سرعت ما، دشمن را غافلگیر کرد
در حماسه آزادسازی خرمشهر، نقش ارتش جمهوری اسلامی ایران، مهم و
انکارناشدنی است. سلحشوران ارتش در این حماسه بزرگ همانند عملیات گذشته از
جمله طریق القدس و فتح المبین به خوبی ثابت کردند به راه شهدا وفادارند و
با عشق و علاقه تا عقب راندن دشمن متجاوز، لحظهای آرام نمینشینند.
ارتشیان ولایتمدار به فرماندهی شهید سرافراز سرلشکر صیاد شیرازی، نام خود
را در کنار رزمندگان سپاهی و بسیجی و جهادگران سلحشور در فهرست فاتحان و
حماسهآفرینان فتح خرمشهر ثبت کردند.
در سالروز فتح خرمشهر عزیز،
گفتوگوی کوتاه ما با سرتیپ ۲ امیر علی اکبر موسوی قویدل از فرماندهان
ارتش که در قرارگاه مرکزی کربلا در کنار شهید صیاد شیرازی و دکتر محسن
رضایی حضور داشت، فرصتی بود برای اثبات ایثار و شجاعت نیروهای ارتشی در این
عملیات پیروزی آفرین.
*
با سپاس از شما که وقت خود را در این روزهایی که با نام خرمشهر عزیز گره
خوردهاند، در اختیار ما گذاشتید و با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای حماسه
عملیات بیت المقدس در آغاز میخواهیم که وضعیت ارتش عراق در آستانه عملیات
بیت المقدس را بیان کنید؟
ـــ ارتش
عراق پس از عملیات طریق القدس و فتح المبین و با باور اینکه نیروهای
رزمنده ایرانی عزم خود را برای بازپسگیری مناطق اشغالی و سرکوب و نابودی
نیروهای متجاوز بعث جزم کردهاند، همه تلاش و توان خود را برای حفظ خرمشهر
به کار برد و به همین دلیل بود که خطوط پدافندی بسیار گستردهای پیرامون
خرمشهر ایجاد کرد تا مانع از فتح خرمشهر شود.
بر پایه برآورد ما،
نزدیک پانزده هزار و چهارصد نفر نیروی عراقی در خرمشهر بودند که گمان
نمیکردند ما بتوانیم خرمشهر را فتح کنیم؛ اما از آنجا که خدا با مؤمنان
باهمت است، خواست خدا، فتح خرمشهر بود؛ آن هم به دست رزمندگان اسلام از
ارتش و سپاه و جهاد و... که یک سال و نیم اشغال خرمشهر، برای آنها بغض شده
بود و آرزوی آزادسازی آن را داشتند.
* طراحی عملیات چگونه بود؟
ـــ در
قرارگاه کربلا که فرماندهی عملیات را بر عهده داشت، عزیزانمان دکتر محسن
رضایی و شهید صیاد شیرازی، سخت مشغول طرح برنامهای درباره مرحله نخست
بودند که سرانجام عبور از کارون تصویب شد. دشمن تصور نمیکرد ما بخواهیم و
بتوانیم از رودخانه بگذریم و از ایمان ما و تجهیزاتی که میتوانیم استفاده
کنیم، غافل بود.
این منطقه از دریسه تا سلمانیه به طول ۴۰ کیلومتر
با رودخانهای با عرض ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر بود که آبی خروشان داشت. دشمن در «سید
عبود» یک گردان پیاده و در «مشارع» و «خوائب» هر کدام یک گردان تانک مستقر
کرده بود و تصور میکرد که در صورت حمله ما به خوبی و به راحتی میتواند
سرکوبمان کند، اما ما تدبیری دیگر اندیشیدیم و آن این که از پنج سرپل به
این منطقه حمله کردیم و با استفاده از عناصر «سرعت» و «فریب» توانستیم
عملیات بیت المقدس را به حماسهای ماندگار بدل کنیم.
