تفريحت چيست؟
در كنار خانواده بودن براي من خيلي لذتبخش است و بهترين تفريح گردش با خانواده است.
حرف آخر.
انتهاي راه خلاف چيزي جز پشيماني نيست. فاصله گرفتن از راه درست زندگي كردن چيزي جز تباه كردن زندگي خود و خانواده نيست.
به گزارش ايران مأموران به رديابي 20 پاتوق و مخفيگاه از شرور مسلح دست زدند تا اين كه به ولدآباد در محمدشهر كرج رسيدند و چون ميدانستند وي در حمله به پليس جسارت زيادي دارد در تيمهاي عملياتي ويژه وارد عمل شدند و توانستند شرور مسلح را به دام اندازند.
از سال 79 سناريوي دزد و پليس در اين پروژه آغاز شد
شرور زورگير بارها به زندان افتاد و خيلي راحت فراري شد و هر بار پس از آزادي به تشكيل باندهايي پرداخت و دست به جرائم خطرناكي زد تا جايي كه 35سابقه كيفري در پروندهاش ثبت شده است. حالا اين شرور آرام است و طوري حرف ميزند كه انگار نه انگار همه از سايه وي نيز وحشت داشتند.
ميزان تحصيلات؟
تا دوم دبيرستان درس خواندم و بچه درسخواني هم بودم اما دست روزگار من را از كلاس و مدرسه دور كرد.
نخستين جرمي كه مرتكب شدي؟
يادم نميآيد از دوران نوجواني دوست داشتم با بچههاي محله دعوا كنم و يك روز اسلحه شكاري پدرم را دزديدم و به شكار رفتم كه توسط محيطبانان دستگير شدم.
از خانه فرار كردي؟
در سن 10 سالگي از پدرم خواستم تا برايم دوچرخه بخرد كه نپذيرفت من هم تصميم به فرار گرفتم و مدت يك هفته در كنار دوستانم بودم.
به ورزش علاقه داري؟
بله، من كشتيگير هستم و چند مدال طلايي در مسابقات محلي گرفتم و در رشته موتورسواري با موتور پرشي كراس، حكم قهرماني دارم.
از كودكي چه آرزويي داشتي و ميخواستي چه شغلي داشته باشي؟
آرزو داشتم خلبان شوم چون درسخوان بودم و همه اطرافيانم ميگفتند من آدم حسابي ميشوم اما چون حرف گوش كن نبودم پدرم مانع درس خواندن من شد.
پدر و مادرت چه تأثيري در مجرمشدنت داشتند؟
هيچ وقت به من محبت نميكردند و همهاش با من لجبازي ميكردند احساس ميكردم مرا دوست ندارند.
تا حالا عاشق شدي؟
بله. عاشق همسر و 2 بچهام هستم.
از چه آدمهايي بدت ميآيد؟
كساني كه دزد، دروغگو و هوسران هستند.
از چه زمان مسلح شدي و چرا؟
از زماني كه با اسلحه پدرم شكار رفتم و وقتي از دست محيطبانان آزاد شدم اسلحه را به نام خودم كردم.
خانوادهات را دوست داري؟
با همه نامهربانيهايي كه پدر و مادرم در حق من كردند به آنها احترام ميگذارم و همسر و 2 بچهام را بيش از اندازه دوست دارم.
با چه كسي درد دل ميكني؟
من آدم سادهاي هستم و با بيشتر آدمهاي اطرافم درد دل ميكردم و همين سادگي كار دستم داد. چون اطرافيانم از سادگيام سوءاستفاده كردند و مرا به راه خلاف كشيدند ديگر با كسي درد دل نميكنم مگر با همسرم.
چه كسي را بيشتر دوست داري؟
همسر و 2 بچهام.
بعد از هر شرارت و تبهكاري پشيمان ميشدي؟
سخت پشيمان ميشدم و هر بار تصميم ميگرفتم كه سمت كارهاي خلاف نروم اما اطرافيان و دوستان خلافكارم باعث شدند كه دوباره مرتكب جرم بشوم.
چند بار به زندان افتادي و كدام زندانها؟
در حالي كه در پرونده «محمد» معروف به اسلام
5 بار سابقه زندان ديده ميشود ميگفت: 3 بار به زندان رفتهام.
كدام زندان را بيشتر دوست داري؟
زندانهاي كرج.
مخفيگاههايت را چگونه انتخاب ميكردي و چه شرايطي داشتند؟
بيشتر اطرفيان و دوستانم خانهاي براي من تهيه ميكردند و در مناطقي ميرفتم كه همسايهها به ظاهر من را نشناسند.
چند نوچه داشتي يا داري؟
رفيق زياد دارم اما نوچهاي ندارم.
آيا زن نيز جزو نوچههايت بود؟ اگر بود چگونه آشنا ميشدي؟
با زنان خلافكار در تماس نبودم و نيستم چون خودم زن و بچه دارم.
چه آرزويي براي بچههايت داري؟ آيا با آنها به گردش ميرفتي؟
دوست دارم خوشبختشان كنم و زندگي آرامي داشته باشند و مثل من با استرس شب را به روز نرسانند، چون دوستشان دارم هميشه بيشترين لذت را زمانهايي ميبردم كه با آنها به گردش ميرفتم.
اگر بچهات مثل خودت مجرم باشد چه برخوردي ميكني؟
هرگز آنها مثل من مجرم نميشوند چون آنها اهل نماز هستند.
يك بار زنت را گروگان گرفتهاي، اگر در شرايط بدي قرار ميگرفتي آيا وي را واقعاً ميكشتي؟
در آن موقع شيشه مصرف كرده بودم و حالت عادي نداشتم و اصلاً نميدانستم كه اين گروگان همسر خودم است.
چرا با مأموران بارها و بارها درگير شدي؟ اميدت به فرار چقدر بود؟
من با مأموران فقط يك بار درگير شدم. چون روز قبلش با چند نفر درگير شده بودم و زماني كه پليس به سراغم آمد من شيشه و قرص روانگردان مصرف كرده بودم و اصلاً حالت عادي نداشتم و فكر ميكردم خلافكارها به خانهام آمدهاند و قصد دارند به زن و بچهام آسيب برسانند.
مهمترين تبهكاريت كدام بود؟
درگيري و شرارت.
اگر كسي التماس كند چه برخوردي با وي ميكني؟
آدم عقدهاي نيستم و از آن ميگذرم.
زندان تو را تنبيه نكرده، بايد چه كاري صورت بگيرد تا تو اصلاح شوي؟
وقتي آزاد ميشوم هميشه شرمنده زن و بچهام هستم چون پولي ندارم به خاطر همين باز دزدي ميكنم.
نظرت درباره زندان چيست؟
جاي خوبي نيست و اسمش تن آدم را ميلرزاند.
آدم حسابي بودن بهتر است يا شروري كه هميشه بايد فرار كند؟
معلوم است، آدم حسابي بودن هزار بار شرف دارد، به مجرم فراري بودن.
از چه چيزهايي لذت ميبري و بهترين تفريحت چيست؟
در كنار خانواده بودن براي من خيلي لذتبخش است و بهترين تفريح گردش با خانواده است.
حرف آخر.
انتهاي راه خلاف چيزي جز پشيماني نيست. فاصله گرفتن از راه درست زندگي كردن چيزي جز تباه كردن زندگي خود و خانواده نيست.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


