برايمان دعا كنيد ...
عبدالکریم خاضعی نیا
کد خبر: ۲۴۷۶۹۰
| | 10944 بازدید
تقديم به كاروان فرزندان روح الله در آغوش روح الله
برادران شهیدم
سلام
باز سرزمینمان بوی شما گرفته است.
باز عطر شهادت در فضای دیارمان میپیچد.
باز تابوتهای مزین به پرچم مقدس ایران اسلامی شما به دیارمان آمدهاند.
آمدهاید تا یادمان نرود برای سرافرازی و عزت ایران اسلامی، چه دسته گلهایی را تقدیم داشته است.
آمدهاید تا یادمان نرود پست و مقام و زرق و برق زندگی ما را از آرمانهای شما شهدا باز ندارد.
آمدهاید تا فراموشمان نشود، پیمانی که با شما بستهایم؛ شما که ما را به پیروی از ولایت فقیه و دفاع از ارزشهای اسلامی و انقلابی سفارش دادید.
آیا ما سفارش شما را اجرایی کردیم؟
آمدهاید که به ما یادآورشوید اگر در آن روزها، پیروز میدان بودیم، بخ دلیل اعتقاد کامل به ولایت و صفا و یکرنگی و سادگی بود؛ آیا هنوز هم آن حال و هوا را در زندگی خود داریم؟
آمدهاید در روزگاری به جز روزگار خودتان.
آمدهاید در زمانی به جز زمانه خودتان.
آمدهاید در میان انسانهایی متفاوت از خودتان؛ آدمهایی از همه رنگ و کمتر از رنگ خودتان.
آمدهاید این بار بر دوش شهرهایی نه مثل شهرهای آن روز خودتان و در میان مسئولینی نه از جنس فرماندهان دوست داشتنی زمان خودتان.
آمدهاید و ما شما را به دوش میگیریم و با شکوه تشییعتان میکنیم و دستههای گل به استخوانهای قطعه قطعهتان هدیه میکنیم. شهر را سیاهپوش میکنیم و اشک از چشمانمان جاری میشود و برایتان بر سر و سینه میزنیم.
و... اما نه آن گونه که شما دوست داشتید. آخر شما مثل ما نبودید؛ یعنی ما مثل شما نبودیم و نیستیم. اگر مثل شما بودیم که شهید میشدیم. اگر مثل شما بودیم که مفقودالاثر میشدیم. اگر مثل شما بودیم که برای حفظ آرمانهایمان از خواستههای ناچیز دنیاییمان میگذشتیم. اگر مثل شما بودیم، برای دفاع اسلام، خود را به میدان مین میزدیم و خم به ابرو نمیآوردیم. اگر مثل شما بودیم که مدام منتظر تشکر و قدردانی دیگران نبودیم و همه را بدهکار خود نمیدانستیم.
اگر مثل شما بودیم که همه کارهایمان از روی انجام تکلیف بود.
اگر مثل شما بودیم که کسی گرسنه نمیخوابید و کسی با لباس پر از وصله به خیابان نمیآمد.
اگر مثل شما بودیم، خیابانهایمان رنگ و بوی دیگری داشت و در خانههایمان اتفاقات بهتری میافتاد.
اگر مثل شما بودیم با هم مهربانانهتر بودیم و شبها به جای نگاشتن شب نامه علیه یکدیگر، زیر نور ماه مینشستیم و دو رکعت عشق میگزاردیم و برای همهٔ آنان که با ما خوب نیستند، دعا میکردیم.
اگر مثل شما بودیم، تنها دلخوشیمان رضایت محبوب بود و مهم نبود رد پایمان در کاری بماند. اگر مثل شما بودیم، لبخند رضایت اماممان و رهبرمان، پایان بخش دعواهایمان میشد و هر از گاهی از ولی فقیه جلو نمیزدیم و خود امام خود نمیشدیم.
اگر مثل شما بودیم … .
آه که چه کنیم ما مثل شما نبودیم و اکنون نیز مثل شما نیستیم. ما را با شما و خواستههایتان فاصله بسیار است. ای کاش به تعبیر ظریفی، همراه با اینکه برایتان بر سینه میزنیم، خواستههایتان را نیز در سینه بزنیم که امروز و همیشه سخت به شما و نگاه نافذتان و خواستههای خداییتان نیازمندیم.
ما را دعا کنید، آخر کاری را که برایتان انجام میدهیم، نهایت چیزی است که به گمانمان خوب است، چون فاصلهٔ ما با شما بسیار زیاد شده است.
خدا کند بتوانیم این فاصله را درنوردیم و اندکی از آن بزرگواریهای شما را دریابیم و سرانجام چون شما، لایق شهادت شویم که این بالاترین افتخار است.
اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک.
برادران شهیدم
سلام
باز سرزمینمان بوی شما گرفته است.
باز عطر شهادت در فضای دیارمان میپیچد.
باز تابوتهای مزین به پرچم مقدس ایران اسلامی شما به دیارمان آمدهاند.
آمدهاید تا یادمان نرود برای سرافرازی و عزت ایران اسلامی، چه دسته گلهایی را تقدیم داشته است.
آمدهاید تا یادمان نرود پست و مقام و زرق و برق زندگی ما را از آرمانهای شما شهدا باز ندارد.
آمدهاید تا فراموشمان نشود، پیمانی که با شما بستهایم؛ شما که ما را به پیروی از ولایت فقیه و دفاع از ارزشهای اسلامی و انقلابی سفارش دادید.
آیا ما سفارش شما را اجرایی کردیم؟
آمدهاید که به ما یادآورشوید اگر در آن روزها، پیروز میدان بودیم، بخ دلیل اعتقاد کامل به ولایت و صفا و یکرنگی و سادگی بود؛ آیا هنوز هم آن حال و هوا را در زندگی خود داریم؟
آمدهاید در روزگاری به جز روزگار خودتان.
آمدهاید در زمانی به جز زمانه خودتان.
آمدهاید در میان انسانهایی متفاوت از خودتان؛ آدمهایی از همه رنگ و کمتر از رنگ خودتان.
آمدهاید این بار بر دوش شهرهایی نه مثل شهرهای آن روز خودتان و در میان مسئولینی نه از جنس فرماندهان دوست داشتنی زمان خودتان.
آمدهاید و ما شما را به دوش میگیریم و با شکوه تشییعتان میکنیم و دستههای گل به استخوانهای قطعه قطعهتان هدیه میکنیم. شهر را سیاهپوش میکنیم و اشک از چشمانمان جاری میشود و برایتان بر سر و سینه میزنیم.
و... اما نه آن گونه که شما دوست داشتید. آخر شما مثل ما نبودید؛ یعنی ما مثل شما نبودیم و نیستیم. اگر مثل شما بودیم که شهید میشدیم. اگر مثل شما بودیم که مفقودالاثر میشدیم. اگر مثل شما بودیم که برای حفظ آرمانهایمان از خواستههای ناچیز دنیاییمان میگذشتیم. اگر مثل شما بودیم، برای دفاع اسلام، خود را به میدان مین میزدیم و خم به ابرو نمیآوردیم. اگر مثل شما بودیم که مدام منتظر تشکر و قدردانی دیگران نبودیم و همه را بدهکار خود نمیدانستیم.
اگر مثل شما بودیم که همه کارهایمان از روی انجام تکلیف بود.
اگر مثل شما بودیم که کسی گرسنه نمیخوابید و کسی با لباس پر از وصله به خیابان نمیآمد.
اگر مثل شما بودیم، خیابانهایمان رنگ و بوی دیگری داشت و در خانههایمان اتفاقات بهتری میافتاد.
اگر مثل شما بودیم با هم مهربانانهتر بودیم و شبها به جای نگاشتن شب نامه علیه یکدیگر، زیر نور ماه مینشستیم و دو رکعت عشق میگزاردیم و برای همهٔ آنان که با ما خوب نیستند، دعا میکردیم.
اگر مثل شما بودیم، تنها دلخوشیمان رضایت محبوب بود و مهم نبود رد پایمان در کاری بماند. اگر مثل شما بودیم، لبخند رضایت اماممان و رهبرمان، پایان بخش دعواهایمان میشد و هر از گاهی از ولی فقیه جلو نمیزدیم و خود امام خود نمیشدیم.
اگر مثل شما بودیم … .
آه که چه کنیم ما مثل شما نبودیم و اکنون نیز مثل شما نیستیم. ما را با شما و خواستههایتان فاصله بسیار است. ای کاش به تعبیر ظریفی، همراه با اینکه برایتان بر سینه میزنیم، خواستههایتان را نیز در سینه بزنیم که امروز و همیشه سخت به شما و نگاه نافذتان و خواستههای خداییتان نیازمندیم.
ما را دعا کنید، آخر کاری را که برایتان انجام میدهیم، نهایت چیزی است که به گمانمان خوب است، چون فاصلهٔ ما با شما بسیار زیاد شده است.
خدا کند بتوانیم این فاصله را درنوردیم و اندکی از آن بزرگواریهای شما را دریابیم و سرانجام چون شما، لایق شهادت شویم که این بالاترین افتخار است.
اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