* چگونه سرعت و فریب در آغاز عملیات توانست ما را به پیروزی برساند؟
ـــ عملیات
فتح المبین از ۲/ ۱/ ۱۳۶۱ تا ۹/ ۱/ ۶۱ به طول انجامید و ما بلافاصله به
منطقه دارخوین و عملیات بیت المقدس رفتیم و با تلاشهای شبانهروزی، همه
نیروها، از جمله شناسایی، اطلاعاتی، تدارکاتی، آموزشی، بهداری و... ـ در
۱۰/ ۲/ ۶۱ مرحله اول عملیات را با عبور از رودخانه کارون آغاز کردیم که این
از نظر نظامی بسیار شگفتآور است؛ یعنی ارتش و سپاه نیروهایشان در منطقه
عملیاتی فتح المبین را به سرعت از کرخه و جبهه فتح المبین به منطقه
بیتالمقدس آوردند؛ آن هم با همه تجهیزات، یعنی حدود سیصد کیلومتر جابجایی
انجام شد و نیروهای جهاد سازندگی نیز همه وسایل خود را به این منطقه
رساندند و شروع کردند به نصب و تهیه پلهایی که برای مرحله نخست نیاز بود؛
آن هم پنج پل در نقطهای در نزدیکی دشمن و زیر نظر دشمن که ساحلی بود و تا
آن زمان، کار در ساحل کمتر انجام شده بود و مشکل زمین ساحل نیز وجود داشت.
نیروهای بسیجی نیز به سرعت جذب و آموزش داده شده و سازماندهی شدند که کاری
بزرگ و شگفتانگیز بود.
درباره عنصر «فریب» هم ما به خوبی توانستیم
فکر دشمن را از این نقطه منحرف کنیم. ارتش عراق میدانست که پس از فتح
المبین، هدف ما خرمشهر است، اما ما با فریب او، نظرش را از منطقه کارون
برگرداندیم. اصلا تصور نمیکردند ما با عبور از رودخانه به آنها حمله
کنیم. برای همین منظور بود که نیروهایمان را تا سه روز پیش از عملیات به
منطقه عملیاتی نیاوردیم بلکه در پشت منطقه مستقر کرده بودیم.
من به خوبی به یاد دارم که دشمن به رغم آگاهی از هدف ما، غافلگیر شده بود و اسیر فریب و سرعت ما شد.
* در مورد مرحله آخر که منجر به فتح خرمشهر شد چه خاطرهای دارید؟
ـــ ما
در سه مرحله عملیات که منجر به آزادسازی مناطق زیادی از ایران به ویژه
خرمشهر عزیز و راندن دشمن تا مرز بود، بسیار خوب کار کردیم و توانستیم بار
دیگر قدرت خود را به رخ دنیا بکشیم.
خاطره بسیار است اما هرگز
فراموش نمیکنم که در روزهای آخر منجر به آزادسازی خرمشهر، خبر دادند که
نیروهای عراقی دارند با قایق از خرمشهر فرار میکنند. به گروهی از تکاوران
نیروی دریایی گفته شد بروند و اجازه فرار به آنها ندهند. آنها رفتند و
عراقیها را به هلاکت رساندند و یا اسیر کردند.
یک بار هم که یکی
از خلبانان بالگردهای ما بر فراز خرمشهر رفته بود، وقتی بازگشت گفت که
نیروهای عراقی تفنگهایشان را زمین گذاشتهاند و دستهایشان را به علامت
تسلیم به سر دارند و آماده اسارت هستند.
سرانجام در سوم خرداد بود
که نیروها وارد خرمشهر شدند و در ساعت ۱۴ پرچم ایران را بر فراز گنبد مسجد
جامع به اهتزاز درآوردند و به اسارت خرمشهر پایان دادند.
این
آزادی ثمره تلاش و ایمان و همدلی همه نیروها بود که توانستیم آن را به
مردم شریف و غیور ایران و حضرت امام خمینی (ره) و مدافعان خرمشهر و شهدای
این شهر عزیز تقدیم کنیم.


